m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره  

   در نشست تخصصی «جایگاه خاطرات دفاع مقدس در چشم انداز فرهنگی- اجتماعی»، مباحثی درباره خاطره ‌نویسی و نسبت آن با تاریخ و جامعه مطرح شده است که، به دلایلی که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد، بسیار قابل تأمل و متفاوت با گذشته است. گزارش این نشست و اظهارات آقایان صمدزاده، بهبودی و امینیان، به صورت خلاصه در روزنامه جوان در تاریخ 9/6/96 منتشر شده است و امیدوارم به صورت کامل در دسترس مخاطبین قرار گرفته و درباره آن بحث و بررسی انجام شود. در این یادداشت ابتدا خلاصه اظهارات آقایان صمدزاده و بهبودی خواهد آمد و سپس نقد و بررسی خواهد شد. امیدوارم با پاسخ دوستان به ابهامات و پرسش های موجود، زمینه بحث و گفتگو فراهم شود.


ادامه مطلب

   تجربه جنگ ایران و عراق از طریق مشاهده و ثبت و ضبط وقایع جنگ در قرارگاه های عملیاتی و سپس پژوهش درباره ابعاد سیاسی- نظامی آن برای نگارش مقاله و کتاب، موجب شد جنگ ایران و عراق را بیشتر بعنوان یک عینیت مادی که در زمان و مکان تعین یافته و در چارچوب رویکرد «واقعه محور» مشاهده و فهم کنم. به همین دلیل مسئله جنگ را تا کنون بیشتر از منظر «چگونگی وقوع» و سپس پژوهش درباره جزئیات، همچنین بررسی چرایی رخدادها مطالعه کرده ام. چنین برداشتی، به دلیل رویکرد تاریخی به جنگ و توجه به زمان- مکان وقوع رخداد و بررسی ابعاد و پیامدهای سیاسی- نظامی آن، در واقع بمنزله باور به «عینیت‌گرایی تاریخی» بوده است.

   نخستین بار در گفتگو با آقایان سرهنگی و بهبودی برای شماره بیست و دوم فصلنامه نگین، این پرسش را طرح کردم که؛ ما در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و دوستان در سازمان سوره، هر کدام درگیر چه کاری هستیم؟ پاسخ آقای بهبودی به این پرسش شاید نقطه آغاز نوعی خودآگاهی از آنچه انجام می دادم و تمایز آن با کار دوستان در دفتر ادبیات حوزه هنری بود. آقای بهبودی از این تعبیر استفاده کرد که؛ «شما به فیزیک جنگ می پردازید و ما به روح جنگ!»

   با گذشت سالها از این گفتگو، صورت بندی دوگانه و تأمل برانگیز آقای بهبودی از کار تاریخی و مستند درباره وقایع جنگ، بعنوان «فیزیک جنگ» و تدوین خاطرات، بعنوان روح جنگ، ذهنم را درگیر پرسش از آنچه تاکنون انجام داده و می دهم و آنچه باید انجام دهم، کرده است،  این مسئله به دلیل اهمیت آن در واقع یکی از مهمترین مسائلی است که بر سلوک فکری ام درباره جنگ سایه انداخته است.

   در این روند، آشنایی با مباحث «فلسفه علم» در کلاس دکتر سعید زیباکلام و نقد و بررسی تأثیر فلسفه «اثبات‌گرایی» بر نگرش عینی به تاریخ، همانند علوم طبیعی، همچنین آشنائی با نظریه «قانون شناختی» همپل، مبنی بر کشف قوانین و ارجاع به قانون برای شناخت، موجب شد دوباره پیرامون شناخت جنگ، درگیر این پرسش ها شوم که؛ جنگ ایران و عراق را چگونه باید شناخت؟ آیا با بررسی وقایع سیاسی- نظامی، می توان به شناخت مناسبی از جنگ رسید؟ آیا جنگ را باید برابر نظریه همپل؛ در چارچوب اصول و قوانین جنگ شناخت؟ آیا جنگ را باید بر اساس ساختار فرهنگی مورد مطالعه قرار داد؟

   بدیهی است پاسخ به پرسش های یاد شده، در عین حالیکه ضروری است، اما دشوار است، زیرا نیازمند مبانی نظری- روشی است. در عین حال، هنوز بر این باور هستم که؛

1) عینیت وقایع سیاسی- نظامی جنگ را که، در زمان و مکان متعیّن شده است و به این اعتبار است که وقایع از شأن تاریخی برخوردار می شود، نمی توان نادیده گرفت.

2) جنگ از حیث هدف گذاری، طراحی و اجرا، تابع اصول و قوانین است. لذا در بررسی نیز نمی توان این اصول را برای درس آموزی از تجربیات، نادیده انگاشت.

3) جنگ یک مسئله سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که موجب تاریخمندی تجربه آن شده است، و بدون بررسی مولفه های یاد شده در روند  تحولات تاریخی، شناخت مناسبی از وقایع، موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق حاصل نخواهد شد.

   در نتیجه و با نظر به این ملاحظه که جنگ ایران و عراق، ابعاد مختلفی دارد، باید ضمن توجه به فیزیک و روح جنگ، همچنین قوانین و شرایط ناظر بر وقوع آن، با نگرش جدید و جامع تری به مسئله جنگ پرداخت. تنگناهای مفهومی- روشی موجود، شناخت از جنگ را در درون نظم تاریخی- فرهنگی به بند کشیده است و سایر وجوه آن، ازجمله ابعاد سیاسی- اجتماعی و راهبردی جنگ، با وجود اهمیت آن چندان مورد اعتناء نیست.


   پژوهشگر ارجمند جناب آقای هدایت الله بهبودی، در یادداشت اخیر خود، مشاهدات و تجربیاتی را که داشته است، در ذیل عبارت «غیبت سخت‌کوشی و حضور آسان‌گیری در تاریخ نگاری»، مفهوم بندی کرده است. نامبرده در این یادداشت که در تاریخ 3 دی 93 در خبرگزاری کتاب منتشر شده است، ضمن توضیح این موضوع، به پیامدهای آن شامل «تنبلی فکری» و «ساده پسندی» اشاره کرده است. با فرض صحت ارزیابی ایشان از وضعیت کنونی پژوهش در حوزه تاریخ نگری، این پرسش وجود دارد که؛ علت پیدایش این وضعیت چیست؟

   بررسی پرسش یاد شده از دو جهت «پژوهشی» و «سیاسی- اجتماعی» اهمیت دارد که هر دو نسبت وثیقی با یکدیگر دارند. به این معنا که «پژوهش» به لحاظ روش و موضوع، همچنین نتایج کارکردی آن، تابع فرهنگ و شیوه تفکر حاکم بر جامعه است. بنابراین پژوهش و پژوهشگری به یک اعتبار، محصول فرهنگ و نظام آموزشی کنونی و در عین حال برای پاسخگویی به نیازهای جامعه است.

   با فرض پیوستگی وضعیت پژوهش با وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور، برای روشن شدن وجوه مختلف مسئله یاد شده، می توان از دو نقطه عزیمت متفاوت شامل: ملاحظات فکری- روشی ناظر بر پژوهش در حوزه تاریخ نگاری بویژه جنگ ایران و عراق و همچنین وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، مسئله مورد نظر را بررسی کرد. ملاحظه یاد شده بیانگر پیچیده‌گی و گسترده‌گی دامنه بحث است که امکان بررسی کامل آن در این یادداشت وجود ندارد. در عین حال از نقطه عزیمت ملاحظات فکری- روشی در حوزه پژوهشی، به چند موضوع اشاره خواهد شد:

1) با فرض اینکه پژوهش، پاسخ به مسئله است و مسئله با هدف پژوهش و نتایج کارکردی آن نسبت دارد، کدامیک از نیازهای حوزه سیاسی- اجتماعی به عنوان مسئله پژوهشی مطرح می‌شود که موجب توسعه و تعمیق پژوهش‌های تاریخی شود؟ اساساً وقتی نتایج پژوهش هیچ نسبتی با نیازها و گفتمان موجود، در حوزه سیاسی- اجتماعی نداشته باشد، آیا انگیزه ای برای پژوهش جدی و در نتیجه سخت‌کوشی برای آن فراهم می شود؟

2) آسیب پذیری در حوزه پژوهش، علاوه بر وجوه فکری- روشی، از نظر اخلاقی نیز باید مورد توجه قرار بگیرد. اقداماتی مانند رونویسی، استفاده از مطالب دیگران بدون نقل منابع، انتشار مطالب دیگران بنام خود و بسیاری از اقدامات دیگر که متأسفانه رو به افزایش است، بیانگر وجوه دیگری از بی انگیزه‌گی علمی- پژوهشی، همچنین گسترش اخلاق سودجویی در حوزه پژوهش تاریخی است.

3) بخش مهمی از وضعیت پژوهشی در حوزه تاریخ نگاری جنگ، برخلاف تصور رایج، مبنی بر عدم حمایت از پژوهشگران و پشتیبانی مالی، دقیقاً متأثر از هزینه کردن‌های بی‌حساب و کتاب است. در واقع مداخله نهادهای مسئول، در پژوهش تاریخی که تحت تأثیر ملاحظات و اهداف سیاسی- اجتماعی قرار دارد، پژوهش در تاریخ را به یک حرفه با اغراض مالی- اجتماعی تبدیل کرده و لذا گمشده این میدان، همان «سخت‌کوشی و سخت‌گیری» برای به ثمر رسیدن نتایج پژهش خلّاقانه است.

لینک مرتبط:

---------------------------------

- غیبت سخت‌کوشی و حضور آسان‌گیری در تاریخ نگاری