پذیرش قطعنامه 598 در تیرماه و برقراری آتش بس میان ایران و عراق در مرداد سال 1367 موجب گمانه زنی و مناقشات گسترده‌ای درباره «هدف و علت» این تصمیم گیری شده است. در پاسخ به پرسش یاد شده چنانکه پیش از این نوشته ام، برخی از مفهوم «خدمت و یا خیانت» استفاده کردند و برخی دیگر به «تأثیر حمایت خارجی» از عراق، همراه با نگرانی از تداوم «حملات موشکی و شیمیایی عراق» به تهران و شهرهای بزرگ، یا «شرایط اقتصادی» و مهمتر از آن به «شرایط نظامی»، با تغییر در موازنه نظامی پس از حملات ماه های پایانی عراق اشاره کرده اند.

با وجود تأثیر عوامل مختلف در تصمیم گیری ایران برای پایان دادن به جنگ، بنظرم آنچه امام خمینی در مقدمه نامه پذیرش قطعنامه نوشته است، برای فهم از علت این تصمیم گیری و مهمتر از آن هدف از جنگ، اهمیت زیادی دارد. امام در این مقدمه به برخی نامه‌های ارسال شده، پس از «شکست‌های اخیر» اشاره و متقابلاً بر عدم امکان دستیابی به پیروزی در پنج سال آینده اشاره می کند. در این مقدمه نوشته شده است: «مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می ‌باشند، صریحاً اعتراف می‌ کنند که ارتش اسلام به این زودی ‌ها "هیچ پیروزی" به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی ‌دانند و با قاطعیت می‌‌گویند که یک دهم "سلاح‌ هایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده ‌اند" به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی ‌شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌ های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ، معتقد به ادامه جنگ می ‌باشد و با توجه به "استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی" و نبود وسایل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می ‌نمایم.»

 در نامه امام برای پذیرش قطعنامه به چند موضوع اشاره شده است:

1) اعتراف صریح ارتش و سپاه مبنی بر عدم دستیابی به پیروزی.

2) عدم دستیابی به سلاح های مورد نیاز برای ادامه جنگ با عراق.

3) اعتراف مسئولین سیاسی و نظامی کشور به عدم مصلحت ادامه جنگ.

4) نامه فرمانده کل سپاه برای ادامه جنگ، مشروط به تامین مایحتاج جنگ.

5) استفاده گسترده عراق از سلاح شیمیائی و نبود وسائل خنثی کننده.

در واقع پس از تغییر در شرایط نظامی و استناد امام به «گزارش نظامی- سیاسی» که  تصریح می کنند «بعد از شکست‌ های اخیر به اینجانب رسیده» است، امام با پایان دادن به جنگ از طریق پذیرش قطعنامه 598 اعلام موافقت کرد. مسئله اساسی در استدلال امام برای پایان دادن به جنگ، «پس از شکست‌های اخیر»، گزارش مسئولین سیاسی و نظامی است که ناظر بر «ناتوانی در دستیابی به پیروزی» است. با این توضیح پایان دادن به جنگ تابع منطق «پیروزی و شکست» بوده است که از سوی امام با توجه به چشم انداز آینده جنگ و عدم دستیابی به پیروزی، مورد استناد قرار گرفته است.

بنابراین برای بحث در پایان دادن به جنگ و نقش افراد مختلف که به خیانت متهم می‌شوند، باید «امکان پذیری  و چگونگی دستیابی به پیروزی» را مورد بحث قرار داد. به عبارت دیگر کسانی که معتقدند پذیرش قطعنامه به امام تحمیل شد، باید به این پرسش پاسخ بدهند که؛ آیا امکان پیروزی نظامی بر عراق وجود داشت؟ در غیر این صورت به چه دلیل باید جنگ ادامه پیدا می کرد؟