m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

   پیش از این، درباره «اگر» در تاریخ مطالبی در سایت منتشر شد که مفروض آن؛ پذیرش تاریخ بمثابه امر واقع شده در گذشته است. در این یادداشت، پرسش از «اگرهای» تاریخی، با نظر به نتایج کلی وقایع تاریخی، بعنوان «تاریخ نگری جدید» مورد بحث قرار گرفته است.


ادامه مطلب

اشاره:

   برای نخستین بار بحث درباره رویکردهای مختلف را در مقدمه کتاب «نقد و بررسی پرسش های اساسی جنگ» در سال 1378 نوشتم. پس از آن، در سرمقاله فصلنامه شماره 9 نگین، در سال 1383 و اخیراً نیز در فصل دوم کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه»، به این بحث پرداختم. اخیراً با مطالعه ترجمه کتاب «تاریخ نگاری و جامعه شناسی تاریخی»، موضوع مورد بحث را با وام گرفتن مفهوم «بسط تفاسیر» فهم و نگاشته ام، در حالیکه پیش از این رویکردها را تنها در چارچوب نگاه های مختلفی که شکل گرفته و بعنوان واقعیات جدید در حوزه معرفت شناسی جنگ، مورد شناسایی و مطالعه قرار می دادم.


ادامه مطلب

طرح مسئله    

   فرض بر این است که هم اکنون امکان دست‌یابی به وقایع تاریخی جنگ از طریق مشاهده و تجربه، همانند کسانیکه در زمان وقوع حضور داشتند، وجود ندارد. همچنین هرآنچه امروز از سوی شاهدان و عاملان روایت می‌شود، بمعنای انطباق با واقعه نیست، بلکه صرفاً حاصل نوعی تجربه شخصی- اجتماعی در یک دوره زمانی و استفاده از زبان، برای توصیف، تفسیر و تحلیل است. بر اساس مفروضات یاد شده، ما از یکسو وارث گذشته تجربه شده و تاریخی هستیم، زیرا در زمان و مکان گذشته روی داده و از دسترس ما جز از طریق اسناد و آثار، خارج شده است. از سوی دیگر؛ با روایت هایی مواجه هستیم که بمثابه «تاریخ» بیان می شود. حال وقتی گذشته جز از طریق اسناد و آثار و گفته ها قابل شناخت نیست و روایت های کنونی نیز حاصل رویکرد و روش های مختلف از وقایع تاریخی است، پرسش این است که؛ چگونه وقایع تاریخی جنگ قابل شناسایی است؟


ادامه مطلب

اشاره:

 پرسش از «چگونگی شکل گیری تفکر تاریخی» و کاستی‌های اساسی آن در «فهم ما از تاریخ»، به دلیل باورپذیری برآمده از «نگاه تاریخی واقعه محور و گذشته‌گرا»، بسیار دشوار و نتیجه گیری حاصل از آن، مبنی بر «ضرورت بازبینی تفکر تاریخی» دشوارتر خواهد بود. تأمل در موضوع یاد شده همچنین موجب طرح این پرسش شده است که؛ اطلاق تاریخ سازی به وقایع تاریخی، تبیین است یا تحریف؟ امیدوارم در این مسیر از طریق «تأمل منتقدانه» درباره نگرش واقعه محوری به تاریخ، در افق تفکر تاریخی کنونی گشایش حاصل شود.


ادامه مطلب

اشاره:

  مباحث روش شناختی مطالعه جنگ ایران و عراق را با نقد و بررسی آنچه تا کنون در کتاب سیری در جنگ و سایر آثار، آغاز کردم و همچنان درگیر پرسش از علت استفاده از روش نقلی و مستند، در مطالعات تاریخی جنگ ایران و عراق هستم. همچنین درباره نتایج و پیامدهای مطالعه تاریخی، به این جمع بندی رسیدم که؛ مطالعات تاریخی جنگ ایران و عراق، منجر به مناقشات نهادینه شده درباره نقش افراد و سازمان ها در جنگ، در دو سطح نظامی میان ارتش و سپاه، همچنین میان نظامی ها با سیاسیون شده است. بنابراین روش کنونی موجب محدود شدن حوزه مطالعات جنگ از نظر تنوع موضوعی، همچنین نادیده گرفتن سایر ظرفیت ها برای بررسی جنگ، ازجمله بررسی های استراتژیک شده است. بنظرم نقد و بررسی روش شناختی جنگ ایران و عراق، از دو طریق امکانپذیر است:

1- نقد و بررسی رویکردها و روش های موجود. این مهم را نزدیک به 20 سال است که انجام می دهم و در کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه» یک فصل به همین موضوع اختصاص یافته و قابلیت تبدیل شدن به یک کتاب مستقل را دارد.

2- بررسی ماهیت و مسئله جنگ. با وجود آنکه روش های کنونی را بر اساس، تعریف جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک فرض گرفته‌ام، اما بحث مستقلی را تا کنون درباره روش شناسی بررسی استراتژیک انجام نداده ام، هرچند در کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه» از همین روش استفاده کرده ام. این موضوع در مبحث پایانی کتاب بعنوان پیش درآمدی بر یک نظریه، به شکل آشکار و روشن تری انجام شده است. در این یادداشت، ضرورت‌ها و چگونگی تغییر در رویکرد «گذشته‌گرا»، با نظر به «رویکرد آینده‌نگر» را بررسی کرده‌ام.


ادامه مطلب

   ارتش و سپاه در امتداد تجربه جنگ و استفاده از آن، همچنان درگیر صورتی از تداوم و تکامل، سازمانی و مأموریتی، در حوزه امور دفاعی و امنیتی هستند. به این معنا که استفاده از تجربه حاصل از جنگ با عراق، علاوه بر گسترش حوزه مطالعات فرهنگی، تاریخی و نظامی، در نظام آموزشی، توسعه سازمانی و تولید تجهیزات نظامی نیروهای مسلح نقش اساسی دارد. با فرض صحت برداشت یاد شده از برخی واقعیات کنونی که جریان دارد، این پرسش محل بحث است که؛ چرا در مطالعات جنگ ایران و عراق، پیوستگی میان تجربه گذشته با نیازهای حال و آینده، مورد توجه قرار نگرفته است؟ به عبارت دیگر چرا فراتر از نقش سازمانی ارتش و سپاه در جنگ و مناقشه درباره آن، هیچگونه بحث عمیق و جدی در حوزه تجربه جنگ با عراق، در سطح راهبردی صورت نمی گیرد؟


ادامه مطلب

اشاره

   پیش از این موضوع «پیوستگی جنگ با سیاست» را در چارچوب نظریه کلازویتس در کتاب «جنگ ایران و عراق؛ موضوعات و مسائل» نوشتم و در سایت نیز مطالبی در این زمینه منتشر شد. با توجه به تحولات اخیر در منطقه و روش بررسی آن، در این یادداشت وضعیت و روش کنونی را در چارچوب پیوستگی با سیاست، مورد بررسی قرار داده ام.


ادامه مطلب