اگر تفکر را به معنای فلسفیدن و تاریخ را بمثابه نظام آگاهی حاصل از تجربه فرض کنیم، چه نسبتی میان تاریخ و تفکر وجود دارد؟ تاریخ بمثابه امر تجربه شده، محصول تفکر است، به همین دلیل تفکر در تاریخ، بمعنای بازتولید تفکر است. به این اعتبار، خارج کردن مفهوم جنگ از تاریخ، به معنای تهی کردن مفهوم و جدا ساختن آن از مصداق و بعبارتی تفکر در مواجهه با واقعیات است. در عین حال تمرکز بر جزئیات وقایع تاریخی به معنای تهی ساختن تجربه جنگ از تفکر است.

تفکر محصول شرایط و زمانه است که تاریخنمند  شده و به این اعتبار، هر تفکری تاریخ دارد. چنانکه هر تاریخی با تفکر نسبت دارد. بنا براین تاریخ ناظر بر محل و زمان وقوع یک تفکر است. تفکر به معنای فلسفیدن و اندیشه ورزی بر حول محور مسایل جنگ، موجب بازتولید مفاهیم و نظام اندیشه ورزی در حوزه جنگ خواهد شد.