اشاره:

نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد. در این نشست مباحثی مطرح کردم که در سه بخش برای بهره مندی مخاطبان منتشر می شود. بخش اول در ادامه از نظر خواهد گذشت.

************

مقدمه

بر اساس درکم از این مسئله، با توجه به اینکه حدود 20 سال یعنی از سال 1378 و بعد از نگارش کتاب «آغاز تا پایان»، درگیر پرسش‌های جنگ هستم و منجر به تألیف کتاب 5 جلدی شامل؛ «پرسش های اساسی»، «علت آغاز جنگ»، «ادامه جنگ»، «پایان جنگ» و «گزینه های راهبردی» شد، در تمام این سال‌ها بطور مداوم تقریباً هر سندی که در این چارچوب بوده، به آن توجه کردم. طبیعی است که در کلیت یک مسئله شاید درک واحد باشد ولی در جزئیاتش بین کسانی که به مسئله می‌پردازند، درک واحدی وجود ندارد. یعنی شاید در هسته مرکزی موضوعی که طرح شده، واحد به نظر برسد.

در هسته‌ مرکزی موضوع، مسئله ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر قرار دارد. ولی ابعادی که نسبت به این مسئله وجود دارد، که در طرح مسئله به کدام وجه آن نگاه کردند و چه پاسخی به آن می دهند، یک قدری تفاوت دارد. این را به این دلیل عرض می‌کنم که این عنوانی که دوستان زحمت کشیدند را می شود آنالیز کرد که پیش فرض‌های طرح این مسئله چیست؟ ولی من آن چیزی که شنیدم و ادراک کردم، به تناسب آن، به این موضوع پرداختم. من همیشه در نگارش یک کتاب و یا طرح یک موضوع، نگاهی به مسئله دارم و این نگاه را از شهید مطهری تاثیر پذیرفتم. من فکر می کنم که هر کتاب و اثری که از شهید مطهری هست، اگر کسی بخواهد در آن موضوع تحقیق کند، نیاز به رجوع به چیز دیگری ندارد. من مدعی نیستم کاری که می‌کنم این شکلی است، ولی سعی می‌کنم این طور باشد، یعنی نسبت به مسئله کم نگذارم، یعنی اگر بنا باشد در مورد علل ادامه جنگ یک کتابی بنویسم، طوری به مسئله می پردازم که حداقل تا 10 یا 15 سال دیگر نیازی نباشد آدم دیگری بیاد بگوید این ناقص است یا چیز دیگری را به آن اضافه بکند. در مورد بحث امروز هم من با درکی که از مسئله داشتم، سعی کردم همه جوانب آن را ببینم. به همین دلیل بحثی که امروز می کنم یک مقدار کلی‌تر است مگر اینکه در جزئیات دوستان سوالی داشته باشند و من آن بحث را باز بکنم. برای نمونه؛ من چهار جلسه دو ساعته با مرحوم آقای ابراهیم یزدی داشتم که محور آن، طرح پرسش از جنگ توسط نهضت آزادی بود. درباره آن چهار جلسه می شود 30 دقیقه حرف زد. بعد با آقای عزت الله سحابی حرف زدم، با آقای پرتوی افسر حزب توده، حرف زدم. یا با آقای شهبازی و همین طور با همه آدم‌هایی که فکر می‌کردم در مورد مسائل جنگ حرفی برای گفتن دارند. اگر بخواهم این ها را توضیح بدهم، می شود چند ساعت، در صورتیکه مسئله جلسه این نیست. بنابراین من یک کلیات از فهمی که از مسئله دارم، صورت بندی می‌کنم و بعد در جزئیاتش اگر دوستان سوالی دارند، سعی می کنم توضیح بدهم.

سه پرسش اساسی درباره جنگ

   سه پرسش اساسی در مورد جنگ وجود دارد: یکی وقوع آن است که آیا می شد که جنگ نشود و اجتناب ناپذیر بود؟ این پرسش، در مجموعه 5 جلدی، یک جلد شده است. یکی دیگر این است که؛ علل ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر چه بود؟ بالاخره ماهیت جنگ بعد از فتح خرمشهر تغییر کرد و ما وارد خاک عراق شدیم. سوم؛ چرا جنگ این گونه تمام شد؟ آیا نمی شد که به‌گونه‌ای دیگر به پایان برسد؟ این سه سوال اساسی است. فکر می‌کنم این سه سوال بیش از آنکه به ماهیت جنگ مربوط باشد، به ذات پدیده ها در این عالم مربوط می شود. یعنی هر چیزی یک روزی به وجود می آید و علت وجودی آن می تواند محل پرسش باشد و به دلایل تحولاتی که دارد، می تواند علت تحولات آن مورد بحث باشد. من معتقدم هر پدیده ی را می شود در درون این ساختار بررسی کرد.

   اما کدامیک از این سه پرسش مهم‌تر است؟ از نظر جامعه، این سوال مهم است که؛ چرا جنگ بعد از فتح خرمشهر ادامه پیدا کرد؟ در صورتیکه چیزی تا آغاز نشود، اصلاً ادامه آن موضوعیت ندارد. بنابراین یک خطا و یک نگرش اشتباه در جامعه وجود دارد و ما برای اصلاح این نگرش هیچ تلاشی نکردیم. حال چرا ادامه جنگ مهمتر است؟ در نظرسنجی‌ها و جلسات مختلف بارها از مخاطبین سوال کردم؛ به نظر شما بین این سه سوال کدام مهم است؟ علت آغاز جنگ، علل تداوم آن و پایان جنگ. بدون استثناء همه گفته‌اند علل ادامه. این نشان می دهد که خطایی از طرف ما صورت گرفته و وقتی توضیح می دهیم، حل می شود.

بحث من از نظر روش شناسی، «تاریخی- راهبردی» است و با طرح مسئله و بررسی، جایگاه هر کدام از این مسائل معلوم می‌شود که چرا می‌گویم روش‌شناسی تاریخی- راهبردی. از نظر ساختار هم پنج محور دارد.

اساساً دامنه پرسش هایی که در این حوزه مطرح شده است، چیست؟ آیا فقط همین است؟ یعنی اگر این را بگوییم، همه می فهمند که راجع به چه چیزی صحبت کنیم؟ هم موضوع، هم مسئله، هم ابعادش، یا اینکه نه بعضی ها با یک زبان دیگری این مسائل را می گویند؟ مسائل چیست؟ مراحل تصمیم گیری ما از زمانی که بحث عبور از مرز یا ادامه جنگ مطرح شد تا زمانی که انجام شد، چند مرحله بوده است؟

موضوع دیگر این است که تردید از کجا آغاز شد؟ یعنی اینکه ما تصمیم گرفتیم، عمل کردیم ولی از یکجا تردید ایجاد می شود، علت این تردید چیست؟ و در نهایت؛ گزینه مناسب چه بود؟ یعنی اگر چه می شد، خوب بود؟

در مورد پرسش‌ها و مسائل، به نظر من؛ تا الان، پرسشی که از ادامه جنگ مطرح می شود، بر اساس دو پیش‌فرض است و اگر کسی بخواهد به این سؤال پاسخ دهد، باید این دو پیش‌فرض را حل کند:  

1- تصوّر عمومی این است که خاتمه جنگ بعد از فتح خرمشهر امکان پذیر بوده است، پس اگر ما بتوانیم اثبات کنیم که نبوده، نیمی از مسئله را حل کردیم در صورتی که در این زمینه هیچ تلاشی نشده است، اگر هم شده، توجیهی- تبلیغاتی بوده، یعنی بعد از واقعه مطرح شده نه در زمان واقعه.

2- تصور ما بر این است که جنگ بعد از فتح خرمشهر با نتایجی همراه بوده و اگر آن نتایج اغناکننده باشد، فرضاً بتوانیم روشن بکنیم که امتداد قدرت موشکی و منطقه ای ما ریشه در تجربه بعد از فتح خرمشهر داشته، پیش‌فرض دوم ما حل می‌شود. مادامی که نتوانیم این کار را بکنیم، پاسخ‌های تبلیغاتی و توجیهی، کمکی به حل مسئله نخواهد کرد.

محور اول؛ پرسش ها درباره چراییِ عبور از مرز

پرسش اول این است که؛ علت و ضرورت عبور از مرز، چگونه مطرح شد؟ چه شد که گفتند از مرز عبور کنیم؟ این از کجا مطرح شد؟ که به نظر من این سؤال نظامی- تاریخی است؛ به این اعتبار تاریخی است که متعلق به گذشته است، اما جنسش نظامی است.

پرسش دوم این است که؛ علت تصمیم گیری برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر چه بود و چگونه اقدام شد؟ به نظر من این پرسش سیاسی- تاریخی است؛ جنس این پرسش سیاسی است و با پرسش قبلی متفاوت است.

پرسش سوم این است که؛ آیا پایان دادن به جنگ بعد از فتح خرمشهر با تأمین خاص ایران واقعاً امکان پذیر بود؟ یعنی واقعاً می شد این کار را کرد و ما توجه نکردیم و جنگ طولانی شد؟ به نظر من این پرسش بسیار مهم است و جنس آن تاریخی- راهبردی است. درست است که متعلق به گذشته است ولی سطح آن سیاسی- نظامی نیست، بلکه  فراتر از سطح سیاسی- نظامی است.

پرسش چهارم این است که؛ چالش های تصمیم‌گیری برای ادامه جنگ چه بود و چرا با تأخیر انجام شد؟ به نظر من این پرسش کامل‌ترین پرسش است که هم سیاسی، هم تاریخی و هم راهبردی است و من در محور پنجم با نظر به این پرسش می خواهم نظر خودم را بگویم.

بنابراین وجه مشترک همه پرسش ها، تاریخی است چون متعلق به امر گذشته است اما سطح آن متفاوت و  سیاسی، راهبردی و نظامی است. اما آنچه که در افکار عمومی مطرح می شود؛ ماهیتاً سیاسی است.

ادامه دارد ...