بررسی های تاریخی با هر رویکرد و روشی که انجام شود، نتیجه یکسانی دارد، به این معنا که بخشی از زوایای پنهان حوادث تاریخی را آشکار می کند و بخشی دیگر پنهان باقی خواهد ماند. مسئله این است که روش مواجهه ما با بخش اشکار و پنهان زوایای تاریخ چگونه است. در بررسیهای تاریخی فرض بر این است که مطالعات تاریخی بر زوایای حوادث تاریخی،  مورد نور می تاباند و آن را روشن می کند.

با فرض صحت ارزیابی از نتایج بررسی‌های تاریخی، پرسش این است که؛ نتیجه «تبیین تاریخی» با روشن شدن برخی زوایای حوادث تاریخی چیست؟ آیا ابهامات در موضوع و مسایل تاریخی، برطرف شده و از آن عبور می شود یا همچنان مورد مناقشه است؟ در پاسخ به پرسش یاد شده، می توان موضوع عملیات کربلای چهار را مورد مطالعه قرار داد. عملیات کربلای چهار بعنوان عملیات سرنوشت‌ساز طراحی و به دلیل هوشیاری دشمن که پس از شروع عملیات برای فرماندهی آن روشن شد، با شکست همراه شد و دلیلی تصمیم‌گیری برای توقف عملیات نیز اطمینان از لو رفتن عملیات و مدیریت نتایج آن بود.

این موضوع تاریخی در مقاله ها و کتاب‌های منتشر شده از سوی سپاه و اظهارات برخی مسئولین جنگ ازجمله مرحوم آیت الله هاشمی آمده است. با کشف اجساد شهدای عملیات کربلای چهار در اردیبهشت سال 1394و توئیت آقامحسن در دی‌ماه سالجاری، بحث گسترده‌ای درباره عملیات کربلای چهار در افکار عمومی و فضای رسانه‌ای طرح شد. با این توضیح، تبیین تاریخی از عملیات کربلای چهار و شکست آن، نه تنها موجب عبور از واقعه نشده است، بلکه بدون توجه به مستندات و مکتوبات و حتی برخلاف آن، درباره عملیات کربلای چهار بحث و نقد صورت می گیرد.

به نظر می رسد چنین پدیده ای را باید «بازی با تاریخ» نام گذاشت، زیرا جایگاه و نقش آنچه گفته و نوشته شده است روشن نیست و گفتار و رجوع و تفسیرهای تاریخی بدون توجه به آنچه تبیین شده است، جریان دارد، گویا چنین مستنداتی نوشته نشده یا سراسر کذب محض است و حقیقت تاریخی امر دیگری است! با توجه به پیدایش چنین پدیده‌هایی در موضوعات و مسایل تاریخی، باید برداشت‌های کلیشه‌ای از نقش و جایگاه تاریخ و پژوهش را که تاکید می شود برای روشن شدن حقایق تاریخی است، مورد بازبینی و تجدیدنظر قرار داد. در غیر این صورت آنچه پیش از این در تبیین تاریخ واقعه انجام شده چه تاثیری دارد و آنچه بعنوان پرسش طرح می شود چه سرانجامی خواهد داشت؟ مواجهه با این وضعیت ایا بمعنای «بازی با تاریخ» نیست؟ یا ما درگیر «بازیِ تاریخ» هستیم؟