مشخصه هر پدیده اجتماعی، تاریخ مندی آن است. به این اعتبار پدیده اجتماعی جنگ ایران و عراق همانند هر پدیده دیگری، به اعتبار اینکه در زمان و مکان واقع شده، از مشخصه تاریخ‌مند برخوردار است. در توضیح بیشتر و برای روشن شدن مطلب، می‌توان پرسشی را طرح کرد تا نسبت تاریخ‌مندی با تاریخ نگری و تاریخ نگاری را روشن کند. امروز هرگونه گفتگو درباره جنگ ایران و عراق، به این دلیل امکان پذیر است که پدیده جنگ از مشخصه تاریخ مندی برخوردار است. یعنی در زمان و مکان های مختلف، مجموعه ای از رویدادها رخ داده است که مجموعه آنها امکان بازتولید مفهومی و تاریخی از تجربه جنگ را فراهم کرده است. حال آنکه قبل از حمله عراق به ایران پیش فرضهای مفهومی جامعه ایران از جنگ با آنچه پس از آن صورت گرفت تفاوت کرده است. با نظر به ملاحظات یاد شده پرسش مورد بحث این است که؛ تاریخ نگری و تاریخ نگاری چه نسبتی با تاریخ مندی پدیده جنگ ایران و عراق دارد؟

  تاریخ مندی یک پدیده اجتماعی مانند جنگ، به معنای بحث درباره «زیست اجتماعی» یک جامعه و یک نسل در یک دوره تاریخی است که از شاخصهای هویت سازی برخوردار شده شده است. چنانکه دهه 60 و یا دوره تاریخی سال 1359 تا 1367، دوره جنگ و انقلاب نامگذاری می شود. در این دوره گفتمان جنگ بر تمام زوایای جامعه، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و مولفه های دیگر غلبه دارد. بعبارتی می توان گفت؛ جنگ با عراق «شناسنامه هویتی» یک دوره تاریخی در ایران است که وقایع و مسائل آن همواره مورد مطالعه و نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

   تاریخ نگری بعنوان مقدمه و حد واسط میان نگرش تاریخی به جنگ و تاریخ نگاری وقایع جنگ ایران و عراق است. بعبارتی همان گونه که جنگ شناسنامه هویتی یک دوره تاریخی است، تاریخ نگاری وقایع تاریخی در هر جامعه ای نیز «شناسنامه تفکر تاریخی» یک جامعه و یکی از مهمترین مسایل اساسی حیات سیاسی- اجتماعی جامعه، در مواجهه با یکی از مهمترین تجربیات تاریخی ایران در جنگ با عراق است. 

   به این اعتبار، «تاریخ نگری» با تاریخ مندی یک جامعه نسبت دارد و نسبت آن را در تعیین رویکرد و روش تاریخ نگاری، تحت تأثیر قرار می‌دهد. اهمیت وقایع تاریخی در دوره‌های تاریخی با همه ویژه‌گی‌های آن، از طریق شیوه تفکر تاریخی و یا همان اندیشه «تاریخ نگری»، به متون تاریخی و یا همان تاریخ نگاری واقعه تبدیل می شود.

   هم اکنون در متون تاریخ نگاری جنگ در ابعاد سیاسی- فرهنگی و نظامی، چه مفاهیم و رخدادهایی از دوره تاریخی جنگ برجسته و مورد بررسی قرار می گیرد؟ آنچه نگاشته شده، ناظر بر چه تفکری درباره تاریخ و دوره تاریخی جنگ است؟ بدون تأمل در نسبت میان تاریخ‌مندی با شیوه تفکر تاریخی و تاریخ نگاری وقایع یک دوره تاریخی، نمی توان به پرسش یاد شده پاسخ داد و میراث پیشین را شناخت و حفظ کرد و مهمتر از آن؛ تجربه حاصل شده را، برای حال و آینده راهنما و راهگشا قرار داد. آیا تاریخ نگاری جنگ در ابعاد مختلف، نقشه روشنی از آنچه انجام شده و فراز و نشیب های راه طی شده از سوی یک نسل در یک دوره تاریخی است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید از نشانه های آن پرسش کرد و اگر پاسخ منفی باشد، باید دلایل آن را مورد بررسی قرار داد. بعبارت دیگر اگر فرض بگیریم، تاریخ نگاری جنگ و شیوه تفکر تاریخی به وقایع آن، مشخصه تفکری است که شاکله تفکر و عمل تاریخی جامعه ایران را در یک دوره تاریخی محقق ساخته است، دو وضعیت کلی قابل ترسیم است که ناظر بر ضرورتهای پژوهشی در حوزه جنگ ایران و عراق است:

1- تاریخ نگری و تاریخ نگاری کنونی در امتداد مشخصه‌های تاریخ‌مندی جنگ در جامعه ایران در یک دوره تاریخی است.

2- مشخصه های تاریخ نگاری کنونی، نسبت روشنی با مشخصه های تاریخ مندی جنگ در جامعه ایران ندارد.