m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                               امیر سرتیپ سیدناصر حسینی

اشاره

1) در یادداشت جداگانه ای علت نادیده گرفتن نقش ارتش در دفاع، در پاسخ به این پرسش که؛ «چرا در گفتمان و ادبیات موجود، نقش ارتش در برابر حمله عراق، آنچنان که بوده است، مورد توجه و باور عمومی قرار نمی‌گیرد؟» در سایت منتشر شد. همچنین به تبیین تناقض آمیز ارتش، مبنی بر ترسیم وضعیت دفاعی و چگونگی شکست دشمن، به شرح زیر اشاره شد:

«تبیین ارتش چنانکه اشاره شد، تناقض آمیز است. به این معنا که علت شکست و ناتوانی‌ها به فروپاشی ارتش ارجاع می شود و درباره نقش نیروهای مردمی اینگونه تأکید می شود که؛ «فاقد آموزش، سلاح و سازمان بودند.» در عین حال بر نقش ارتش در جلوگیری از اشغال خوزستان و تجزیه آن، تصریح می شود. گزاره های یاد شده، نه تنها نقش ارتش را در برابر حمله عراق تبیین نمی‌کند، بلکه صورت مسئله دفاع در برابر حمله عراق و شکست ارتش عراق را با پرسش و ابهام همراه می‌کند، به این معنا که اگر ارتش فروپاشیده بود و نیروهای مردمی فاقد آموزش، سازمان و سلاح بودند، پس چگونه ارتش عراق شکست خورد و از اشغال سه روزه خوزستان بازماند؟ علاوه بر این؛ ارتش در تبیین چگونگی دفاع در برابر حمله عراق، بجای تاکید بر اصل دفاع و«شیوه تفکر دفاعی»، بر نقش سازمانی ارتش تاکید می‌کند. حال آنکه شیوه تفکر دفاعی در برابر حمله عراق، بیش از هر موضوع دیگری، بعنوان یک تجربه تاریخی و راهبردی، درآینده مورد نیاز است»

2) توضیحات یاد شده را در مقدمه به این دلیل نوشتم که مرسوم است در پاسخ به هرگونه گفتار و نوشتار، موضوع و مسئله مورد بحث روشن شود، حال آنکه در یادداشت امیر حسینی، با وجود آنکه با هدف پاسخ به متن دیگری نوشته شده است، هیچگونه اشاره ای به موضوع مورد بحث صورت نگرفته است، در حالیکه بدون این ملاحظات و پاسخ به پرسش مورد بحث و تناقض موجود در نظریه ارتش، برای مخاطبین یادداشت حاضر قابل ادراک نیست. در ادامه یادداشت امیر حسینی آمده است.


ادامه مطلب

اشاره:

  نظر به واقعیات تاریخی در زمان حمله عراق به ایران، بر این باور هستم که آنچه پیش از این درباره «نقش ارتش در برابر حمله عراق» نوشته ام، تبیین مناسب و کاملی نیست. چنانکه در آثار منتشر شده از سوی ارتش هم، تبیین این موضوع با کاستی و دوگانگی‌های زیادی همراه است. یادداشت حاضر را با این فرض نوشته ام که؛ «باور عمومی درباره ارتش در زمان وقوع جنگ، در نادیده گرفتن نقش ارتش در برابر حمله عراق تاثیرگذار بوده و تصور کنونی نیز با واقعیات تاریخی و راهبردی در زمان جنگ، همخوانی ندارد». امیدوارم ابعاد این موضوع از سوی محققین و صاحب نظران گرامی در ارتش، مناسب با ابعاد مسئله پیش رو و بدون تکرار آنچه پیش از این طرح شده است، مورد بحث قرار بگیرد.


ادامه مطلب

                              سرهنگ سجادی  

اشاره:

بحث درباره «علت ناتوانی ارتش در بازدارندگی عراق از حمله به ایران»، موجب انتشار یادداشت های متفاوتی در سایت شد. آقای پوراسد با استناد به نظرات منتشر شده، توضیحی را بعنوان نظریه سوم، با تاکید بر «ماهیت و کارکرد ارتش در نسبت با نظام سیاسی و جامعه»، برای سایت ارسال کردند که منتشر شد و جناب سرهنگ سجادی نیز در نقد یادداشت یاد شده، توضیحاتی را با تاکید بر«ساختار و آموزش نظامی در ارتش» ارائه کرده‌اند که در ادامه خواهد آمد. مسئله قابل توجه این است که هم اکنون بیش از 36 سال از زمان حمله عراق به ایران گذشته است و نسل جدیدی در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور حضور دارد که شاهد این واقعه نبوده، هرچند همچنان با پیامدهای آن درگیر است. با نظر به اینکه احتمال وقوع جنگ در حال و آینده همچنان وجود دارد، بنابراین تجربه جنگ گذشته را باید از موضع نیازهای آینده نگاه کرد. در این صورت مجادله و مناقشه در باره موضوعات و مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، جای خود را به همفکری و همدلی، از طریق گفتگو خواهد داد. در این صورت در سطح ملی و با اجماع عمومی، از میراث تاریخی یک نسل که با خون در آمیخته شده است، حراست خواهد شد.


ادامه مطلب

                                     سیامک پوراسد

اشاره:

بحث درباره امکان بازدارندگی عراق از حمله به ایران، با وجود اهمیت آن در بررسی وقوع جنگ پیشین و استفاده از این تجربه برای جلوگیری جنگ در آینده، هنوز چندان مورد اعتنا قرار نگرفته است. انتشار یادداشت؛ «نقد و بررسی علت ناتوانی ایران در بازدارندگی عراق از حمله و جلوگیری از اشغال»، واکنش هایی را بدنبال داشت و موجب بحث در این زمینه شد. آقای پوراسد با نظر به مسئله بازدارندگی و آنچه تا کنون در سایت منتشر شده است، مسئله بازدارندگی را با نظرگاه دیگری مورد نقد و بررسی قرار داده است. امید است با مشارکت دوستان بحث حاضر گسترش و تعمیق یابد.


ادامه مطلب

                           امیر سرتیپ گلفام

اشاره:

آنچه تا کنون درباره غافلگیری در سایت منتشر شده است، بیشتر نوعی استدلال، با استفاده از داده های تاریخی است که پیرامون چند موضوع از جمله: مفهوم غافلگیری و بازدارندگی، عملکرد ارتش دربرابر حمله عراق، پیامدها و نتایح حمله به ایران و شکست ارتش عراق مطرح شده است. چنانکه روشن است؛ برخی از وجوهات مسئله غافلگیری، با نظر به واقعیات تاریخی و ضرورتهای آینده، همچنان نیاز به بررسی دارد. امیدواریم با کمک دوستان و با اجتناب از تکرار مباحث، ابعاد مسئله غافلگیری روشن شود. امیر گلفام چنانکه در عنوان این یادداشت ذکر شده است، به پرسش های خانم دکتر شهرکی پاسخ داده است.


ادامه مطلب

اشاره:

1- مباحثی که درباره غافلگیری در برابر حمله عراق مطرح شد، موجب طرح چند پرسش از سوی دکتر جوان شهرکی در نقد یادداشت امیر گلفام شد، مبنی بر اینکه: آیا این تحلیل منسجم از وضعیت نیروها در زمان وقوع جنگ هم وجود داشت؟ تا چه حد می توان آن را تحلیل نهاد ارتش دانست؟ آیا فرماندهان نیروی زمینی هم آن را تایید می کنند؟ و آیا اسنادی دال بر اعلام علنی این تحلیل از شرایط در آن زمان موجود است؟ آیا تحلیل ارتش از مبانی قدرت و میزان بازدارندگی خود در حال حاضر تغییر کرده است؟ این تغییر از چه زمانی رخ داده؟ دکترین فعلی این نهاد برای حفظ امنیت کشور چیست و چه درس هایی از آنچه در آغاز جنگ رخ داد، آموخته شده است؟

                              سید ناصر حسینی

2- امیر سید ناصر حسینی جانشین محترم هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، در یادداشت اخیر خود و در پاسخ به پرسش های دکتر شهرکی، با انتشار بخشی از «طرح ابوذر» آمادگی ارتش را برای دفاع مورد تاکید قرار داده است ...


ادامه مطلب

اشاره:

نقد روش استدلال امیر گلفام درباره چگونگی  هوشیاری ارتش در برابر حمله سراسری عراق در 31 شهریور سال 1359،موجب پاسخ ایشان و اظهار نظر نسبتاً گسترده در سایت شد. خانم دکتر جوان شهرکی استاد دانشگاه طی یادداشتی که بیشتر ناظر بر کل بحث و همچنین نظراتی است که در این زمینه در سایت طرح شد، دو پرسش اساسی را طرح کرده است که امیدوارم امیر گلفام و دوستان در هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، برای بررسی و پاسخ به آنها، بمنظور انتشار در سایت اقدام نمایند.

                             مریم جوان شهرکی

   نقد و بررسی کارامدی و توانمندی نیروهای نظامی در هر دولت - ملتی در حکم بحث از حیات و امنیت آن چارچوبه ی ملی ست. از این رو شایبه ی آمیختگی این مباحث و دغدغه ها به مسایل سیاسی و ایدئولوژیک نه تنها امکان تفکر و نقد کارشناسی را از محقق این حوزه سلب می کند؛ بلکه اصلی ترین نهادهای دفاعی کشور را نیز از آسیب شناسی عملکرد گذشته خود محروم ساخته و آنها را در معرض فرسودگی و آسیب مداوم قرار می دهد. بی دلیل نیست که پیش روترین روش ها ی برنامه ریزی و ارزیابی نظیر آینده نگاری و سناریو نویسی در کشورهایی مانند آمریکا ابتدا در حوزه های دفاعی- امنیتی طرح و استفاده می شوند و سپس به سایر حوزه های مدیریتی آن کشور سرریز می شوند ...


ادامه مطلب
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها