m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره

   پس از انتشار یادداشت درباره لو رفتن عملیات کربلای چهار، تحت عنوان «عملیات کربلای چهار با کدام نگاه؟»، امیر اکبرآبادی؛ مسئول محترم هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی در تبریز، نظراتی را نوشتند که موضوع از عملیات کربلای چهار و بی اعتمادی موجود به گفتار و نوشتار درباره واقعیات جنگ، به موضوع غافلگیری در جنگ و در برابر حمله عراق در 31 شهریور سال 1359 تغییر کرد.

در پاسخ به نظرات ایشان نوشتم: «با سلام. موضوعات مورد اشاره مانند غافلگیری و یا شکست در عملیات کلاسیک ارتش در زمان بنی صدر را بعنوان نمونه نوشتم تا به این موضوع اشاره کنم که چرا با وجود برخی توضیحات، مانند آنچه شما در این متن درباره غافلگیری نوشته‌اید، موضوع حل نشده و همچنان بر غافلگیری ارتش در جنگ و نه در سطح راهبردی، مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد؟ در چند مرحله بصورت مکتوب و حضوری به برداران ارتش عرض کردم با توجه به اینکه جنگ از اول شهریور سال 59 عملاً آغاز شده بود، اگر اسناد قبل از شهریور را که نشان می‌دهد در ارتش وقوع جنگ پیش بینی شده است، ارائه کنید تا به رفع این ابهام تاریخی کمک کند ولی هنوز اقدام نشده و امیدوارم انجام شود تا شاید این نظر شما روشن شود. امیر مفید، بعنوان یک افسر شایسته و مطلع و با تجربه نیز در کتاب خود هیچ سندی دال بر اثبات پیش بینی وقوع جنگ تا قبل از 31 شهریور ارائه نکرده است. پیشنهاد می‌کنم شما این موضوع را بررسی کرده و در سایت برای بحث به اشتراک بگذاریم. از لطف شما سپاسگزارم.»

   امیر اکبرآبادی با ارسال یادداشت جدید در 10 صفحه، به جای  بررسی این موضوع که اگر در ارتش اسنادی وجود دارد که قبل از شهریور سال 1359 احتمال وقوع جنگ پیش بینی شده و این امر بمعنای غافلگیر نشدن ارتش است، به موضوع عملیات کربلای چهار پرداخته است. یادداشت امیر اکبرآبادی را برای گرامی ارجمند امیر مسعود بختیاری ارسال کردم که ایشان با بزرگواری پاسخی را تهیه و ارسال کردند که در ادامه، ابتدا یادداشت امیر بختیاری و سپس توضیحاتی در باره آن خواهد آمد.

ادامه مطلب


اشاره

  پس از انتشار نوشته ای تحت عنوان «هوشیاری در غیاب بازدارندگی» در روز چهارشنبه سوم آبان 96 در روزنامه ایران و پاسخ آن در روز شنبه ششم آبان 96، از امیر بختیاری خواهش کردم هر دو متن را مطالعه کنند تا هم موضوع و مسئله، همچنین نسبت دو متن منتشر شده با هم روشن شود. ایشان پس از مطالعه به موضوعی اشاره کردند مبنی بر اینکه؛ در برخی موضوعات از جمله غافلگیری نمی توان به نتیجه قطعی رسید و شاید مناسب باشد این موضوعات فعلا مسکوت گذاشته شود. برپایه توضیح ایشان و برخی ملاحظات دیگر یادداشت حاضر را نوشتم.


ادامه مطلب

مناظره در روزنامه ایران

اشاره

   روزنامه ایران با فرارسیدن سالگرد حمله عراق به ایران، زمینه های بحث درباره «چگونگی امکان جلوگیری از وقوع جنگ ایران و عراق» را فراهم کرد و به این ترتیب با حضور دکتر صادق زیباکلام و امیر بختیاری و اینجانب، طی نشست سه نفره موضوع مورد نظر به بحث گذاشته شد که به دلیل حجم آن، در سه بخش جداگانه منتشر خواهد شد.

ادامه مطلب


جلسه نقد کتاب در دانشگاه دفاع ملی

اشاره

   در بخش اول، توضیحات نویسنده پیرامون مختصات کتاب، ارائه شد. سخنان ناقدین محترم؛ امیر حسینی در حوزه تاکتیکی، امیر بختیاری در حوزه راهبردی، دکتر مهران شمس احمر، از نظر روش شناختی و دکتر امینیان، با توجه به رویکرد و روش کلی کتاب، برای بهره برداری مخاطبان محترم، در ادامه آمده است. با وجود آنکه انتظار می رفت نظریه ارائه شده در پایان کتاب، مورد نقد و بررسی قرار بگیرد، ولی به دلیل تمرکز بر مباحث تاکتیکی و مناقشات تاریخی، توجه چندانی برای نقد و بررسی نظریه صورت نگرفت.

ادامه مطلب


                       امیر پوردستان

اشاره

   پیش از این اظهارات امیر گلفام و ناخدا صمدی درباره «غافلگیری یا هوشیاری در برابر حمله عراق»، به دلیل روش استدلال آنها مورد بحث قرار گرفت. در یادداشت حاضر اظهارات امیر پور دستان فرماندهی پیشین نیروی زمینی ارتش و روش استدلال درباره غافلگیر نشدن ارتش در جنگ، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. امیدوارم پاسخ ایشان برای انتشار در سایت ارسال شود.


ادامه مطلب

طرح مسئله

استفاده از مفهوم «جنگ کلاسیک» برای تبیین رخدادها و تحولات جنگ ایران و عراق، در اظهارات مسئولین و فرماندهان نظامی جنگ، از سابقه ای همانند جنگ برخوردار است. با این وجود تا کنون تعریف مشخصی از این موضوع ارائه نشده است. پیش از این امیر بختیاری در باره تعریف این مفهوم و علت استفاده از آن در اظهارات فرماندهان یا آثار منتشر شده از سوی سپاه، از من سوال کرد که پاسخ آن را به خاطر ندارم. با توجه به استفاده از این مفهوم در کتاب «کالک های خاکی»، شامل خاطرات سردار  عزیز جعفری فرمانده محترم سپاه، که اخیراً منتشر شده است، این موضوع مجددا از سوی امیر بختیاری مورد پرسش قرار گرفت که به ایشان عرض کردم؛ سپاه پس از حمله عراق ادراکی از جنگ و شیوه دفاع و حمله به دشمن داشته است و برای تمایز آن با روش ارتش، از عنوان جنگ انقلابی در برابر جنگ کلاسیک، استفاده کرده است. با نظر به ملاحظات یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ منظور از جنگ کلاسیک چیست و چرا از این مفهوم برای تبیین بخشی از تحولات جنگ ایران و عراق استفاده می شود؟

 در آثار منتشر شده از سوی ارتش و یا سپاه، تا کنون هیچگونه تعریف مشخصی از مفهوم «جنگ کلاسیک» صورت نگرفته است. بنظر می رسد ارتش براساس نظام مفهومی و آموزشی، هر آنچه را که دانسته و به آن عمل می کند، بمثابه روشهای مرسوم، بمعنای جنگ کلاسیک می داند، و سپاه نیز تجربه جنگ با عراق و آموزهای حاصل از آن را، در برابر مفهوم جنگ کلاسیک و به گفته سردار رضائی فرمانده پیشین سپاه، «جنگ انقلابی» نام گذاری می کند.


ادامه مطلب

طرح مسئله

 یکی از مهمترین پیامدهای حمله عراق به ایران در تاریخ 31 شهریور سال 1359، علاوه بر خسارت ها، تخریب و کشتار، اشغال بخش وسیعی از شهرها و مناطق مرزی ایران بود که، به مدت 20 ماه بطول انجامید. فارغ از مباحثی که درباره «علت ناتوانی در بازدارندگی عراق از حمله به ایران» وجود دارد، همچنین «علت ناتوانی در شکست عراق در نقطه صفر مرزی و جلوگیری از اشغال سرزمین ایران»، این پرسش وجود دارد که؛ وسعت مناطق اشغالی در جنگ، به چه میزان بوده است؟ متاسفانه با وجود ضرورت تعیین دقیق مساحت مناطق اشغالی از سوی دشمن، آمار یکسان و مورد اجماع در منابع منتشر شده، همچنین اظهارات فرماندهان ارتش و سپاه وجود ندارد.


ادامه مطلب
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic