m-doroodian|محمد درودیان هدف از تأسیس این صفحه، بیان دیدگاهها و نظرات درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق و نیز بازاندیشی و اصلاح نظرات و آثار منتشر شده است. از مخاطبان گرامی تقاضا دارم از طریق آدرس m.doroodian@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات نقادانه و پیشنهادی خویش بهره‌ مند فرمایند. tag:http://m-doroodian.ir 2020-03-29T09:21:03+01:00 mihanblog.com تغییر در رویکرد و روش تاریخ نگاری جنگ 2020-03-29T04:30:45+01:00 2020-03-29T04:30:45+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/725 محمد درودیان با فرض اینکه تاریخ با تفکر و زیست اجتماعی یک جامعه نسبت دارد، بنابراین تجربه رخدادهای بزرگ تاریخی در ابعاد سیاسی- اجتماعی و نظامی- امنیتی، موجب خودآگاهی جدیدی از وقایع و برقراری نسبت جدید میان تاریخ با جامعه می‌شود و در این فرایند، انتظار از تاریخ و روش تاریخ‌نگاری دستخوش تغییر می‌شود. الزامات تغییر در رویکرد و روش به تاریخ و تاریخ‌نگاری، حاصل وقوع انقلاب در جامعه ایران و آرمان‌گرایی انقلابی، همچنین تجربه جنگ با عراق است. بنابراین جامعه ایران هم اکنون درگیر شرایط و واقع

با فرض اینکه تاریخ با تفکر و زیست اجتماعی یک جامعه نسبت دارد، بنابراین تجربه رخدادهای بزرگ تاریخی در ابعاد سیاسی- اجتماعی و نظامی- امنیتی، موجب خودآگاهی جدیدی از وقایع و برقراری نسبت جدید میان تاریخ با جامعه می‌شود و در این فرایند، انتظار از تاریخ و روش تاریخ‌نگاری دستخوش تغییر می‌شود. الزامات تغییر در رویکرد و روش به تاریخ و تاریخ‌نگاری، حاصل وقوع انقلاب در جامعه ایران و آرمان‌گرایی انقلابی، همچنین تجربه جنگ با عراق است. بنابراین جامعه ایران هم اکنون درگیر شرایط و واقعیّاتی است که ریشه در رخدادهای بزرگ تاریخی دارد. بنابراین ارزیابی صحت تاریخ‌نگاری موجود، در نسبت میان واقعیات تاریخی با وقایع در گذشته، به پاسخ های جدیدی نیاز دارد که بدون تغییر در رویکرد و روش تاریخ‌نگاری حاصل نخواهد شد. برپایه توضیح شده این پرسش وجود دارد که؛ آیا تاریخ نگری و در نتیجه رویکرد و روش تاریخ نگاری در ایران، متاثر از تحولات بزرگی تاریخی در حال تغییر است؟ در صورت پاسخ مثبت، دلایل و نشانه های آن کدام است؟ سمت و سوی آن چیست؟ در این پرسش ضرورت تغییر در رویکرد و روش تاریخنگاری، با تأثیر از وقایع بزرگ انقلاب و جنگ پذیرفته شده است، در غیر این صورت پرسش مورد بحث موضوعیت نخواهد داشت.

نگرش تاریخی جدید در حال شکل گیری است که بر پایه خودآگاهی حاصل از تجربه جنگ و انقلاب و تحولات سیاسی شکل گرفته است. این نگرش، با تفکر سنتی به تاریخ بعنوان گذشته و جستجوی اسناد برای فهم و بازسازی آن تفاوت دارد. نگرش کنونی درونمایه سیاسی دارد و با ارجاع تاریخی، به سمت الگوهای جدید سیاسی حرکت خواهد کرد. برای فهم این موضوع باید گزاره های سیاسی- تاریخیِ رو به گسترش را در فضای مجازی و گفتمان عمومی در باب قدرت و سیاست مشاهده کرد. گزاره‌های یاد شده حتی در موضوعات فرهنگی و اجتماعی، ناظر بر پیش فرض‌های سیاسی- تاریخی است.

روح حاکم بر تفکر و روش تاریخی در دوره جدید، با رویکرد انتقادی به سیاست و قدرت، جامعه و فرهنگ نسبت دارد. امری که در نسبت با تجربه انقلاب و جنگ شکل گرفته است. در این فرایند رجوع به تاریخ با نقد معطوف به تغییر همراه است. رویکرد کنونی به تاریخ برای جستجوی امر حال و تعریف نسبت ها برای تغییر و نه صرفاً اطلاع از وقایع گذشته است. به همین دلیل روش روایی و توصیف وقایع گذشته، پاسخگوی مطالبات سیاسی و اجتماعی برای تغییر نیست، بلکه بررسی‌های تاریخی به روش تحلیلی و منتقدانه مورد انتظار است.

]]>
بررسی تجربه جنگ با عراق با کدام روش؟ 2020-03-24T03:30:35+01:00 2020-03-24T03:30:35+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/724 محمد درودیان با توجه به اینکه هم اکنون سه دهه از زمان اتمام جنگ در سال 1367 گذشته است، بنابراین تجربه جامعه ایران در جنگ با عراق در حال تاریخی شدن است. با این توضیح، با این تجربه تاریخی چگونه باید مواجه شد؟ بررسی‌های گفتاری و نوشتاری موجود، هر چند با رویکرد و روش‌های سیاسی، تاریخی و اجتماعی دنبال می‌شود، ناظر بر «خودآگاهی تاریخی» نیست. به این معنا که آنچه بعنوان نگارش تاریخ انجام می‌شود، بر پایه گسست زمانی گذشته با حال صورت نمی‌گیرد! علت این تناقض که بررسی تاریخی، بدون خودآگاهی صورت می‌ با توجه به اینکه هم اکنون سه دهه از زمان اتمام جنگ در سال 1367 گذشته است، بنابراین تجربه جامعه ایران در جنگ با عراق در حال تاریخی شدن است. با این توضیح، با این تجربه تاریخی چگونه باید مواجه شد؟ بررسی‌های گفتاری و نوشتاری موجود، هر چند با رویکرد و روش‌های سیاسی، تاریخی و اجتماعی دنبال می‌شود، ناظر بر «خودآگاهی تاریخی» نیست. به این معنا که آنچه بعنوان نگارش تاریخ انجام می‌شود، بر پایه گسست زمانی گذشته با حال صورت نمی‌گیرد! علت این تناقض که بررسی تاریخی، بدون خودآگاهی صورت می‌گیرد، دو دلیل است:

1- توصیف و تحلیل وقایع جنگ بیشتر از سوی نسل جنگ و در چارچوب امتداد تجربه گذشته صورت می گیرد، در حالیکه پرسش‌گری نسل جدید و روش برخورد آنها بر اساس «تاریخی شدن» تجربه جنگ با عراق است. دوگانگی موجود یکی از مسائل کنونی در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق است.

2- رویکرد سیاسی، تبلیغاتی و فرهنگی به تجربه جنگ، گذشته را در امتداد وضعیت کنونی قرار داده است. بنابراین غلبه رویکرد سیاسی - تبلیغاتی، مانع از توجه به وجه تاریخی و ضرورتهای آن شده است.

فارغ از این ملاحظه و با فرض تاریخی شدن این تجربه، پرسش این است که؛ چگونه باید با این تجربه تاریخی مواجه شد؟ آنچه روشن است؛ با وقوع رخدادهای تاریخی در زمان و مکان، وقایع به تدریج تاریخی می‌شود و تنها تأثیرات آن تداوم پیدا می‌کند و محل بحث و مناقشه قرار می گیرد. با این توضیح بنظرم دو روش کلی برای مواجهه با تجربه وجود دارد:

1. آغاز بررسی‌های تاریخی و توصیه برای حال و آینده.

 برابر این روش، نقطه عزیمت در بررسی‌ها، از گذشته شروع و تلاش می‌شود در برخی زمینه‌ها توصیه و تجویز صورت بگیرد که بسیار کلی و فاقد ارتباط مفهومی- سیستماتیک میان گذشته با حال است.

2. تمرکز بر نیازهای حال و رجوع به تجربه گذشته برای پاسخ به آن.

 رویکرد دوم در مقایسه با رویکرد اول از تأثیرات بیشتری برخوردار است. زیرا بررسی‌های تاریخی به دلیل رویکرد و روش، بر داده‌ها و زمان گذشته تمرکز دارد و تاریخ را در تاریخ محصور می‌کند. در حالیکه رجوع به تجربیات گذشته، به دلیل «مسئله محوری» در نیازسنجی‌های زمان حال و آینده، مهمتر از آن؛ استفاده از روش نقد بجای توصیف، امکان استفاده از تجربه گذشته را بصورت خاص فراهم می‌کند. مهمتر آنکه استفاده از رویکرد دوم این موضوع را روشن خواهد کرد که چگونه در برخی موارد مشابه، به تجربه جنگ با عراق توجهی صورت نگرفته است. در صورت صحت برداشت یاد شده، یکی از دلایل پیدایش این وضعیت، استفاده از رویکرد و روش سیاسی، تاریخی و تبلیغاتی، بجای نقد و بررسی عمیق تجربیات تاریخی است.

]]>
نقدی بر وجوه تمایز میان تاریخ نگاری جنگ در ارتش و سپاه 2020-03-20T04:30:37+01:00 2020-03-20T04:30:37+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/723 محمد درودیان هم اکنون تاریخ‌نگاری جنگ در نیروهای نظامی، به دلیل ایجاد ساختار و روش‌های پژوهشی، همچنین تولید آثار مختلف، ساختارمند و نهادینه شده است. ملاحظه یاد شده ناظر بر این پرسش است که؛ مشخصه های تاریخ نگاری جنگ در نهادهای نظامی که اسناد جنگ را در اختیار دارند، کدام است؟ مهمتر از آن، وجه تمایز تاریخ نگاری جنگ در سپاه و ارتش کدام است؟ هر کدام منجر به چه روایتی از وقایع سیاسی- نظامی جنگ می شود؟ به نظرم وجه تمایز تاریخ نگاری ارتش و سپاه در چند موضوع به دلیل روش شکل گیری و نتایج آ هم اکنون تاریخ‌نگاری جنگ در نیروهای نظامی، به دلیل ایجاد ساختار و روش‌های پژوهشی، همچنین تولید آثار مختلف، ساختارمند و نهادینه شده است. ملاحظه یاد شده ناظر بر این پرسش است که؛ مشخصه های تاریخ نگاری جنگ در نهادهای نظامی که اسناد جنگ را در اختیار دارند، کدام است؟ مهمتر از آن، وجه تمایز تاریخ نگاری جنگ در سپاه و ارتش کدام است؟ هر کدام منجر به چه روایتی از وقایع سیاسی- نظامی جنگ می شود؟

به نظرم وجه تمایز تاریخ نگاری ارتش و سپاه در چند موضوع به دلیل روش شکل گیری و نتایج آن، متفاوت است و نیاز به بررسی دارد:

1- تاریخ نگاری جنگ در سپاه با هدف جلوگیری از تحریف تاریخ جنگ و در دفتر سیاسی سپاه تأسیس شد، در حالیکه تاریخ نگاری جنگ در ارتش، متأثر از تهیه گزارش و ثبت «وقایع» در زمان عملیات و نه ساختارهای مصوّب برای تاریخ نگاری شکل گرفته است. به همین دلیل از عنوان «عملیات نگاری» استفاده می شود.

2- تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه از سوی راویان و شاهدان صورت می‌گیرد که هیچ‌گونه مسئولیتی در فرآیند تصمیم‌گیری و اقدام نداشته اند. غیر از یک مورد که سردار حسین علایی اقدام کرده است. در حالیکه تاریخ نگاری جنگ در ارتش از سوی فرماندهان و مسئولین صورت می‌گیرد که در متن واقعه حضور داشته و علاوه بر این، در تصمیمات و اقدامات، سهم و مسئولیت داشته اند. تا کنون آثار برجسته ای از سوی سایر پژوهشگرانی که مسئولیتی در جنگ نداشته اند، در انتشارات ارتش مشاهده نشده است.

3- روش تاریخ نگاری در سپاه، خلّاقانه و با نظر به موضوع و نیازمندی‌های جامعه در گونه‌های مختلف صورت گرفته است، در حالیکه گونه‌های تاریخ نگاری ارتش مانند اطلس، گزارش عملیات‌ها و روزشمار، با تأثیرپذیری از اقدامات سپاه انجام شده است.

تفاوت‌های بیشتری در این زمینه وجود دارد که می‌توان به آنها اشاره کرد. مسئله اساسی در تفاوت ها و تمایز تاریخ نگاری جنگ در ارتش و سپاه این است که بر «روایت های جنگ» تأثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر؛ برای نقد و بررسی روایت های موجود از جنگ، علاوه بر «ارزیابی اسناد»، روش دیگر این است که تاریخ نگاری جنگ در ارتش و سپاه از نظر خاستگاه و هدف اولیه، مورّخین و پژوهشگران، همچنین روش تاریخ نگاری مورد واکاوی قرار بگیرد.

]]>
مفهوم تاریخ با تاریخ نگاری در هر دوره تاریخی، چه نسبتی با هم دارند؟ 2020-03-17T03:30:26+01:00 2020-03-17T03:30:26+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/715 محمد درودیان برابر عنوان این یادداشت که با طرح یک پرسش همراه شده است، مفهوم تاریخ و تاریخ‌نگاری، در نسبت با زمان, در دوره‌های متفاوت تاریخی مورد بحث قرار  گرفته است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد. مفهوم «تاریخ» بعنوان «امر کلی و هویت ساز» برای جوامع انسانی، با مفهوم «زمان» بعنوان  «آغاز و پایان یک دوره تاریخی»،  با هم نسبت دارند و تاریخ‌نگاری در هر دوره تاریخی، حاصل «تعامل مفهوم تاریخ و زمان» است. به همین دلیل مشخصه های دوره های تاریخی و تاریخ‌نگاری هر دوره، د برابر عنوان این یادداشت که با طرح یک پرسش همراه شده است، مفهوم تاریخ و تاریخ‌نگاری، در نسبت با زمان, در دوره‌های متفاوت تاریخی مورد بحث قرار  گرفته است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

مفهوم «تاریخ» بعنوان «امر کلی و هویت ساز» برای جوامع انسانی، با مفهوم «زمان» بعنوان  «آغاز و پایان یک دوره تاریخی»،  با هم نسبت دارند و تاریخ‌نگاری در هر دوره تاریخی، حاصل «تعامل مفهوم تاریخ و زمان» است. به همین دلیل مشخصه های دوره های تاریخی و تاریخ‌نگاری هر دوره، در عین تفاوت با هم نسبت دارند.

مفهوم «تاریخ نگاری» در هر دوره تاریخی تفاوت دارد و تابع تفکر حاکم بر آن دوره است. مشاهده و گزینش جزئیات وقایع در هر دوره تاریخی و صورت‌بندی آن، از این طریق امکان پذیر می شود. برابر این توضیح، با فرض اینکه تاریخ نگاری پهلوی با تاریخ نگاری قاجار و صفوی و هر دو با تاریخ نگاری جمهوری اسلامی متفاوت است، دلیل این تفاوت ها صرفا در جزییات وقایع نیست، که هست، بلکه تابع «تاریخ نگری» بمعنای ادراک از تاریخ و زمان، در مشاهده و رفتارها، همچنین در گزینش وقایع و چینش داده ها، برای تولید متن و تاریخ نگاری وقایع در یک دوره تاریخی است.

   در هر دوره، تاریخ بر اساس ادراک از مفهوم تاریخ و زمان  ساخته و نوشته می شود. برابر این توضیح، سرآمدن یک دوره زمانی بمعنای به تمامیّت رسیدن و پایان آن دوره تاریخی است. هرچند که این امکان وجود دارد که صورت کلی و یا رخدادهای هر دوره تاریخی، در دوره های دیگر بازبینی، نقد و یا تصرّف شود. در واقع امکان پذیری بازبینی و نقد، تنها بخاطر وجود داده های جدید نیست، بلکه به علت به پایان رسیدن امکان های تاریخی در هر دوره و سرآمدن آن دوره تاریخی است.

پرسش این است که؛ با فرض نسبت تفکر تاریخی و تاریخ نگاری هر دوره، با مشخصه های تاریخی آن دوره، تفکر تاریخی و روش تاریخ نگاری در هر دوره، با دوره‌های دیگر چه نسبتی دارد و چگونه تداوم یافته و یا دستخوش تغییر می شود؟ پاسخ به این پرسش از این جهت اهمیت دارد که وجه تاریخی و تاریخ‌سازی وقایع را با تغییر در تاریخ هر دوره، روشن می‌کند. مهمتر آنکه؛ این موضوع را آشکار می کند که چه چیزی از تاریخ هر دوره باقی می ماند که نقطه اتصال آن به آینده است؟ پاسخ به این پرسش همچنین نقطه تداوم تاریخ و چگونگی آن را روشن می کند.

با فرض اینکه همیشه شناخت تاریخی و مواجهه با تاریخ، در ذیل دوره های تاریخی و نه به صورت مستقل انجام می گیرد، «رجوع به تاریخ، گزینش داده های تاریخی و مبارزه با تاریخ»، سه صورت و روش متفاوت مواجهات تاریخی است که ریشه های هویتی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی دارد. در واقع از این طریق تاریخ سازی و تاریخ‌نگاری در هر دوره تاریخی، از سوی نسل‌های متفاوت صورت می‌گیرد.

]]>
مطالعه جنگ ایران و عراق؛ کدام رویکرد و روش؟ 2020-03-10T04:00:18+01:00 2020-03-10T04:00:18+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/721 محمد درودیان طرح مسئله: مادّه تاریخ، «واقعه» است. به این معنا که  تصریح می شود تاریخ بدون امر واقع در زمان و مکان شکل نمی‌گیرد. چنانکه تاریخ نگاری بدون واقعه موضوعیّت ندارد. بنابراین واقعه مقدم بر تاریخ نگاری است و مورّخ بدون داده های تاریخی که دستمایه پژوهش و مطالعات قرار می دهد، قادر به روایت و نگارش متن تاریخی نخواهد بود. با فرض اینکه تاریخ‌نگاری واقعه حاصل رویکرد و روش مورّخ است، این پرسش وجود دارد که؛ مطالعه جنگ ایران و عراق را با کدام رویکرد و روش باید انجام دا طرح مسئله:

مادّه تاریخ، «واقعه» است. به این معنا که  تصریح می شود تاریخ بدون امر واقع در زمان و مکان شکل نمی‌گیرد. چنانکه تاریخ نگاری بدون واقعه موضوعیّت ندارد. بنابراین واقعه مقدم بر تاریخ نگاری است و مورّخ بدون داده های تاریخی که دستمایه پژوهش و مطالعات قرار می دهد، قادر به روایت و نگارش متن تاریخی نخواهد بود. با فرض اینکه تاریخ‌نگاری واقعه حاصل رویکرد و روش مورّخ است، این پرسش وجود دارد که؛ مطالعه جنگ ایران و عراق را با کدام رویکرد و روش باید انجام داد؟

]]>
بررسی تاریخی؛ علت وقوع یا پیامدهای وقوع؟ 2020-03-05T04:00:05+01:00 2020-03-05T04:00:05+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/716 محمد درودیان رجوع به وقایع تاریخی همواره به شکل عمومی یا تخصصی، به روش داستان و خاطره‌گویی، عکس و فیلم، آثار تاریخیِ مستند و یا تحلیلی- استدلالی، صورت می گیرد. روش غالب در بررسی های تاریخی، بصورت عمومی و تخصصی،  در چارچوب  مفهوم نظام «علت و معلولی» صورت می گیرد. به این معنا که «هر تغییری علتی دارد» و هیچ امری بدون علت واقع نمی شود. برابر این مفروضات فهم از پیامدهای واقعه بعنوان معلول، مشروط به فهم از علت واقعه می شود. بعبارت دیگر با این وجود که پرسش از علت واقعه، نقطه عزیمت در ط رجوع به وقایع تاریخی همواره به شکل عمومی یا تخصصی، به روش داستان و خاطره‌گویی، عکس و فیلم، آثار تاریخیِ مستند و یا تحلیلی- استدلالی، صورت می گیرد. روش غالب در بررسی های تاریخی، بصورت عمومی و تخصصی،  در چارچوب  مفهوم نظام «علت و معلولی» صورت می گیرد. به این معنا که «هر تغییری علتی دارد» و هیچ امری بدون علت واقع نمی شود. برابر این مفروضات فهم از پیامدهای واقعه بعنوان معلول، مشروط به فهم از علت واقعه می شود. بعبارت دیگر با این وجود که پرسش از علت واقعه، نقطه عزیمت در طرح پرسش برای شناخت وقایع تاریخی است، ولی با توجه به اینکه پرسش از علت واقعه پس از وقوع صورت می گیرد، در واقع این پرسش ها تابع شناخت از «پیامدهای واقعه» است. در این روش واقعه بعنوان معلول، موجب شده است تا «علیت واقعه» برای بررسی موضوعیت پیدا کرده و مورد پرسش قرار بگیرد. زیرا اگر یک واقعه تاریخی نتایج و تأثیر اساسی نداشته باشد، تاریخ ساز نمی شود و بررسی علت آن برای مطالعات تاریخی نیز موضوعیت پیدا نخواهد کرد.

 با نظر به مقدمه یاد شده موضوع یادداشت این است که؛ آیا در بررسی های تاریخی، فهم از پیامدها و نتایج بعنوان معلول، مشروط به فهم از علت واقعه است؟ بعبارت دیگر تنها از طریق فهم از علت واقعه، می توان نتایج و پیامدها را بعنوان معلول مورد شناسائی قرار داد؟ نظر به اینکه ادراک رایج از وقایع تاریخی، برابر نظام علت و معلولی است، پاسخ به پرسش یاد شده مثبت تلقی شده و طرح پرسش در این زمینه محل سئوال قرار می گیرد.

  پرسش طرح شده را بر خلاف تصورات رایج با این فرض بررسی خواهم کرد که؛ حتی اگر «وقوع» امور عالم از نظر تقدّم و تأخر زمانی، تابع نظام علت و معلولی باشد، که هست، در مطالعات تاریخی، توجه به علت، تابع نتایج و پیامدهای آن بعنوان معلول است، هر چند تحت عنوان و با بهانه بررسی علت واقعه صورت پذیرد. مفروض یاد شده بر این پایه است که، علت واقعه تا قبل از وقوع و ظهور امر تاریخی، بعنوان امر نهفته است و پیامدها بمعنای آشکارشده گی و تحقق عینی است که مورد مشاهده قرار می گیرد. بنا براین منطق مطالعات تاریخی با وجود آنکه با بحث در باره علت دنبال می شود ولی تابع معلول است، زیرا تا امری واقع نشود، مشاهده و مطالعه علت آن موضوعیت پیدا نخواهد کرد

روش رایج در بررسی های تاریخی با مشاهده امر تحقق یافته، بعنوان معلول و سپس بررسی علت واقعه، بیشتر حاصل رویکرد واقعه محور به تاریخ است. وقتی ماده تاریخ واقعه است، در نتیجه تا قبل از وقوع رخدادها، تاریخ شکل نگرفته است که بررسی چرائی و چگونگی آن موضوعیت داشته باشد. بنا براین پس از واقعه و شکل گیری تاریخ، از طریق شناخت علت واقعه، بررسیهای تاریخی به روش توصیفی و تحلیلی آغاز می شود. نقص موجود در بررسیهای تاریخی به این علت است که، زمینه ها و علل وقوع تا قبل از وقوع، پنهان است و برای بررسی تاریخی موضوعیت ندارد. وقتی امری واقع شود با مشاهده آن علت واقعه محل پرسش قرار می گیرد. بنا براین وقتی مواجهه با واقعه از طریق آشکار شده گی و مشاهده آن صورت می گیرد، «شناخت از معلول به علت» حاصل می شود و برای شناخت معلول، در واقع «علت تراشی» صورت می گیرد. زیرا برابر این قاعده که هر تغییری علتی دارد برای وقوع رخدادها از مسیر مشاهده معلول، برای تبیین تاریخی، «علت تراشی» می شود. فرضاً درباره وقوع جنگ، علت حمله عراق به ایران به این دلیل اهمیت پیدا کرده است که، جنگ واقع شد و زیست سیاسی و اجتماعی جامعه ایران را تحت تأثیر قرار داد. بنا براین وقوع جنگ و تأثیرات آن موجب توجه به «علت وقوع» شده است. این ملاحظه نشان می دهد که پیش فرض‌های ادراکی از علت واقعه، از مشاهده معلول شکل گرفته و زمینه بررسی‌های تاریخی را برای فهم از علت، فراهم کرده است. فرضا اگر حمله عراق به شکل و نتایج دیگری همراه می شد، مباحثی که در باره علت وقوع جنگ صورت می گرفت. با گفتمان کنونی تفاوت داشت.

پذیرش قاعده «علت و معلول» در بررسی های تاریخی، هر چند با فرض تقدم علت بر معلول انجام می شود، ولی در واقع معلول به جای علت مورد توجه قرار گرفته و با مشاهده معلول، با ارجاع به گذشته «علت تراشی» صورت می گیرد. زیرا واقعه بمثابه معلول، موجب بررسی علت واقعه شده است، بنابراین اهمیت واقعه بعنوان معلول و نه علت است. در واقع دلیل رجوع تاریخی و بررسیهای تاریخی در باره علت وقوع رخدادها، پیامدها واقعه بعنوان معلول است. برابر این توضیحات، در بررسی‌های تاریخی با پذیرش قاعده علت و معلول، میزان صحت اقداماتی که برای تبیین وقایع تاریخی، با حمل علت بر وقایع تاریخی صورت می گیرد، محل تردید است، مگر آنکه قبل از وقوع، پیش بینی شده باشد. بنابراین فهم از واقعه، مشروط به فهم از علت وقوع نیست، زیرا علت وقوع پس از وقوع برای شناخت موضوعیت پیدا می کند و بر واقعه تحمیل می شود.  

توضیحات یاد شده ناظر بر این ملاحظه است که، در مطالعات تاریخی بر خلاف روش رایج که بر علت‌ها تمرکز می شود، پیامدها در مقایسه با علت وقوع اهمیت بیشتر دارد و آنچه واقع شده است صرفا تابع آنچه که بعنوان علت برشماری می شود، نیست و همین امر بمعنای خطای ادراکی در بررسی‌های تاریخی است. بعنوان مثال در وقایع زیادی مانند تصرف سفارت آمریکا و وقوع جنگ، نسبت میان پیامدها و نتایج با زمینه و علت در گذشته، در مقایسه با آینده کمتر است ولی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. در این صورت پرسش این است که  در بررسی‌های تاریخی با استفاده از مفهوم نظام علت و معلول برای شناخت،  از طریق علت تراشی برای وقایع، منجر به چه معرفتی از رخدادهای تاریخی می شود؟ آیا نباید ذهنیت‌های کنونی را از تحلیل علت وقوع جنگ ایران و عراق مورد بازبینی قرار داد؟ آیا تمرکز بر پیامدها در مقایسه با علت‌ها منجر به شناخت مناسب‌تر برای استفاده از تجربه جنگ با عراق نخواهد شد؟

]]>
از گذشته به حال یا از حال به گذشته؟ 2020-02-29T03:30:37+01:00 2020-02-29T03:30:37+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/712 محمد درودیان اهمیت تاریخ ریشه در تاریخ‌مندی پدیده های انسانی- اجتماعی دارد که با تقلیل آن به واقعه، صورتی از تاریخنگاری شکل می گیرد.  بهمین دلیل همواره یا به گذشته تاریخی ارجاع و استناد صورت می گیرد، یا اینکه از روندها و رخدادهای جاری و در پیش رو، بعنوان «تاریخ سازی» در آینده سخن گفته می شود. بنابراین با فرض نوعی رفت و آمد میان حال و گذشته، با تاکید بر مفهوم تاریخ و رخدادهای تاریخی، این پرسش وجود دارد که؛ ما چگونه وضعیت کنونی و نیازها را در نسبت با تاریخ گذشته ارزیابی می کنی اهمیت تاریخ ریشه در تاریخ‌مندی پدیده های انسانی- اجتماعی دارد که با تقلیل آن به واقعه، صورتی از تاریخنگاری شکل می گیرد.  بهمین دلیل همواره یا به گذشته تاریخی ارجاع و استناد صورت می گیرد، یا اینکه از روندها و رخدادهای جاری و در پیش رو، بعنوان «تاریخ سازی» در آینده سخن گفته می شود. بنابراین با فرض نوعی رفت و آمد میان حال و گذشته، با تاکید بر مفهوم تاریخ و رخدادهای تاریخی، این پرسش وجود دارد که؛ ما چگونه وضعیت کنونی و نیازها را در نسبت با تاریخ گذشته ارزیابی می کنیم و برای پاسخ به نیازها، به تاریخ رجوع می‌کنیم؟ با وجود اهمیت پرسش مورد بررسی، به نظرم تعیین نسبت میان حال با گذشته و پرسش از تقدم و تاخر آن، حتی اگر در ساحت نظر قابل طرح باشد، ولی در عمل به دلیل ماهیت آن که «تفسیری» و در نتیجه متکثر است، نمی توان در این زمینه به نتیجه مشخص و روشنی رسید. در عین حال بررسی پرسش طرح شده به دو اعتبار اهمیت دارد: نخست اینکه می تواند ارزش تفکر، تصمیمات و اقدامات پیشین را از نظر تاثیر تاریخی، مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد. دیگر آنکه شکل گیری تفسیرهای جدید تاریخی را بمثابه نوعی چرخش و تغییر در باورها آشکار کند.

به لحاظ روش شناختی و بعنوان نمونه می توان وقایع مشخصی را که در گذشته به دلیل اهمیت تاریخی آن مورد تاکید قرار گرفته، و باورهای تاریخی را شکل داده است، دوباره با این هدف مورد بررسی قرار داد تا صحت تفکر و اقدامات گذشته و دلیل تاکید بر اهمیت تاریخی آن روشن شود. بنظرم استفاده از این روش، علاوه بر ایجاد پیوستگی میان تجربه گذشته با نیازهای حال، این موضوع را روشن می کند که؛ کدام واقعه در گذشته تاریخی بوده است و منجر به شکل گیری چه باورهایی شده است و چه اقدامی در شرایط کنونی برای بازبینی گذشته، با نظر به آینده ضروری است؟

با وجود تقلیل تاریخ به واقعه و دوره بندی تاریخی بر اساس رخدادها، به نظر می رسد رجوع به تاریخ از طریق رجوع مستقیم به واقعه صورت نمی گیرد، بلکه با تفسیر از واقعه انجام می شود. بعبارت دیگر جزئیات و تحلیل وقایع تاریخی پس از وقوع، بیشتر در حوزه تاریخ و بصورت تخصصی مورد توجه قرار می گیرد، در حالیکه حیات و تداوم تاریخ در قامت و روش «فرهنگی و فکری» صورت می گیرد. زیرا رخدادهای تاریخی بصورت تدریجی به «پیش فرض‌های تاریخی» تبدیل و در چارچوب مفاهیم برآمده از آن، زمینه نقد و بررسی و بازبینی وقایع تاریخی را فراهم می کند. تغییر در مفاهیم تاریخی که برخی از آن بعنوان تحریف در تاریخ سخن می گویند نیز در همین فرایند صورت می گیرد.

]]>
تاریخ و تاریخ نگاری به کدام مفهوم و روش؟ 2020-02-24T04:00:26+01:00 2020-02-24T04:00:26+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/719 محمد درودیان 1- پرسش از تاریخ به اعتبار واقعه یا هویت‌های برآمده از وقایع تاریخی، مهمترین نشانه اهمیت تاریخ است. زیرا جامعه انسانی که بدون تاریخ باشد، وجود ندارد. در این صورت تا اندازه‌ای مفروضات یاد شده، زمینه طرح بحث را فراهم می کند. به این معنا که اگر تاریخ با هستی و هویت جوامع نسبت دارد، تاریخ و تاریخ نگاری به چه معنا است و چه نسبتی با هستی و هویت یک جامعه دارد؟ نظر به اینکه تاریخ همواره محل تلاقی و تنازع نگرش‌ها و روایت‌های مختلف است، پرسش یاد شده به این دلیل طرح شده تا روشن کن

1- پرسش از تاریخ به اعتبار واقعه یا هویت‌های برآمده از وقایع تاریخی، مهمترین نشانه اهمیت تاریخ است. زیرا جامعه انسانی که بدون تاریخ باشد، وجود ندارد. در این صورت تا اندازه‌ای مفروضات یاد شده، زمینه طرح بحث را فراهم می کند. به این معنا که اگر تاریخ با هستی و هویت جوامع نسبت دارد، تاریخ و تاریخ نگاری به چه معنا است و چه نسبتی با هستی و هویت یک جامعه دارد؟ نظر به اینکه تاریخ همواره محل تلاقی و تنازع نگرش‌ها و روایت‌های مختلف است، پرسش یاد شده به این دلیل طرح شده تا روشن کند که چگونه به تاریخ بنگریم و تاریخ را روایت کنیم؟

2- روش کنونی در تاریخ‌نگاری وقایع جنگ ایران و عراق، بیش از آنکه ناظر بر شناخت و ایجاد تفکر تاریخی باشد، تنها روایت‌های منازعه‌آمیز را در درون مفهوم تاریخ جای داده است. اگر برداشت یاد شده صحت داشته باشد، حوزه تاریخ‌نگاری جنگ، به دلیل تفکر و روش تاریخ نگاری، در آغازِ یک راه دشواری قرار دارد که چشم انداز آن برای ترسیم فداکاری‌ها و حفظ میراث تاریخی «مقاومت در برابر تجاوز دشمن» روشن نیست.

3- تاریخ به معنای تحقق امر وجودی در زمان و مکان، ناظر بر تاریخ‌مندی انسان و جوامع انسانی است. بنابراین توصیف واقعه و جزییات به تنهایی نمی‌تواند از نظر روش‌شناختی، موجب شناخت و ایجاد تفکر تاریخی شود. با این توضیح، آنچه هم اکنون بعنوان تاریخ‌نگاری جنگ وجود دارد از چه مشخصه ای برخوردار است و چگونه باید مورد بازبینی قرار بگیرد؟

]]>
مقایسه رویکرد به مسئله جنگ در دو کتاب به قلم خانم نوروزی 2020-02-19T03:40:15+01:00 2020-02-19T03:40:15+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/718 محمد درودیان اشاره  در دو دوره زمانی متفاوت این فرصت فراهم شد که با جمعی از دوستان، ابتدا کتاب «آغاز تا پایان» و بعد هم کتاب «جنگ ایران و عراق؛ موضوعات و مسائل» را بصورت جمعی مورد مطالعه قرار دادیم که برای من بسیار ارزشمند و آموزنده بود. خانم نوروزی با توجه به حضور در دو دوره، در یک فرصت جدید و به مناسبتی که فراهم شده بود، تفاوت دو کتاب را مورد توجه قرار داده است که از ایشان تقاضا کردم یادداشتی را در این زمینه تهیه و ارسال کنند که ضمن تشکر، یادداشت ایشان در ادامه خواهد آمد. اشاره

 در دو دوره زمانی متفاوت این فرصت فراهم شد که با جمعی از دوستان، ابتدا کتاب «آغاز تا پایان» و بعد هم کتاب «جنگ ایران و عراق؛ موضوعات و مسائل» را بصورت جمعی مورد مطالعه قرار دادیم که برای من بسیار ارزشمند و آموزنده بود. خانم نوروزی با توجه به حضور در دو دوره، در یک فرصت جدید و به مناسبتی که فراهم شده بود، تفاوت دو کتاب را مورد توجه قرار داده است که از ایشان تقاضا کردم یادداشتی را در این زمینه تهیه و ارسال کنند که ضمن تشکر، یادداشت ایشان در ادامه خواهد آمد.

*************

با این سئوال که چه تفاوتی در رویکرد و روش طرح مسائل، در کتاب «آغاز تا پایان جنگ» و کتاب «جنگ ایران و عراق؛ موضوعات و مسائل»، وجود دارد؟ به این نتیجه رسیدم که؛ هم از لحاظ روش کتابت و هم رویکرد پرداخت به مسئله جنگ، مهندسی جدیدی در صورتبندی مسائل صورت گرفته است. مهم‌ترین نکته ای که در مقایسه این دو کتاب به وضوح قابل رویت است؛ «یکپارچه‌سازی اطلاعات» با بیانی شیواتر و منظم‌تر است و این یکپارچگی اطلاعات، در کتاب موضوعات و مسائل، خواننده را به فهمی دقیق‌تر سوق می‌دهد.

 نویسنده در کتاب موضوعات و مسائل، با طرح سوالات و ایجاد زمینه‌هایی برای مشارکت مخاطب، این فرصت را فراهم کرده است که انتقال مطالب با مفاهیم و روش مناسبی صورت گیرد. این تغییر رویکرد و روش که نشان دهنده بلوغ فکری در ساختارهای ذهنی نویسنده در مواجهه با مسائل جنگ است، با توجه به ضرورت تغییر در ادراک مخاطبین در رویارویی با مسائل جنگ، صورت گرفته است.  

 در واقع تغییر نگرش نسبت به روش‌های گذشته و دست‌یابی به مسیری صحیح در جهت استفاده از منابع و تدوین کتاب، با در نظر گرفتن تغییر در برداشت از جنگ در دهه‌های بعد از وقوع آن، مهمترین امتیاز کتاب موضوعات و مسایل، در مقایسه با کتاب  آغاز تا پایان است. با اینکه شخصاً الفبای آشنائی به واقعه جنگ را با کتاب آغاز تا پایان دریافتم و مانند نخ تسبیح خیلی از موضوعات جنگ برایم شد، ولی بنظرم در مسیر رشد و درک جدید از مسائل، با توجه به اقتضائات جدید، نیاز به منابعی است که کتاب موضوعات و مسایل، رشد یافته آن الفبای کتاب آغاز تا پایان است.

به نظرم؛ محور این تفاوت که با مهندسی جدیدی صورت گرفته است، ایجاد تفکر خلاق در جهت درک مناسب و ماندگارتر از وقایع و مسائل جنگ، برای گذار از تجربه تاریخی جنگ با عراق بوده است.

]]>
آیا از تاریخ می آموزیم؟ 2020-02-14T04:00:17+01:00 2020-02-14T04:00:17+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/717 محمد درودیان پرسش از اینکه ما چه چیزی را چگونه از تاریخ می‌آموزیم؟، از نظر فردی و اجتماعی پاسخ‌های متنوع و متکثری را به همراه دارد. زیرا نظام آموزشی و رفتاری افراد و جوامع از نظر فرهنگی و تاریخی متفاوت است. علاوه بر این، اگر آموختن به معنای «اطلاع» یافتن باشد، حتماً ما با مطالعه تاریخی، از وقایع مطلع می‌شویم. ولی اگر آموختن بمعنای «یادگیری» و تربیت ذهنی و در نتیجه «عمل» باشد، پاسخ بسیار دشوار است. زیرا نه انسان تنها از طریق مطالعه و دانستن عمل می‌کند و نه تاریخ به تنهایی موجب التزام عملی ان پرسش از اینکه ما چه چیزی را چگونه از تاریخ می‌آموزیم؟، از نظر فردی و اجتماعی پاسخ‌های متنوع و متکثری را به همراه دارد. زیرا نظام آموزشی و رفتاری افراد و جوامع از نظر فرهنگی و تاریخی متفاوت است. علاوه بر این، اگر آموختن به معنای «اطلاع» یافتن باشد، حتماً ما با مطالعه تاریخی، از وقایع مطلع می‌شویم. ولی اگر آموختن بمعنای «یادگیری» و تربیت ذهنی و در نتیجه «عمل» باشد، پاسخ بسیار دشوار است. زیرا نه انسان تنها از طریق مطالعه و دانستن عمل می‌کند و نه تاریخ به تنهایی موجب التزام عملی انسان خواهد شد.

نقد وارده  بر «نقش تاریخ در آموختن و عمل کردن»، مقدمه ای بر طرح این پرسش است که؛ تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق چه تأثیری در آموختن جامعه ایران از جنگ و عمل به آن، خواهد داشت؟ برای پاسخ به این پرسش، می‌توان پرسش‌های دیگری را طرح و از مسیر پاسخ به آنها، امکان پاسخ به این پرسش را مورد بررسی قرار داد:

1- نسلی که جنگ را پس از انقلاب تجربه کرده است، هم اکنون در سطوح و حوزه های مختلف چگونه از این تجربه استفاده می‌کند؟ در واقع آیا نظام آگاهی ذهنی و تجربه عملی نسل جنگ، در آموختن این نسل از جنگ و عمل به آموخته ها، تأثیر گذاشته است؟ نشانه های این تغییرات کدام است؟ با فرض پاسخ مثبت پرسش دیگری وجود دارد:

2- نسلی که جنگ را تجربه و مدیریت کرد و امروز از این تجربه بعنوان یک الگوی فکری و رفتاری سخن گفته می شود، آیا با مطالعه تاریخ جنگ ها، چنین اقداماتی را طراحی و انجام داد یا اینکه در بزنگاه ظهور تاریخ جدید که با تجاوز عراق آغاز شد، نسل جدید راه خود را پیدا و به آن عمل کرد؟

در حالیکه به تأثیر تاریخ در آموخته ها و عمل آیندگان بعنوان پیش فرض‌های ذهنی در مواجهات تاریخی باور دارم، اما بر این نظرم که اطلاعات تاریخی به صورت مستقیم به نظام آگاهی فردی و جمعی، برای التزام عملی در موضوع خاص از جمله مسئله جنگ منجر نخواهد شد. بسیاری از رفتارها در عین اطلاع از تاریخ، برخلاف تجربه پیشین، صورت می‌گیرد. زیرا عوامل دیگری در شکل‌گیری تفکر، اراده و عمل فردی- اجتماعی تأثیر دارد که باید جداگانه به آن پرداخت.

 بنابراین عمل فردی- اجتماعی در بزنگاه تاریخی در فرد و جامعه، بیش از آنکه حاصل آموختن مستقیم از مطالعه تاریخ باشد، تابع شرایط است که حتی موجب بازخوانی تجربه گذشته خواهد شد. هر چند در این زمینه دانستن تاریخ بی تأثیر نخواهد بود.

]]>
نقدی بر روش فهم از جنگ، به قلم جناب آقای کمری 2020-02-09T03:30:52+01:00 2020-02-09T03:30:52+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/714 محمد درودیان اشاره   درباره مباحث روش‌شناسی و در نقد «رویکرد تاریخی و نقلی به مسئله جنگ»، پیش از این یادداشت‌های متفاوتی را منتشر کرده بودم. اخیراً یادداشتی را تحت عنوان «روش فهم جنگ ایران و عراق، بررسی مفهومی یا مطالعه تاریخی؟» نوشتم و پرسش یاد شده را با فرض تاریخ‌مندی پدیده‌ها و دوگانگی روش تحقیق، بصورت توصیفی و مفهومی، مورد بررسی قرار دادم. جناب آقای علیرضا کمری با نقد کوتاه خود بر این «کوته‌ نوشت»، این امکان را فراهم کردند تا لایه‌های پیچیده این موضوع مور اشاره

   درباره مباحث روش‌شناسی و در نقد «رویکرد تاریخی و نقلی به مسئله جنگ»، پیش از این یادداشت‌های متفاوتی را منتشر کرده بودم. اخیراً یادداشتی را تحت عنوان «روش فهم جنگ ایران و عراق، بررسی مفهومی یا مطالعه تاریخی؟» نوشتم و پرسش یاد شده را با فرض تاریخ‌مندی پدیده‌ها و دوگانگی روش تحقیق، بصورت توصیفی و مفهومی، مورد بررسی قرار دادم. جناب آقای علیرضا کمری با نقد کوتاه خود بر این «کوته‌ نوشت»، این امکان را فراهم کردند تا لایه‌های پیچیده این موضوع مورد بحث قرار بگیرد. ضمن قدردانی از ارسال مطلب ایشان، بر این باورم هستم که طرح بحث در این حوزه و گفتگو درباره آن می‌تواند رویکرد و روش‌های کنونی در مطالعه جنگ ایران و عراق را دستخوش تغییر کند. در ادامه ابتدا نقد ایشان و سپس چند نکته را که بیشتر ناظر بر تفاوت در مبانی نظری و روشی درباره مطالعه جنگ ایران و عراق است، مورد اشاره قرار خواهم داد:

ادامه مطلب

]]>
تجزیه و تحلیل وقوع جنگ بر اساس کدام نظریه؟ 2020-02-04T03:45:43+01:00 2020-02-04T03:45:43+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/699 محمد درودیان از حمله عراق به ایران در 31 شهریورماه سال 1359 تا کنون، مجموعه ای از گزارش‌های خبری و تحلیلی نسبتاً گسترده درباره «علت وقوع جنگ» میان ایران و عراق منتشر شده است. به نظر می‌رسد روند یاد شده همچنان در سالهای آینده نیز ادامه خواهد یافت و تنها وقوع جنگ احتمالی در آینده، بحث درباره جنگ ایران و عراق را تا اندازه‌ای به حاشیه ببرد. با این توضیح، این پرسش وجود دارد که؛ علت وقوع جنگ میان ایران و عراق را در چارچوب کدام نظریه می توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ از حمله عراق به ایران در 31 شهریورماه سال 1359 تا کنون، مجموعه ای از گزارش‌های خبری و تحلیلی نسبتاً گسترده درباره «علت وقوع جنگ» میان ایران و عراق منتشر شده است. به نظر می‌رسد روند یاد شده همچنان در سالهای آینده نیز ادامه خواهد یافت و تنها وقوع جنگ احتمالی در آینده، بحث درباره جنگ ایران و عراق را تا اندازه‌ای به حاشیه ببرد. با این توضیح، این پرسش وجود دارد که؛ علت وقوع جنگ میان ایران و عراق را در چارچوب کدام نظریه می توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ برای پاسخ به پرسش یاد شده ابتدا نظریه های موجود دسته بندی و مورد شناسائی قرار گرفته و سپس یک نظریه انتخاب و مورد تاکید قرار گرفته است. نظریه های سه گانه به شرح زیر است :

]]>
تأملی دوباره بر موضوع غافلگیری در جنگ به همراه یاددشتی از امیر بختیاری 2020-01-30T03:30:21+01:00 2020-01-30T03:30:21+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/709 محمد درودیان اشاره    پس از انتشار یادداشت درباره لو رفتن عملیات کربلای چهار، تحت عنوان «عملیات کربلای چهار با کدام نگاه؟»، امیر اکبرآبادی؛ مسئول محترم هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی در تبریز، نظراتی را نوشتند که موضوع از عملیات کربلای چهار و بی اعتمادی موجود به گفتار و نوشتار درباره واقعیات جنگ، به موضوع غافلگیری در جنگ و در برابر حمله عراق در 31 شهریور سال 1359 تغییر کرد. در پاسخ به نظرات ایشان نوشتم: «با سلام. موضوعات مورد اشاره مانند غافلگیری و یا شکست اشاره

   پس از انتشار یادداشت درباره لو رفتن عملیات کربلای چهار، تحت عنوان «عملیات کربلای چهار با کدام نگاه؟»، امیر اکبرآبادی؛ مسئول محترم هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی در تبریز، نظراتی را نوشتند که موضوع از عملیات کربلای چهار و بی اعتمادی موجود به گفتار و نوشتار درباره واقعیات جنگ، به موضوع غافلگیری در جنگ و در برابر حمله عراق در 31 شهریور سال 1359 تغییر کرد.

در پاسخ به نظرات ایشان نوشتم: «با سلام. موضوعات مورد اشاره مانند غافلگیری و یا شکست در عملیات کلاسیک ارتش در زمان بنی صدر را بعنوان نمونه نوشتم تا به این موضوع اشاره کنم که چرا با وجود برخی توضیحات، مانند آنچه شما در این متن درباره غافلگیری نوشته‌اید، موضوع حل نشده و همچنان بر غافلگیری ارتش در جنگ و نه در سطح راهبردی، مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد؟ در چند مرحله بصورت مکتوب و حضوری به برداران ارتش عرض کردم با توجه به اینکه جنگ از اول شهریور سال 59 عملاً آغاز شده بود، اگر اسناد قبل از شهریور را که نشان می‌دهد در ارتش وقوع جنگ پیش بینی شده است، ارائه کنید تا به رفع این ابهام تاریخی کمک کند ولی هنوز اقدام نشده و امیدوارم انجام شود تا شاید این نظر شما روشن شود. امیر مفید، بعنوان یک افسر شایسته و مطلع و با تجربه نیز در کتاب خود هیچ سندی دال بر اثبات پیش بینی وقوع جنگ تا قبل از 31 شهریور ارائه نکرده است. پیشنهاد می‌کنم شما این موضوع را بررسی کرده و در سایت برای بحث به اشتراک بگذاریم. از لطف شما سپاسگزارم.»

   امیر اکبرآبادی با ارسال یادداشت جدید در 10 صفحه، به جای  بررسی این موضوع که اگر در ارتش اسنادی وجود دارد که قبل از شهریور سال 1359 احتمال وقوع جنگ پیش بینی شده و این امر بمعنای غافلگیر نشدن ارتش است، به موضوع عملیات کربلای چهار پرداخته است. یادداشت امیر اکبرآبادی را برای گرامی ارجمند امیر مسعود بختیاری ارسال کردم که ایشان با بزرگواری پاسخی را تهیه و ارسال کردند که در ادامه، ابتدا یادداشت امیر بختیاری و سپس توضیحاتی در باره آن خواهد آمد.

ادامه مطلب

]]>
تاریخ از درون یا تاریخ از بیرون؟ 2020-01-26T03:45:03+01:00 2020-01-26T03:45:03+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/711 محمد درودیان در گفتگوهای مختلفی که تحت عنوان تاریخ شفاهی و یا موارد دیگری با مسئولان سیاسی یا فرماندهان جنگ داشته‌ام، به این نتیجه رسیده ام که نظر به «تاریخ» در نزد عاملان وقایع تاریخی، بیشتر با «حساسیت های فردی- اخلاقی و سیاسی» طرح و پیگیری می شود. بعبارت دیگر وقایع و چرخشهای تاریخی از منظر نقش فردی و نه تاثیرات ان در ابعاد مختلف بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. افراد در حوزه تفکر و عمل خود و با نظر به مقایسه و یا نقد تفکر و عملکرد دیگران  وق

در گفتگوهای مختلفی که تحت عنوان تاریخ شفاهی و یا موارد دیگری با مسئولان سیاسی یا فرماندهان جنگ داشته‌ام، به این نتیجه رسیده ام که نظر به «تاریخ» در نزد عاملان وقایع تاریخی، بیشتر با «حساسیت های فردی- اخلاقی و سیاسی» طرح و پیگیری می شود. بعبارت دیگر وقایع و چرخشهای تاریخی از منظر نقش فردی و نه تاثیرات ان در ابعاد مختلف بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. افراد در حوزه تفکر و عمل خود و با نظر به مقایسه و یا نقد تفکر و عملکرد دیگران  وقایع را صورتبندی و روایت  می کنند. چنین روایتی را تحت عنوان «تاریخ از درون» نامگذاری کرده ام. این اظهارات و مکتوبات بدون تردید  بخشی از منابع دست اول را شکل می دهد. نتیجه این گونه روایتهای تاریخی در تاریخ شفاهی و یا مکتوب این است که برای مخاطب این تصور ایجاد می شود که وقایع بر محور نقش گوینده تحقق یافته و یا تغییر کرده است!

در برابر تأکید بر نقش تعلقات فردی در بیان روایت های تاریخی، با  استفاده از مفهوم تاریخ از درون، از عنوان «تاریخ از بیرون» استفاده کرده ام. به این معنا که «ناظران و مورّخین» با هدف پژوهش در وقایع و مسائل تاریخی، با استناد به داده های تاریخی، روایت تاریخی را بیان می کنند. شالوده روایت‌های تاریخی، با استفاده از اسناد یا روایت‌های دست اول است که بیشتر  متکی بر «تعلّقات عاملان تاریخ» صورت بندی و روایت می شود. بهمین دلیل تاریخ نقلی و توصیفی به تنهائی روش مناسبی برای فهم تاریخ  نیست و شناخت تاریخ از مسیر "نقد و تعلیق باورهای رایج" عبور می کند.

]]>
تاثیر نگرش به تجربه جنگ، با نظر به حوادث اجتماعی و نظامی اخیر 2020-01-22T05:00:20+01:00 2020-01-22T05:00:20+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/713 محمد درودیان حوادث سه گانه اخیر شامل: «واکنش جمعی و یکپارچه جامعه ایران به ترور شهید سلیمانی»، «اراده و جسارت تصمیم گیری ایران برای حمله موشکی به پایگاه های آمریکا در عراق»، همراه با « واکنش جامعه ایران به خطای انسانی در سقوط هواپیمای اوکراین»، این قابلیت تاریخی و راهبردی را دارد که همواره به صورت پیوسته و یا جداگانه، با رویکردها و در زمینه‌های متفاوت، بازتفسیر شده و یا مورد مناقشه قرار بگیرد. پیش از این در پاسخ به این پرسش که؛ «تجربه جنگ با عراق، چگونه و چه زمانی تاریخی خواهد شد حوادث سه گانه اخیر شامل: «واکنش جمعی و یکپارچه جامعه ایران به ترور شهید سلیمانی»، «اراده و جسارت تصمیم گیری ایران برای حمله موشکی به پایگاه های آمریکا در عراق»، همراه با « واکنش جامعه ایران به خطای انسانی در سقوط هواپیمای اوکراین»، این قابلیت تاریخی و راهبردی را دارد که همواره به صورت پیوسته و یا جداگانه، با رویکردها و در زمینه‌های متفاوت، بازتفسیر شده و یا مورد مناقشه قرار بگیرد.

پیش از این در پاسخ به این پرسش که؛ «تجربه جنگ با عراق، چگونه و چه زمانی تاریخی خواهد شد؟»، تصوّر می‌کردم با «تغییر نسل» و شکل گیری اولویت‌های جدید، همچنین «وقوع جنگ جدید»، تجربه جنگ با عراق تاریخی خواهد شد. از همین منظر، در نقد و بررسی رویکرد و روش تاریخ‌نگاری جنگ، بر این موضوع اصرار و تأکید داشتم که تجربه جنگ با عراق، باید پاسخ‌گوی نیازهای آینده باشد تا از این طریق میراث گذشته حفظ و تاریخ در تاریخ محصور نشود. در چارچوب مفروض یاد شده و با نظر به پرسش از چگونگی تاریخی شدن تجربه جنگ با عراق، این پرسش وجود دارد که؛ کنش‌های سه گانه اخیر، چه نسبتی با رویکردها و روش‌های بررسی تجربه جنگ با عراق داشته است؟ بعبارت دیگر؛ روش مواجهه با مسئله جنگ ایران و عراق در سه دهه گذشته، بر اساس رویکردهای سه گانه، شامل: تاریخی، سیاسی و معنوی، چگونه بر ادراک جامعه ایران از مولفه های قدرت نظامی و مواجهه با شرایط و بحران‌های امنیتی و نظامی، تاثیر گذاشته است؟

به نظر می رسد رویکرد و روش جاری در بررسی تجربه جنگ با عراق، از طریق تاریخ‌نگاری مناقشه آمیز و یا ترویج ارزش‌ها و تأثیرات فرهنگی و معنوی در جامعه، با نظر به حوادث سه گانه که مورد اشاره قرار گرفت، دو نتیجه متفاوت را به همراه داشته است: واکنش جامعه ایران به ترور شهید سلیمانی، حاصل رویکرد ارزشی- معنوی به تجربه جنگ است که با تجلیل از فرمانده میدان و عملکرد وی در حوزه امنیت همراه شد، در حالیکه واکنش جامعه ایران به سقوط هواپیمای اکراینی، به دلیل عدم اهتمام به بررسی جنگ، بعنوان یک مسئله استراتژیک و الزامات شرایط نظامی و جنگ است.

]]>
روش فهم جنگ ایران و عراق؛ بررسی مفهومی یا مطالعه تاریخی؟ 2020-01-18T05:00:36+01:00 2020-01-18T05:00:36+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/710 محمد درودیان با فرض اینکه همه پدیده‌ها تاریخ‌مندند و در ذیل مفاهیم قابل صورت بندی هستند، بنابراین می‌توان هر موضوع و پدیده ای را در بستر تاریخ بررسی و مفهوم بندی کرد. با این مقدمه، دو پرسش وجود دارد: 1) جنگ ایران و عراق را چگونه باید مورد مطالعه قرار داد؟ 2) هم اکنون جنگ ایران و عراق با چه روشی مطالعه می شود؟ چنانکه اشاره شد، برای بررسی پدیده‌های تاریخی و اجتماعی، دو روش کلی شامل توصیفی و مفهومی وجود دارد. بدیهی است پدیده ای که در بستر تاریخی با توصیف و تحلیل، ظرفیت بررس با فرض اینکه همه پدیده‌ها تاریخ‌مندند و در ذیل مفاهیم قابل صورت بندی هستند، بنابراین می‌توان هر موضوع و پدیده ای را در بستر تاریخ بررسی و مفهوم بندی کرد. با این مقدمه، دو پرسش وجود دارد:

1) جنگ ایران و عراق را چگونه باید مورد مطالعه قرار داد؟

2) هم اکنون جنگ ایران و عراق با چه روشی مطالعه می شود؟

چنانکه اشاره شد، برای بررسی پدیده‌های تاریخی و اجتماعی، دو روش کلی شامل توصیفی و مفهومی وجود دارد. بدیهی است پدیده ای که در بستر تاریخی با توصیف و تحلیل، ظرفیت بررسی داشته باشد، از نظر مفهومی نیز احتمالاً قابل بررسی است. در عین حال ترجیح روش به این دلیل اهمیت دارد که؛ روش تابع مسئله است. به این معنا که با هر روشی به هر مسئله‌ای نمی‌توان پاسخ داد. با این توضیح، انتخاب روش برای مطالعه، تابع تعریف از مسئله جنگ است.

اگر جنگ ایران و عراق در نسبت با انقلاب و مناسبات تاریخی با عراق تعریف و تفسیر شود، باید با روش تاریخی مورد مطالعه قرار بگیرد، چنانکه هم اکنون رایج است. اگر جنگ ایران و عراق با نظر به «موضوع و مسئله» مورد توجه قرار بگیرد، باید بر اساس «مفهوم جنگ» مورد بررسی قرار بگیرد.

هم اکنون روش تاریخی در مطالعه جنگ غلبه دارد و مهمتر آنکه؛ ظرفیت بررسی مفهومی، با تمرکز بر مسئله جنگ بعنوان یک امر استراتژیک را محدود کرده است. بررسی تاریخی موجب شده که «مفهوم دفاع مقدس» راهنمای بررسی‌ها در چارچوب انقلاب و واکنش دفاعی جامعه ایران در چارچوب ارزش‌های دینی- انقلابی مورد توجه قرار بگیرد. روش مورد استفاده نیز نقلی و مستند، همچنین استفاده از خاطرات است. رویکرد و روش‌های یاد شده در حالیکه بخشی از واقعیات تاریخی را آشکار می کند، در عین حال مسئله جنگ را به تاریخ و خاطره تقلیل می دهد. علاوه بر این، توسعه و ساختارمند کردن مناقشات سیاسی در بستر بررسی‌های تاریخی، ظرفیت‌های مسئله جنگ را بعنوان امر تکرارپذیر در آینده محدود می‌کند.

با نظر به توضیحات یاد شده، حتی تاریخ جنگ را می‌توان در ذیل مفهوم جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک مورد بازبینی قرار داد و به پرسش‌های اساسی آن پاسخ داد. در حالیکه بررسی‌های تاریخی ظرفیت بررسی‌های انتقادی و پاسخ به پرسش‌ها را نداشته و به صورت تدریجی، پرسش‌ها نیز به بخشی از تاریخ نگاری جنگ تبدیل خواهد شد.

]]>
پاسخ به نقدی بر نقد 2020-01-13T03:45:36+01:00 2020-01-13T03:45:36+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/707 محمد درودیان اشاره:     پس از انتشار یادداشت «درنگی در انتساب راهبرد جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم به امام خمینی» در سایت جماران، نویسنده محترم جناب آقای صادقی درخواست کردند یادداشت ایشان را بخوانم. پس از مطالعه، یادداشتی را با عنوان «نقدی بر یک نقد؛ استراتژی امام در جنگ چه بود و چه نتیجه ای داشت؟» نوشتم که در سایت منتشر شد و از ایشان خواستم مطالعه کنند. ایشان پس از مطالعه، به نقد اینجانب پاسخ داده اند که در ادامه خواهد آمد. بنظرم در زمانه‌ای که باب گفتگو درب

اشاره:   

 پس از انتشار یادداشت «درنگی در انتساب راهبرد جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم به امام خمینی» در سایت جماران، نویسنده محترم جناب آقای صادقی درخواست کردند یادداشت ایشان را بخوانم. پس از مطالعه، یادداشتی را با عنوان «نقدی بر یک نقد؛ استراتژی امام در جنگ چه بود و چه نتیجه ای داشت؟» نوشتم که در سایت منتشر شد و از ایشان خواستم مطالعه کنند. ایشان پس از مطالعه، به نقد اینجانب پاسخ داده اند که در ادامه خواهد آمد. بنظرم در زمانه‌ای که باب گفتگو درباره مسائل اساسی به نحوه بایسته گشوده نشده، باید اهتمام جناب صادقی به نقد و بررسی موضوعات و مسائل اساسی را مغتنم شمرد و برای تداوم و گسترش آن، تلاش کرد. در ادامه ابتدا یادداشت جناب آقای صادقی و سپس توضیحاتی که در این زمینه وجود دارد، خواهد آمد.

ادامه مطلب

]]>
عملیات کربلای پنج؛ چالش های گذار از شکست کربلای چهار و پیامدهای پیروزی 2020-01-09T03:30:34+01:00 2020-01-09T03:30:34+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/708 محمد درودیان طرح مسئله مسئله اساسی در بررسی عملیات‌های نظامی در زمان جنگ و ضرورت بررسی و سخن گفتن درباره آن، از جمله کربلای چهار و یا کربلای پنج، چیست؟ پاسخ به این پرسش از این جهت اهمیت دارد که روش بررسی، تابع تعریف مسئله است. استفاده از روش بررسی تاریخی و نقلی یا بررسی تحلیلی و یا نظامی- راهبردی، از همین مسیر باید تعیین و انتخاب شود. در واقع رویکردها و روش ها تابع پاسخ به همین پرسش است. طرح مسئله

مسئله اساسی در بررسی عملیات‌های نظامی در زمان جنگ و ضرورت بررسی و سخن گفتن درباره آن، از جمله کربلای چهار و یا کربلای پنج، چیست؟ پاسخ به این پرسش از این جهت اهمیت دارد که روش بررسی، تابع تعریف مسئله است. استفاده از روش بررسی تاریخی و نقلی یا بررسی تحلیلی و یا نظامی- راهبردی، از همین مسیر باید تعیین و انتخاب شود. در واقع رویکردها و روش ها تابع پاسخ به همین پرسش است.

]]>
چرا در طرح مسایل تاریخی به بی‌راهه می رویم؟ 2020-01-07T03:30:31+01:00 2020-01-07T03:30:31+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/706 محمد درودیان پرسش عمومی در فضای مجازی درباره عملیات کربلای چهار، مبنی بر اینکه «آیا عملیات لو رفته بود ولی انجام شد؟» و پاسخ به آن، مبنی بر اینکه «عملیات فریب بود»، نگرش به عملیات کربلای چهار و واقعیّات تاریخی را با وجود توضیحات اصلاحی، مخدوش کرد و به حاشیه برد. در مجموع آنچه در مواجهه با مسئله تاریخی عملیات کربلای چهار در طرح پرسش و پاسخ به آن واقع شد، بیانگر تفکر تاریخی و روش مواجهه با مسایل تاریخی در جامعه ایران است که عمیقاً با ملاحظات سیاسی- اجتماعی پیوند خورده است. به ه پرسش عمومی در فضای مجازی درباره عملیات کربلای چهار، مبنی بر اینکه «آیا عملیات لو رفته بود ولی انجام شد؟» و پاسخ به آن، مبنی بر اینکه «عملیات فریب بود»، نگرش به عملیات کربلای چهار و واقعیّات تاریخی را با وجود توضیحات اصلاحی، مخدوش کرد و به حاشیه برد.

در مجموع آنچه در مواجهه با مسئله تاریخی عملیات کربلای چهار در طرح پرسش و پاسخ به آن واقع شد، بیانگر تفکر تاریخی و روش مواجهه با مسایل تاریخی در جامعه ایران است که عمیقاً با ملاحظات سیاسی- اجتماعی پیوند خورده است. به همین دلیل همواره باید میان آنچه که از یک واقعه بیان و درباره آن تبلیغ یا پرسش می‌شود، با واقعیات تاریخی، تفکیک قایل شد. این ملاحظه با فرض وجود لایه‌های پنهان و در نتیجه ضرورت دقت در بررسی های تاریخی و تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق مورد تأکید قرار گرفته است.

هم اکنون وجود بی‌اعتمادی موجب شده است که باورداشت‌های جامعه از مسیر پرسش‌های مناسب و پاسخ‌های شفاف و صادقانه از واقعیّات شکل نگیرد. به همین دلیل تصوّرات رایج در جامعه درباره مسایل موجود، و پاسخ ها در بسیاری از موارد، با واقعیّات همخوانی ندارد. در نتیجه شکاف میان واقعیّات تاریخی و ذهنیت و باورهای عمومی، همراه با پاسخ های مبهم به مسایل اساسی، تفکر تاریخی و روش مواجهه با مسایل اساسی در گذشته، حال و آینده را در جامعه به چالش کشیده است.

]]>
گزیده سخنان محمد درودیان در برنامه سرچشمه و پرسش هایی درباره آن 2020-01-04T04:00:28+01:00 2020-01-04T04:00:28+01:00 tag:http://m-doroodian.ir/post/705 محمد درودیان اشاره: روز شنبه دوم آذر 98 در برنامه سرچشمه از شبکه پنج سیما، درباره مواضع گروه‌های سیاسی در جنگ مطالبی را طرح کردم که موجب طرح پرسش از سوی جناب آقای اصغر معرفت جو شده است. با توجه به روش ایشان در طرح پرسش، آنچه بعنوان پاسخ وجود دارد را در متن نوشته ام که در ادامه مطلب ملاحظه می فرمایید. ادامه مطلب گفتگوی محمد درودیان با برنامه سرچشمه

اشاره:

روز شنبه دوم آذر 98 در برنامه سرچشمه از شبکه پنج سیما، درباره مواضع گروه‌های سیاسی در جنگ مطالبی را طرح کردم که موجب طرح پرسش از سوی جناب آقای اصغر معرفت جو شده است. با توجه به روش ایشان در طرح پرسش، آنچه بعنوان پاسخ وجود دارد را در متن نوشته ام که در ادامه مطلب ملاحظه می فرمایید.

ادامه مطلب

]]>