نقش هاشمی رفسنجانی در جنگ

واکنش به انتشار خبر درگذشت غافلگیر کننده آیت الله هاشمی رفسنجانی، بیش از هر ملاحظه دیگری، بنظر می رسد ناظر بر احساس ضرورت تداوم حضور ایشان در صحنه سیاسی- اجتماعی ایران بوده است.  در عین حال درگذشت آقای هاشمی فرصت جدیدی را برای بازبینی نقش اساسی ایشان در حیات سیاسی و اجتماعی ایران، از جمله جنگ ایران و عراق فراهم آورده است. با وجود تداوم تاثیرگذاری آنچه از سوی آقای هاشمی در دوره حیات ایشان صورت گرفته، اما به اعتبار فقدان ایشان، به نظر می‌رسد باید نقش و تأثیرگذاری آقای هاشمی را با «رویکرد تاریخی» مورد بررسی قرار داد.

 نقش برجسته آقای هاشمی در جنگ ایران و عراق را باید بیشتر در تصمیم گیری برای ادامه و پایان دادن به جنگ مشاهده کرد، هر چند در شکل گیری دفاع و آزادسازی مناطق اشغالی نیز تأثیرات قابل ملاحظه ای داشته است.

مسئله قابل توجه این است که آقای هاشمی پس از آنکه بعنوان فرمانده عالی جنگ از سوی امام خمینی انتخاب شد، در چارچوب استراتژی کسب یک پیروزی و پایان دادن به جنگ، در عملیات خیبر حضور یافت و به این نتیجه رسید که از طریق پیروزی نظامی نمی توان به جنگ پایان داد. آقای هاشمی با وجود باور به پایان دادن به جنگ، به دلیل تعهد به نظرات امام برای ادامه جنگ، همچنان برای دستیابی به پیروزی نظامی تلاش کرد، هرچند این استراتژی نتیجه بخش نبود و با وجود پیروزی در فاو و عملیات کربلای پنج، نه تنها جنگ به پایان نرسید، بلکه فشار به ایران تشدید شد.

 به دلیل نتایج و پیامدهای تأثیرگذار جنگ، قضاوت درباره نقش و تأثیر آقای هاشمی، همچنان دستخوش صورتی از «تداوم و تغییر» خواهد بود. به همان میزان که از نقش تاثیرگذار ایشان در پایان دادن به جنگ، سخن گفته و حمایت می شود، به همان میزان مورد انتقاد قرار خواهد گرفت. نظر به اینکه نسل جدید، جنگ را در آئینه تصویر حال مشاهده می‌کند، لذا از نقطه عزیمت اکنون و نه گذشته، قضاوت خواهد کرد. بنا براین شرایط آینده، در تداوم و تغییر در قضاوت های تاریخی درباره آیت الله هاشمی، بیش از گذشته نقش خواهد داشت.