اشاره

   تجربه جنگ با عراق که با هدف تسلیم ایران در برابر خواسته های عراق به ایران تحمیل شد، از نظر کارکردی بسیار اهمیت دارد. تأثیر فرهنگی و ساختاری جنگ بر شکل گیری خِرد دفاعی در ایران برای «دفاع جمعی» در برابر دشمن متجاوز، در امتداد تجربه انقلاب، با هیچ حادثه ای در تاریخ معاصر ایران قابل مقایسه نیست. چنانکه در ایجاد ساختار و سازمان نظامی و شکل گیری صنعت دفاعی تحولات اساسی صورت گرفته است که باید به مناسبت چهل سالگی «جشن پیروزی در دفاع مردمی» در ایران، مورد بازخوانی قرار بگیرد. یادداشت حاضر را در چهارچوب دو فرض و با نظر به جابجایی در تاریخ نوشته ام که در ادامه خواهد آمد.

************

1- همواره میان امر جاری با امر تاریخی و هر دو با آینده، تعامل تاثیرگذار و بهم پیوسته برقرار است. به این معنا که؛ پیش فرض های ذهنی از تجربه گذشته، بر مواجهه با امر جاری  و آینده تاثیرگذار است. چنانکه ضرورت فهم امر جاری، موجب ارجاع به گذشته می شود و یا براساس حال و گذشته، چشم انداز آینده مورد سنجش قرار می گیرد. 

2- تغییر در حیات سیاسی و اجتماعی جامعه از طریق جایگزینی امر حال بجای گذشته صورت می گیرد. اگر چنین تحولی  صورت نگیرد، در واقع هیچگاه مفهوم تغییر اجتماعی و شکل گیری امر تاریخی صورت نخواهد گرفت و مرزهای مفهومی زمان گذشته، حال و آینده، معنای خود را از دست خواهد داد.

در چارچوب مفروضات یاد شده، دو پرسش عام و خاص وجود دارد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد:

 الف) پرسش عام در باره تغییرات اجتماعی این است که؛ چگونه امر جاری جایگزین امر تاریخی  می شود؟ فرضاً وقتی امر اقتصادی- معیشتی و بیماری کرونا بر روند زندگی جاری مردم ایران و جهان غلبه پیدا می کند، در واقع با غلبه امر جاری، وضعیتی که پیش از این برقرار بود، به امر تاریخی حمل می شود. در چنین شرایطی رجوع به تاریخ، با هدف شناخت و مواجهه مناسب، بیشتر برای بررسی امر تجربه شده در موارد مشابه ای است که ویروس وبا و یا غیره گسترش یافته است. در چهارچوب مفهوم جابجایی در امر جاری به تاریخی، برخی از صاحب نظران در حوزه های مختلف، بر جهانِ «پساکرونا» تاکید می کنند. به این معنا که تجربه امر جاری در مواجهه با ویروس کرونا موجب تغییر نظام فکری و رفتاری جامعه انسانی شده و با تغییر در سبک زندگی، بازگشت به گذشته امکان پذیر نخواهد بود.

ب) پرسش خاص در حوزه تهدیدات نظامی این است که؛ آیا تهدیدات نظامیِ روبه گسترش آمریکا و اسرائیل، جایگزین مفهوم تجربه جنگ با عراق خواهد شد؟ بعبارت دیگر؛ آیا تجربه جنگ با عراق از این طریق تاریخی می شود؟

هم اکنون تجربه تاریخی جنگ ایران و عراق در آستانه چهل سالگی قرار دارد، در کنار آن، در سه دهه گذشته همچنان درگیر تهدیدات نظامی آمریکا و اسرائیل هستیم. با این تفاوت که  همزمان با تهدید نظامی و جدّی شدن آن، رجوع به تجربه تاریخی جنگ با عراق و روش استفاده از آن در برابر مخاطرات جنگ احتمالی مورد توجه ساختار پژوهشی کشور قرار نمی گیرد. چنانکه در مناسبت‌های تاریخی جنگ، هیچ‌گاه به صورت جدّی در برنامه های تبلیغاتی و یا اقدامات پژوهشی، در امتداد تجربه تاریخی جنگ با عراق، به مسئله تهدیدات جاری و خطر جنگ پرداخته نشده است. با این توضیح، بنظر می رسد میان تجربه جنگ ایران و عراق با تهدیدات و خطر جنگ، به جای پیوستگی امر جاری با گذشته، نوعی گسست مشاهده می‌شود، در حالیکه روش مواجهه با تهدیدات و جنگ، در سیاست‌های کلان و اقدامات عملیاتی، با نظر به تجربه جنگ با عراق صورت می‌گیرد، اما از نظر گفتمان عمومی و پژوهشی، چنین پیوستگی‌ای مشاهده نمی شود.

با فرض صحت این ارزیابی، علت گسست، مورد پرسش است و باید پاسخ را در نقد و بررسی رویکرد و روش مواجهه با تجربه گذشته از یکسو و از سوی دیگر؛ روش مواجهه با امر جاری جستجو کرد. زیرا تجربه گذشته در نظام تبلیغاتی و پژوهشی، به امر تاریخی و مناقشه آمیز تبدیل شده و مرحله گذار مفهومی- نظری را طی نکرده است تا پاسخگوی نیازهای حال و آینده باشد. مواجهات جاری نیز با وجود آنکه با در نظر گرفتن تجربیات گذشته صورت می گیرد، ولی مبانی نظری- روشی برای استفاده از این تجربه  و تبدیل آن به نظام پژوهشی تعریف نشده است. بنابراین نقطه اتصال گذشته به امر حال و آینده، از طریق نقد و بررسی امکان پذیر است. تبلیغ و یا دفاع از تمامیت آنچه در گذشته صورت گرفته، ظرفیت‌های استفاده از تجربه گذشته برای پاسخگویی به نیازها را از میان خواهد برد. علاوه بر این، در بسیاری از موارد، مجبور به تکرار اشتباهات گذشته خواهیم شد.