تجربه جنگ با عراق تا کنون بیشتر در چارچوب مفهوم «دفاع مقدس» و بعنوان  واکنش  تاریخی جامعه ایران در برابر دشمن متجاوز صورت‌بندی شده است. با وجود  اینکه مفهوم دفاع مقدس از اهمیت تاریخی، فرهنگی و راهبردی برخوردار است بنظر می رسد این مفهوم  به چند دلیل، به صورت تدریجی مورد نقد قرار خواهد گرفت و در آینده رویکرد و روش‌های دیگری برای تحلیل تحولات جنگ جستجو خواهد شد:

1) ناتوانی رویکردها و روش‌های  موجود  در تبیین تحولات جنگ، بویژه پس از فتح خرمشهر. به این معنا که علت ادامه جنگ و طولانی شدن آن چه بود؟

2) برآمدن نسل جدید و نگرش منتقدانه و کارکردی به تجربه جنگ با عراق. به این معنا که هدف جنگ چه بود و چه نتیجه ای داشت؟

3) گسترش تهدیدات منازعات ایران و آمریکا در چارچوب مفهوم مهار قدرت منطقه ای ایران و ضرورت فهم از جنگ در چارچوب رقابت منطقه ای. به این معنا که ضرورت ها و الزامات، همچنین نتایج و پیامدهای برخورداری از قدرت نظامی برای مقابله با تهدیدات منطقه ای و فرامنطقه ای کدام است؟

هم اکنون ادراک از مفهوم جنگ، در چارچوب «جنگ دفاعی» که برآمده از تجربه دفاع در برابر تجاوز عراق، در شهریور سال 1359 می باشد، برای پاسخگویی به نیازها و پرسشهای کنونی که متأثر از چالش های تبدیل ایران به قدرت منطقه ای است، کافی نیست.