m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

تأکید بر ضرورت مطالعات تاریخی تابع اهمیت تاریخ است. احتمالاً به همین دلیل، مفهوم تاریخ و استقبال از متون تاریخی، در مقایسه با سایر مفاهیم و موضوعات علوم اجتماعی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. مقدمه یاد شده به این معنا است که؛ توضیح درباره اهمیت و ضرورت انجام مطالعات تاریخی، به دلیل بداهت آن، نیازی به بحث و استدلال ندارد.

 تاریخ نگاری جنگ به دلیل «تقدم تجربه جنگ بر مفهوم جنگ»، به جای تمرکز بر مفهوم جنگ، بعنوان یک امر استراتژیک و مخاطره آمیز، در ذیل مفهوم دفاع مقدس و پیوستگی جنگ با انقلاب، بعنوان عملکرد دفاعی جامعه ایران در برابر تجاوز عراق، قرار گرفته است. متاثر از همین ملاحظه، تحقیقات تاریخی در حوزه جنگ ایران و عراق، با رویکرد واقعه محوری و روش مستندِ- نقلی نگارش می‌شود. البته بررسی های تحلیلی هم وجود دارد ولی به روش غالب تبدیل نشده است. در واقع روش تاریخ نگاری نقلی و مستند با مفهوم دفاع مقدس که چندان با روش تحلیلی نسبتی ندارد، همخوانی داشته و ظرفیت تأمل در سایر موضوعات و مسایل را در ذیل مفهوم جنگ، بعنوان یک امر استراتژیک و مخاطره آمیز محدود کرده است. غلبه نگرش سیاسی به مسئله جنگ و مناقشه درباره آن، در تاریخ نگاری جنگ تا اندازه ای متأثر از همین ملاحظات است.


اشاره:

کتاب خاطرات پزشک صدام   به گزارش خبرگزاری کتاب ایران؛ کتاب «خاطرات پزشک مخصوص صدام» نوشته علاء بشیر (پزشک مخصوص صدام حسین) به دو زبان نروژی و عربی از سوی انتشارات دارالشروق قاهره منتشر شد که 17 انتشارات دیگر در دنیا نیز به دلیل اهمیت محتوای این اثر، آن‌ را ترجمه و منتشر می‌کنند. کتاب حاضر به همت احسان بالانی به فارسی ترجمه شده است. نخستین چاپ این کتاب در 264 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 32 هزار تومان از سوی انتشارات الماس پارسیان روانه بازار نشر شده است.

علاء بشیر در کتاب «خاطرات پزشک مخصوص صدام» که در 15 بخش تنظیم شده، قصد دارد تصویری نزدیک‌تر به واقعیت از برهه اسف‌بار تاریخ عراق را به نسل آینده منتقل کند با این امیدواری که روایت این رویدادها بتواند مانع تکرار فاجعه‌ای شود که یک فرد بیمار و شکاک رقم زد. آخرین ملاقات پزشک با صدام، شش هفته پیش از جنگ و برای معاینه کمرش بوده است.

*************

نقل و قول نویسنده کتاب از نزار خزرجی یکی از مهم‌ترین فرماندهان نظامی صدام که به ریاست ستاد جنگ منصوب شده بود، از نظر نظامی و تاریخی قابل توجه است که در ادامه به برخی ابعاد آن اشاره خواهد شد:


ادامه مطلب

هم اکنون تاریخ نگاری جنگ در ارتش و سپاه به روش نقلی- مستند و بر محور وقایع سیاسی- نظامی دنبال می شود. تحلیل ها نیز بیش از آنکه در چارچوب مبانی و رویکردهای نظری صورت پذیرد، تابع بازتاب رسانه ای و مواضع رسمی بازیگران و یا تحلیل‌گران، درباره وقایع سیاسی- نظامی است. همچنین رویکرد و روش جاری در تاریخ نگاری جنگ با تمرکز بر جزئیات وقایع سیاسی- نظامی، همراه با تاکید بر نقش سازمانی در جنگ دنبال می شود. چنین روشی علاوه بر اینکه مانع از ادراک روند کلی جنگ و مسایل اساسی آن خواهد شد، با انتشار اسناد و اخبار جدید، اعتبار نتایج  پژوهشی و سندیّت آن، مورد سوال قرار می گیرد.

با فرض صحت ارزیابی یاد شده از وضعیت موجود تاریخنگاری جنگ و برای گذار از رویکرد و روش کنونی، باید  از طریق نقد وارده بر کارکرد و نتیجه تاریخنگاری جنگ، روش های جدیدی را بر محور پاسخ گوئی به مسایل اساسی جنگ جستجو و مورد توجه قرار داد. به نظرم «بررسی های ساختاری و مسئله محور»، در چارچوب مفهوم جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک، در مقایسه با واقعه محوری نقلی و مستند در حوزه وقایع سیاسی- نظامی جنگ، علاوه بر اینکه کارکرد مناسب تری برای پاسخ به نیازهای حال و آینده دارد، از تأثیر پایدارتری برای تبیین تاریخی برخوردار است.همچنین می تواند مناقشه بر نقش سازمانی را در حاشیه قرار بدهد.


تجربه جنگ با عراق تا کنون بیشتر در چارچوب مفهوم «دفاع مقدس» و بعنوان  واکنش  تاریخی جامعه ایران در برابر دشمن متجاوز صورت‌بندی شده است. با وجود  اینکه مفهوم دفاع مقدس از اهمیت تاریخی، فرهنگی و راهبردی برخوردار است بنظر می رسد این مفهوم  به چند دلیل، به صورت تدریجی مورد نقد قرار خواهد گرفت و در آینده رویکرد و روش‌های دیگری برای تحلیل تحولات جنگ جستجو خواهد شد:

1) ناتوانی رویکردها و روش‌های  موجود  در تبیین تحولات جنگ، بویژه پس از فتح خرمشهر. به این معنا که علت ادامه جنگ و طولانی شدن آن چه بود؟

2) برآمدن نسل جدید و نگرش منتقدانه و کارکردی به تجربه جنگ با عراق. به این معنا که هدف جنگ چه بود و چه نتیجه ای داشت؟

3) گسترش تهدیدات منازعات ایران و آمریکا در چارچوب مفهوم مهار قدرت منطقه ای ایران و ضرورت فهم از جنگ در چارچوب رقابت منطقه ای. به این معنا که ضرورت ها و الزامات، همچنین نتایج و پیامدهای برخورداری از قدرت نظامی برای مقابله با تهدیدات منطقه ای و فرامنطقه ای کدام است؟

هم اکنون ادراک از مفهوم جنگ، در چارچوب «جنگ دفاعی» که برآمده از تجربه دفاع در برابر تجاوز عراق، در شهریور سال 1359 می باشد، برای پاسخگویی به نیازها و پرسشهای کنونی که متأثر از چالش های تبدیل ایران به قدرت منطقه ای است، کافی نیست.


سردار ابراهیم حاجی محمدزاده

امروز بعدازظهر، خبر درگذشت حاج ابراهیم حاجی محمدزاده را در بیمارستان، از دوستان شنیدم. مردی که برای مبارزه و زندگی تلاش کرد، اما برای زنده ماندن در برابر بیماری تلاشی نکرد و پس از پنج ماه، سرانجام تسلیم اراده حق شد.

اگر بخواهیم حیات مرحوم محمدزاده را تقسیم بندی کنیم؛ بخشی از آن قبل از انقلاب با مبارزه و در زندان گذشت. پس از پیروزی انقلاب یک دهه در سپاه درگیر بحران‌های سیاسی- امنیتی و جنگ بود و بیش از سه دهه دوران زندگی خود را در دو حوزه عمومی و خصوصی، با دغدغه دائمی درباره دین و سیاست، پشت سر گذاشت. اندیشه ورزی بر محور سخنان و مواضع امام خمینی رحمت الله علیه، همراه با تأمل بر ادعیه و قرائت سوزناک دعای جوشن کبیر، بخشی از  ویژگی‌های برجسته او بود.

نتیجه برجسته زندگی حاج ابراهیم محمدزاده در دهه اول انقلاب و جنگ، همان است که وی را بعنوان مسئول «دفتر سیاسی سپاه» می شناسند. با وجود آنکه عمر مدیریتی او بر دفتر سیاسی کوتاه بود، با اندیشه ورزی درباره سیاست، از طریق تجزیه و تحلیل رخدادها و روندهای سیاسی در چارچوب انقلاب و اندیشه امام خمینی، تأثیر عمیقی در حوزه سیاسی در سپاه و کشور داشت. نسلی را تربیت کرد که در زمینه های مختلف، ازجمله تحلیل روندهای سیاسی در کشور و تاریخ نگاری جنگ، تأثیر بی بدیل و ماندگاری را برجای گذاشته اند.

روحش قرین رحمت حق


پیش از این، یادداشت های متفاوتی را در سایت، در نقد تفکر مناقشه آمیز در تاریخ نوشتم. مهمترین دلیل برای انتقاد از رویکرد مناقشه آمیز به تاریخ، تقلیل مسایل اساسی تاریخی به امر سیاسی و جاری است که تجربه یک نسل بعنوان میراث ملی را برای آینده، مخدوش خواهد کرد. بر این باور هستم که چنین رویکردی به تاریخ، در واقع تاریخ را در تاریخ محصور و مانع از تداوم و بهم پیوستگی تجربیات تاریخی در درون تحولات نسلی می شود. زیرا تاریخ هر نسل در درون همان نسل به تمامیّت رسیده و چگونگی تداوم آن، محل نزاع و پرسش قرار می گیرد و در نتیجه تداوم و «پیوستگی تاریخ»، به دلیل رویکرد مناقشه آمیز، جای خود را به «گسست در تاریخ» می دهد.

با وجود این، تا کنون علت رویکرد مناقشه آمیز به تاریخ، به ویژه تاریخ معاصر، برای من روشن نبود. در تأملاتی که داشتم، به این نتیجه رسیدم که سرمنشاء رویکرد مناقشه آمیز «نگاه هویتی» به تاریخ است. به این معنا که تعریف «کیستی و چیستی» خود، در برابر «دیگران»، درونمایه مناقشات تاریخی را تشکیل می دهد. این موضوع از یکسو ریشه در ماهیت «تفکر تاریخی» در ایران، با تاثیرپذیری سیاسی دارد، از طرف دیگر؛ مشخصه‌های «تحولات تاریخی» موجب تداوم رویکرد مناقشه آمیز و سیاسی به تاریخ می‌شود. بنابراین تحولات تاریخی در ایران، از شکل گیری و وقوع، همچنین ارزیابی و نتیجه گیری آن، تحت تأثیر «مناقشات هویتی» قرار می‌گیرد. اگر این برداشت صحیح باشد، در واقع میان ماهیت تحولات که ابعاد هویتی دارد، با رویکرد مناقشه آمیز به تاریخ که حاصل رویکرد هویتی به تجربه گذشته است، نسبت وجود دارد. بنابراین ما از این طریق در یک چرخه «تکرار در تاریخ» قرار می گیریم و برون رفت از آن، به زمان و تحوّل فکری- فرهنگی نیاز دارد. این «گذار بزرگ تاریخی» بدون تغییر در برداشت از مفهوم زمان و تعیین نسبت «هویت با آینده به جای گذشته»، قابل دستیابی نخواهد بود.


اشاره:

پیش از این یادداشتی را درباره نقش فرماندهان و مسئولین در جنگ و مرجعیت آنها برای پاسخگویی به پرسش‌های جنگ نوشتم که از سوی خانم جمشیدی مورد نقد قرار گرفت. فارغ از آنچه خانم جمشیدی نوشته اند که برای بحث و بررسی موضوعیت دارد، بنظرم «مسئله مورد نزاع» هنوز روشن نشده است. با این ملاحظه، در یادداشت اخیر تلاش کرده ام تا مسئله روشن شود.

*************

فرض من بر این است که؛ گفتمان کنونی درباره موضوعات، وقایع و مسایل جنگ ایران و عراق، بیش از آنکه حاصل نتایج تلاش‌های پژوهشگران یا مشاهدات راویان و ناظران، از طریق روایت و تاریخ نگاری جنگ باشد، حاصل عملِ تاریخی و گفتار و نوشتار فرماندهان و مسئولین جنگ است. بعبارت دیگر؛ جنگ و نتایج آن حاصل تفکر، تصمیم گیری و اقدامات مسئولین سیاسی و فرماندهان نظامی در برابر دشمن متجاوز است. بنابراین همان‌گونه که هدف‌گذاری، تصمیم‌گیری و اقدامات مسئولین و فرماندهان جنگ، روند حوادث و تحولات را در زمان جنگ تحت تأثیر قرار داد، هم اکنون نیز گفتمان غالب بر محور گفتار و نوشتار فرماندهان جریان دارد.

برابر مفروض یاد شده، شاکله و جهت‌گیری تاریخ‌نگاری جنگ، در دوره حضور فرماندهان، بیش از آنکه تابع تلاش پژوهشگران باشد، متأثر از تلاش و اقدامات فرماندهان، مسئولین و اسناد موجود در این زمینه است. تأثیرگذاری رسانه‌ها و پژوهشگران غربی را باید بیشتر در شکل گیری رویکرد انتقادی و پرسش‌های جنگ، همراه با نقش اپوزیسیون سیاسی مشاهده کرد. بنابراین همچنان فرماندهان و مسئولین برای طرح مباحث و پاسخ به پرسش‌ها، مرجعیت دارند. زیرا گفتار و نوشتار فرماندهان، به دلیل مسئولیت در زمان جنگ و اشراف بر واقعه، در مقایسه با سایر تلاش‌هایی که صورت می‌گیرد، بیشتر از سایر مراجع، از قدرت «شفاف سازی» و «اقناع‌کنندگی» برخوردار است.

به این اعتبار، «تاریخ نگاری جنگ در آینده»، حتی پس از فرونشستن التهابات و مناقشات دورانِ حیات «تاریخ سازان»، از دو مسیر عبور خواهد کرد: نخست؛ استناد به سخنان و آثار فرماندهان و مسئولین جنگ و دیگری؛ از طریق نقد و بررسی تصمیمات، اقدامات و اظهارات آنها خواهد بود. این ملاحظه بیش از آنکه متأثر از نقش فرماندهان و مسئولین جنگ باشد که هست، به دلیل رویکرد و روش تاریخ‌نگاری واقعه محور، نقلی و مستند است که تاریخ را در تاریخ «محصور» و مناقشات را نهادینه خواهد کرد.



همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو