m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                          دکتر هادی نخعی

اشاره

 با فرارسیدن چهلمین روز درگذشت عزیز از دست رفته جناب دکتر هادی نخعی، مراسمی در روز پنج شنبه 30 دیماه برگزار خواهد شد، فرصت را مغتنم شمرده و  بمنظور آشنایی بیشتر با حیات فکری ایشان و چگونگی واکاوی آن در آینده، یادداشت حاضر را نوشتم. امید است غیبت وجود ذی قیمتش را، از طریق واکاوی و شناخت اندیشه و تفکراتش جبران، و برای تداوم  و بازتولید آن، گردهم آئیم.


ادامه مطلب

اشاره:

   پیش از این درباره ضرورت تبیین تجربه جنگ با عراق در پاسخ به نیازهای حال و آینده، مطالبی در سایت منتشر شد. اکنون در آستانه سالگرد پیروزی در عملیات کربلای پنج و با توجه به آزادسازی حلب و اظهارات سردار سرلشکر محمد باقری رییس محترم ستادکل نیروهای مسلح، مبنی بر اینکه؛ «پیروزی‌های حلب و موصل دستاورد دفاع مقدس است» (خبرگزاری فارس- 2 دی 95)، در این یادداشت، نسبتِ تحولات اخیر و سیاست های راهبردی ایران با تجربه تاریخی جنگ، بررسی شده است.


ادامه مطلب


نقش هاشمی رفسنجانی در جنگ

واکنش به انتشار خبر درگذشت غافلگیر کننده آیت الله هاشمی رفسنجانی، بیش از هر ملاحظه دیگری، بنظر می رسد ناظر بر احساس ضرورت تداوم حضور ایشان در صحنه سیاسی- اجتماعی ایران بوده است.  در عین حال درگذشت آقای هاشمی فرصت جدیدی را برای بازبینی نقش اساسی ایشان در حیات سیاسی و اجتماعی ایران، از جمله جنگ ایران و عراق فراهم آورده است. با وجود تداوم تاثیرگذاری آنچه از سوی آقای هاشمی در دوره حیات ایشان صورت گرفته، اما به اعتبار فقدان ایشان، به نظر می‌رسد باید نقش و تأثیرگذاری آقای هاشمی را با «رویکرد تاریخی» مورد بررسی قرار داد.

 نقش برجسته آقای هاشمی در جنگ ایران و عراق را باید بیشتر در تصمیم گیری برای ادامه و پایان دادن به جنگ مشاهده کرد، هر چند در شکل گیری دفاع و آزادسازی مناطق اشغالی نیز تأثیرات قابل ملاحظه ای داشته است.

مسئله قابل توجه این است که آقای هاشمی پس از آنکه بعنوان فرمانده عالی جنگ از سوی امام خمینی انتخاب شد، در چارچوب استراتژی کسب یک پیروزی و پایان دادن به جنگ، در عملیات خیبر حضور یافت و به این نتیجه رسید که از طریق پیروزی نظامی نمی توان به جنگ پایان داد. آقای هاشمی با وجود باور به پایان دادن به جنگ، به دلیل تعهد به نظرات امام برای ادامه جنگ، همچنان برای دستیابی به پیروزی نظامی تلاش کرد، هرچند این استراتژی نتیجه بخش نبود و با وجود پیروزی در فاو و عملیات کربلای پنج، نه تنها جنگ به پایان نرسید، بلکه فشار به ایران تشدید شد.

 به دلیل نتایج و پیامدهای تأثیرگذار جنگ، قضاوت درباره نقش و تأثیر آقای هاشمی، همچنان دستخوش صورتی از «تداوم و تغییر» خواهد بود. به همان میزان که از نقش تاثیرگذار ایشان در پایان دادن به جنگ، سخن گفته و حمایت می شود، به همان میزان مورد انتقاد قرار خواهد گرفت. نظر به اینکه نسل جدید، جنگ را در آئینه تصویر حال مشاهده می‌کند، لذا از نقطه عزیمت اکنون و نه گذشته، قضاوت خواهد کرد. بنا براین شرایط آینده، در تداوم و تغییر در قضاوت های تاریخی درباره آیت الله هاشمی، بیش از گذشته نقش خواهد داشت.


اشاره

   پیش از این در باره «تاثیر تغییرات اجتماعی بر نگرش به جنگ» یادداشتی تحت عنوان «تغییر در نسبت میان مسئله جنگ با جامعه» در سایت منتشر شد. یاد داشت حاضر در چارچوب نگرش پیشین، با تاکید بر تغییر در فضای عمومی و تاثیر آن در نگرش به جنگ، و در پاسخ به این پرسش نوشته شده است؛ چرا و چگونه گفتمان جنگ تحت تأثیر فضای عمومی شکل می گیرد و تغییر می کند؟ چنانکه در پرسش یاد شده قابل مشاهده است،موضوع مورد بحث، پرسش از تاثیر گفتمان جنگ بر فضای عمومی  نیست، بلکه بر عکس تاثیر فضای عمومی بر تغییر گفتمان جنگ بررسی خواهد شد. چنانکه در ادامه توضیح داده خواهد شد، به دلیل ماهیت جنگ و پویائی موجود در حیات سیاسی و اجتماعی ایران، نوعی پیوستگی و پویائی میان فضای عمومی و گفتمان جنگ وجود دارد.


ادامه مطلب

                               امیر سرتیپ سیدناصر حسینی

اشاره

1) در یادداشت جداگانه ای علت نادیده گرفتن نقش ارتش در دفاع، در پاسخ به این پرسش که؛ «چرا در گفتمان و ادبیات موجود، نقش ارتش در برابر حمله عراق، آنچنان که بوده است، مورد توجه و باور عمومی قرار نمی‌گیرد؟» در سایت منتشر شد. همچنین به تبیین تناقض آمیز ارتش، مبنی بر ترسیم وضعیت دفاعی و چگونگی شکست دشمن، به شرح زیر اشاره شد:

«تبیین ارتش چنانکه اشاره شد، تناقض آمیز است. به این معنا که علت شکست و ناتوانی‌ها به فروپاشی ارتش ارجاع می شود و درباره نقش نیروهای مردمی اینگونه تأکید می شود که؛ «فاقد آموزش، سلاح و سازمان بودند.» در عین حال بر نقش ارتش در جلوگیری از اشغال خوزستان و تجزیه آن، تصریح می شود. گزاره های یاد شده، نه تنها نقش ارتش را در برابر حمله عراق تبیین نمی‌کند، بلکه صورت مسئله دفاع در برابر حمله عراق و شکست ارتش عراق را با پرسش و ابهام همراه می‌کند، به این معنا که اگر ارتش فروپاشیده بود و نیروهای مردمی فاقد آموزش، سازمان و سلاح بودند، پس چگونه ارتش عراق شکست خورد و از اشغال سه روزه خوزستان بازماند؟ علاوه بر این؛ ارتش در تبیین چگونگی دفاع در برابر حمله عراق، بجای تاکید بر اصل دفاع و«شیوه تفکر دفاعی»، بر نقش سازمانی ارتش تاکید می‌کند. حال آنکه شیوه تفکر دفاعی در برابر حمله عراق، بیش از هر موضوع دیگری، بعنوان یک تجربه تاریخی و راهبردی، درآینده مورد نیاز است»

2) توضیحات یاد شده را در مقدمه به این دلیل نوشتم که مرسوم است در پاسخ به هرگونه گفتار و نوشتار، موضوع و مسئله مورد بحث روشن شود، حال آنکه در یادداشت امیر حسینی، با وجود آنکه با هدف پاسخ به متن دیگری نوشته شده است، هیچگونه اشاره ای به موضوع مورد بحث صورت نگرفته است، در حالیکه بدون این ملاحظات و پاسخ به پرسش مورد بحث و تناقض موجود در نظریه ارتش، برای مخاطبین یادداشت حاضر قابل ادراک نیست. در ادامه یادداشت امیر حسینی آمده است.


ادامه مطلب

یادداشت های فرانک جمشیدی در سایت محمد درودیان  با وجود اینکه دو موضوع مختلف در یادداشت های خانم جمشیدی دستمایه نقد و بررسی قرار گرفته است، اما وجه مشترک آن؛ تأمل بر «فرآیند پرسش‌گری» در حوزه جنگ ایران و عراق است. به این شکل که در یادداشت اول تحت عنوان «نگین ایران در سه نگاه»، علاوه بر صورت بندی روش تبیین جنگ ایران و عراق در «فصلنامه نگین ایران»، در پاسخ به پرسش اساسی از جنگ، جابجایی های «موضوعی، رویکردی و روشی» در شماره های 9 تا 23 ، نقد و بررسی شده است که به دلیل دقت در جزئیات، با در نظر گرفتن کلیات و در یک روند تاریخی، امر بسیار دشوار و تحسین برانگیز است. یادداشت دوم تحت عنوان «تکرار یک پرسش قدیمی یا قدمت یک پرسش؟»، با استفاده از روش کاملاً متفاوتی، چگونگی شکل گیری و «تغییر-تداوم» پرسش از جنگ، بررسی شده است که بمثابه یک روش، قابل بهره برداری در موارد مشابه است.

   با نظر به پیوستگی دو یادداشت با یکدیگر و ملاحظه تقدم تاریخی - موضوعی در نگارش آنها، هر دو یادداشت، در ادامه از نظر گرامیتان خواهد گذشت:

یادداشت اول؛ نگین ایران در سه نگاه

یادداشت دوم؛ تکرار پرسش قدیمی یا قدمت یک پرسش؟


اشاره:

1- در بخش اول از نظر روش شناختی و در پاسخ به این پرسش که؛ چرا در بررسی جنگ ایران و عراق، رویکرد «واقعه محور» به روش مستند و نقلی شکل گرفته است؟، بر ضرورت «مسئله محوری» بجای «واقعه» محوری تاکید شد.

 2- در بخش دوم این پرسش بررسی خواهد شد که؛ «مسایل تاریخی» جنگ ایران و عراق کدام است و با چه روشی قابل بررسی است؟


ادامه مطلب