بیش از دو دهه است که به نتیجه رسیده ام رویکرد مناقشه آمیز به تجربه جنگ ایران و عراق، در سطح نظامی میان ارتش و سپاه، در سطح راهبردی میان مسئولین سیاسی با نظامی و در سطح اجتماعی با نقد تصمیم گیری و مدیریت جنگ، حتی اگر با ماهیت و نتیجه جنگ بعنوان یک مسئله مخاطره آمیز نسبت داشته باشد، اما امکان استفاده از تجربه جنگ را برای پاسخ به نیازهای آینده مخدوش خواهد کرد. زیرا رویکرد مناقشه آمیز ناظر بر اهداف و روشی است که با «تجربه‌آموزی» از درس ها و دستاوردهای جنگ که باید با نظر به آینده صورت پذیرد، نسبتی ندارد.

پرسش از «علت رویکرد مناقشه آمیز به جنگ» در سطوح مختلف، با وجود اهمیت آن، تا کنون طرح نشده است، زیرا رویکرد سیاسی و تاریخی به جنگ چنین تصوّری را ایجاد کرده است که رویکرد و روش جایگزین وجود ندارد و آنچه هم اکنون صورت می گیرد، صحیح است.

اخیراً در یک نشست دانشگاهی در یکی از مراکز نظامی درباره نقد و بررسی پرسش های جنگ و پاسخ به آن، با نظر به آینده شرکت کردم، اما نتیجه بحث پس از طرح پرسش و پاسخ به آن حاصلی جز از سرگیری مناقشات سیاسی و تاریخی نداشت. در واقع نتیجه آنچه بحث شد، با فلسفه وجودی برگزاری نشست که با نظر به اینده طرح شده بود، نسبتی نداشت. با نظر به ملاحظه یاد شده، پرسشی که برای من ایجاد شد، منجر به نگارش این یادداشت و انتخاب عنوان آن شده است. به این معنا که؛ چرا حتی در مواردی که تصمیم می گیریم با رویکرد جدید و با نظر به آینده به تجربه جنگ نگاه کنیم، باز هم گرفتار مباحث مناقشه آمیز می شویم؟ به نظرم در پاسخ به این پرسش، به عوامل مختلفی می توان اشاره کرد، ولی به لحاظ رویکردی و روشی، حداقل دو عامل در میان عوامل موجود، مهم و اساسی تر است:

1) روش مواجهه با تجربه تاریخی در ایران به لحاظ رویکرد تاریخی- فرهنگی، اساساً مناقشه‌آمیز است. مسائل اساسی تاریخ معاصر با رویکرد سیاسی مورد توجه قرار می‌گیرد و در نهایت حاصلی جز عمیق شدن در جزئیات تاریخی و ماندن در آن ندارد. برای روشن شدن این موضوع می توان حوادث اساسی یکصد سال گذشته را بررسی کرد.

2) برداشت از مفهوم جنگ، همچنان در چارچوب مفهوم دفاع و مشروعیتِ آن در برابر تجاوز عراق طرح می شود. تفکر دفاعی تکلیف گرا است و نسبت به اهداف و نتایج جنگ بعنوان ابزار تامین اهداف سیاسی توجه ندارد. چنانکه عنصر زمان و هزینه ها هم در نگرش و ارزیابی تحولات و نتایج جنگ، تأثیر ندارد.

بنابراین تا زمانی که در مفهوم جنگ بازنگری و از مفهوم دفاع و ضرورت و الزامات آن با توجه به شرایط تاریخی تجاوز عراق به ایران تفکیک نشود و رویکرد تاریخی- سیاسی به تجربه گذشته اصلاح نشود، نه تنها تجربه جنگ با عراق و دستاوردهای آن، بلکه هر تجربه دیگری در تاریخ ایران، در درون مناقشات سیاسی محصور و مدفون خواهد شد. «گسست» میان تجربه گذشته با آینده که با تغییر شرایط و تغییر نسل شکل می گیرد، مهمترین نتیجه مخاطره آمیزی که به دنبال دارد، تکرار اشتباه های تاریخی در شرایط مشابه تاریخی است.