m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق


نقد کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه»

به قلم امیر سرتیپ عبدالحسین مفید

(بخش دوم)


با توجه به کلید واژه کتاب «توان رزمی» و یا «قدرت دفاعی» و یا «قدرت تهاجمی»، بهتر می دانم که برای درک مفاهیم ذکر شده در شش فصل متاب و تطبیق و مقایسه، عوامل توان رزمی را از نظر علمی ذکر کنم:

1) عوامل فیزیکی توان رزمی: شامل یگان های مانوری، آتش های پشتیبانی، یگان های پشتیبانی رزمی و یگان های پشتیبانی خدمات رزمی.

2) عوامل غیرمحسوس توان رزمی: شامل رهبری و فرماندهی نظامی، روحیه، انگیزه، ایمان، آموزش، انضباط، سازماندهی، صبر و بردباری و استقامت، همیّت قسمتی، شجاعت، آداب و رسوم مذهبی و ملی

3) عوامل برترساز توان رزمی (عوامل کاهش یا افزایش توان رزمی): هماهنگی و کنترل، عملیات اطلاعاتی و حفاظت اطلاعات، آسیب پذیری و قبول خطر، پوشش و فریب تاکتیکی، عملیات روانی، عملیات ممانعت و سدّ موانع، جنگ الکترونیک و تحرک و زنده ماندن.

منطقی و علمی است که به نتایج بدست آمده بعنوان نظریه بر اساس وقایع و حقایقی باشد که در شش فصل ذکر شده و به عبارت دیگر تصویر واقعی مورد نظر آقای درودیان بر اساس انتخاب قطعات پازل مرتبط با آن باشد. و لذا خلاصه و چکیده مطالب اثرگذار را به شرح زیر انتخاب و عرض می کنم:

1) اولین مطلب این است که نویسنده محترم موقعی می تواند نتایج حاصله را بعنوان یک نظریه کلی به سایر کشورهای انقلابی تعمیم دهد که در روند پژوهش خود، حداقل به یکی دو مورد مشابه اشاره کرده باشد. به عبارت دیگر ایشان با توجه به نتیجه گزاره های ده گانه، نمونه همگن و مشابهی را ارایه ندادند و با توجه به اینکه آقای درودیان به چگونگی تحقیق و پاسخ مولفه های با آن، آگاهی کامل دارند، این سوال به ذهن خطور می کند که چرا؟ نمی خواهد و یا نمی تواند با قطعات پازل انتخاب شده که همه حقایق جنگ هشت ساله می باشد، تصویر واقعی و مورد نظر را ارایه و نتیجه گیری نماید.

2) آیا «ناتوانی ارتش برای ایجاد بازدارندگی در تصمیم عراق به تهاجم، و نیز ناتوانی ارتش در دفاع و دفع تجاوز در نقطه صفر مرزی، ناشی از پیامدهای پیروزی انقلاب بود؟ و یا این ناتوانی از قبل از انقلاب وجود داشته؟ وگرنه بقای رژیم سلطنتی را در ایران تضمین می کرد.» (مطلب داخل گیومه برگرفته از متن صفحات کتاب است.) «به عبارت دیگر، سقوط شاه به علت زوال قرت ارتش بود؟ و یا روال قدرت ارتش متأثر از سقوط حکومت شاه بوده است.» (ص 57)

3) «علت توانمندی نیروهای مسلح، بر اساس تجربیات حاصله سپاه پاسداران، در مرحله دفاع و شکست دشمن در مرحله آزادسازی سرمین های تصرفی توسط دشمن عوامل زیر بوده است:

الف- شناسایی دقیق

ب- جذب و سازماندهی و بکارگیری نیروهای پیاده

پ- تهاجم شبانه

ت- هماهنگی با ارتش برای پشتیبانی آتش توپخانه و هوایی، آنهم در صورت لزوم» (ص 242)

با توجه به توانمندی یاد شده، این سوال به ذهن می رسد که؛ چگونه و چرا در مرحله هجوم در خاک عراق (تعقیب و تنبیه متجاوز) یعنی بعد از حدود 2 سال و پس از شش سال دیگر که به مراتب به تجربه و دانش بیشتری نسبت به 2 سال اول، دست پیدا کرده بودیم و به مراتب از پشتیبانی های ارتش هم استفاده کرده بودیم، در نیل به هدف ناتوان بودیم؟ و نیز چرا در این مرحله از سازماندهی و تجهیز نیروهای نظامی حرفه ای خودداری کردیم؟ و چرا در کشور فرانسه و روسیه در وضع مشابه موفق عمل کرده اند؟ و آیا عوامل اثرگذار دیگری وجود داشته که نویسنده محترم ندیدند و یا نخواستند و یا نتوانستند ببینند؟

توضح مختصر اینکه در عملیات والفجر 8 در منطقه عملیاتی فاو که سپاه ب طرح ریزی مطلوب و خلاقانه وارد عمل شدف حداقل از پشتیبانی مستقیم 25 گردان توپخانه و نیروی زمینی با 12 گردان توپخانه که در همان عملیات در منطقه شرق بصره در پشتیبانی چها رلشکر نیروی زمینی و نهایتاً موجب محرومیت نیروی زمینی از آتش پشتیبانی سازمانی خود گردیده بود وارد عمل شدند، تمام توان پشتیبانی های مستقیم نیروی هوایی نیز در فاو به کار گرفته شد، در وضع مشابه دیگری در عملیات کربلای 4 و کربلای 5 (19/10/65) واحدهای سپاه از تمام توان عملیاتی هوانیروز شامل 131 فروند هلی کوپتر که 30 فروند آن هلی کوپتر کبری بود، بهره گرفت. در حالیکه در همان ایام (23/10/65) نیروی زمینی در عملیات کربلای 6، تنها از 9 فروند هلی کوپتر که فقط 4 فروند آن هلی کوپتر کبری بودف بهره گرفته بود. و یا در وضع مشابه دیگری در عملیات قادر که نیروی زمینی وارد عمل شد، از پشتیبانی 44 فروند هلی کوپتر یعنی حدود ثلث توان بکار گرفته شده در فاو بهره گرفت.

4) «بعد از فتح خرمشهر و تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان، از طریق حضور نظامی ایران در سوریه، با ادامه جنگ، و شکل گیری تعامل راهبردی در منطقه در سطح بین الملل برای مقابله با ایران، عوامل و مولفه های جدیدی در صحنه جنگ ظاهر شد که بخش مهمی از آن، پیش بینی نشده بود و به همین دلیل طیف وسیعی از کشورها با انگیزه های متفاوت، تمهیداتی را برای مقابله با ایران بکار بردند.» (ص 314) وزیر امورخارجه ایران نیز گفت: «ایران آمادگی کامل برای بسیج منابع سیاسی- اقتصادی و نظامی اش جهت مقابله با دشمن (اسرائیل) را دارد. وی اضافه کرد ما اماده ایم در هر دو جبهه، همزمان بجنگیم و ایران تمام عواقب احتمال جنگ با اسرائیل را می پذیرد.» (ص 317)

5) آقای درودیان توجه دارند که این صحبت بی اساس و شعارگونه وزیر محترم خارجه در زمانی و در حالی بیان می شود که «عوامل و مولفه های جدیدی در صحنه جنگ ظاهر شد.» و نیز در حوزه نظامی، حدود 50 روز بعد در مراحل پنجم و ششم (اجرا نشد) عملیات رمضان، قادر به تصرف دو مثلث از مواضع دفاعی عراق را حتی در عمق 8 کیلومتری از مرز نبودیم و لذا می توان این مسئول را مطرح کرد که ناتوانی تشخیص سیاست ها و راهبردهای جهانی و بین الملل و نیز ناتوانی برآورد نظامی در بالاترین سطوح سیاسی و ملی و نظامی می تواند عامل بسیار مهمی در ناتوانی نیروهای ما در مرحله تنبیه و تعقیب باشد؟

 ادامه دارد ...



همه پیوندها