m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                       امیر پوردستان

اشاره

   پیش از این اظهارات امیر گلفام و ناخدا صمدی درباره «غافلگیری یا هوشیاری در برابر حمله عراق»، به دلیل روش استدلال آنها مورد بحث قرار گرفت. در یادداشت حاضر اظهارات امیر پور دستان فرماندهی پیشین نیروی زمینی ارتش و روش استدلال درباره غافلگیر نشدن ارتش در جنگ، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. امیدوارم پاسخ ایشان برای انتشار در سایت ارسال شود.


ادامه مطلب

طرح مسئله

استفاده از مفهوم «جنگ کلاسیک» برای تبیین رخدادها و تحولات جنگ ایران و عراق، در اظهارات مسئولین و فرماندهان نظامی جنگ، از سابقه ای همانند جنگ برخوردار است. با این وجود تا کنون تعریف مشخصی از این موضوع ارائه نشده است. پیش از این امیر بختیاری در باره تعریف این مفهوم و علت استفاده از آن در اظهارات فرماندهان یا آثار منتشر شده از سوی سپاه، از من سوال کرد که پاسخ آن را به خاطر ندارم. با توجه به استفاده از این مفهوم در کتاب «کالک های خاکی»، شامل خاطرات سردار  عزیز جعفری فرمانده محترم سپاه، که اخیراً منتشر شده است، این موضوع مجددا از سوی امیر بختیاری مورد پرسش قرار گرفت که به ایشان عرض کردم؛ سپاه پس از حمله عراق ادراکی از جنگ و شیوه دفاع و حمله به دشمن داشته است و برای تمایز آن با روش ارتش، از عنوان جنگ انقلابی در برابر جنگ کلاسیک، استفاده کرده است. با نظر به ملاحظات یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ منظور از جنگ کلاسیک چیست و چرا از این مفهوم برای تبیین بخشی از تحولات جنگ ایران و عراق استفاده می شود؟

 در آثار منتشر شده از سوی ارتش و یا سپاه، تا کنون هیچگونه تعریف مشخصی از مفهوم «جنگ کلاسیک» صورت نگرفته است. بنظر می رسد ارتش براساس نظام مفهومی و آموزشی، هر آنچه را که دانسته و به آن عمل می کند، بمثابه روشهای مرسوم، بمعنای جنگ کلاسیک می داند، و سپاه نیز تجربه جنگ با عراق و آموزهای حاصل از آن را، در برابر مفهوم جنگ کلاسیک و به گفته سردار رضائی فرمانده پیشین سپاه، «جنگ انقلابی» نام گذاری می کند.


ادامه مطلب

طرح مسئله

 یکی از مهمترین پیامدهای حمله عراق به ایران در تاریخ 31 شهریور سال 1359، علاوه بر خسارت ها، تخریب و کشتار، اشغال بخش وسیعی از شهرها و مناطق مرزی ایران بود که، به مدت 20 ماه بطول انجامید. فارغ از مباحثی که درباره «علت ناتوانی در بازدارندگی عراق از حمله به ایران» وجود دارد، همچنین «علت ناتوانی در شکست عراق در نقطه صفر مرزی و جلوگیری از اشغال سرزمین ایران»، این پرسش وجود دارد که؛ وسعت مناطق اشغالی در جنگ، به چه میزان بوده است؟ متاسفانه با وجود ضرورت تعیین دقیق مساحت مناطق اشغالی از سوی دشمن، آمار یکسان و مورد اجماع در منابع منتشر شده، همچنین اظهارات فرماندهان ارتش و سپاه وجود ندارد.


ادامه مطلب

             میزگرد روزنامه ایران درباره تاریخ نگاری جنگ

روزنامه ایران برای بحث درباره «تاریخ نگاری جنگ»، میزگردی را با حضور دکتر گلشنی و امیر مسعود بختیاری تشکیل داد که تحت عنوان؛ «یک جنگ دو نگاه»، در تاریخ 31 شهریور سال 1395 منتشر شده است. همچنین یادداشتی را تحت عنوان «نقد آسیب شناختی بر تاریخ نگاری جنگ» برای روزنامه ایران ارسال کردم که در بعنوان سرمقاله این روزنامه به چاپ رسیده است. انتشار مباحث یاد شده در ویژه نامه روزنامه ایران، در مقایسه با آنچه پیش از این درباره تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق منتشر شده است، وجوه متمایزی دارد که ناظر بر تبیین ویژه گی های تاریخ نگاری جنگ در سپاه با «رویکرد سیاسی- اجتماعی» و در ارتش با «واقعه نویسی»، در چارچوب وظایف سازمانی است. ملاحظات یاد شده که بیشتر از نظر معرفت شناسی اهمیت دارد، پرسش های جدیدی را فرا روی محققین قرار می دهد، از جمله اینکه؛ تفاوت کنونی در رویکرد و روش تاریخ نگاری ارتش و سپاه چیست و چرا؟ همچنین ظرفیت های نگارش تاریخ جنگ از سوی ارتش و سپاه تا چه اندازه است؟ مهمتر از آن آیا روش بررسی های تاکتیکی در ارتش، از طریق «واقعه نویسی برابر وظایف سازمانی» ظرفیت ارتقای مباحث جنگ به سطح راهبردی را دارد؟

پیش از این یادداشت، گفتگوهای دیگری درباره تاریخ نگاری جنگ انجام شده است که، بعنوان موضوعات مرتبط لینک شده است. متن گفتگو و یادداشت یاد شده، در دو بخش جداگانه به شرح زیر است:

1) یک جنگ دو نگاه؛ میزگرد ایران در باره چرایی اختلاف تاریخ نگاری جنگ بین سپاه و ارتش

2) نقد آسیب شناسانه، بر تاریخ‌نگاری مناقشه آمیز


در پیچ وخم بیان عملکرد سازمانی از اصل ماجرا غافل نشویم

«استاد درودیان بیائیم به این جنگ حیدری و نعمتی پایان داده و مسئولانه، آگاهانه و محقّقانه در مقابل خداوند، ملت بزرگ ایران و شهدای گرانقدر و تاریخ سخن گوئیم و قلم زنیم.» شاید اگر این جمله در پایان مقاله جناب امیر یختیاری نبود، در این فرصت دست به قلم نمی شدم. اما دیدن همین یک جمله باعث شد نکاتی را البته خیلی کوتاه بیان کنم به این امید که در پیچ وخم بیان عملکرد سازمانی از اصل ماجرا غافل نشویم

یحیی نیازیاز جمله آسیب های موجود در حوزه پژوهش دفاع مقدس، توجه نكردن به همه ابعاد جنگ است. جنگی مردمی كه گروههای مختلف از  جایجای كشور، پیر، جوان و حتی نوجوانان درآن  نقش آفرینی كرده اند. شهرها و مناطق بسیاری از كشور در اثر حملات مستقیم یا غیر مستقیم دشمن خسارت های جبران ناپذیری دیدهاند. پشتیبانیهای مردمی و تامین اعتبارات مورد نیاز جنگ، نقش و عملكردهای اقشار مختلف مردم و مدیران، وضعیت نیروهای مسلح و نهادهای انقلابی، همه ابعاد وسیع جنگ را در بر میگیرند كه یا مورد توجه واقع نشده اند یا خیلی كم رنگ به آنها  پرداخته شده است. با یك نگاه آسیب شناسانه می توان ابعاد فراوانی كه روی آنها كار نشده  یا كارهای جزیی صورت  گرفته است را برشمرد.

بطور یقین، عوامل متعددی بر عدم انجام تحقیق و پژوهش در ابعاد مختلف دفاع مقدس تاثیرگذار بوده و هستند که شاید یکی از آنها همین مسائل بین سازمانی برخی از سازمانهای نظامی باشد. وقتی یاداشت امیر بختیاری را با عنوان « نقدی بر نقد تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق»  مطالعه می کنیم این مطلب به ذهن متبادر می شود که ما همچنان غافلیم. غفلت اول اینکه برخی از نوشته های اخیر سازمانی دارای ابهامات، تحریف ها، غلو و بعضا کم گویی های قابل ملاحظه ای هستند که در جای خود جای بررسی دارند و در این نوشته کوتاه مجال پرداخت به آن نیست.

اما مهم تر از غفلت اول عدم توجه کافی به نقش آفرینان واقعی صحنه های نبرد یعنی بدنه مردم ایران است که سئوالات مهمی را در ذهن هر انسان آگاهی ایجاد می کند.

 آیا جنگی به این وسعت که مقاومت کنندهای اصلی در آن بدنه ملت شریف ایران و اقشار مختلف اجتماعی بوده اند. در همین چند مسئله سیاسی یا نظامی خلاصه می شود؟

آیا به تاریخ اجتماعی جنگ که روح سلحشوری ملت ایران را در 8 سال مقاومت در جنگی نابرابر را نمایان کرد، توجه کافی شده است؟

آیا به حضور همه جانبه مردم ایران با هر موقیعیت و طبقه اجتماعی در جبهه های نبرد به درستی پرداخته ایم؟

آیا وجوه اجتماعی و فرهنگی جنگ که می تواند برای نسل آینده کشور سازنده باشد، مورد بررسی و تدوین قرار گرفته است؟

آیا پس از هجوم صدام با کمک استکبار جهانی بدون حضور مردم اصولا دفاع مقدسی به معنای امروزی آن شکل می گرفت؟

آیا به سختی ها و مرارت های ناشی از جنگ که مردم ایران آن را تحمل کرده اند توجهی کافی صورت پذیرفته است؟

آیا به همدلی، انسجام، وحدت و صمیمیت موجود بین مردم در شرایط سخت جنگی و اقتصادی توجه شده است؟

آیا اگر ملت ایران از گوشه و کنار کشور به جبهه ها نمی رفتند، نیروهای نظامی به تنهایی قادر به دفع تجاوز و تعقیب و تنبیه متجاوزان بودند؟

در موضوع مقاومت مردم ایران در 8 سال دفاع مقدس هزاران سئوال و نکته وجود دارد که اگر به آنها جدای از اشاره به نقش ها و نوعی سهم خواهی نا خواسته توجه شود، این همه نگرانی و غفلت بوجود نمی آید.

شاید بهتر آن باشد که بپذیریم اگرچه نقش نظامیان، فرماندهان و ارگانهای دولتی در جنگ محفوظ و قابل احترام است، اما واقعیت مهم تر این است که نقش آفرین اصلی و واقعی صحنه های نبرد و خالق بیشتر حماسه های ماندگار جبهه ها ملت مسلمان ایرانند که در قالب بسیج، جهاد سازندگی، پیش مرگان مسلمان کرد و... حماسه سازی های بی شماری کرده اند.

پس نکند خدای ناکرده به بهانه دفاع از نقش های سازمانی که عمدتا هم وظیفه قانونی آنان بوده است، نقش مردم را از یاد ببریم. همان مردمی که در هشت سال جنگ در کنار نیروهای مسلح مرارتها و سختی های بسیاری را متحمل شدند و هم فرزندانشان را به جبهه فرستادند و هم از آنها پشتیبانی مادی و معنوی کرده و تا آخر پای حرف رهبرشان ایستادند. بنابر این در تاریخ نگاری جنگ قبل از پرداختن به وظایف سازمانی که گاهی بدرستی هم انجام نشده است، باید از جوانان این کشور که گرسنگی و تشنگی در راه خدا، در محاصره دشمن افتادن، جنازه برادر را به کول کشیدن و... را در جنگ تجربه کردند و خم به ابرو نیاوردند یاد کنیم.

آری حقایق جنگ در سینه های پر از صداقتی نهفته است که با ترکش دشمن در هم ‌پاشیده شدند و مردانه در صحنه ماندند تا به دین و مهین آسیبی نرسد. حقایق جنگ در مجاهدتهای خاموش مردمی نهفته است که از ابتدا تا انهای جنگ در  جنوب، غرب، شمالغرب و  کردستان بی هیچ توقعی جانفشانی کردند.

دوران دفاع مقدس پر از راز و رمزها و آموزهاییاست كه رزمندگان اسلام با هر سلیقه در آن سهیم بوده اند. اقشار، گروهها، اقلیتهای مذهبی، اقوام و ... همه، به نوعی در دفاع مقدس و مردمی 8ساله حضور داشتهاند. این حضور فراگیر با ابتكارات، نوآوریها، خلاقیتها و اقدامات منحصر به فردی همراه بودهاست كه در تاریخ كمنظیر بوده و  بركات و دستاوردهای گرانبهایی را برای كشورمان به ارمغان آورده است. اگر دستاوردهای ارزشمند دفاع مقدس به درستی و به صورت همه جانبه و با توجه به همه ابعاد آن، بررسی، تدوین و تولید شده و در اختیار نسل آینده  كشور قرار گیرد، نه تنها به حفظ وتداوم آن ارزش های حماسی و ملی كمك خواهد كرد.

بنابراین باید ارزشهای دفاع مقدس را با همه ابعادش تشریح كرد. كاری كه در این سالها كمتر مورد توجه بوده و بسیاری از كارهای پژوهشی و آثار تولید شده ، فقط به بخش هایی از وقایع آن دوران پرداخته اند.


با تقدیم سلام و عرض ارادت و احترام

1- در مقاله ارزشمند خود تحت عنوان « نقدی بر تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق » دو سوال اساسی را مطرح فرمود اید:

الف- آیا با مطالعه متون تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق میتوان به شناخت مناسبی از وقایع و مسائل جنگ دست یافت؟

ب- نتایج و پیامدهای رویکرد سیاسی در تاریخ نگاری جنگ چیست و موجب چه ادراکی از مسئله جنگ و تاریخ آن خواهد شد؟

امیر مسعود بختیاری   اگر مقاله شما را از نظر مفهومی درست درک کرده باشم، حضرتعالی با طرح نظریه انقلاب های علمی توماس کوهن، وجود حقیقت عینی در تاریخ و متون تاریخی و تاریخ نگاری واقعه، به معنای انطباق با واقعیات و حقایق عینی را منسوخ دانسته اید. که چنانچه درست فهم کرده باشم و حضرتعالی نظریه کوهن را پذیرفته باشید به معنای آن خواهد بود که متون تهیه شده در مورد جنگ ایران و عراق، نه معتبر و نه منطبق بر حقایق و واقعیات است.

به نظر من و در ساده ترین تعریف از مفهوم تاریخ، آن عبارتست از پدیده، رخداد و حادثه ای که در گذشته دور یا نزدیک اتفاق افتاده و در همان گذشته هم به پایان رسیده باشد ( اگر چه امکان دارد آثار و پیامدهای آن کم و بیش وجود داشته باشد ) و اکنون و در زمان حال بر مبنای مشاهدات میدانی، حضور در واقعه، کتب و سایر اسناد به توصیف، تجزیه و تحلیل، کشف علل و تعبیر و تأویل آن توسط تاریخ نگاران و راویان به آن پرداخته شده و به صورت متون، مدوّن گردیده اند.

بر اساس این تعریف، واقعه ای در گذشته به وقوع پیوسته است. این حقیقتی است که نمیتوان منکر آن باشیم امّا در تاریخ نگاری این واقعه با دو مؤلفه و یا دو حرکت مواجه هستیم:

یکی صرفاً شرح و توصیف آن واقعه از نظر شکلی است و بیان اینکه چه اتفاق افتاد و چگونه ادامه یافت تا به پایان رسید.

و آن دیگری، جستجو و کنکاش و تحقیق و کنجکاوی در مورد علل و عوامل مؤثر حاکم بر آن و نتایج به دست آمده است.

موّرخ و یا موّرخینی که به مورد اول می پردازند یعنی صرفاً و تنها به تشریح و توصیف و بیان واقعه، هم ممکن است فارغ از ذهنیات و پیش فرض ها و باورها و داوری های خویش به این امر اهتمام کنند و موفق هم باشند که در این صورت بیان تاریخی حادثه، از این بابت فاقد تحریف و قابل اعتماد و منطبق بر واقعیات است. در عین حال ممکن است موّرخ و راوی دیگری بر مبنای میزان دانش و تخّصص و درک خود و مبتنی بر ذهنیات، باورها و وابستگی های سازمانی، قومی، نژادی و .... به بیان آن واقعه بنشیند، که در این صورت عمداً یا سهواً، کم یا زیاد، دچار تحریف گردیده است و تاریخ و تاریخ نگاری را مخدوش ساخته و تاریخ نگاران و پژوهشگران آینده را هم در وادی تاریخ گمراه و به کج راهه رهنمون شده است.

امّا موّرخین و تاریخ نویسانی که به کشف علل، تجزیه و تحلیل پرداخته و نتایج و دست آوردهای حاصل از آن واقعه را جستجو می کنند آنها هم فارغ از دو مورد بالا نیستند و بر مبنای ذهنیات، وابستگی ها و دلبستگی های خود داوری و اعلام رأی و نظر می کنند که اگر منصف و عادل و بی نظر و غرض باشند قضاوت آنها فاقد تحریف و در غیر اینصورت گرفتار در دام تحریف خواهند بود که از خیلی کم تا خیلی زیاد دامنه آن متغیّر است.

استاد درودیان با عنایت به عرایض بالا پاسخ به سؤال اول شما، هم تا حدودی مثبت و هم در سطح گسترده تری منفی است و یکسره نمی توان قضاوت و اجتهاد نمود و مصادیق بسیاری برای اثبات این مدّعا قابل ارائه است بطور خلاصه در مواردی میتوان به شناخت مناسب رسید و در موارد بسیار دیگری سرگردان و متحّیر شد که واقعیت چیست و حق با کیست.

استاد درودیان؛ حضرتعالی در مقاله خود اشاره فرموده اید که تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق در ارتش جمهوری اسلامی ایران، پس از سپاه شکل گرفت که تابع گرایش نظامی و هویّتی و تأکید بر نقش ارتش در جنگ بوده است.

امّا اینکه از رویکرد نظامی و هویّتی در تاریخ نویسی جنگ در ارتش سخن به میان آورده اید به نظر من نظری کاملاً صحیح است که هنوز هم پس از گذشت 35 سال از شروع تاریخ نگاری جنگ در ارتش ادامه دارد امّا چیستی و چرایی آن:

اوّلاً اگرچه جنگ در صحنه رزم و دیپلماسی با هم حرکت می کنند و فدرت نظامی برای پشتیبانی و تحقّق اهداف سیاسی وارد عمل میشود و در واقع جنگ را سیاست مداران راهبردی راه انداخته و تلاش می کنند با قدرت و پیروزی نظامی در میدان، آن را به نتیجه مورد نظر برسانند امّا در باب قضیه تاریخ نویسی ، آنچه که متداول در جهان بوده و هست نظامیان صرفاً و بر مبنای تخصص و حرفه خود به عملیات نگاری و دیدگاهی کاملاً حرفه ای می پردازند که طبعاً تاریخ نویسان ارتش جمهوری اسلامی ایران هم مستثنی از این قاعده نبوده اند.

به عنوان بیان یک واقعّیت، هویت ارتش و ارتشیان در کوران انقلاب اسلامی و پس از آن دردوران 20 ماهه قبل از جنگ علیرغم حمایت های حضرت امام راحل (ره) با هجمه گروه های چپ گرا، ضد انقلاب، روشنفکر نماهای داخلی و حتی بسیاری از انقلابیون ساده اندیش و افراد نفوذی و فریب خورده داخل ارتش مواجه و مشکلات انسانی و ساختار عدیده ای را سبب گردید و جریانات فکری، سیاسی و سازمانی خاصّی در صدد انحلال و تضعیف ارتش بودند. پس از شروع جنگ این جریان به شکلی جدید ادامه یافت و ارتش ناچار بود تاوان مناقشات و اختلافات بنی صدر که در عین حال اختیارات فرماندهی کل نیروهای مسلح را بر عهده داشت بپردازد و تهاجم به هویّت ارتش و ارتشیان در این راستا، کار را حتی تا مرحله تمسخر ارتش و تولید شعارهای استهزاء آیندی مانند «هیئت واگذاری زمین و .......» بالا برد و پس از پایان جنگ هم علیرغم خدمات و ایثارگری های ارتش و ارتشیان، هدف گرفتن هویّت ارتش با نیّت بی هویّت کردن آن به شکلی بی سابقه ادامه یافت و همه چیز از ساختار ارتش از درجات نظامی گرفته تا مقررّات پرسنلی، تاکتیک ها، آموزش ها، آئین نامه ها و .... و بویژه نقش ارتش در جنگ مورد سؤال و نفی قرار گرفت که به خصوص در رسانه های ارتباط جمعی بصورت مصاحبه و بیان خاطرات و مقاله نویسی ها متجلّی گردید که دامنه و پیامدهای آن حتی امروز هم قطع نشده است اگر چه با گذشت زمان و پدیدار شدن پاره ای واقعیت ها و دفاع ارتش از ماهیّت، هویت و عملکرد خود و افزایش آگاهی های جامعه از واقعیت ها، این جریان اکنون سیر نزولی و از کار افتادگی دارد.

به این ترتیب اینکه استاد درودیان می فرمایند تاریخنگاری ارتش در راستای هویّتی و عملکرد ارتش در دفاع مقدس حرکت میکند برداشتی صحیح است.

شایان توجه اینکه، دفاع از هویّت و عملکرد خویش، آن هم در صورتی که مواجه با تهاجم باشد حق طبیعی و ذاتی هر فرد و سازمانی است و نمیتوان از سازمانی که دفاع مظلومانه ای از عملکرد خویش در قالب تاریخ نگاری جنگ و با حداقل تحریف و عدم تخریب دیگران سخن می گوید خرده گرفت. نتیجه اینکه حرکت تاریخ نگاری ارتش که تابع گرایش نظامی و تأکید هویّتی خویش است امری مشروع و طبیعی و دفاعی و اندکی تحریف احتمالی ناخواسته هم قابل اغماض است اگر چه بهتر است همین اندک هم نباشد.

دشمن اگر می کشد به دوست توان گفت/ با که توان گفت دوست مرا می کشد

امّا آن نوع تاریخ نگاری که بنابر ملاحظات خاص سیاسی و تحت عنوان جلوگیری از تحریف جنگ نوشته میشود برای من به زحمت قابل فهم و درک است. معنا و مفهوم واقعی آن چیست؟

اگر مورّخین نظامی، تاریخ سیاسی جنگ را می نویسند که جنگ تحریف نشود که این تاریخ نویسی ویژه مردان دستگاه دیپلماسی کشور است و تا آنجا که من میدانم آقای دکتر ولایتی و چند تن دیگر تاریخ سیاسی جنگ را به رشته تحریر در آورده اند یا آیت اله هاشمی رفسنجانی در کتابهای خاطرات خود به این امر تا حدودی پرداخته اند.

این که سازمانی جنگ را با رویکرد سیاسی می نویسد آیا مفهومش آن است که سیاست های داخلی و خارجی مؤثر در جنگ را تاریخ نگاری و ثبت میکند یا وقایع و پدیده های نظامی را با سیاسی کاری، بیان و تصویر میکند.

به هرگونه به اعتقاد من از آنجا که جنگ در راستای اهداف راهبردی سیاسی حرکت میکند و جریان میابد لذا تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی جنبه متکامل تری نسبت به وقایع نگاری نظامی دارد زیرا فهم از حوادث و پدیده های نظامی را آسان تر و روشن تر میسازد امّا اگر قرار باشد با سیاسی کاری وقایع نگاری کرد در اینصورت تحریف در این نوع تاریخ نگاری بیداد خواهد کرد.

به نظر من هنوز زمان و شرایط محیطی برای تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی مهّیا و آماده و مناسب نیست و خطوط قرمز متعّددی فرا روی تاریخ نویسی قرار دارند.

تاریخ نویسی جنگ با رویکرد واقعی و واقع گرایانه سیاسی همراه با انطباق آن با عملیات نظامی و شرایط محیطی، منطقه ای و بین المللی موجب ادراک بهتر و بیان حقایق بسیار بیشتر و ارزشمندتری خواهد بود بویژه اگر به روش علمی تحقیقی و پژوهشی باشد، امّا تاریخ نویسی با رویکرد سیاسی کاری، فارغ از جریان هویّتی نیست و در صدد کسب هویّت و قبضه کردن امور و قدرت است.

سیاسی کاری و سیاست بازی در بیان شرح جنگ، علل نتایج و دست آوردهای آن، برای کسب قدرت و پنهان کردن حقیقت است درست برعکس تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی دستگاه دیپلماسی و مدیران بلندپایه کشور.

خلاصه و نتیجه :

1- در پاسخ به سؤال اول حضرتعالی نظر من این است که با مطالعه متون تاریخی فعلی میتوان تا حدودی به شناخت از وقایع و مسائل جنگ دست یافت اگرچه پرسش های بسیاری را پاسخ نمی دهد.

2- اینکه تاریخ نگاری در ارتش با رویکرد نظامی و هویّتی و بیان عملکرد ارتش در جنگ است سخنی درست و در عین حال این رویکرد امری سازمانی و باتوجه به شرایط منطقی و مشروع و دفاعی است.

3- ارتش به دلیل اینکه یک نهاد سیاسی نیست و امام راحل (ره) هم نیروهای نظامی را از ورود به مسایل سیاسی بر حذر نموده است لذا تاریخ دفاع مقدس را عملیات محور نوشته است و می نویسد نه آنطور که شما بیان فرموده اید.

4- اگر تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی باشد (نه سیاسی کاری) موجب ادراک و فهم بهتر و بیان حقایق بیشتر و عمیق تر از آن میگردد.

5- اگر تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی کاری هدفمند باشد جز تحریف و قلب حقیقت نه حاصلی و نه گریزی خواهد داشت.

سخن پایانی :

   استاد درودیان بیائیم به این جنگ حیدری و نعمتی پایان داده و مسئولانه، آگاهانه و محقّقانه در مقابل خداوند، ملت بزرگ ایران و شهدای گرانقدر و تاریخ سخن گوئیم و قلم زنیم.

خالصانه توفیق آن برادر بزرگوار و فاضل را خواستارم

مسعود بختیاری

20 تیر 94