m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

   آقای جعفری پس از حضور در جلسه نقد کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه»، توضیحاتی را تحت عنوان «حاشیه نگاری» نوشته و ارسال کرده است که در ادامه از نظر خواهد گذشت.


ادامه مطلب

نقد فرانک جمشیدی
اشاره

1- خانم جمشیدی نقدی را درباره متن سخنرانی اینجانب در نمایشگاه کتاب، بعنوان «نظر» نوشتند که به دلیل حجم کلمات و مهمتر از آن؛ مثل همیشه نقد دقیق و عالمانه، بصورت مستقل در ادامه خواهد آمد. ایشان در نقد خود ساختار بحث را از نظر روش شناختی و مفهومی مورد نقد فرار داده و در نتیجه امکان گشایش افق جدیدی را برای ادامه بحث فراهم کرده است. فرصت را مغتنم شمرده و مراتب سپاسگزاری خودم را نسبت به لطف ایشان در نقد سخنرانی اعلام می دارم.

2- در مراسم سخنرانی تلاش کردم باورداشت های اولیه‌ی حاصل از مشاهدات و تحقیقاتم را تحت عنوان مفروضات سه گانه بیان کنم و پرسش مندرج در یاداشت را در آن جلسه بیان نکردم. همچنین به دلائلی برای هماهنگی با سخنرانی جناب کمری و محدودیت وقت، به مباحث روش شناسی و رویکردها نیز اشاره نکردم . چنان که در یادداشت خانم جمشیدی اشاره شده است، پرسش دو بخش است. من با فرض تاریخی شدن مسئله مورد بحث که در بند اول مفروضان آمده، نتیجه گرفتم که«در این صورت»، این پرسش که همان عنوان یادداشت است وجود دارد که: «مشخصه ها، رویکرد و روش و کارکرد تاریخ‌نگاری جنگ چیست و کدام است؟» بنابراین پرسش از تاریخی شدن، محل بحث نبوده است که مخل بند اول مفروضات تلقی شود.

3- من در این سخنرانی بدنبال اثبات و یا ابطال نبودم. ضمن اینکه اثبات و ابطال در نظریه تجربه‌گرایی و ابطال پذیری، بیش از چند دهه است که منسوخ شده است، هر چند در ایران همچنان محل اعتناء قرار دارد. در این بحث بدنبال توضیح و استفاده از استدلال برای تایید نظراتم بودم.

4- منظور من از رویکرد و روش در این بررسی، درباره متون و در حوزه تاریخنگاری است. خانم جمشیدی  واکنش به این بخش از سخنرانی، رویکرد و روش در بررسی متون تاریخنگاری جنگ را، با تعریف جدید،  به «رویکرد و روش» من در ارائه بحث تاریخنگاری جنگ، تفسیر و تاویل کرده است که جالب است، ولی بنظرم برداشت متفاوتی از رویکرد و روش  صورت گرفته است.

5- مطالب این سخنرانی بنظرم هیچ نسبتی با آخرین کتابم ندارد، زیرا در آنجا «جنگ را بعنوان یک مسئله استراتژیک» نقد و بررسی کردم در حالیکه در این سخنرانی در حوزه تاریخنگاری جنگ و متون منتشر شده، مطالبی را اجمالاً بیان کردم. در عین حال نظراتی را در این زمینه داشتم که پیش از این در سایت نوشتم، از جمله؛ «مفهوم زمان در تاریخ» که انتظار داشتم و دارم از نظرات دوستان استفاده کنم که با وجود ارسال آن با ایمیل و انتشار در سایت، هنوز نقدی در این زمینه صورت نگرفته است. حداقل از خانم جمشیدی، دکتر صیامیان و جناب استاد کمری  انتظار دارم که برای ایجاد «چالشی جدی»، به واکاوی بحث کمک بفرمایند.

مانند همیشه از لطف منتقدین محترم و نظرات آنها صمیمانه تشکر و متواضعانه استقبال می کنم. نظرات دقیق و منتقدانه خانم جمشیدی در ادامه آمده است.


ادامه مطلب

                                امیر سرتیپ دوم رحمان اکبرآبادی

با عرض سلام و تشکر از سردار درودیان در ایجاد فضای مطلوب برای بیان دیدگاهها و نقد لایه های مختلف دفاع مقدس و تبیین علمی- تخصصی و تاریخی آن دوران پرمحنت ولی افتخارآمیز، بنده اخیراً متوجه چنین سایت و مجموعه ای با مدیریت جنابعالی شدم که با جدیت مباحث دفاع مقدس را مورد بازبینی و تحلیل تخصصی قرار می دهد. با مروری گذرا در مطالب گوناگون مندرج در سایت، متوجه موضوعی تحت عنوان «غافلگیری ارتش در آستانه و ماههای شروع جنگ»گردیدم که چند نفر از صاحب نظران تحلیل ارایه کرده بودند. در این رابطه بنده مشتاق شدم تحلیل خودم را در این عرصه ایجاد شده که یکی از خواستگاه های بیان تحلیل و نظرات تخصصی در حوزه دفاع مقدس می باشد، بیان نمایم. بنابراین هرگونه نظر اصلاحی و نقد بر مکتوبه فوق، مزید امتنان خواهد بود.


ادامه مطلب

اشاره

1- در یادداشت «نقدی بر چرایی و چگونگی نادیده گرفتن نقش ارتش در برابر حمله عراق» که پیش از این در سایت منتشر شد، موضوعات مختلفی طرح شده است که درونمایه و هدف اصلی آن ضرورت توجه به نقش موثر دفاعی ارتش در برابر حمله عراق است. در پاسخ به یادداشت یاد شده امیر بختیاری و امیر حسینی یادداشت های جداگانه ای را برای سایت ارسال کردند، هر چند هدف و موضوع مورد نظرم، کمتر مورد توجه دوستان قرار گرفت.

2امیر سرتیپ سیدناصر حسینی- امیر حسینی در یادداشت اخیر خود تلاش کرده است در پاسخ به این پرسش که؛ «تفکر دفاعی در دفاع مقدس چه بود؟»  پاراگراف زیر را نقد و بررسی کند. «ارتش در تبیین چگونگی دفاع در برابر حمله عراق، بجای تاکید بر اصل دفاع و«شیوه تفکر دفاعی»، بر نقش سازمانی ارتش تاکید می‌کند. حال آنکه شیوه تفکر دفاعی در برابر حمله عراق، بیش از هر موضوع دیگری، بعنوان یک تجربه تاریخی و راهبردی درآینده، مورد نیاز است.»

3- امیر حسینی در یادداشت اخیر خود نوشته اند؛ «من دقیقاً منظور ایشان از تفکر دفاعی را متوجه نمی شوم». لازم است در توضیح موضوع یاد شده تاکید کنم؛ منظور من در پاراگراف یاد شده این است که؛ در مجموعه آثار منتشر شده از سوی ارتش در حوزه مباحث دفاعی و حمله عراق به ایران، تا کنون ده ها هزار برگ گزارش و سند منتشر شده است، ولی به برخی مسائل اساسی در حوزه «تفکر دفاعی و فرماندهی جنگ» توجه نشده است. برای روش شدن این موضوع به چند مورد اشاره می کنم و امیدوارم در مقایسه با گذشته به این موضوعات توجه بیشتر صورت پذیرد:

الف) تا کنون در باره نقش ارتش در هشت سال دفاع مقدس مجموعه 6 جلدی منتشر و در باره عملیاتهای نظامی در سال اول جنگ، بصورت مستقل کتاب نوشته شده است. همچنین روزشمار و اطلس جنگ نیز چاپ شده است. چرا در باره تفکر و استراتژی ارتش در جنگ، در هیچ دوره ای به ویژه در برابر حمله عراق، هیچگونه متن پژوهشی و مستقل منتشر نشده است؟

ب) در واکنش به انتقاد از عملکرد ارتش در «سال اول جنگ» ویژه نامه سی امین سال جنگ در مجله صف، با حضور فرماندهان و مسئولین گدشته و حال در ارتش، به تبیین نقش ارتش در سال اول جنگ اختصاص یافت. با وجود ارزش تاریخی و راهبردی طرح دفاعی ابوذر، چرا در باره چگونگی طراحی، اجرا و نتایج آن،  در تمام اثار منتشر شده در ارتش، حتی یک مقاله پژوهشی و مستقل منتشر نشده است؟

ج) در حالیکه نتیجه جنگ در نسبت با «هنر فرماندهی» برای بکارگیری کلیه نیروها و تجهیزات در صحنه نبرد، تعیین می شود، در کدامیک از اثار ارتش تا کنون تحت عنوان موضوع فرماندهی، به ویژه در برابر حمله عراق، بیش از 10 صفحه توضیح داده شده است و یا یک مقاله پژوهشی و مستقل نوشته شده است؟

بنابراین منظور از ضرورت تبیین « شیوه تفکر دفاعی ارتش در جنگ،    این است که به جای تاکید بر وقایع نظامی و تاریخی و نقش سازمانی ارتش در جنگ که ضروری و در حال انجام است، درباره موضوعات یاد شده است که به سختی در میان آثار منتشر شده در ارتش، قابل مشاهده است نیز توضیح داده شود. با فرض اشتباه درباره تعریف فهرست موضوعات مربوط به شیوه تفکر دفاعی و یا در ارزیابی آنچه در متون منتشر شده وجود ندارد، امیدوارم از نظرات دوستان عزیزم در ارتش استفاده کنم. در غیر این صورت مناسب است موضوعات یاد شده به شکل مناسبی  نقد و بررسی و مورد توجه قرار بگیرد. در ادامه یادداشت امیر حسینی آمده است.


ادامه مطلب

                            دکتر مریم جوان شهرکی

اشاره

   پس از انتشار یادداشت درباره «تداوم و تغییر در تاریخ» خانم دکتر شهرکی توضیحاتی را در این زمینه نوشتند که در ادامه خواهد  آمد. موضوع قابل توجه در این بحث، «نسبت زمان با نگرش تاریخی» است که به وقایع تاریخ معاصر ایران محدود نخواهد شد، زیرا ناظر بر  شیوه تفکر و خرد جمعی جامعه ایران است و ردپای آن در بسیاری از موضوعات و مسائل حال و گذشته قابل مشاهده است. در عین حال مشخص نیست چرا به این موضوع، چندان که شایسته است، توجه نمی شود؟ امیدوارم یادداشت خانم شهرکی و پیشنهادات ایشان راه جدیدی را در برابر این بحث بگشاید. زیرا مسئله ما در حوزه تاریخ نگاری، تحت تاثیر تاریخ نگری است. باید برای تغییر در شیوه توصیف گذشته به روش مستند و نقلی، در باره «چرائی و چگونگی تداوم و تغییر در تاریخ»، تامل و در باره ان پژوهش و گفتگو کرد.


ادامه مطلب

                                  مرتضی قاضی

مقدمه

قصد من از نوشتن این مطلب، پیدا کردن رابطه‌ای میان رویکرد مهمی است که جناب درودیان سال‌هاست به آن دغدغه دارند و با زبان و بهانه‌های مختلف به آن می پردازند، با آن چیزی است که در حوزه مطالعات مدیریت دانش و ثبت تجربیات مطرح است. گمان می‌کنم که اگر به جنگ ایران و عراق از منظر میدانی برای استخراج دانش و تجربه نگریست، آنگاه می‌توان از علومی مانند «مدیریت دانش» و روش‌های مطرح در آن به شکل علمی استفاده کرد و نتایج بهتری از این تغییر نگاه به جنگ گرفت.


ادامه مطلب

                               امیر سرتیپ سیدناصر حسینی

اشاره

1) در یادداشت جداگانه ای علت نادیده گرفتن نقش ارتش در دفاع، در پاسخ به این پرسش که؛ «چرا در گفتمان و ادبیات موجود، نقش ارتش در برابر حمله عراق، آنچنان که بوده است، مورد توجه و باور عمومی قرار نمی‌گیرد؟» در سایت منتشر شد. همچنین به تبیین تناقض آمیز ارتش، مبنی بر ترسیم وضعیت دفاعی و چگونگی شکست دشمن، به شرح زیر اشاره شد:

«تبیین ارتش چنانکه اشاره شد، تناقض آمیز است. به این معنا که علت شکست و ناتوانی‌ها به فروپاشی ارتش ارجاع می شود و درباره نقش نیروهای مردمی اینگونه تأکید می شود که؛ «فاقد آموزش، سلاح و سازمان بودند.» در عین حال بر نقش ارتش در جلوگیری از اشغال خوزستان و تجزیه آن، تصریح می شود. گزاره های یاد شده، نه تنها نقش ارتش را در برابر حمله عراق تبیین نمی‌کند، بلکه صورت مسئله دفاع در برابر حمله عراق و شکست ارتش عراق را با پرسش و ابهام همراه می‌کند، به این معنا که اگر ارتش فروپاشیده بود و نیروهای مردمی فاقد آموزش، سازمان و سلاح بودند، پس چگونه ارتش عراق شکست خورد و از اشغال سه روزه خوزستان بازماند؟ علاوه بر این؛ ارتش در تبیین چگونگی دفاع در برابر حمله عراق، بجای تاکید بر اصل دفاع و«شیوه تفکر دفاعی»، بر نقش سازمانی ارتش تاکید می‌کند. حال آنکه شیوه تفکر دفاعی در برابر حمله عراق، بیش از هر موضوع دیگری، بعنوان یک تجربه تاریخی و راهبردی، درآینده مورد نیاز است»

2) توضیحات یاد شده را در مقدمه به این دلیل نوشتم که مرسوم است در پاسخ به هرگونه گفتار و نوشتار، موضوع و مسئله مورد بحث روشن شود، حال آنکه در یادداشت امیر حسینی، با وجود آنکه با هدف پاسخ به متن دیگری نوشته شده است، هیچگونه اشاره ای به موضوع مورد بحث صورت نگرفته است، در حالیکه بدون این ملاحظات و پاسخ به پرسش مورد بحث و تناقض موجود در نظریه ارتش، برای مخاطبین یادداشت حاضر قابل ادراک نیست. در ادامه یادداشت امیر حسینی آمده است.


ادامه مطلب