با درگذشت مرحوم دکتر حسین اردستانی، ارزیابی نتیجه زحمات و تلاش های ایشان را پس از یک دهه، چگونه می توان ارزیابی کرد؟ به این معنا که؛ آنچه پیش از این انجام شده و آنچه ضروری است در آینده انجام شود، کدام است؟ پاسخ به پرسش یاد شده از این جهت اهمیت دارد که، بدون ارزیابی گذشته طراحی چشم انداز های آینده روشن نخواهد شد. به نظرم زحمات انجام شده از سوی ایشان را طی یک دهه، با نگاه کلی و اجمالی در چند محور می توان تبیین کرد:

1-مرحوم اردستانی مسئولیت مرکز را در شرایطی پذیرفت که جایگاه سازمانی مرکز از مدتها قبل متزلزل شده بود و ایشان این مسئله را به شکل اساسی حل کرد، چنانکه هم اکنون مرکز اسناد با عنوان جدید، از جایگاه مشخص و تعریف شده ای برخوردار شده است.

2- جهت گیری مرکز در حوزه روش شناختی تاریخ نگاری جنگ، در تداوم سنت‌های پیشین، به همان روش مستند و نقلی ادامه یافت. هر چند برخی آثار بسیار ارزشمند در این زمینه منتشر شد که، در مقایسه با گذشته، ناظر بر توسعه و تعمیق روش تاریخ نگاری در مرکز است.

3- دکتر اردستانی با نظر به زمان فرا رسید دوران بازنشستگی نسل اول راویان و مدیران مرکز، اقدام به جابجایی تدریجی نسل جدید با نسل گذشته کرد، چنانکه امروز بدون حضور نسل پیشین، مرکز با مسئولین جدید مدیریت می‌شود. ادراک نسبت به ضرورت این مهم و انجام آن، آینده مرکز را تا اندازه‌ای تضمین کرده است. ضمن اینکه نسل پیشین با پروژه های تحقیقاتی در مرکز درگیرند.

4- حوزه‌های پژوهشی مرکز اسناد شامل: روزشمار، اطلس، مجموعه های گزارشی- تحلیلی و برخی موارد دیگر در حوزه اسناد، پیش از این شکل گرفته بود و در هر زمینه آثار درخور توجهی منتشر شده بود. ایشان ضمن تداوم و تکمیل پژوهش در حوزه های پیشین، حوزه «تاریخ شفاهی» را به سایر حوزه‌ها اضافه کرد که از نظر تنوع موضوعی و دامنه آن، با کلیه حوزه‌های پژوهشی هماوردی می‌کند. در این زمینه هرچند تا کنون تنها یک کتاب منتشر شده، اما در آینده امکان انتشار سایر آثار وجود دارد. شاید برجسته ترین میراث دکتر اردستانی، طراحی و مدیریت پروژه تاریخ شفاهی جنگ در مرکز است که، در صورت مدیریت مناسب روشی و رویکردی، نقش تکمیلی در حوزه اسنادی و موضوعی جنگ خواهد داشت.

5- ساماندهی اسناد با افزایش جمع آوری، دسته‌بندی و امکان‌پذیری استفاده محققین، همچنین فراهم‌سازی امکان پیاده‌سازی نوارها از سوی یگان‌ها، ازجمله اقدامات دیگری بود که در امتداد دوره‌های پیشین انجام و تکمیل شد.

6- در کنار اقدامات پژوهشی- مدیریتی در مرکز و جذب و بکارگیری نیروهای جوان و نسل پیشین، تأسیس سنّت‌های حسنه در برگزاری مراسم و مهمتر از آن؛ توجه و رسیدگی به خانواده شهدای راوی، از اقدامات برجسته‌ای است که مرکز و روح مرحوم اردستانی از نتایج فرهنگی و معنوی آن برخوردار خواهد شد.

با فرض ضرورت تداوم روندهای کنونی، همچنین اصلاح و تکمیل آن، این پرسش وجود دارد که آنچه در آینده باید مورد توجه قرار بگیرد، کدام است؟ به نظر می رسد در سه حوزه پژوهشی می‌توان فعالیت کرد که در تداوم و پیوستگی با روندهای پیشین قابل تعریف است:

1-  پس از اتمام جنگ ایران و عراق، مرکز تنها بر روی اسنادی که در اختیار داشت، متمرکز شد و متأسفانه مباحث پس از جنگ را در حوزه عمومی نادیده گرفت. حال آنکه آنچه پس از جنگ از سوی فرماندهان و مسئولین و یا در مناقشه‌های سیاسی و نظامی درباره جنگ ایران و عراق، در فضای رسانه ای و عمومی بیان می‌شود، بخشی از تاریخ جنگ است که در تعیین گفتمان عمومی و تحریف یا بیان واقعیات جنگ نقش اساسی دارد. بنابراین جمع آوری اینگونه اسناد، بمنظور پاسخگویی به رویکرد نقادانه و نیازهای جاری نسل جوان و آینده کشور، مناسب است مورد توجه قرار بگیرد.

2- مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در درون سپاه شکل گرفته و لذا باید پاسخگوی نیازهای سپاه در حوزه مباحث نظامی- راهبردی باشد. حال آنکه رویکرد تاریخی به جنگ با عراق در مرکز، ظرفیت های موجود در استفاده از اسناد و تجربه جنگ را محدود کرده است. با این توضیح، «جنگ پژوهی» باید به موازات «تاریخ پژوهی» در ساختار و سازمان مرکز پیش‌بینی و به نیازهای کنونی و آینده سپاه پاسخ دهد.

3- تحولات جاری شامل تهدیدات و جنگ ها، در واقع چهره جنگ آینده و الزامات قدرت دفاعی-تهاجمی ایران را در مواجهه با آن ترسیم می‌کند. بنابراین با اهتمام به جنگ پژوهی، می‌توان تجربیات جاری سپاه را بویژه در مناطق مختلف مانند عراق و سوریه، ارزیابی و در مقایسه با تجربه جنگ با عراق، در آئینه نیازهای آینده مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

  اهتمام به سه حوزه یاد شده، می‌تواند ضمن افزایش ظرفیت مرکز در جذب نیروهای جدید، کارکرد مرکز را برای پاسخگویی به نیازهای سپاه و انقلاب، افزایش و متحول سازد. ملاحظه یاد شده مستلزم تحول رویکردی- روشی و ساختاری- سازمانی در مرکز اسناد است، در غیر اینصورت محدود شدن مرکز به تاریخ نگاری به روش سنتی و جزئیات تاریخیِ عملیات های نظامی، جایگاه مرکز اسناد به صورت تدریجی ضعیف و همانند موضوع تاریخ، از کانون پویائی فکری و مدیریتی سپاه خارج و به حاشیه تاریخ خواهد رفت.