در بررسی و مطالعه جنگ ایران و عراق علاوه بر نگارش مقاله و کتاب، همچنین سخنرانی در مجامع عمومی و تدریس در کلاس درس، گفتگو در باره وقایع و موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق، همچنین درسها و دستاوردهای آن ناظر بر اهداف و روشهای متفاوتی است که در مجموع امکان تفکر در باره مسئله جنگ را فراهم خواهد کرد. با نظر به ملاحظه یاد شده در این یاد داشت این پرسش را بررسی خواهم کرد که؛ با چه هدفی و چگونه گفتگو می‌کنیم؟ به نظرم حداقل سه روش برای گفتگو بمعنای رد و بدل شدن نظرات میان دو یا چند نفر وجود دارد که در ادامه به آن اشاره و سپس درباره ارزشیابی و ترجیح آن خواهم نوشت.

1- مناظره

به نظرم مناظره در موضوعات مختلف میان افراد صاحب نظر در آن موضوع، یکی از روش های رایج است که نوعاً در حضور ناظرین صاحب نظر یا علاقمند به آن موضوع انجام می شود. شرکت در هرگونه مناظره در هر زمینه ای، برای افراد شرکت کننده و ناظران با فرض اینکه مناظره کنندگان صاحب نظر در آن موضوع هستند، صورت می‌گیرد. ملاحظه یاد شده به معنای صاحب نظر بودن نیز مفروض اصلی در مناظره‌کنندگان نیز هست، در غیر اینصورت چه دلیلی برای شرکت در مناظره وجود دارد.

ملاحظه یاد شده بمعنای «داعیه» نظر داشتن و شرکت در مناظره برای بحث درباره ارائه نظرات خود در عمل منطق «مجادله» را شکل می دهد، زیرا طرفین برای اثبات نظر خود در برابر دیگری و در حضور دیگران، تلاش می کنند.

2- مذاکره

برخلاف مناظره که ناظر بر اعلام نظر و بحث برای صحت آن صورت می گیرد، به نظرم مذاکره با نوعی خشوع و خضوع همراه است. زیرا طرفین باهم و یا یکی نسبت به دیگری، برای طرح مسئله و یا رفع ابهامات درباره موضوع مشترک، گفتگو می‌کنند. این نوع مذاکره برای اثبات نظرات نیست، بلکه برای طرح نظرات و چند و چون درباره ابعاد آن، همچنین به آزمون گذاشتن آن در گفتگو با دیگری است. مذاکرات بیشتر دونفره و بدون حضور دیگران است. البته بنا به ضرورت، گاهی بیش از دو نفر وجود دارند ولی فضای گفتگو با مناظره تفاوت دارد.

3- نقد متن

برخلاف مناظره که کلام در مقایسه با متن، نقش محوری و برجسته دارد، در نقد متن، کلام غایب و متن غلبه دارد. سهولت و امکان پذیری نقد بر متن و انتشار، در مقایسه با مناظره و مذاکره، موجب رواج آن شده است. چنانکه در مواردی حتی ناقد هیچگونه شناختی از طریق ملاقات حضوری با طرف مقابل ندارد. نقد متن با مناظره از این جهت شباهت دارند که با نظر به دیگران نوشته می شود. در واقع وجدان جمعی را بعنوان مخاطبان هدفگذاری می کند، در صورتیکه در مواردی نقد متن برای نویسنده ارسال و با منطق مذاکره رفتار می شود.

برای ارزشیابی و انتخاب گونه‌های سه‌گانه برای گفتگو که شاید تعداد آن بیش از این باشد، به نظرم اگر هدف ناظران و بعبارتی دیگران باشند، مناظره و نقد مکتوب اهمیت دارد، در غیر اینصورت باید از طریق مذاکره حضوری و یا نگارش متن مکتوب برای نویسنده اقدام شود.

با نظر به ملاحظات یاد شده، ما در حوزه تاریخ نگاری جنگ، با فرض اینکه ابهامات و پرسش‌های زیادی وجود دارد که از سوی نسل جدید طرح می‌شود، بنابراین مناظره بخشی از موضوعات را می‌تواند روشن کند. از سوی دیگر ما به درک و تبیین جدیدی نیاز داریم که بدون مذاکره میان صاحب نظران و در درون ساختار و نهادهای مسئول حل و فصل آن صورت نخواهد گرفت.

در این میان، «نقد متن» به طریق انتشار متن، بسیار نایاب است. حداقل در مقایسه با سایر حوزه ها به نظر می‌رسد استفاده از روش نقد با انتشار متن، در حوزه مسایل اساسی و تاریخی جنگ ایران و عراق، چندان صورت جدی به خود نگرفته است. در حالیکه مناظره برای نسل جدید جذّاب و احتمالاً مورد مطالبه است ولی در برخی موضوعات ازجمله مباحث ارتش و سپاه، موجب نهادینه کردن منازعات خواهد شد، در حالیکه به دلیل ضرورت انجام مأموریت مشترک در برابر تهدیدات حال و آینده، نتیجه مذاکرات حتی اگر گره‌ای تاریخی را بگشاید، تأثیر چندانی در بکارگیری و استفاده از آن در برابر شرایط جاری و آینده نیست.

نقدنویسی بر متن و روش مذاکره اگر ترکیب شود، علاوه بر ارتقاء ادبیات انتقادی و تعمیق تفکر و روش استدلالی برای روشن شدن برخی مسایل تاریخی، مانع از مناقشات همانند مناظره خواهد شد. بنابراین می‌توان از طریق نقد مکتوب، چارچوبی برای مذاکره و در صورت نیاز مناظره ایجاد کرد.

مناسب است به تجربه ای که در گفتگو با مرحوم دکتر ابراهیم یزدی به دو روش مذاکره و نگارش نامه داشتم، اشاره کنم. برای نقد و بررسی پرسش‌های اساسی جنگ، چهار جلسه و در مجموع 8 ساعت با ایشان در سال 1378 گفتگوی حضوری کردم و ایشان علاوه بر پذیرش برخی موضوعات در جلسه خصوصی، اسناد نهضت آزادی را درباره موضوعات مورد گفتگو در اختیار اینجانب قرار داد. علت خاتمه گفتگو این بود که ایشان در جلسه آخر بیان داشت: این موضوعات تاریخی است و باید مطالعه کنم تا ادامه دهیم.هر چند ایشان پس از اتمام جلسات هیچگاه برای ادامه گفتگو اظهار تمایل نکرد  

تجربه دوم در نامه‌نگاری است که در صفحه شخصی اینجانب و در برخی سایت‌ها، از جمله سایت تاریخ ایرانی منتشر شده است. در این گفتگوی منتقدانه و متن محور، ایشان برخلاف جلسه دو نفره و پذیرش موضوعات، حتی برخی اظهارات خویش را که در جلسه خصوصی بیان کرده بود، تکذیب کرد و توقف گفتگوی متن محور با ایشان نیز به گفته دبیر محترم سایت تاریخ ایران، به دلیل عدم تمایل ایشان برای ادامه بحث بود. البته سردبیر محترم برای مناظره از اینجانب دعوت کرد که نپذیرفتم و نمی دانم این پیشنهاد از سوی ایشان طرح شد تا پس از موافقت من با دکتر یزدی در میان بگذارد و یا پیشنهاد دکتر یزدی بود که با امتناع من از مناظره، موضوع منتفی شد.