m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

امیر رحمان اکبرآبادیاشاره:

پیش از این در سایت و در تداوم مطالب منتشر شده و یا پاسخ به نظرات اعلام شده درباره وقایع و مسائل اساسی جنگ، دو پرسش به شرح زیر مطرح شد:

1- چرا در آثار منتشر شده ارتش، هیچ تعریف روشنی از مفهوم جنگ کلا سیک نشده است؟

2- آیا عملیات‌های چهارگانه نزاجا در سال اول جنگ برای آزادسازی مناطق اشغالی کلاسیک بود؟ چرا شکست خورد؟

  امیر اکبر آبادی پرسش های یاد شده را بررسی و برای انتشار در سایت ارسال کرده است. نظر به محدودیت سایت و عدم ارتباط بخشی از متن ارسالی با پرسش‌های یاد شده، گزیده ای از متن که بصورت مستقیم پاسخ به دو پرسش است، انتخاب و با تشکر از امیر اکبرآبادی در ادامه خواهد آمد.


ادامه مطلب

با فرض اینکه تاریخ با تفکر و زیست اجتماعی یک جامعه نسبت دارد، بنابراین تجربه رخدادهای بزرگ تاریخی در ابعاد سیاسی- اجتماعی و نظامی – امنیتی، موجب خودآگاهی جدیدی از وقایع تاریخی در جامعه می‌شود و در این فرایند انتظار از تاریخ و روش تاریخ نگاری تغییر خواهد کرد. الزامات تغییر در رویکرد و روش، حاصل وقوع انقلاب در جامعه ایران و آرمان‌گرایی انقلابی، همچنین تجربه جنگ با عراق است. بنا براین جامعه ایران هم اکنون درگیر شرایط و واقعیاتی است که ریشه در رخدادهای بزرگ تاریخی دارد. بنا براین ارزیابی صحت تاریخنگاری موجود، در نسبت میان واقعیات تاریخی با وقایع در گذشته، به پاسخ های جدیدی نیاز دارد که بدون تغییر در رویکرد و روش تاریخ نگاری حاصل نخواهد شد. برپایه توضیح شده این پرسش وجود دارد که؛ آیا تاریخ نگری و در نتیجه رویکرد و روش تاریخ نگاری در ایران، متاثر از تحولات بزرگی تاریخی در حال تغییر است؟ در صورت پاسخ مثبت، دلایل و نشانه های آن کدام است؟ سمت و سوی آن چیست؟ در این پرسش ضرورت تغییر در رویکرد و روش تاریخنگاری، با تاثیر از وقایع بزرگ انقلاب و جنگ پذیرفته شده است، در غیر این صورت پرسش مورد بحث موضوعیت نخواهد داشت.

نگرش تاریخی جدید در حال شکل گیری است که بر پایه خودآگاهی حاصل از تجربه جنگ و انقلاب و تحولات سیاسی شکل گرفته است. این نگرش، با تفکر سنتی به تاریخ بعنوان گذشته و جستجوی اسناد برای فهم و بازسازی آن تفاوت دارد. نگرش کنونی درونمایه سیاسی دارد و با ارجاع تاریخی، به سمت الگوهای جدید سیاسی حرکت خواهد کرد. برای فهم این موضوع باید گزاره های سیاسی- تاریخیِ رو به گسترش را در فضای مجازی و گفتمان عمومی در باب سیاست مشاهده کرد. گزاره های یاد شده حتی در موضوعات فرهنگی و اجتماعی، ناظر بر پیش فرض‌های سیاسی- تاریخی است.

روح حاکم بر تفکر و روش تاریخی در دوره جدید، با رویکرد انتقادی به سیاست و قدرت، جامعه و فرهنگ نسبت دارد. امری که در نسبت با تجربه انقلاب و جنگ شکل گرفته است. در این فرایند رجوع به تاریخ با نقد معطوف به تغییر همراه است. رویکرد کنونی به تاریخ برای جستجوی امر حال و تعریف نسبت ها برای تغییر و نه صرفا اطلاع از وقایع گذشته است. بهمین دلیل روش روایی و توصیف وقایع کذشته، پاسخگوی مطالبات سیاسی و اجتماعی برای تغییر نیست، بلکه بررسیهای تاریخی به روش تحلیلی و منتقدانه مورد انتظار است. پرسش این است که؛ از چه طریقی می توان در تاریخ نگاری تغییر ایجاد کرد؟ این تحول از کجا آغاز می شود؟

با تفکر کنونی نسبت به تاریخ، از نقطه عزیمت حال، شکل دهی به تاریخ جدید در حال تکوین است. روش‌شناسی تفکر و نگرش جدید، مسئله مهمی است که در نزد مورخین مغفول است، چراکه در حوزه ادبیات و جامعه شناسی در حال تکوین است. تجربه قرار داشتن در درون یک واقعه تاریخی، باید نقطه آغاز بحث روش شناسی باشد. تفکر تاریخی ما نسبتی با موقعیت تاریخی ما ندارد.


دکتر زهیر صیامیاناشاره:

   انتشار یادداشت خانم جمشیدی در واکنش به یادداشتی که درباره تغییر در روش انتشار مطالب در سایت، با نظر به تغییر در فضای مجازی نوشته شد، علاوه بر بازتاب آن در اعلام نظر برخی مخاطبان محترم، موجب ارسال متن حاضر از سوی دکتر صیامیان شد.

  بنظرم صورت مسئله اولیه مبنی بر «تغییر در انتشار مطالب»، به دلیل «ملاحظات ناظر بر فضای مجازی» در یادداشت خانم جمشیدی و دکتر صیامیان با رویکرد و روش متفاوتی از هم تفکیک و بررسی شده است. به این اعتبار اگرچه گام اول در روشن شدن صورت مسئله است، ولی از اهمیت زیادی برخوردار است. یادداشت دکتر صیامیان در ادامه خواهد آمد.


ادامه مطلب

مقاله‌ای را در تاریخ 13 آبان 96 در روزنامه ایران تحت عنوان «هوشیاری در غیاب بازدارندگی» منتشر کردم که در واقع ناظر بر «پیوستگی هوشیاری با بازدارندگی» و پاسخ به یادداشت ها و مباحث طرح شده در سایت بود. موضوع مورد نظر به این معناست که؛ قدرت بازدارندگی بدون برخورداری از اشراف اطلاعاتی و هوشیاری در برابر دشمن، حاصل نخواهد شد. چنانکه هوشیاری نیز در غیاب بازدارندگی حاصل نخواهد شد و اگر هم چنین شود نتیجه ای نخواهد داشت. موضوع مورد بحث من در یادداشت منتشر شده، با فرض پیوستگی هوشیاری با بازدارندگی، «نقص تاکید بر توانمندی هوشیاری» به موازت تصریح بر ناتوانی در ایجاد بازدارندگی در برابر حمله عراق است.

 جناب سرهنگ تقی زاده، سردبیر محترم فصلنامه الماس ایران، با مفروض گرفتن تعریف رایج از بازدارندگی، نوشته اند؛ «هیچ‌یک از کارشناسان ارتش قائل به بازدارندگی نبودند.» برابر تصریح ایشان در یادداشت منتشر شده در روزنامه ایران، پرسش این است که؛ با پذیرش ناتوانی در بازدارندگی، چگونه بر توانمندی هوشیاری و پیش بینی وقوع جنگ تاکید می‌شود؟ زیرا تصریح بر ناتوانی در بازدارندگی با تاکید بر هوشیاری، تناقض دارد. مسئله یاد شده، بیش از اینکه مسئله ما در گذشته و محل مناقشه باشد، ناظر بر طراحی قاعده و اصول مواجهه کنونی و آینده با تهدید است. مفهوم بندی نامناسب از وقایع تاریخی، از طریق تفکیک بازدارندگی از مسئله اشراف اطلاعاتی و هوشیاری در برابر تهدیدات دشمن، موجب پیدایش این نگرانی خواهد شد که در مواجهه با تهدید و جنگ آینده خطا صورت پذیرد.

 انتظار داشته و دارم اگر پیش فرض‌ها و نظراتی که در این زمینه طرح کرده‌ام اشتباه است، از طریق استدلال پاسخ داده شود. تعریف مفاهیم رایج در این زمینه و یا ارجاع به شرایط تاریخی و شرح وقایع، همچنین کنایه زدن، راه مناسبی برای نقد یک نظر و یا پاسخ به یک پرسش و مسئله، حتی اگر اشتباه باشد، نیست. فرصت را مغتم شمرده و امیدوارم در سالگرد تاسیس بسیج از سوی امام خمینی در آذر ماه سال 1358، که با هدف بازدارندگی در برابر تهدیدات امریکا برای حمله نظامی به ایران بود، بحث بازدارندگی بیش از گذشته و فارغ از مناقشات تاریخی مورد واکاوی قرار بگیرد.


در دوره های تاریخی نوعی باورمندی و احراز، مبنای کنش‌گری جامعه در برابر رخدادهای تاریخی است. در واقع کنش گری تاریخی که برآمده از احراز تاریخی است، مشخصه دوره های تاریخی و عامل اساسی در تاریخ سازی است. فرضاً اگر متجاوز بودن عراق برای جامعه ایران احراز نشده بود، چگونه واکنش دفاعی جامعه ایران شکل می گرفت؟ فرضاً اگر باور به ضرورت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر وجود نداشت، چگونه جامعه ایران شش سال از ادامه جنگ پشتیبانی کرد؟

   اگر احراز تاریخی را مبنای کنش گری تاریخی فرض کنیم، چرا با گذشت زمان انچه که پیش از این باور شده و مورد تائید قرار گرفته، مورد پرسش قرار می گیرد و تغییر می کند؟ با وجود انکه نمی توان «احراز در زمان وقوع» را نادیده گرفت، زیرا کنش‌گری را شکل می دهد، «تغییر در احراز» نیز قابل اغماض نیست. با این توضیح، احراز و کنش گریِ حاصل از آن، «تاریخی» است، در حالیکه تغییر در احراز تاریخی، تنها نوعی تفسیر تاریخی و یا صورتی از مواجهه با «احراز تاریخی» است که برداشتهای اولیه تاریخی را مورد پرسش قرار می دهد.

   احراز تاریخی حاصل تحقق نوعی کنش‌گری باورمند است، در حالیکه تغییر در احراز تاریخی نوعی «شکگرایی» نسبت به ماهیت و انگیزه های کنش گری تاریخی است که به تناسب تغییر نسل ها و گذشت دوره های تاریخی، همچنین آشکار شدن نتایج حوادث تاریخی و برخی عوامل دیگر، ایجاد می شود.


نسل حاضر در هر واقعه تاریخی، با وقوع و بسطِ واقعه تاریخی و شکل گیری روندهای جدید به تمامیّت می رسد.   در واقع بسط و قبض تاریخی، بمعنای فرود و فراز دوره های تاریخی، تغییرات اساسی را بصورت تدریجی و گاهی دفعی، آشکار می کند. نسل های بعد از واقعه که تحت تاثیر وقایع تاریخی قرار دارند، در بسیاری موارد نسبت به تاریخ جدید و روندهای برآمده از آن، رویکرد منتقدانه دارند و خود را استثناء پنداشته و تصور می کنند با گذشتگان در تجربه مشابه، تفاوت دارند. با این توضیح این گزاره رایج  که؛ «باید از تاریخ آموخت» ناظر بر چه معنائی است؟ آیا نیاموختن از تاریخ موجب تأکید بر گزاره آموختن از تاریخ نشده است؟ اگر چنین است پس چرا تاریخ بیش از آنکه موجب آموختن و درس آموزی باشد، موجب غفلت است؟


پسادرودیان؛

نمونه‌ای از تغییرات در حال وقوع در نگرش و روش و خوانش تاریخ در ایران

یادداشت های فرانک جمشیدی در سایت محمد درودیان

* فرانک جمشیدی

   روزی که آقای درودیان به دفتر ما در مرکز مطالعات و تحقیقات ادب پایداری آمد تا ایده‌اش مبنی بر تغییر شیوه و روش بارگذاری مطالب در سایتش را در میان بگذارد، در مجموع به ضرورتی سه‌گانه برای این تغییر اشاره کرد: نخست، اقتضائاتی که فضای مجازی به کسانی که می‌خواهند در این فضا باشند خواه‌ناخواه تحمیل می‌کند؛ دوم، بسامد بالا و سرعت حیرت‌آور مباحثی که در حوزه‌ی تاریخ جنگ در این فضا بارگذاری می‌شود و سوم، تفاوت چشمگیر میان آن سرعت و کثرت با روال توأم با تأنی و تدریجی که ایشان برای آماده‌سازی نوشته‌های خود به آن قائل است و احتمال می‌دهد این آهستگی، مانع از حضور مؤثر و فعالشان در فضای مجازی و دیده‌شدن مطالب سایتشان ‌شود.


ادامه مطلب