مسئله ما در برابر تجربه گذشته و مواجهه با احتمالات آینده، در تلاقی دو زمان گذشته و آینده، تعریف و تعیین می‌شود. زمان گذشته ناظر بر تجربه زیسته است، در حالیکه زمان آینده هنوز متعیّن نشده و در نتیجه از امکان تجربه پذیری برخوردار نیست تا به عنوان یک واقعیت ادراک شود.

فرض بر این است که نظام آگاهی و عملی ما برآمده از تجربه زیسته است و تجربه زیسته در واقع امکان فراگیری از تجربه دیگران را فراهم می‌کند، زیرا بر مبانی مشترک ادراکی و عملی، در زمان و مکان استوار است. با این توضیح، مسئله اساسی در روش مواجهه با تجربه زیسته، واکاوی مزیّت های اندیشه و عمل در ساحت تجربه زیسته است.

هم اکنون رویکرد و روش غالب در مواجهه با تجربه جنگ ایران و عراق، به سه شکل متفاوت شامل: سیاسی-انتقادی، فرهنگی- معنوی و تاریخی- عملیاتی مورد مطالعه قرار گرفته است. برخلاف روش تاریخی- عملیاتی که بیشتر توصیفی- تحلیلی با مقداری انتقاد است، روش فرهنگی- معنوی واکاوی تجربه سلوک فردی از طریق خاطرات شفاهی و یا مکتوب است. روش انتقادی اساساً به لحاظ رویکرد و روش در حوزه تصمیم‌گیری و مدیریت است.

رویکرد تاریخی- عملیاتی در بررسی مسایل سیاسی- نظامی جنگ، موجب غلبه رویکرد تاریخ پژوهی شده است که مهمترین نتیجه آن؛ «نهادگرایی نظامی» در تاریخ نگاری جنگ است. در واقع تجربه جنگ گذشته به عملکرد سازمانی ارتش و سپاه در جنگ، از طریق تشریح و تحلیل عملیات ها و توصیف رخدادها تبدیل شده است. هم اکنون مشخصه‌های بررسی‌های کنونی در چند موضوع قابل توضیح است:

1- جنگ دفاعی در چارچوب مفهوم دفاع مقدس

2- مناقشه سیاسیون و نظامی‌ها درباره اهداف ، روش و میزان تخصیص منابع در جنگ

3- مناقشه ارتش و سپاه درباره عملکرد در جنگ و تحلیل روند تحولات

مسئله اساسی در بررسی های موجود از جنگ، بی‌توجهی به جنگ بعنوان مسئله استراتژیک و تکرارپذیر در آینده است. به همین دلیل مطالعات تاریخی- عملیاتی به نیازهای آینده پاسخ نمی‌دهد. بنا براین گسست احتمالی میان تجربه زیسته با نیازهای آینده و یا بهره‌برداری‌های حاشیه ای از تجربه گذشته، مهمترین مسئله پیش رو است. در عین حال این پرسش وجود دارد که مفاهیم و مناقشات یاد شده چه نسبتی با نیازهای حال و آینده دارد؟ در واقع نتیجه مطالعات کنونی از نیازها پشتیبانی نمی‌کند، با این توضیح چه باید کرد؟

روش پیشنهادی این است که از طریق نقد و بررسی  «رویکردها و روشهای» جاری روش جدید کشف و طراحی شود. در این روش واقعه و عملکرد سازمانهای نظامی، با مطالعات تاریخی محل بحث نیست، بلکه باید از مسایل حال و آینده به داده های تاریخی ارجاع شود. تفاوت جنگ پژوهی با تاریخ پژوهی در «موضوع» و «مسئله» است که باید صورت پذیرد.

 به این ترتیب می توان مهمترین مسایل آینده را تعریف و مطالعات جنگ را در پاسخ به آن انجام داد:

1- برخورداری از اشراف اطلاعاتی برای جلوگیری از غافلگیری

2- برخورداری از قدرت دفاعی- تهاجمی برای بازدارندگی از تهدید و جنگ

3- بکارگیری کلیه مولفه های قدرت ملی و هماهنگی در ساختار تصمیم گیری برای ارتقاء سطح قدرت دفاعی و تهاجمی

4- مدیریت افکار عمومی با افزایش مشروعیت و مقبولیت دفاع همگانی در برابر تهدید و جنگ

5- مدیریت عنصر زمان برای ادامه و پایان دادن به جنگ

6- مدیریت منابع در تعیین اهداف و هماهنگی در بسیج و بکارگیری آن