m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق


نقش هاشمی رفسنجانی در جنگ

واکنش به انتشار خبر درگذشت غافلگیر کننده آیت الله هاشمی رفسنجانی، بیش از هر ملاحظه دیگری، بنظر می رسد ناظر بر احساس ضرورت تداوم حضور ایشان در صحنه سیاسی- اجتماعی ایران بوده است.  در عین حال درگذشت آقای هاشمی فرصت جدیدی را برای بازبینی نقش اساسی ایشان در حیات سیاسی و اجتماعی ایران، از جمله جنگ ایران و عراق فراهم آورده است. با وجود تداوم تاثیرگذاری آنچه از سوی آقای هاشمی در دوره حیات ایشان صورت گرفته، اما به اعتبار فقدان ایشان، به نظر می‌رسد باید نقش و تأثیرگذاری آقای هاشمی را با «رویکرد تاریخی» مورد بررسی قرار داد.

 نقش برجسته آقای هاشمی در جنگ ایران و عراق را باید بیشتر در تصمیم گیری برای ادامه و پایان دادن به جنگ مشاهده کرد، هر چند در شکل گیری دفاع و آزادسازی مناطق اشغالی نیز تأثیرات قابل ملاحظه ای داشته است.

مسئله قابل توجه این است که آقای هاشمی پس از آنکه بعنوان فرمانده عالی جنگ از سوی امام خمینی انتخاب شد، در چارچوب استراتژی کسب یک پیروزی و پایان دادن به جنگ، در عملیات خیبر حضور یافت و به این نتیجه رسید که از طریق پیروزی نظامی نمی توان به جنگ پایان داد. آقای هاشمی با وجود باور به پایان دادن به جنگ، به دلیل تعهد به نظرات امام برای ادامه جنگ، همچنان برای دستیابی به پیروزی نظامی تلاش کرد، هرچند این استراتژی نتیجه بخش نبود و با وجود پیروزی در فاو و عملیات کربلای پنج، نه تنها جنگ به پایان نرسید، بلکه فشار به ایران تشدید شد.

 به دلیل نتایج و پیامدهای تأثیرگذار جنگ، قضاوت درباره نقش و تأثیر آقای هاشمی، همچنان دستخوش صورتی از «تداوم و تغییر» خواهد بود. به همان میزان که از نقش تاثیرگذار ایشان در پایان دادن به جنگ، سخن گفته و حمایت می شود، به همان میزان مورد انتقاد قرار خواهد گرفت. نظر به اینکه نسل جدید، جنگ را در آئینه تصویر حال مشاهده می‌کند، لذا از نقطه عزیمت اکنون و نه گذشته، قضاوت خواهد کرد. بنا براین شرایط آینده، در تداوم و تغییر در قضاوت های تاریخی درباره آیت الله هاشمی، بیش از گذشته نقش خواهد داشت.


                   خاطره محسن رضایی

اشاره:

   براین باور هستم که «خاطره‌گویی و تاریخ شفاهی» درباره وقایع و موضوعات تاریخی جنگ ایران و عراق، با وجود اهمیت و ضرورت اهتمام به آن، به دلیل تکیه بر حافظه ذهنی، از نظر سندیّت محل تردید است و باید مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. مهمتر آنکه راویان و شاهدان وقایع تاریخی در برابر هرگونه وارونه‌گویی غرضمند و یا اشتباه ناآگاهانه حاصل از گذشت زمان،باید نظر خود را بیان کنند. هم اکنون به دلایل مختلفی، از جمله ملاحظات سیاسی و یا سازمانی، در این باره سکوت و یا مناقشه صورت می گیرد. با نظر به ملاحظات یاد شده، برای نقد و بررسی خاطره سردار رضایی فرمانده پیشین سپاه اقدام کردم.


ادامه مطلب

                             نقد کتاب خیانت به فرمانده

اشاره:

   پیش از این درباره فیلم ایستاده در غبار و نقد آن، همچنین در نقد نظرات آقای کامران غضنفری، درباره قطعنامه 598، مطالبی در سایت نوشته شد. گزارش ایشان درباره دیپلمات های ربوده شده از نظر رویکردی و روش بررسی، موجب نگارش یادداشت حاضر شده است. امیدوارم پاسخ ایشان به نقد منتشر شده، زمینه بحث و روشن شدن موضوع را فراهم نماید.


ادامه مطلب


                      الگوی فکری امام

اشاره:

   تبیین الگوی فکری- عملی امام خمینی در جنگ با عراق، بدلیل ضرورت شناخت امام بعنوان فرمانده کل قوا، همچنین بررسی تحولات جامعه و جنگ ایران و عراق، ضروری است. در واقع بازخوانی رخدادها و تحولات اساسی جنگ، بدون در نظر گرفتن اندیشه و نقش امام در جنگ، مانع از فهم عمیق و کامل، از فراز و نشیب و تصمیم گیری های اساسی در جنگ و بسیاری از مسائل دیگر خواهد شد. این مهم در زمان جنگ و پس از آن، همواره با اهداف و رویکردهای مختلف، در داخل و خارج از کشور صورت گرفته و همچنان انجام خواهد شد. امام در واقع بخش جدایی ناپذیر تحولات تاریخ معاصر ایران، بویژه جنگ و انقلاب است. بنابراین هم به اعتبار رهبری انقلاب و فرماندهی جنگ و هم به اعتبار بنیان‌گذاری جمهوری اسلامی و ساختار ولایت فقیه، به همراه بسیاری از اقدامات دیگر، امام همواره در کانون توجهات پژوهشی و الگوی فکری- رفتاری در داخل و خارج از کشور باقی خواهد ماند ...


ادامه مطلب

                           یحیی نیازی

اشاره:

1- اظهارات متناقض تاریخی، مبنی بر ادعای ارائه «طرح بسیج ملی» به امام از سوی سرهنگ شریف النسب، در مصاحبه با روزنامه ایران در تاریخ 4 آذرماه 94، موجب نقد آن در سایت شد.

2- با وجود پرسش هایی که در سایت طرح شد، ایشان پاسخ را برای روزنامه ایران (17 دی 94) ارسال کرده و مایل بودند همان پاسخ‌ها، در سایت نیز منتشر شود که بدلیل انتشار در روزنامه، از این اقدام خودداری و تقاضا شد متن مناسبی را تهیه و ارسال نمایند که در صورت ارسال منتشر خواهد شد.

3- با وجود اینکه سرهنگ شریف النسب در متن اخیر، توضیحاتی را ارائه کرده اند، بیانات امام درباره تشکیل بسیج، در تاریخ شهریور سال 1358 نشان می دهد که اظهارات سرهنگ شریف النسب مبنی بر ارائه ایده «بسیج ملی» و رونمایی آن از سوی امام، با واقعیات تاریخی همخوانی ندارد.


4- امام موضوع تشکیل بسیج را با تاکید بر «بسیج مستضعفین» و نه «بسیج ملی»، در شهریور سال 1358 به خودشان ارجاع داده و می‌گویند: «من یک پیشنهادی در چند روز پیش از این کردم که اگر این پیشنهاد را عمل بکنند، این اسباب این می شود که روابط انشاء الله کم کم پیدا بشود و ایجاد یک حزب مستضعفین، تمام مستضعفین دنیا اعم از مسلم و غیرمسلم، این دولت های غیراسلامی که به مردم ظلم می کنند، ملت اینطور نیستند، ملت مثلاً آمریکا، ملت فرانسه آنهایی که ظلمی نمی خواهند بکنند، آن که ظلم می کند، آن که خلاف می کند، دولت ها هستند، آنها هم مستضعفین‌شان گرفتار مستکبرین هستند و اگر یک حزبی در عالم پیدا بشود، یک حزب عالمی، حزب مستضعفین که همان حزب الله است، اینهمه مشکل رفع بشود، با رفع این دو اشکال، تمام مشکلات مسلمین رفع می شود، هیچ قدرتی با این قدرت ها نمی تواند مقابله بکند.» (صحیفه نور- جلد 8- ص 278-3/6/1358)

5- جناب شریف النسب باید برای ادعای تاریخی خود سند ارائه نماید. همچنین به این پرسش پاسخ دهد که: با فرض اینکه چنین ظرفیتی در ارتش برای طراحی بسیج ملی وجود داشته، چرا با توجه به پیش بینی وقوع جنگ از سوی ارتش، هیچ اقدامی برای فراخوانی نیروهای احتیاط، قبل از حمله عراق صورت نگرفت، تا توان دفاعی کشور افزایش و از اشغال سرزمین ایران جلوگیری شود؟

6- آقای یحیی نیازی در یادداشتی که برای انتشار در سایت ارسال کرده است، به برخی از ابعاد چگونگی تشکیل بسیج اشاره می‌کند که در ادامه از نظر خواهد گذشت. پیش از این نیز در سایت درباره کارکرد بسیج در اندیشه امام خمینی یادداشتی منتشر شده است ...


ادامه مطلب

1) دکتر سیدجواد طاهایی در کتاب «بسیجی شهید به مثابه انسان آرمانی ایرانی» به شکل کاملاً متفاوت و تأمل برانگیز به موضوع بسیج اشاره کرده است که با رویکرد سیاسی- تبلیغاتی کنونی، فاصله زیادی دارد.

                             کتاب بسیجی شهید بمثابه انسان آرمانی ایرانی

2) مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با وجود اهتمام ویژه برای انتشار این کتاب که بسیار صبورانه و پیگیرانه بوده است، امکان تولید متن جدیدی را در مورد بسیج فراهم کرده است که بعید است تا سال‌های آینده، نمونه ای همچون این متن تهیه و منتشر شود. در عین حال متأسفانه صفحه بندی کتاب بیشتر تبلیغاتی است و با محتوی عمیق متن، همخوانی ندارد.

3) با توجه به اطلاعاتی که از فرآیند تهیه و انتشار کتاب دارم، دکتر ناصر هادیان در پیگیری برای انتشار این کتاب، نقش بی همتایی داشته اند که مناسب بود مولف محترم که از جزئیات آن مطلع است، در مقدمه کتاب به این موضوع اشاره می کرد.

4) فهرست کتاب «بسیجی شهید به مثابه انسان آرمانی ایرانی» در ادامه مطلب برای اطلاع مخاطبان محترم آمده است: ...


ادامه مطلب

اشاره: 

1- روزنامه ایران در تاریخ 4 آذر 94، گفتگو با جناب سرهنگ شریف النسب درباره تشکیل بسیج را بعنوان «روایتی تازه از نحوه شکل‌گیری نهاد بسیج، از ایده تا تشکیل» در صفحه 18 منتشر کرده است. ایشان در این گفتگو مدعی شده است که؛ طرح بسیج برای تبرک و اطمینان خاطر از دریافت آخرین نقطه نظرات بنیانگذار انقلاب حضرت امام، از طریق حضرت آیت‌الله حسن صانعی به قم فرستاده شد و به رویت حضرت امام رسید. ایشان در آذرماه 58 در ملاقات با مقامات و فرماندهان فرمودند: «مملکتی که بیست میلیون جوان دارد، باید 20 میلیون تفنگدار داشته باشد» و با این سخن، برپایی بسیج را رونمایی و علنی کردند.

                    نقد اظهارات سرهنگ شریف النسب در روزنامه ایران

2- درباره ابعاد و چگونگی تهیه طرح بسیج از سوی ایشان و سپس پذیرش آن از سوی امام و اعلام آن، بدیهی است باید یا طرح یاد شده، به صورت مکتوب از سوی سرهنگ شریف النسب ارائه و یا از آیت الله صانعی، همچنین از  دفتر نشر آثار امام در باره این طرح و ابعاد آن سوال شود. همچنین درباره واقعیات تاریخی چگونگی شکل گیری بسیج، بدیهی است مسئولین بسیج و یا افرادی مانند دکتر سنجقی، بعنوان یکی از بنیان گذاران بسیج در سپاه، باید نظرات و اسناد تاریخی را در این زمینه ارائه و منتشر کنند.

3- در این یادداشت ابتداء اظهارات سرهنگ شریف النسب درباره نحوه تشکیل بسیج طرح و سپس مورد نقد قرار خواهد گرفت. بدیهی است؛ همان‌گونه که مسئولیت آنچه بیان شده، با سرهنگ شریف النسب است، پاسخ نیز چنین است. در عین حال هریک از افرادی که در فرایند اجرای طرح مورد اشاره قرار داشته اند، بویژه دوستان هیئت معارف جنگ، اسناد و یا نظری دارند، لطفاً برای انتشار در سایت، ارسال فرمایند ...


ادامه مطلب

  پس از حمله عراق به ایران، با وجود بستر فرهنگی و ریشه های تاریخی- اعتقادی عاشورا در جامعه ایران، بیشتر ضرورت دفاع در برابر تجاوز عراق، از طریق بسیج عمومی و «دفاع همه جانبه» مورد تأکید قرار گرفت. بر پایه ملاحظه یاد شده، نظر به اهمیت «نظریه جنگ عاشورایی» و پیوستگی آن با برخی مسائل اساسی جنگ، از جمله اتمام آن، در این یادداشت این مفهوم مورد بازبینی قرار گرفته است.

1) اهتمام به الگوی «جنگ عاشورایی»، با وجود زمینه ها و ریشه های تاریخی و اعتقادی آن در جامعه ایران، در دوره جدید برآمده از آموزه های اعتقادی- سیاسی امام خمینی بود که با بیان عبارت «خون بر شمشیر پیروز است»، در کوران انقلاب آغاز شد. ایشان همچنین حمله عراق را در چارچوب «جنگ اسلام و کفر» و «جنگ حق و باطل» صورت بندی کرد و پیروزی و شهادت را «احد الحسنیین» نامید. این نگرش به جنگ در واقع هسته مرکزی تفکر تکلیف‌گرایی و تقدم آن بر نتیجه گرائی را تبیین کرد، به این معنا که؛ اگر ما تکلیف خود را انجام بدهیم، هر نتیجه ای حاصل شود، به معنای پیروزی است. برابر تفکر امام خمینی؛ نتیجه با تکلیف بهم پیوسته است، ولی نتیجه فرع بر تکلیف است. بهمین دلیل انجام عمل سیاسی- اجتماعی، مشروط به نتیجه نیست، بلکه باید بر اساس تکلیف انجام شود. برابر این نظر یه، نتیجه در عین حالیکه اهمیت دارد و باید برای تحقق آن تلاش کرد، ولی به تقدیر الهی واگذار می شود.

2) با وجود اهمیت الگوی جنگ عاشورائی در باورهای فرهنگی و اعتقادی جامعه ایران، مفهوم جنگ عاشورایی برای نخستین بار پس از سال 63 و در شرایطی مطرح شد که با وجود ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، هیچ گونه چشم انداز روشنی برای پیروزی بر عراق و اتمام جنگ وجود نداشت. همچنین برخی از گرایشات برای اتمام جنگ در حال شکل گیری بود. در چنین شرایطی تأکید بر جنگ عاشورایی در ذیل مفهوم تکلیف گرایی، با تأکید بر ادامه جنگ، بدون توجه به هر نتیجه ای مطرح شد. با گذشت زمان و تغییر در شرایط نظامی جنگ،  تفسیر جدید از تکلیف گرائی برای مخالفت با تلاشهای سیاسی برای اتمام جنگ موجب شد برخی از افراد و جریانها، پذیرش قطعنامه 598 را بمثابه یک انحراف از تکلیف گرائی در جنگ و تحمیل جام زهر به امام خمینی ارزیابی کنند.

3) رویکر نقادانه به اتمام جنگ در چارچوب مفهوم تکلیف گرائی، موجب طرح این پرسش می شود که؛ هدف جنگ چه بود و چگونه باید به پایان می رسید؟ اگر بر هدف سقوط صدام تأکید و گفته شود که جنگ برابر هدف یاد شده باید تا شکست عراق ادامه پیدا می کرد، می توان در نقد این موضع گفت که؛ این نوع نگرش به جنگ بر خلاف ظاهر آن، برآمده از نتیجه گرایی است. زیرا در این تحلیل، سقوط صدام به عنوان هدف ذکر می شود و اعتراض به اتمام جنگ، به این دلیل صورت می گیرد که نحوه پایان جنگ از طریق قطعنامه 598، موجب شد تا نتیجه مطلوب (سقوط صدام) حاصل نشود. فارغ از این که آیا ابزار و امکانات تأمین چنین هدفی وجود داشت یا خیر؟، چنین تفکری در نقد اتمام جنگ و تحمیل پذیرش قطعنامه به امام، برخلاف ظاهر آن، اندیشه «تکلیف‌گرا» نیست، زیرا نحوه پایان جنگ از طریق پذیرش قطعنامه 598 و انتقاد از آن، با منطق نتیجه‌گرایی صورت می گیرد.

4) نظر به واکنش امام و ناخرسندی از نحوه پایان جنگ از طریق قطعنامه 598، این پرسش وجود دارد که؛ اگر امام صرفاً تکلیف‌گرا بود و به نتیجه توجهی نداشت، چرا نحوه پایان جنگ و پذیرش قطعنامه را به «نوشیدن جام زهر» تعبیر کرد؟ حال آنکه باید از هر نتیجه‌ای که حاصل شده است، راضی باشد. این موضوع نشان می دهد که بی توجهی به نتیجه، با تفکیک تکلیف از نتیجه، در نزد تفکر تکلیف‌گرا و منتقد، با تمسک به الگوی عاشورا و استناد به اندیشه‌های امام خمینی، نیاز به بازبینی و تأمل بیشتری دارد. زیرا در نظام معرفتی برآمده از اندیشه و رفتار امام خمینی، اگرچه تکلیف‌گرایی مورد تاکید است، ولی بمعنای بی توجهی به نتیجه نیست. از نظر ایشان مفهوم پیروزی بعنوان نتیجه، مورد اهتمام است، اما در سایه تکلیف‌گرایی قرار دارد.  در این میان منتقدین پایان جنگ، ضمن نا دیده گرفتن پیوستگی نتیجه گرائی با تکلیف گرائی در اندیشه امام خمینی، نتیجه گرائی را در پوشش مفهوم تکلیف گرائی طرح می کنند! در حالیکه امام خمینی ضمن عمل به تکلیف، از نتیجه حاصل شده اظهار ناخرسندی می کند.


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها