m-doroodian|محمد درودیان هدف از تأسیس این صفحه، بیان دیدگاهها و نظرات درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق و نیز بازاندیشی و اصلاح نظرات و آثار منتشر شده است. از مخاطبان گرامی تقاضا دارم از طریق آدرس m.doroodian@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات نقادانه و پیشنهادی خویش بهره‌ مند فرمایند. tag:http://m-doroodian.ir 2018-09-18T17:20:41+01:00 mihanblog.com تاملی بر تفکر جنگ دفاعی 2018-09-13T19:54:59+01:00 2018-09-13T19:54:59+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/590 محمد درودیان جامعه ایران هم اکنون با برخورداری از تجربه جنگ با عراق و مشاهده جنگ های منطقه ای چه ادراکی از مسئله جنگ، شامل چگونگی وقوع، ادامه، پایان، همچنین پیامدهای آن دارد؟ تجربیات جنگ با عراق هم اکنون در ادبیات نظامی ایران در چارچوب مفهوم «جنگ دفاعی» صورتبندی می شود. بر همین اساس نقش و موقعیت منطقه ای ایران نیز در چارچوب مدافعین حرم توضیح داده می شود. تفکر «جنگ دفاعی» برای تبیین ماهیت جنگ ایران و عراق، ناظر بر رویکرد سیاسی- اجتماعی به مسئله جنگ است. علاوه بر این، موجب نگرش فرهنگی

جامعه ایران هم اکنون با برخورداری از تجربه جنگ با عراق و مشاهده جنگ های منطقه ای چه ادراکی از مسئله جنگ، شامل چگونگی وقوع، ادامه، پایان، همچنین پیامدهای آن دارد؟ تجربیات جنگ با عراق هم اکنون در ادبیات نظامی ایران در چارچوب مفهوم «جنگ دفاعی» صورتبندی می شود. بر همین اساس نقش و موقعیت منطقه ای ایران نیز در چارچوب مدافعین حرم توضیح داده می شود. تفکر «جنگ دفاعی» برای تبیین ماهیت جنگ ایران و عراق، ناظر بر رویکرد سیاسی- اجتماعی به مسئله جنگ است. علاوه بر این، موجب نگرش فرهنگی- تاریخی به مسئله جنگ شده است. به این معنا که در بررسی‌های تاریخی، مسئله جنگ به وقایع نظامی و عملیات‌ها، و در بررسی های فرهنگی، عملکرد دفاعی جامعه ایران به الگوهای رفتار فردی- اجتماعی تقلیل یافته است.

برای ارزیابی پیامدهای حاصل از شکل گیری و امتداد تفکر دفاعی در نگرش به مسئله جنگ، به جای تفکر استراتژیک، می‌توان نسبت تفکر دفاعی را با موقعیت و نیازمندی‌های کنونی ایران در منطقه را در پاسخ به این پرسش مورد سنجش قرار داد. به ایم معنا که؛ آیا تفکر جنگ دفاعی که برآمده از تجربه جنگ با عراق است، با نیازها و موقعیت کنونی ایران در منطقه همخوانی دارد؟ اگر دارد، دلایل آن کدام است؟ اگر ندارد، علت آن چیست؟

جنگ دفاعی در برابر تجاوز دشمن که در جنگ با عراق تجربه شده است، با شرایط جدید و برخورداری ایران از موقعیت استراتژیک در منطقه، متکی بر نفوذ و قدرت نظامی، تفاوت دارد. مفهوم جنگ دفاعی بمعنای عملکرد جامعه ایران در برابر تجاوز عراق، با واقعیات تاریخی و سیاسی- حقوقی همخوانی دارد. اما با توجه به اینکه جنگ یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز، نسبت به موجودیت و موقعیت و منافع حیاتی کشور است، نگرش کنونی به مسئله جنگ در امتداد تجربه گذشته، بمعنای تقلیل مسئله جنگ به امر دفاع، مانع از شکل گیری تفکر استراتژیک نسبت به موقعیت منطقه ای ایران در داخل کشور و برخورداری از آمادگی لازم برای حفظ و استفاده از دستاوردهای آن خواهد شد.

]]>
نسبت تاریخ با تفکر چیست؟ 2018-09-08T19:52:17+01:00 2018-09-08T19:52:17+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/589 محمد درودیان اگر تفکر را به معنای فلسفیدن و تاریخ را بمثابه نظام آگاهی حاصل از تجربه فرض کنیم، چه نسبتی میان تاریخ و تفکر وجود دارد؟ تاریخ بمثابه امر تجربه شده، محصول تفکر است، به همین دلیل تفکر در تاریخ، بمعنای بازتولید تفکر است. به این اعتبار، خارج کردن مفهوم جنگ از تاریخ، به معنای تهی کردن مفهوم و جدا ساختن آن از مصداق و بعبارتی تفکر در مواجهه با واقعیات است. در عین حال تمرکز بر جزئیات وقایع تاریخی به معنای تهی ساختن تجربه جنگ از تفکر است. تفکر محصول شرایط و زمانه است که تار

اگر تفکر را به معنای فلسفیدن و تاریخ را بمثابه نظام آگاهی حاصل از تجربه فرض کنیم، چه نسبتی میان تاریخ و تفکر وجود دارد؟ تاریخ بمثابه امر تجربه شده، محصول تفکر است، به همین دلیل تفکر در تاریخ، بمعنای بازتولید تفکر است. به این اعتبار، خارج کردن مفهوم جنگ از تاریخ، به معنای تهی کردن مفهوم و جدا ساختن آن از مصداق و بعبارتی تفکر در مواجهه با واقعیات است. در عین حال تمرکز بر جزئیات وقایع تاریخی به معنای تهی ساختن تجربه جنگ از تفکر است.

تفکر محصول شرایط و زمانه است که تاریخنمند  شده و به این اعتبار، هر تفکری تاریخ دارد. چنانکه هر تاریخی با تفکر نسبت دارد. بنا براین تاریخ ناظر بر محل و زمان وقوع یک تفکر است. تفکر به معنای فلسفیدن و اندیشه ورزی بر حول محور مسایل جنگ، موجب بازتولید مفاهیم و نظام اندیشه ورزی در حوزه جنگ خواهد شد.

]]>
در میانه گذشته و آینده چه باید کرد؟ 2018-08-31T19:56:53+01:00 2018-08-31T19:56:53+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/587 محمد درودیان نسبت میان گذشته با آینده چیست؟ فرض بر این است که؛ برقراری نسبت میان گذشته با آینده که در «لحظه های» زمان حال صورت می گیرد، یک امر ذهنی است و مابازاء بیرونی ندارد. با پذیرش مفروض یاد شده در پاسخ به پرسش طرح شده می توان تاکید کرد: 1- در «بزنگاه های تاریخی»بمعنای احساس حیرت و بیگانگی در برابر امر جدید و پرسشگری با رجوع به امر تاریخی، برای تصمیم گیری و عمل، درگیر «اگر» ها می شویم و با نگاه به آینده، درگیر «شایدها» که صورتی از احتمالات است و سرانجام پرسش از اینکه؛ چه نسبت میان گذشته با آینده چیست؟ فرض بر این است که؛ برقراری نسبت میان گذشته با آینده که در «لحظه های» زمان حال صورت می گیرد، یک امر ذهنی است و مابازاء بیرونی ندارد. با پذیرش مفروض یاد شده در پاسخ به پرسش طرح شده می توان تاکید کرد:

1- در «بزنگاه های تاریخی»بمعنای احساس حیرت و بیگانگی در برابر امر جدید و پرسشگری با رجوع به امر تاریخی، برای تصمیم گیری و عمل، درگیر «اگر» ها می شویم و با نگاه به آینده، درگیر «شایدها» که صورتی از احتمالات است و سرانجام پرسش از اینکه؛ چه خواهد شد؟ در واقع نگاه ما به آینده از مسیر نگاه به گذشته عبور می کند. با این توضیح چگونه می‌شود بر اگرهای تاریخی در مواجهه با احتمالات آینده فایق آمد؟  پاسخ به پرسش یادشده بیانگر وجود معمای دشوار و پیچیده‌ای است. نظر به اینکه  معماهای کنونی ریشه در نگرش‌های تاریخی و همچنین تصوّرات از آینده دارد، بنا براین بدون دریافت پاسخ اقناع کننده از وضعیت کنونی و گذشته، گره‌گشایی از افق آینده حاصل نخواهد شد. 

2- آنچه روشن است، این است که؛ در میان «اگر» های تاریخ تنها یک واقعیت وجود دارد که در زمان و مکان متعیّن شده است و در میان آینده‌های محتمل و شایدها، تنها یک آینده است که به حال تبدیل خواهد شد. حال پرسش این است که؛ چگونه می‌توان از واقعیّات تعیّن یافته در گذشته، آینده‌ای را که به حال تبدیل خواهد شد، پیش بینی و مورد شناسایی قرار داد؟ پاسخ به پرسش یاد شده در واقع پاسخ به پرسش از نسبت تجربه زیسته در گذشته با آینده پیش رو است.

3- طرح «اگرهای تاریخی» در نگرش انتقادی به گذشته تاریخی، بیش از آنکه موجب شناخت تاریخ شود، موجب انکار و نادیده گرفتن واقعیّات متعیّن شده در زمان و مکان خواهد شد. با این نگرش نه گذشته به اعتبار آنچه واقع شده است، قابل شناخت است و نه نسبت گذشته با آینده قابل شناسائی و تعریف است. بنابراین چه باید کرد؟

]]>
تاریخ- فرهنگ 2018-08-25T19:40:45+01:00 2018-08-25T19:40:45+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/586 محمد درودیان    نسبت میان «فرهنگ با تاریخ» چیست؟ پاسخ به پرسش یاد شده را باید با این فرض بررسی کرد که؛ مواجهه یک جامعه با وقایع بزرگ تاریخی مانند جنگ و انقلاب، از ریشه‌های و پیش فرض‌های فرهنگی و تاریخی برخوردار است. ملاحظات یاد شده برای تصمیم گیری و یا پیش بینی نتایج وقایع، محاسبه ناپذیر و در عین حال در شرایط خاص تاثیر گذار است،به گونه ای که سرشت واقعه را در وقوع و پس از آن تغییر می‌دهد. از مهمترین دلیل نتایج یاد شده این است که،  مواجهه با وقایع تاریخی فرهنگ‌ساز است و از

   نسبت میان «فرهنگ با تاریخ» چیست؟ پاسخ به پرسش یاد شده را باید با این فرض بررسی کرد که؛ مواجهه یک جامعه با وقایع بزرگ تاریخی مانند جنگ و انقلاب، از ریشه‌های و پیش فرض‌های فرهنگی و تاریخی برخوردار است. ملاحظات یاد شده برای تصمیم گیری و یا پیش بینی نتایج وقایع، محاسبه ناپذیر و در عین حال در شرایط خاص تاثیر گذار است،به گونه ای که سرشت واقعه را در وقوع و پس از آن تغییر می‌دهد. از مهمترین دلیل نتایج یاد شده این است که،  مواجهه با وقایع تاریخی فرهنگ‌ساز است و از این طریق موجب هویت سازی در جامعه و شکل گیری و ظهور رفتارهای متفاوت با گذشته در جامعه می شود.

فرهنگ برآمده از مواجهات تاریخی در یک جامعه،با گذشت زمان منجر به شکل گیری الگوهای رفتاری جامعه در مواجهات مشابه، همچنین بازتفسیر وقایع تاریخی، می شود. با این توضیحات در پاسخ به پرسش طرح شده می‌توان تأکید کرد؛ «تاریخ فرهنگ را می‌سازد و فرهنگ تاریخ را». در این صورت پرسش دیگری بمیان خواهد آمد:برای شناخت تعامل فرهنگ جامعه ایران با واقعه جنگ و تاریخ آن، از چه مفاهیم و روشی باید استفاده کرد؟آیا تاریخ فرهنگی چارچوب مفهومی و روشی مناسبی برای واکاوی لایه های پیچیده فرهنگی جامعه ایران در مواجهه با واقعه جنگ خواهد بود؟

]]>
ناگفته های جنگ یا عدم باور به گفته ها 2018-08-20T19:45:26+01:00 2018-08-20T19:45:26+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/585 محمد درودیان در بسیاری از جلسات سخنرانی و یا مصاحبه با فرماندهان و مسئولین جنگ و یا در آثار منتشر شده، نوعی مطالبه برای بیان ناگفته‌های جنگ ایران و عراق وجود دارد. به نظرم علت مطالبه برای بیان ناگفته‌های جنگ، بر پایه این مفروض است که؛ مسایل پشت پرده ای درباره وقایع جنگ وجود دارد که بیان نشده و یا بیان نمی‌شود. با نظر به اطلاعاتی که از وقایع جنگ داشتم و مطالعه آثاری که تا کنون منتشر و یا بیان شده است، به نظرم میان آنچه که از جنگ گفته شده است، در مقایسه با ناگفته ها، فاصله ای زیادی

در بسیاری از جلسات سخنرانی و یا مصاحبه با فرماندهان و مسئولین جنگ و یا در آثار منتشر شده، نوعی مطالبه برای بیان ناگفته‌های جنگ ایران و عراق وجود دارد. به نظرم علت مطالبه برای بیان ناگفته‌های جنگ، بر پایه این مفروض است که؛ مسایل پشت پرده ای درباره وقایع جنگ وجود دارد که بیان نشده و یا بیان نمی‌شود.

با نظر به اطلاعاتی که از وقایع جنگ داشتم و مطالعه آثاری که تا کنون منتشر و یا بیان شده است، به نظرم میان آنچه که از جنگ گفته شده است، در مقایسه با ناگفته ها، فاصله ای زیادی وجود ندارد که بیان آن موجب تغییر در تصورات و روایت های موجود شود. به عبارت دیگر؛ تقریباً به آن معنا، ناگفته ای وجود ندارد که با بیان آن، گره‌های فکری درباره جنگ گشوده شود و یا تصورات کنونی بصورت اساسی دستخوش تغییر شود، مگر آنکه رویکرد و روشها تغییر کند.

مطالبه ناگفته های جنگ، بیش از آنکه به دلیل وجود مسایل ناگفته از جنگ باشد، به دلیل بی اعتمادی به گفته‌ها است. در بسیاری از مواقع، تصوّر خاصی درباره یک واقعه وجود دارد و یا درباره آن پرسش صورت گرفته است. با وجود آنکه در این زمینه توضیحات لازم گفته و نوشته شده است، اما به دلیل بی اعتمادی، همچنان بر باورهای پیشین تأکید و یا بر ضرورت بیان ناگفته‌ها در موضوع خاص تأکید می شود.

با این توضیح، مسئله ما؛ «ناگفته‌ها» برای فهم از وقایع و مسایل جنگ نیست، بلکه بی‌اعتمادی به گفته ها و نوشته‌ها است. با فرض صحت ارزیابی یاد شده، شناخت علت بی اعتمادی به گفته ها، نیازمند پژوهش است.

]]>
تاملی بر روش شناسی مطالعه جنگ 2018-08-15T19:42:07+01:00 2018-08-15T19:42:07+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/584 محمد درودیان اگر روش تابع مسئله باشد، که هست، اما تعریف مسئله تابع منظر و رویکرد است. با این توضیح تنوع و تکثر در پژوهش و طرح پرسش، تابع رویکرداست. بعبارت دیگر  تعریف متفاوت از مسایل و انتخاب روش‌های مختلف برای پاسخ به مسئله تابع رویکرد است. با این توضیح  مسئله تابع منظر و رویکرد است و روش تابع مسئله است، در نتیجه از طریق روش می توان مسئله را آشکار و تبیین کرد و به آن پاسخ داد. بر پایه مقدمات یاد شده، پرسش این است که در مطالعه جنگ ایران و عراق، آیا مباحث روش شناختی موجب شنا

اگر روش تابع مسئله باشد، که هست، اما تعریف مسئله تابع منظر و رویکرد است. با این توضیح تنوع و تکثر در پژوهش و طرح پرسش، تابع رویکرداست. بعبارت دیگر  تعریف متفاوت از مسایل و انتخاب روش‌های مختلف برای پاسخ به مسئله تابع رویکرد است. با این توضیح  مسئله تابع منظر و رویکرد است و روش تابع مسئله است، در نتیجه از طریق روش می توان مسئله را آشکار و تبیین کرد و به آن پاسخ داد. بر پایه مقدمات یاد شده، پرسش این است که در مطالعه جنگ ایران و عراق، آیا مباحث روش شناختی موجب شناخت مسایل و رویکردها خواهد شد، یا اینکه از طریق شناخت رویکردها باید  مسایل را تعریف و روش را مورد شناسایی قرار داد؟ بنظرم ما در مطالعه جنگ ایران و عراق به رویکرد و روش های جدیدی نیاز داریم تا بسیاری از مسائل را در درون آن منحل و به مناقشات کنونی پایان دهد. مباحث روش شناسی تابع رویکرد ها خواهد بود و از طریق نقد و بررسی روش شناسی نمی توان راه های برون رفت از وضعیت کنونی را مورد شناسائی قرار داد. با این توضیح  هدف یاد شده چگونه قابل دستیابی است؟

]]>
نسبت تفکر استراتژیک با تجربه جنگ 2018-08-10T19:57:54+01:00 2018-08-10T19:57:54+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/582 محمد درودیان تفکر استراتژیک چیست و چه نسبتی با تجربیات تاریخی دارد؟ بنظرم «تفکر استراتژیک» را میتوان به اعتبار شناخت ظرفیت‌های تاریخی یک جامعه، برای رویاروئی با مخاطرات حال و آینده فرض گرفت. با این توضیح تفکر استراتژیک برپایه تجربه گذشته بنا شده تا به نیازهای حال و آینده کشور پاسخ بدهد. بنابراین بررسی توان و مولفه‌های قدرت در ابعاد مختلف، هدف گذاری و ترسیم جهت‌گیری‌های کلان در کشور، برای برون رفت از وضعیت‌های بحرانی و خاص، در امتداد نظام آگاهی برآمده از تجربه، حاصل تفکر ا تفکر استراتژیک چیست و چه نسبتی با تجربیات تاریخی دارد؟ بنظرم «تفکر استراتژیک» را میتوان به اعتبار شناخت ظرفیت‌های تاریخی یک جامعه، برای رویاروئی با مخاطرات حال و آینده فرض گرفت. با این توضیح تفکر استراتژیک برپایه تجربه گذشته بنا شده تا به نیازهای حال و آینده کشور پاسخ بدهد. بنابراین بررسی توان و مولفه‌های قدرت در ابعاد مختلف، هدف گذاری و ترسیم جهت‌گیری‌های کلان در کشور، برای برون رفت از وضعیت‌های بحرانی و خاص، در امتداد نظام آگاهی برآمده از تجربه، حاصل تفکر استراتژیک است. به این اعتبار، جامعه ای که تاریخ ندارد، تفکر هم ندارد و در بی آینده‌گی بسر می برد. چنانکه اگر جامعه ای تاریخ خود را فراموش و یا محل نزاع و مناقشه قرار بدهد، از تفکر استراتژیک محروم خواهد شد.

 برپایه مقدمات یاد شده این پرسش وجود دارد که؛ تفکر کنونی در باره تجربه مدیریتی جامعه ایران در مواجهه با حمله عراق، چه تاثیر بر تفکر استراتژیک در ایران برای مواجهه با بحرانهای پیش رو گذاشته است؟ بنظرم رویکرد دفاعی و سیاسی- اجتماعی به جنگ با عراق ، همچنین و تقدیس آن به دلیل درآمیختگی با فرهنگ ایثار و شهادت، با ماهیت جنگ و ضرورت نقد آن،بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز، همخوانی ندارد، مگر آنکه «فرهنگ ایثار و شهادت» بمثابه تفکر استراتژیک فرض شود که با الگوی مفهومی از کربلا و عاشورا منطبق است. بنظرم نگرش دفاعی به تجربه تاریخی بیشتر تابع رویکرد و ملاحظات سیاسی، اجتماعی، همچنین فرهنگی-اعتقادی است و به مسایل استراتژیک در حال و آینده پاسخ نمی دهد. در واقع بدون  برخورداری از تجربه تاریخی جنگ نمی توان نظام مفهومی جدید را در حوزه جنگ و مسائل استراتژیک بنیان نهاد.

هم اکنون با تغییر در موقعیت ایران از «دفاعی و موجودیتی» در برابر تهدیدات نظامی و امنیتی در داخل کشور و در مرزها، به «بازدارنده گی تهاجمی» در منطقه، نگرش به تجربه جنگ با عراق نیازمند باز بینی و گذار از تفکر دفاعی به تفکر استراتژیک است، تا از این طریق پشتوانه های لازم برای مواجهه با ضرورت ها و چگونگی حضور منطقه ای و چالش های آن برخوردار شویم. با نظر به تغییر در شرایط و موقعیت ایران، نگرش کنونی و تفکر غالب نیاز به بازبینی دارد.

]]>
جنگ ایران و عراق؛ نگارش تاریخ یا بازتفسیر؟ 2018-08-05T19:54:38+01:00 2018-08-05T19:54:38+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/581 محمد درودیان واقعه جنگ ایران و عراق از منظر زمان و مکان، وقوع رخدادها و نتایج آن، تاریخمند شده است و  به این اعتبار، بسیاری از بررسی‌ها با رویکرد تاریخی و بمثابه تاریخ‌نگاری واقعه  در حال انجام است. گرچه بررسی تاریخی و تاریخ‌نگاری واقعه با هدف شناخت تاریخ انجام و موجب ایجاد نظام آگاهی‌بخش از واقعه می شود، اما نسبت بررسی تاریخی و تاریخ نگاری با آینده و پاسخ به نیازها، محل تأمل و پرسش است. اگر این فرض را بپذیریم که بررسی تاریخی و تاریخ نگاری از نقطه عزیمت زمان گذشته صورت واقعه جنگ ایران و عراق از منظر زمان و مکان، وقوع رخدادها و نتایج آن، تاریخمند شده است و  به این اعتبار، بسیاری از بررسی‌ها با رویکرد تاریخی و بمثابه تاریخ‌نگاری واقعه  در حال انجام است. گرچه بررسی تاریخی و تاریخ‌نگاری واقعه با هدف شناخت تاریخ انجام و موجب ایجاد نظام آگاهی‌بخش از واقعه می شود، اما نسبت بررسی تاریخی و تاریخ نگاری با آینده و پاسخ به نیازها، محل تأمل و پرسش است.

اگر این فرض را بپذیریم که بررسی تاریخی و تاریخ نگاری از نقطه عزیمت زمان گذشته صورت می گیرد، به این اعتبار میزان پاسخگویی متون تاریخ‌نگاری مستند و نقلی درباره وقایع گذشته، فاقد ظرفیت لازم برای پاسخگویی به نیازهای حال و آینده است. در این صورت چه باید کرد؟

«بازتفسیر تاریخی» در واقع روش برون رفت از محدودیت‌های تفکر تاریخی به مسائل اساسی، با هدف اهتمام به زمان حال و آینده است. در این روش، وقایع تاریخی بمثابه داده‌های تاریخی، در خدمت پاسخ به مسایل جاری قرار می گیرد. ملاحظه یاد شده، به اعتبار تعریف تفسیری که جناب «داود فیرحی» اشاره می‌کند، یعنی؛  «حذف و اضافه، برجسته‌سازی یا فراموشی واقعه »، می توان صورت‌بندی جدیدی را انجام داد که مواد آن تاریخی است، ولی منجر به تاریخ‌نگاری نمی‌شود، بلکه با تمرکز بر مسئله پیش رو، راه‌های برون رفت مورد تأکید قرار می‌گیرد. بازتفسیر تاریخی هر چند بر شانه‌های تاریخ ایستاده است، ولی به لحاظ رویکرد و روش، هیچ گونه التزام و تعهدی به بررسی‌های تاریخی به روش مستند و نقلی ندارد.

فارغ از تعریف یاد شده، امروز بازتفسیر جنگ ایران و عراق با چه هدف و روشی باید انجام شود؟ اگر جنگ در چارچوب پیوستگی با سیاست تعریف شود، بازتفسیر واقعه تاریخی جنگ، بمعنای نقد و بررسی چگونگی استفاده از قدرت و موقعیت منطقه ای ایران برای تأمین اهداف سیاسی است. اگر در چارچوب پیوستگی جنگ و انقلاب بررسی شود، ملاحظات دیگری را باید مورد توجه قرار داد. تحقق این امور از طریق بازتفسیر تجربه تاریخی و نه تاریخ نگاری، قابل حصول است که مسئله حال و آینده ما است.

]]>
ملاحظات روش شناسی نوآوری 2018-08-01T19:40:35+01:00 2018-08-01T19:40:35+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/577 محمد درودیان باور به تغییر و ضرورت آن در نگرش تاریخی به پدیده‌های انسانی، می تواند به دو رهیافت متفاوت منجر شود: 1- محافظه کاری در برابر تغییر و یا انفعال و تن‌سپاری به آن 2- استقبال از تغییر و جستجوی روش های دستیابی به آن روش اول موجب مقاومت در برابر تغییر و یا اضمحلال در درون تغییر می شود، در حالیکه روش دوم موجب احاطه و مدیریت تغییر خواهد شد. با این ملاحظه، چگونه باید در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق، تغییر رویکرد و روش را از طریق نوآوری مدیریت کرد؟ به نظرم با پذیرش این باور به تغییر و ضرورت آن در نگرش تاریخی به پدیده‌های انسانی، می تواند به دو رهیافت متفاوت منجر شود:

1- محافظه کاری در برابر تغییر و یا انفعال و تن‌سپاری به آن

2- استقبال از تغییر و جستجوی روش های دستیابی به آن

روش اول موجب مقاومت در برابر تغییر و یا اضمحلال در درون تغییر می شود، در حالیکه روش دوم موجب احاطه و مدیریت تغییر خواهد شد. با این ملاحظه، چگونه باید در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق، تغییر رویکرد و روش را از طریق نوآوری مدیریت کرد؟ به نظرم با پذیرش این باور که خلاقیّت در مواجهه با پدیده‌های جدید با ترس و اضطراب همراه است و تصمیم‌گیری در این میانه مسئله اساسی است، در عین حال اقداماتی را باید انجام داد:

1- استقبال از چالش و پرسش‌گری درباره باورها و تصمیمات و اقدامات در زمان جنگ

2- جستجوی روش‌های مختلف و جدید برای بررسی و مطالعه رخدادها و مسایل جنگ ایران و عراق

3- جسارت و صداقت در پذیرش باورهای جدید و طرح آن

فرهنگ جامعه با شرایط و تحولات سیاسی- اجتماعی نسبت دارد و هم اکنون «رویکرد اعتراضی» درباره همه چیز مفهوم نقد را مخدوش کرده و مواجهه خلّاقانه با موضوعات و مسایل جنگ ایران و عراق، دشوار شده است. در عین حال به نظر می‌رسد نقد با تعهد و مسئولیت‌پذیری اجتماعی- فردی نسبت دارد، در حالیکه همواره معترض بودن در برابر همه چیز می‌تواند در نقطه مقابل آن قرار بگیرد.

]]>
نقدی بر مستند جام زهر؛ فرصت‌های از دست رفته؛ منطق جنگ یا دلایل ادامه و پایان جنگ؟ 2018-07-27T19:40:41+01:00 2018-07-27T19:40:41+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/580 محمد درودیان مستند بی بی سی فارسی با عنوان «جام زهر؛ فرصت‌های از دست رفته ایران در جنگ»، با تبلیغات نسبتاً گسترده ای که برای پخش آن صورت گرفت، این انتظار را ایجاد کرده بود که مستند یاد شده، مخاطبان را با اطلاعات و یا صورت‌بندی جدیدی از مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته آشنا خواهد کرد، اما برخلاف انتظار، هیچگونه اطلاعات جدیدی فراتر از آنچه در ایران منتشر شده و برای ساخت این مستند محل رجوع قرار گرفته و در تیتراژ پایانی نیز به آن اشاره شده، وجود ندارد و صرف مستند بی بی سی فارسی با عنوان «جام زهر؛ فرصت‌های از دست رفته ایران در جنگ»، با تبلیغات نسبتاً گسترده ای که برای پخش آن صورت گرفت، این انتظار را ایجاد کرده بود که مستند یاد شده، مخاطبان را با اطلاعات و یا صورت‌بندی جدیدی از مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته آشنا خواهد کرد، اما برخلاف انتظار، هیچگونه اطلاعات جدیدی فراتر از آنچه در ایران منتشر شده و برای ساخت این مستند محل رجوع قرار گرفته و در تیتراژ پایانی نیز به آن اشاره شده، وجود ندارد و صرفاً به استدلال درباره وضعیت‌های مختلف برای پایان دادن به جنگ بسنده شده است. در واقع آقای حسین باستانی هیچگونه تلاش مستقل و هدفمندی را برای پاسخ‌گویی به مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته انجام نداده و در چارچوب داده‌های موجود در آثار منتشر شده و یا گفتارهای مکتوب یا تصویری، روند ادمه جنگ پس از فتح خرمشهر تا پذیرش قطعنامه 598 را در چارچوب برخی اهداف سیاسی صورت‌بندی کرده است.

]]>
ضرورت نقد و بررسی متون تاریخ نگاری جنگ 2018-07-23T19:40:55+01:00 2018-07-23T19:40:55+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/576 محمد درودیان جنگ به معنای یک واقعیّت سیاسی- نظامی، در زمان و مکان واقع شده و به اعتبار زمان، تاریخی شده است. تاریخ نگاری واقعه تاریخی با رجوع به اسناد و با استفاده از روش های مختلف، ناظر بر نوعی نگرش تاریخی در برداشت و تفسیر واقعه جنگ ایران و عراق است. متون یاد شده بمعنای معرفت درجه اول است، زیرا به دنبال شناخت وقایع تاریخی با رجوع به اسناد و یا بیان جزئیات وقایع به روش شفاهی است. با گذشت زمان، این پرسش وجود دارد که؛ در متون تاریخ نگاری جنگ، چه روایتی از وقایع با چه روشی بیان

جنگ به معنای یک واقعیّت سیاسی- نظامی، در زمان و مکان واقع شده و به اعتبار زمان، تاریخی شده است. تاریخ نگاری واقعه تاریخی با رجوع به اسناد و با استفاده از روش های مختلف، ناظر بر نوعی نگرش تاریخی در برداشت و تفسیر واقعه جنگ ایران و عراق است. متون یاد شده بمعنای معرفت درجه اول است، زیرا به دنبال شناخت وقایع تاریخی با رجوع به اسناد و یا بیان جزئیات وقایع به روش شفاهی است.

با گذشت زمان، این پرسش وجود دارد که؛ در متون تاریخ نگاری جنگ، چه روایتی از وقایع با چه روشی بیان شده است؟ پاسخ به این پرسش، بمعنای نقد و بررسی متون تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، معرفت درجه دوم محسوب می شود. به عبارت دیگر؛ معرفت شناسی درباره معرفت شناسی تاریخی است. استفاده از این روش به دلیل اشراف و آگاهی از تفکرات و روش های موجود در بررسی وقایع تاریخی، به دلیل رویکرد انتقادی، زمینه‌های بازبینی در رویکرد و روش های تاریخ نگاری را فراهم می کند.

]]>
قطعنامه 598 در آئینه تاریخ 2018-07-19T00:30:13+01:00 2018-07-19T00:30:13+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/578 محمد درودیان نقش قطعنامه 598 در پایان دادن به جنگ ایران و عراق و برقراری آتش بس، ناظر بر اهمیت این واقعه سیاسی و تاریخی، به اعتبار کارکرد و تاثیر ابزار سیاسی، در کنار ابزار نظامی و یا جایگزین آن، برای برون رفت از شرایط مخاطره آمیز  سیاسی و نظامی در جنگ با عراق و استفاده از این تجربه تاریخی در برابر بحرانهای مشابه در آینده است. هم اکنون در سالگرد پذیرش قطعنامه 598، مباحث مختلفی را می‌توان در این زمینه مورد بررسی قرار داد: نقش قطعنامه 598 در پایان دادن به جنگ ایران و عراق و برقراری آتش بس، ناظر بر اهمیت این واقعه سیاسی و تاریخی، به اعتبار کارکرد و تاثیر ابزار سیاسی، در کنار ابزار نظامی و یا جایگزین آن، برای برون رفت از شرایط مخاطره آمیز  سیاسی و نظامی در جنگ با عراق و استفاده از این تجربه تاریخی در برابر بحرانهای مشابه در آینده است. هم اکنون در سالگرد پذیرش قطعنامه 598، مباحث مختلفی را می‌توان در این زمینه مورد بررسی قرار داد:

]]>
ضرورت پژوهش درباره جنگ ایران و عراق 2018-07-15T19:40:59+01:00 2018-07-15T19:40:59+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/575 محمد درودیان جنگ ایران و عراق بعنوان یک واقعیت تاریخی، در عرصه های سیاسی، اجتماعی، نظامی، امنیتی، حتی مباحث راهبردی و استراتژیک چگونه باید مورد مطالعه قرار بگیرد؟ مهمتر آنک هم اکنون با کدام رویکرد و روش مورد بررسی قرار می گیرد؟ در پاسخ به پرسشهای یاد شده بر گزاره های زیر می توان تاکید کرد: 1- جنگ یک امر واقعی و تجربه شده و یک مسئله استراتژیک است، در نتیجه مناسب است از طریق پژوهش و بررسی جزئیات و صورت بندی روند تحولات و کلیّات آن باید مورد بررسی قرار بگیرد. 2- خاطره‌گویی از

جنگ ایران و عراق بعنوان یک واقعیت تاریخی، در عرصه های سیاسی، اجتماعی، نظامی، امنیتی، حتی مباحث راهبردی و استراتژیک چگونه باید مورد مطالعه قرار بگیرد؟ مهمتر آنک هم اکنون با کدام رویکرد و روش مورد بررسی قرار می گیرد؟ در پاسخ به پرسشهای یاد شده بر گزاره های زیر می توان تاکید کرد:

1- جنگ یک امر واقعی و تجربه شده و یک مسئله استراتژیک است، در نتیجه مناسب است از طریق پژوهش و بررسی جزئیات و صورت بندی روند تحولات و کلیّات آن باید مورد بررسی قرار بگیرد.

2- خاطره‌گویی از واقعیات تاریخی که هم اکنون رایج است، اگر چه در نسبت با واقعیات شکل گرفته است، ولی به دلیل اینکه واقعیات زمانمند است و تدریجا تاثیر وجودی خود را در زمان از دست می دهد، بنا براین تاکید بر خاطرات در تبیین و تشریح جنگ ایران و عراق، بمعنای غلبه و تداوم امر تاریخی است که تهی از واقعیات اثر گذار در زمان است. بعبارت دیگر خاطره بمعنای «گذشته تهی شده از واقعیات» است که در زمان و مکان خاص واقع شده است و در نتیجه استفاده از خاطرات که به تدریج از خصلت فرا زمان و فرامکان برخوردار می شود نمی توان واقعیات تاریخی را فهم کرد.

3- استفاده از«تخیّل»، بمعنای فراروی از واقعیّات است و بیشتر با شعر، سینما و ادبیات نسبت دارد. از نقطه عزیمت و خاستگاه تخیّل و نگرش نوستالژیک به این تجربه، نمی توان ابعاد مخاطره آمیز جنگ در گذشته و احتمال تکرارپذیری آن را در آینده، بعنوان یک مسئله استراتژیک درک کرد.هر چند این روش در حوزه فرهنگی و سیاسی-اجتماعی، نقش و کارکرد قابل توجهی دارد.

4- خاطره‌گویی و در سوگ نشینی برای از دست دادن یک دوره و نگرش نوستالژیک، تجربه جنگ را خالی از هرگونه پشتوانه سازی برای شکل گیری تفکر استراتژیک درباره مسایل اساسی و راهبردی خواهد کرد.

]]>
معمای جنگ چیست؟ 2018-07-10T19:40:09+01:00 2018-07-10T19:40:09+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/574 محمد درودیان معمای جنگ در میانه دو امر گذشته و آینده قرار دارد:    1- امر تجربه شده در گذشته    2- عدم قطعیت آیندهتجربه گذشته پیش فرض های فهم از جنگ را شکل داده و باورداشت های مواجهه با تجربه جدید، تحت تأثیر تجربه گذشته قرار دارد، در حالیکه چگونگی وقوع جنگ در آینده، ماهیت، مشخصه، همچنین پیامدهای آن، عدم قطعیت را در آینده شکل داده است. با این توضیح چگونگی نسبت میان تجربه گذشته با آینده مهمترین پرسش و مسئله پیش رو است.

معمای جنگ در میانه دو امر گذشته و آینده قرار دارد:

   1- امر تجربه شده در گذشته

   2- عدم قطعیت آینده

تجربه گذشته پیش فرض های فهم از جنگ را شکل داده و باورداشت های مواجهه با تجربه جدید، تحت تأثیر تجربه گذشته قرار دارد، در حالیکه چگونگی وقوع جنگ در آینده، ماهیت، مشخصه، همچنین پیامدهای آن، عدم قطعیت را در آینده شکل داده است. با این توضیح چگونگی نسبت میان تجربه گذشته با آینده مهمترین پرسش و مسئله پیش رو است.

]]>
چگونگی ارزیابی رخدادها و شخصیت‌های تاریخی 2018-07-05T19:40:16+01:00 2018-07-05T19:40:16+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/573 محمد درودیان ارزش‌گذاری و قضاوت درباره اندیشه‌ها و اقدامات افراد و نهادها، همچنین وقایع تاریخی امری است که بصورت جاری صورت می‌گیرد و جریان دارد. مهمترین عامل موثر در ایجاد و امکان ارزش‌گذاری، گذشت زمان و تغییر در شرایط است. در واقع با گذشت زمان و مشاهده آثار و نتایج، می توان بر تاریخ نور تاباند و آن را مورد باز بینی قرار داد. فرضاً امروز نقش مرحوم آیت الله هاشمی، شهید صیاد شیرازی و یا تأثیر عملیات بیت المقدس، همچنین حوادث ماه های پایانی جنگ  چگونه قابل ارزیابی است؟ در اینجا ح

ارزش‌گذاری و قضاوت درباره اندیشه‌ها و اقدامات افراد و نهادها، همچنین وقایع تاریخی امری است که بصورت جاری صورت می‌گیرد و جریان دارد. مهمترین عامل موثر در ایجاد و امکان ارزش‌گذاری، گذشت زمان و تغییر در شرایط است. در واقع با گذشت زمان و مشاهده آثار و نتایج، می توان بر تاریخ نور تاباند و آن را مورد باز بینی قرار داد.

فرضاً امروز نقش مرحوم آیت الله هاشمی، شهید صیاد شیرازی و یا تأثیر عملیات بیت المقدس، همچنین حوادث ماه های پایانی جنگ  چگونه قابل ارزیابی است؟ در اینجا حداقل دو روش و رویکرد وجود دارد: یکی؛ بررسی تاریخی و با نظر به شرایط زمانی واقعه است. دیگری؛ تداوم تأثیرگذاری در مواجهات جدید و آینده است. دوگانگی یاد شده با فرض تاثیر واقعه و افراد در زمان واقعه و یا پس از آن می باشد.

روش اول برای افراد، نهادها و رخدادها قابل انجام است، در حالیکه روش دوم بیشتر برای افراد قابل استفاده است. در واقع با مواجهه با وقایع و چالش‌های تصمیم گیری و اقدام، نقش افراد و الگوهای تاریخی در مواجهات مورد بازبینی و توجه قرار می‌گیرد. به این اعتبار، «ماندگاری و تأثیرگذاری»، مهمترین شاخص برای ارزیابی نقش افراد، نهادها و رخدادهای تاریخی است. واقعه در زمان رخ می دهد و ابعاد وجودی اشخاص نیز در زمان بسط پیدا می کند. بنابراین با گذشت زمان و تغییر شرایط، میزان تأثیرگذاری و ماندگاری نقش افراد و نهادها، همچنین وقایع تاریخی را می توان مورد ارزیابی قرار داد.

]]>
اکنون یا گذشته؟ 2018-06-30T19:40:26+01:00 2018-06-30T19:40:26+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/572 محمد درودیان نسبت تجربه گذشته در جنگ با عراق، با امر جاری و آینده چیست؟ فرض بر این است که؛ 1- مطالعه تاریخی با نظر به «گذشته تاریخی» و بدون توجه به حال و آینده، تاریخ را محصور به گذشته و بی استفاده خواهد کرد. 2- رویکرد «اکنون زدگی» نیز بمعنای بی توجهی به گذشته و تجارب آن، همچنین چشم اندازهای احتمالی در آینده، موجب بی ریشه گی و بی اینده گی خواهد شد. بنابراین غلبه گذشته گرایی و اکنون زدگی، فهم ما را در مواجهات اساسی از مسائل استراتژیک و سرانجام آن، در مواجهه با مسائل اساسی در آینده به چ نسبت تجربه گذشته در جنگ با عراق، با امر جاری و آینده چیست؟ فرض بر این است که؛

1- مطالعه تاریخی با نظر به «گذشته تاریخی» و بدون توجه به حال و آینده، تاریخ را محصور به گذشته و بی استفاده خواهد کرد.

2- رویکرد «اکنون زدگی» نیز بمعنای بی توجهی به گذشته و تجارب آن، همچنین چشم اندازهای احتمالی در آینده، موجب بی ریشه گی و بی اینده گی خواهد شد.

بنابراین غلبه گذشته گرایی و اکنون زدگی، فهم ما را در مواجهات اساسی از مسائل استراتژیک و سرانجام آن، در مواجهه با مسائل اساسی در آینده به چالش خواهد گرفت. با نظر به مفروضات یاد شده پرسش این است که؛

1- اگر «اکنون» ریشه در گذشته دارد، چگونه می توان توازن میان گذشته - حال را برقرار کرد؟

2- اگر بررسی های تاریخی در گذشته راهنمای برون رفت های تاریخ ساز در آینده است، چگونه باید تجربه گذشته را مورد مطالعه قرار داد؟

3- اگر تاریخ گذشته از مسائل و ضرورت های کنونی پشتیبانی نکند، آیا تاریخ با جزئیات آن، جز داستان و خاطراتی برای فراغت و گذشت زمان، ارزش دیگری دارد؟

4- اگر برای برون رفت از شرایط کنونی، از تجربه تاریخی نتوانیم استفاده کنیم، پس نسبت تجربه گذشته با آینده چیست؟

]]>
جنگ ایران و عراق و پرسش های بنیادین 2018-06-25T19:40:38+01:00 2018-06-25T19:40:38+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/570 محمد درودیان پرسش‌های بنیادین جنگ ایران و عراق کدام است؟ فرض بر این است که طرح پرسش در هر حوزه‌ای بمعنای واکاوی و به چالش گرفتن پارادایم غالب و توانمندی‌های پاسخگویی برای حفظ و دفاع از روندهای جاری است. پرسش‌گری در موضوعات فکری و عملی، بویژه جنگ ایران و عراق، در واقع قدرت و انسجام درونی، همچنین پویایی بیرونی پارادایم غالب را نشانه می رود. به این اعتبار، پرسش‌ها را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: پرسش‌های بنیادین جنگ ایران و عراق کدام است؟ فرض بر این است که طرح پرسش در هر حوزه‌ای بمعنای واکاوی و به چالش گرفتن پارادایم غالب و توانمندی‌های پاسخگویی برای حفظ و دفاع از روندهای جاری است. پرسش‌گری در موضوعات فکری و عملی، بویژه جنگ ایران و عراق، در واقع قدرت و انسجام درونی، همچنین پویایی بیرونی پارادایم غالب را نشانه می رود. به این اعتبار، پرسش‌ها را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

]]>
پرسشگری در تاریخ شفاهی 2018-06-21T19:40:42+01:00 2018-06-21T19:40:42+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/565 محمد درودیان پرسشگری و طرح پرسش در روش تاریخ شفاهی چگونه باید باشد؟ به نظر می رسد در تاریخ شفاهی، دو دسته پرسش را با دو هدف متفاوت می توان طرح و دنبال کرد: 1- برای بررسی و آشکار شدن جزئیات تاریخی و نقش ها، باید از پرسش‌های تشریحی استفاده کرد که موجب می شود راوی واقعه با دقت بیشتری جزئیات را بیان کند. ملاحظه یاد شده، استحکام روایت شفاهی و نقش راوی واقعه، همچنین عوامل مختلف را روشن می‌کند. مهمتر آنکه مانع از تحقق این عامل روانی خواهد شد که راوی واقعه برابر باورهای خودساخته حاصل

پرسشگری و طرح پرسش در روش تاریخ شفاهی چگونه باید باشد؟ به نظر می رسد در تاریخ شفاهی، دو دسته پرسش را با دو هدف متفاوت می توان طرح و دنبال کرد:

1- برای بررسی و آشکار شدن جزئیات تاریخی و نقش ها، باید از پرسش‌های تشریحی استفاده کرد که موجب می شود راوی واقعه با دقت بیشتری جزئیات را بیان کند. ملاحظه یاد شده، استحکام روایت شفاهی و نقش راوی واقعه، همچنین عوامل مختلف را روشن می‌کند. مهمتر آنکه مانع از تحقق این عامل روانی خواهد شد که راوی واقعه برابر باورهای خودساخته حاصل از مشاهده و عمل، واقعه را آن گونه که تمایل دارد روایت کند. مهمتر آنکه باید با کسانیکه از آنها نام برده می شود، برای ارزیابی چگونگی نقش آنها و میزان صحت گفتارها، گفتگو کرد، حال آنکه چنین اقدامی به دلائل مختلف کمتر صورت می گیرد.

2- برای بررسی‌های تحلیلی، به معنای ارتباط وقایع و پدیده‌ها با یکدیگر، باید پرسش‌ها را بمنظور تعریف و تعیین مسایل طرح کرد. در این نوع پرسش‌ها، «مسئله» و نه واقعه، راهنمای طرح پرسش و پاسخ است. غلبه وجه تحلیلی، امکان استفاده از روش انتقادی را فراهم کرده و از این طریق «تاریخ شفاهی انتقادی» شکل خواهد گرفت.

]]>
روش مواجهه با مسایل راهبردی و نسبت آن با تجربه دوره جنگ 2018-06-17T19:40:18+01:00 2018-06-17T19:40:18+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/571 محمد درودیان پرسش مورد بحث این است که تجربه کنونی ایران در حوزه مسایل نظامی و راهبردی چه نسبتی با تجربه دوره جنگ با عراق دارد؟ پاسخ به پرسش مورد بحث را با این فرض بررسی خواهم کرد که آنچه هم اکنون جریان دارد، در امتداد تجربه پیشین صورت می گیرد. جنگ با عراق در چارچوب مفهوم جنگ دفاعی و به منظور دفاع از نظامِ برآمده از انقلاب و تمامیت ارضی کشور انجام شد. پس از آزادسازی مناطق اشغالی، جنگ دفاعی در چارچوب انقلاب، به جنگ تهاجمی تغییر کرد. به این معنا که با استفاده از قدرت نظامی، برای سق پرسش مورد بحث این است که تجربه کنونی ایران در حوزه مسایل نظامی و راهبردی چه نسبتی با تجربه دوره جنگ با عراق دارد؟ پاسخ به پرسش مورد بحث را با این فرض بررسی خواهم کرد که آنچه هم اکنون جریان دارد، در امتداد تجربه پیشین صورت می گیرد.

جنگ با عراق در چارچوب مفهوم جنگ دفاعی و به منظور دفاع از نظامِ برآمده از انقلاب و تمامیت ارضی کشور انجام شد. پس از آزادسازی مناطق اشغالی، جنگ دفاعی در چارچوب انقلاب، به جنگ تهاجمی تغییر کرد. به این معنا که با استفاده از قدرت نظامی، برای سقوط صدام با پیروزی نظامی اقدام شد.

آنچه بعنوان جنگ طولانی از آن یاد و نسبت به آن انتقاد می شود، در واقع چالش ها و ناتوانی در دستیابی به پیروزی نظامی بر عراق، همانند آنچه که آمریکا در عراق و با سقوط صدام انجام داد، می باشد. مسئله اصلی در جنگ با عراق، شکاف میان واقعیات جنگ با ادراک جامعه از قدرت ایران بود. چنانکه با حملات عراق و بازپس‌گیری مناطق تصرف شده، جامعه دچار شوک و بهت شد و همچنان در همین مسیر به نقد و پرسشگری ادامه داده است.

هم اکنون حضور منطقه ای ایران در چارچوب برخورداری از موقعیت جدید منطقه ای، به چارچوب فکری مناسبی نیاز دارد تا از ضرورت های این حضور و پیامدهای آن پشتیبانی کند. تقلیل قدرت منطقه ای ایران به مناقشات سیاسی- اجتماعی در داخل کشور ، مانع از پشتیبانی ساختارهای سیاسی- اجتماعی و افکار عمومی از این موقعیت تاریخی و بی همتا خواهد شد. موقعیت استراتژیک به ادراک و حمایت استراتژیک نیاز دارد و این مهم از طریق مناقشات سیاسی حاصل نخواهد شد، بلکه به اجماع سیاسی و اجتماعی، بر پایه «خرد استراتژیک» نیاز دارد.

به این اعتبار، به نظرم الگوی فکری- رفتاری و گفتمان رسانه ای ایران در موضوع حضور و قدرت منطقه ای ایران که از نظر تاریخی کم نظیر است، همانند مرحله جنگ در خاک عراق پس از فتح خرمشهر و بیشتر در چارچوب مفهوم دفاعی است. شکاف کنونی و تداوم آن در صورت مواجهه با رخدادهای حاصل از حضور ایران در منطقه، پیامدهای نامطلوبی خواهد داشت که مدیریت آن در سطح منطقه و در داخل کشور دشوار خواهد بود.

]]>
نقدی بر روایت خطی از تاریخ 2018-06-12T19:40:00+01:00 2018-06-12T19:40:00+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/569 محمد درودیان روایت تاریخی از وقایع تاریخی، یک روایت خطی است که چگونگی وقوع رخدادها را در بستر زمان توصیف می‌کند و گاهی منجر به تحلیل و صورت‌بندی کلی زمانی- موضوعی هم می‌شود. این نوع روایت‌ها حاصل تفکر تاریخی و پسینی است. به این معنا که منطق روایت تاریخی از طریق جستجوی روابط پدیده‌ها در زمان وقوع، کشف و بیان نمی‌شود، بلکه پس از آشکار شدن نتایج وقایع تاریخی، روایت تاریخی بر واقعیّات تحمیل می‌شود. به همین دلیل روایت‌های خطی تا اندازه ای خالی از التهاب و تعلیق زمانی و بی‌آینده‌گی‌های ل روایت تاریخی از وقایع تاریخی، یک روایت خطی است که چگونگی وقوع رخدادها را در بستر زمان توصیف می‌کند و گاهی منجر به تحلیل و صورت‌بندی کلی زمانی- موضوعی هم می‌شود. این نوع روایت‌ها حاصل تفکر تاریخی و پسینی است. به این معنا که منطق روایت تاریخی از طریق جستجوی روابط پدیده‌ها در زمان وقوع، کشف و بیان نمی‌شود، بلکه پس از آشکار شدن نتایج وقایع تاریخی، روایت تاریخی بر واقعیّات تحمیل می‌شود. به همین دلیل روایت‌های خطی تا اندازه ای خالی از التهاب و تعلیق زمانی و بی‌آینده‌گی‌های لحظه های تصمیم گیری و اقدام در زمان وقوع است. مانند لحظه تصمیم گیری و اعلام فرمان برای آغاز عملیات که با نگرانی نسبت به نتایج صورت می گیرد.

اینکه در بررسی تاریخی- خطی، فرازهای اصلی و سرنوشت‌ساز قابل مشاهده نیستند، احتمالاً به این دلیل است که پیش‌فرض‌های تفکر تاریخی بر واقعه‌محوری و روند خطی و بهم پیوسته در وقوع حوادث استوار است، حال آنکه تاریخ را با واقعه نویسی نقلی و مستند و نمی‌توان تبیین و روایت کرد، بلکه باید فرایند وقوع را از طریق پرسش و تحقیق مورد واکاوی قرار داد.

]]>