سخنان محسن رضایی درباره ادامه جنگ

اشاره

   بحث درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، با وجود آنکه در مقایسه با شروع و پایان جنگ از اهمیت کمتری برخوردار است، همچنان بیش از هر موضوع دیگری تا کنون مورد بحث و مناقشه قرار گرفته است. ابتدا این بحث از سوی منتقدین سیاسی مطرح شد، اما در سال های گذشته فرماندهان نظامی و مسئولین سیاسی نیز به این موضوع پرداخته اند. نظرات اخیر سردار رضایی فرمانده پیشین سپاه، به دلیل طرح مسئله جدید، بازتاب نسبتاً گسترده ای داشت که در این یادداشت مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

سابقه 

1- سردار محسن رضایی در اظهارات خود در برنامه «تیتر امشب» از شبکه خبر در تاریخ 3/7/95 گفته است: «بعد از خرمشهر باید یک «وقفه» می دادیم و وارد خاک عراق نمی شدیم و پنج شش ماه باید «فرصت» می دادیم و اگر دوباره برگردیم حتما بر سر مرز خرمشهر و بصره حتما می گویم که باید فرصت داد. چون اگر این کار را می کردیم از« بُعد سیاسی» می توانستیم اکنون به آن استناد کنیم.»
پس از بازتاب نظرات ایشان، دفتر سردار رضایی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «برخی، وقفه شش‌ماهه در جنگ پس از آزادی خرمشهر و اتمام‌حجت با دشمن را به «توقف در جنگ» و «عدم ورود به خاک عراق» تفسیر کرده‌‌اند، در حالی‌که نظر دکتر رضایی که در مصاحبه مطرح شده این است که اگر یک وقفه شش‌ماهه در جنگ می‌دادیم و بعد از عدم‌ پذیرش شرایط ایران از سوی عراق (که قطعاً عراق تمکین نمی‌کرد) وارد خاک عراق می‌شدیم، بهتر بود. بدیهی است هر برداشت و تفسیری غیر از این، نادرست است.» (روزنامه شرق- 12/7/95- ص 19)

2- با نظر به پیامدها و بازتاب اظهارات یاد شده، سردار رضایی در توضیح مجدد گفت: «یک کسی می‌پرسد چرا بعد از فتح خرمشهر از مرز عبور کردید؟ بله، گفتیم که می‌شد بعد از آزادسازی خرمشهر، مدتی در مرز توقف کنیم و شروطمان را با عراق مطرح می‌کردیم. یقین داریم آنها موافقت نمی‌کردند، به پیشروی خودمان ادامه می‌دادیم؛ اما اگر از مرز عبور نمی‌کردیم چه می‌شد؟ در این صورت صدام تا حالا زنده بود و ما طبق نقشه آمریکایی‌ها، ٤٠، ٥٠ سال درگیر با صدام ‌بودیم. توطئه بزرگی طراحی‌ شده بود که ما و عراق در مرز، سرشاخ بمانیم، نه ارتش صدام‌حسین آزاد شود و نه ایران نیروهای خود را آزاد کند. ولی ما این توطئه را خنثی کردیم» (روزنامه شرق- 12/7/95- ص 19)

تجزیه و تحلیل

1- تا کنون درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، به دو شکل؛ «توجیه و ضرورت ادامه» جنگ و یا تاکید بر «ضرورت پایان دادن» به آن اظهار نظر شده است. مهمترین دلیل انتقاد از ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، هم اکنون با انتشار برخی اخبار ازجمله مصاحبه مرحوم حاج سیداحمد خمینی، مبنی بر مخالفت اولیه امام با ادامه جنگ، همچنین نتایج آن، ازجمله جنگ طولانی و فرسایشی، شکل گرفته است. مهمتر از آن؛ جنگ برخلاف اهداف ایران، بدون پیروزی نظامی بر عراق و از طریق قطعنامه 598 سازمان ملل به پایان رسید. با این توضیح، طرح پرسش می شود که؛ ادامه جنگ چه نتیجه ای داشت؟ همچنین اگر قرار بود جنگ به این شکل به پایان برسد، چرا پس از فتح خرمشهر چنین اقدامی صورت نگرفت؟ در واقع نقد و بررسی تصمیمات و اقدامات انجام شده، با دو روش صورت می گیرد: نخست؛ با نظر به« شرایط زمان» و الزامات آن که به تدریج و با گذشت زمان فراموش شده است، دیگری؛ بر اساس «نتایج» آن مبنی بر طولانی شدن و پذیرش قطعنامه 598 نقد و بررسی می شود.

2- سردار رضایی در گفتار اخیر خود، با انتقاد از روش ورود به داخل خاک عراق، تصریح می کند؛ مناسب بود این تصمیم با «وقفه» انجام شود و به عراق «فرصت» می دادیم. ایشان معتقد است در این صورت، «از بُعد سیاسی می توانستیم اکنون به آن استناد کنیم.» در واکنش به بازتاب اولیه اظهاراتی که صورت گرفت، ایشان در توضیح مجدد، با تاکید بر بی نتیجه بودن فرصت دادن به عراق، تاکید می کند؛ «یقین داریم آنها موافقت نمی‌کردند، به پیشروی خودمان ادامه می‌دادیم.» ایشان همچنین درباره ضرورت ادامه جنگ معتقد است؛ اگر جنگ را ادامه نمی دادیم، «صدام تا حالا زنده بود و ما طبق نقشه آمریکایی‌ها، ٤٠، ٥٠ سال درگیر با صدام ‌بودیم.» فرمانده سپاه در زمان جنگ در اظهارات اولیه و ثانویه خود و آنچه تا کنون بیان کرده است، همچنان به ضرورت ادامه جنگ در خاک عراق اعتقاد و باور دارد. ایشان در اظهارات اخیر خود، در مقایسه با گذشته، به دو موضوع جدید، شامل وقفه اولیه در مرز و سپس پیشروی در خاک عراق و دیگری؛ نتایج و پیامدهایی ادامه جنگ، ازجمله مرگ صدام شد، اشاره کرده است که، در ادامه دو موضوع یاد شده نقد و بررسی خواهد شد.

3- سردار رضایی در تحلیل جدید، با تاکید بر وقفه در مرز و سپس پیشروی در خاک عراق، در واقع شرایط تاریخی و نظامی، همچنین عوامل موثر در تصمیم گیری ایران برای ورود به داخل خاک عراق را که همواره در زمان جنگ با تاکید بر«سرعت عمل» صورت می گرفت، نقض و نادیده می گیرد. حال آنکه در میان عوامل موثر در پیشروی در داخل خاک عراق، نگرانی از واکنش بین المللی در برابر ایران با صدور قطعنامه جدید، همچنین هوشیاری عراق و دشواری پیشروی در خاک این کشور، موجب تصمیم‌گیری برای پیشروی سریع در خاک عراق شد. برابر محاسبات و استراتژی ایران، تصور می شد عراق بر اثر شکست های نظامی در مرحله آزادسازی مناطق اشغالی، در موضع ضعف قرار دارد و با تصرف یک منطقه با اهمیت در خاک عراق، می‌توان به جنگ خاتمه داد. همچنین در صورت تأخیر در پیشروی و یا توقف بر روی مرز، برابر نظر امام، صدام قدرت نظامی خود را بازسازی و جنگ را ادامه خواهد داد. برابر نظر جدید سردار رضایی مبنی بر پیشروی در خاک عراق پس از وقفه شش ماهه، اگر پیشروی نیروها به هر دلیلی با دشواری همراه می شد، آیا امروز این پرسش طرح نمی شد که؛ اگر قرار بود جنگ ادامه پیدا کند چرا به سرعت وارد خاک عراق نشدیم؟ در این صورت چگونه به پرسش یاد شده پاسخ داده می شد؟ تاکید سردار محسن رضایی مبنی بر اینکه اگر جنگ را ادامه نمی دادیم امروز صدام زنده بود و ما همچنان با صدام درگیر بودیم، با این پیش فرض مطرح شده است که؛ میان ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر با حمله امریکا به عراق و سپس سقوط صدام پیوستگی وجود دارد. فارغ از اینکه چگونه می توان این پیوستگی را تبیین کرد، این پرسش وجود دارد که؛ با فرض صحت تاثیر ادامه جنگ بر سقوط صدام، اگر به هر دلیلی صدام تا کنون زنده بود، ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر چگونه قابل توجیه بود؟

نتیجه گیری

1) تاکید بر ضروت ادامه جنگ در خاک عراق، با توجه به نتایج و پیامدهای آن، همچنین تاکید بر طرح های جایگزین و انتخاب های دیگری غیر از آنچه صورت گرفته است، همانند پیشنهادات سردار رضایی، با توجه به تغییر در شرایط تاریخی و دشواری های درک آن از سوی نسل کنونی و آینده، هیچگونه کمکی به تبیین علت ادامه جنگ در داخل خاک عراق، به مدت شش سال و رفع ابهامات موجود، نخواهد کرد. به همین دلیل روش و چگونگی مواجهه با مسایل اساسی جنگ ایران و عراق، به ویژه مسئله ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، با دشواری و پیچیده گی همراه است که نیاز به تامل و باز بینی دارد.

2) مناقشه درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، پیش از این در میان کسانی جریان داشت که شرایط تاریخی و راهبردی برای تصمیم گیری و شخصیت صدام را درک کرده بودند، همچنین تا اندازه ای نسبت به شخصیت صدام و دشواری های مذاکره با وی آشنا بودند، هر چند نظرات متفاوتی را درباره ادامه و یا پایان جنگ مطرح می کردند. حال آنکه نسل پس از جنگ، هم اکنون درگیر نتایج و پیامدهای ادامه جنگ است، بدون آنکه از شخصیت صدام، دشواری های مذاکره با وی، همچنین شرایط و ضروت های تصمیم گیری برای ورود به خاک عراق، ادراک روشنی داشته باشند.

3) هم اکنون چرایی و چگونگی علت تصمیم گیری ایران برای ادامه جنگ در خاک عراق، پس از فتح خرمشهر، در مقایسه با شروع و پایان جنگ، از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. این ملاحظه بیش از آنکه متأثر از ماهیت جنگ و اهمیت شروع و پایان آن، در مقایسه با ادامه جنگ باشد، متاثر از رویکرد سیاسی به مسائل اساسی جنگ ایران و عراق از جمله ادامه جنگ در داخل خاک عراق است. با نظر به ملاحظات یاد شده و اظهارات اخیر سردار رضایی، این پرسش وجود دارد که؛ ورود به داخل خاک عراق را پس از گذشت 34 سال، چگونه باید ارزیابی کرد؟ در پاسخ اجمالی و اولیه، چنین بنظر می رسد که؛ در صورت برخورداری از باور داشت مشترک درباره «شرایط و ضرورت های تاریخی» در تصمیم گیری، همچنین درباره «علت نتایج» حاصل شده، می توان زمینه های توافق و همدلی را برای تبیین این واقعه تاریخی و استفاده از درس ها و دستاوردهای تاریخی- راهبردی جنگ با عراق را، فراهم کرد.