m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

   انتشار فایل صوتی درباره اعدام های سال 1367، موجب واکنش‌های زیادی شد. ازجمله آقایان فلاحیان و دری بر این موضوع تأکید کردند که؛ «امام به قضاوت تاریخ اعتقادی نداشت» و «تکلیف محور» بود. موضوع این یادداشت نقد و بررسی اعدام های سال 67 نیست، بلکه  به بهانه نظرات مطرح شده در باره باورهای امام در مورد گزاره « تاریخ قضاوت خواهد کرد»، در یاد داشت حاضر ، گزاره یاد شده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.


ادامه مطلب

اشاره:

 پیش از این در بخش اول این یادداشت، تحت عنوان «آیا تاریخ تحریف می شود؟»، مفهوم تحریف و اجتناب‌ناپذیری آن تعریف و مورد تاکید قرار گرفت. همچنین خانم دکتر شهرکی تعریضی را بر آن نوشت. در بخش دوم، «چرایی و چگونگی» تحریف تاریخ، نقد و بررسی خواهد شد ...


ادامه مطلب

اشاره:

   یادداشت درباره «اگرها در تاریخ»، با این هدف نگارش و منتشر شد که روشن شود «اگرها» نوعی بازی ذهنی و درباره «امکان ها» در تاریخ و با انتقاد از آنچه روی داده است، هستند. حال آنکه تاریخ امر متعیّن شده در زمان و مکان است. استاد علیرضا کمری با رویکرد ادبی- فلسفی به موضوع «اگرها» پرداخته است که فهم آن نیازمند تأمل و مطالعه چند باره متن است. این نوع مباحث گرچه به دلیل مشخصه های آن و مهمتر از آن؛ شیوه تفکر کنونی که بیشتر بدنبال «وضوح و شسته و رفته گی» با اجتناب از «مسئله محوری و دغدغه مندی» است، کمتر مورد اعتناء قرار می گیرد، اما طرح و پیگیری آن، موجب گشایش در افق های مباحث تاریخی و فراروی از «نگرش واقعه محوری» به تاریخ خواهد شد.

                        استاد علیرضا کمری

 سایت‌نوشتِ تاریخ‌اندیشِ جنگ/ دفاع مقدس، آقای محمد درودیان، با عنوان «سر به سر تاریخ، اگر می‌شد و یا نمی‌شد، چه می‌شد؟!» به تاریخ 26 آذرماه 1394، حاوی نکته‌هایِ ظریف و باریکی در تاریخ‌اندیشی است. مسئله‌ی اصلی یادنوشت مذکور، با نظرداشتِ غیرآشکار به رخدادهایِ دوران جنگ/ دفاع مقدس، معطوف این پرسشِ مُقدّر/ مُخیَّل طرح شده است که «اگر فلان واقعه رخ نمی‌داد، یا به شکل دیگری واقع می‌شد، چه می‌شد؟». آنچه اینک زین پس خواهد آمد درنگانه‌ای است بر یادداشت نویسنده با تمرکز بر معنا و مفهوم «اگر» در تاریخ ...


ادامه مطلب

محمد درودیان:

   هیات معارف جنگ در تاریخ 19 مهر 94 با دعوت از جناب سرهنگ سجادی و اینجانب، نشستی را بمنظور نقد و بررسی کتاب عملیات الله اکبر، نوشته مرحوم و مغفور جناب سرهنگ حسینی برگزار کرد. نشست یاد شده بیشتر بمنظور آغاز راه جدید برای نقد و بررسی آثار منتشر شده در ارتش، و مهمتر از آن  برای تجلیل از بنیان گذار تاریخ نویسی جنگ در ارتش جمهوری اسلامی برگزار شد. امیر سید ناصر حسینی جانشین پیشین نیروی زمینی ارتش و جانشین کنونی هیات معارف جنگ، سخنان ارزشمندی را در پایان نشست ارائه کردند که، بعنوان یاد داشت برای سایت ارسال شد. ضمنا پس از آماده شدن متن گزارش نشست نقد کتاب، برای انتشار آن در سایت هیات معارف جنگ اقدام خواهد شد.

************

                            سید ناصر حسینی

بسمه تعالی

برادر گرامی جناب آقای درودیان، عرایض دیروزم را در یادداشت کوتاهی خدمتتان ارسال کردم. انشاءالله گزارشی از جلسه نیز روی سایت هیئت معارف جنگ خواهم گذاشت.

تاریخ نگاری جنگ وارد دوره انتقالی (گذار) می شود. قریب 35 سال از اغاز جنگ ایران و عراق و 27 سال از پایان آن می گذرد. طبق آمارهای رسمی و غیر رسمی حدود 10000 عنوان کتاب در داخل و تعداد نامعلومی توسط نویسندگان خارجی در مورد جنگ ایران و عراق نوشته شده و بیشمار مقاله و سخنرانی و مصاحبه پیرامون این واقعه تاریخی منتشر شده است. با یک نگاه به نشریات و روایات دفاع مقدس در داخل کشور، آنها را می توان به دو دسته دولتی و مردمی تقسیم کرد. مردم جنگ را با نگاهی بیطرف و اجتماعی دیده اند و بیشتر روایت های فرهنگی، حماسی و هنری از جنگ داشته اند. اما روایت دولتی با وابستگی نهادی و عمدتاً با رویکرد علمی و نظامی انجام شده و ارتش و سپاه با وابستگی ها و یحتمل با تعصب سازمانی جنگ را روایت کرده و گاهی در جهت نفی نقش یکدیگر نیز تلاش کرده اند. امروز پس از گذشت 30 سال و رشد علمی و نظامی فرماندهان و از طرفی مطالبه نسل جوان مبنی بر توجیه علمی عملکرد ارتش و سپاه در دوران جنگ، ضرورت نگاه علمی و بدور از شور و شعار را طلب می کند.

علوم نظامی و نظامی گری نیز مثل سایر علوم دارای اصول، قواعد و نظریه هایی است که این علوم در مراکز اموزش، دانشکده ها و پژوهشگاههای نظامی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تبادل و تدریس می شود. دکترین و اندیشه نظامی نیز در کشور تدوین شده و مطابق با باورهای انقلابی و اسلامی می باشد. از سوی دیگر فرماندهان، امیران و سردارانی که امروز مدیریت عالی دفاعی کشور را بعهده دارند دانش آموخته همین دانشگاهها و مراکز آموزش در ارتش و سپاه هستند. به عبارتی علوم نظامی در کشور قاعدتاً باید واحد بوده و چه در ارتش و چه در سپاه نبایستی تفاوتی داشته باشد. بنابراین چنانچه با نگاهی عمیق تر و بدور از تعصبات نهادی به وقایع دوران جنگ بنگریم، نبایستی شاهد اختلافات اساسی تاریخ نگاری جنگ یا دفاع مقدس باشیم.

علم و دانایی خود دارای قدرتی است که انسانهای عاقل و منطقی تا زمانی که نظریه های علمی منسوخ نشده، همواره تسلیم آن بوده و اندیشه و عملکرد خود را منطبق بر مدل ها و روش های علمی انجام می دهند. در زمان جنگ به لحاظ شرایط و ضرورت ها اگر برخی رزمندگان از دانش نظامی کم بهره بودند، امروز بحمدالله این نقیصه رفع شده و به همین لحاظ است که کارشناسان و تحلیل گران نظامی ما امروز با نگاهی علمی و منطقی به جنگ می نگرند و دارای اشتراکات بسیار و زبان مشترک علمی هستند. بنابراین دلیلی ندارد که امروز نیز اختلافات گذشته را تکرار کنیم. همچنین روایت های دوگانه یا چندگانه را نیز می توان با مطالعه و تحقیق به صحت و سقم آن اطمینان پیدا کرد.

مطلب دیگری که قابل ذکر است اینکه امروز عطش فراوانی بین کارشناسان داخلی جنگ برای دانستن یا شنیدن نظریات موافق و مخالف وجود دارد. آنها تلاش می کنند تا از نظریات یکدیگر اگاه شوند. درعین حال احساس می شود که در یک دوره انتقالی برای نقل و یا تاریخ نگاری جنگ قرار داریم که عقلانیت بیش از هر زمان دیگر در آن دخیل است.

سید ناصر حسینی
21/مهر/94

اشاره؛

به مناسبت فرارسیدن سالگرد تجاوز عراق به ایران، شرایط و امکان جدیدی برای گفتگو با برخی نشریات فراهم شد. در این میان، «روزنامه ایران»، جهت گیری و محتوی سایت را موضوع گفتگو قرار داد و علاوه بر انتشار گفتگو در آن روزنامه در تاریخ 31/6/94، همین مطلب در سایت جماران نیز منتشر شد.

                     مصاحبه محمد درودیان با روزنامه ایران

«مجله تربیت» نیز با تمرکز بر «تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق و رویکردهای موجود در بررسی جنگ»، پرسش هایی را طرح کرد که مورد بررسی قرار گرفت.

لینک دو مصاحبه پیش گفته، برای بهره مندی علاقمندان، ارائه می شود:

1) مصاحبه با روزنامه ایران با موضوع جهت گیری و محتوی سایت

2) مصاحبه با مجله تربیت با موضوع بررسی تاریخ نگاری و تحولات جنگ ایران و عراق


   یادداشت حاضر با اهتمام به مسئله ضرورت تفکر درباره جنگ ایران و عراق تهیه شده است. با فرض اینکه اندیشه درباره مسئله جنگ، حاصل روش مواجهه با جنگ به معنای ادارک تجربی و فهم آن از طریق تبدیل امور حسی- تجربی کثیر به مقولات و مفاهیم کلی‌تر است، هم اکنون صورتی از تفکر درباره جنگ وجود دارد که در ذیل «رویکردهای» مختلف شکل گرفته است. با این توضیح، فهم کنونی از جنگ و مفهوم بندی رخدادها و تحولات آن، در درون رویکردها انجام شده است. با این توضیح، بدون نقد و بررسی رویکردها، شناخت از فهم کنونی درباره جنگ و ضرورت‌های بازبینی و تغییر آن، حاصل نخواهد شد. برای واکاوی فرآیند شکل گیری تفکر درباره واقعه تاریخی جنگ ایران و عراق و ضرورت بازبینی آن، پرسش‌های زیر طرح و مورد بررسی اجمالی قرار خواهد گرفت:

- چگونه باید رخدادهای تاریخی را شناخت؟

- رخدادهای جنگ ایران و عراق در چارچوب کدام مفاهیم ادراک و فهم شده است؟


- رویکردهای موجود درباره جنگ ایران و عراق کدام است؟


- مشخصه نقد چیست؟ رویکردهای موجود را با چه روشی باید مورد نقد و بررسی قرار داد؟

1- وقوع رخدادهای تاریخی در حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و امنیتی، برآمده از تفکر و اندیشه عاملان انسانی به همراه عوامل غیرقابل پیش بینی است. به عبارت دیگر، حوادث تاریخی گرچه تحت تأثیر اراده و تصمیم فردی- جمعی در جوامع انسانی شکل می گیرد، اما بسیاری از امور نیز برخلاف محاسبات و پیش بینی‌ها، خارج از اراده انسانی تحقق پیدا می کند. نظر به اینکه درونمایه رخدادهای تاریخی، مجموعه ای از موضوعات و مسائل است که تحت تأثیر علل و عوامل طراحی شده و غیرقابل پیش بینی، تحقق یافته است، لذا این پرسش وجود دارد که؛ چگونه باید رخدادهای تاریخی را شناخت؟ پاسخ به این پرسش بمثابه توضیح درباره ادراک و فهم از رخدادها و در نتیجه شکل گیری تفکر و اندیشه تاریخی به معنای عام و درباره جنگ ایران و عراق به طور خاص است.

2- بر اساس مقدمه یاد شده، می توان موضوع مورد بحث را اینگونه توضیح داد که واقعه تاریخی جنگ ایران و عراق، حاصل برنامه‌های از پیش طراحی شده عراق برای حمله به ایران و سپس واکنش های طراحی شده و دفعی ایران بوده است. مجموعه رخدادهایی که با حمله عراق به ایران شکل گرفته و در طول هشت سال جریان داشته است، مفاهیم کلی جنگ ایران و عراق را تشکیل داده است. درونمایه رخدادهای کلی جنگ ایران و عراق، مجموعه‌ای از موضوعات و مسائل است که درباره شکل‌گیری و نتایج آنها، نظرات متفاوت و مناقشه‌آمیزی وجود دارد که بمثابه صورتی از تفکر و اندیشه درباره جنگ ایران و عراق است. با این توضیح، پرسش اولیه و کلی باید به این شکل تکمیل و اصلاح شود که؛ رخدادهای جنگ ایران و عراق در چارچوب کدام مفاهیم، ادراک و فهم شده است؟

3- اندیشه و تفکر درباره موضوعات و مسائل تاریخی، حاصل ادراک تجربی و سپس مفهوم بندی آن، برآمده از رویکردهای مختلف و نتیجه نوعی تأثر حسی درباره رخدادهاست. به عبارت دیگر؛ «رویکردها» حاصل ادارک تجربی و تفکر درباره حادثه تاریخی جنگ ایران و عراق است. چنانچه در این فرآیند، مجموعه رخدادهای کثیر تاریخی، در چارچوب رویکردها، از قامت جزئیات تحقق یافته در زمان و مکان، به صورت مفاهیم کلی‌تر تغییر شکل می دهد. در واقع تبدیل ادراک تجربی رخدادهای تاریخی جنگ ایران و عراق، به مقولات ذهنی- مفهومی، به معنای شکل گیری تفکر درباره جنگ ایران و عراق است. زیرا در این فرآیند، مواجهه با رخدادهای تاریخی به صورت روشمند، منجر به شکل گیری و تکوین شیوه تفکر تاریخی نسبت به جنگ ایران و عراق خواهد شد.

4- «رویکردها» بمثابه نتیجه تفکر درباره جنگ ایران و عراق است، زیرا از یکسو؛ موجب مفهوم بندی وقایع تاریخی جنگ ایران و عراق می شود و از سوی دیگر؛ شیوه تفکر تاریخی برای نگرش به جنگ را شکل می دهد. در این بررسی، «شیوه تفکر تاریخی»، بمثابه شکل گیری رویکردها و به معنای روش مواجهه با رخدادهای تاریخی و صورت بندی تحولات آن با استفاده از مفاهیم است. تعمیق تفکر تاریخی از طریق شکل‌گیری رویکردها با ابتناه به مبانی نظری و روشمندی، به معنای شکل گیری «تاریخ نگری» است.

5- عوامل مختلفی از جمله طول زمان جنگ ایران و عراق، جایگزینی جنگ بجای انقلاب، دستاوردهای سیاسی، امنیتی و نظامی جنگ، اهتمام به الگوسازی فرهنگی- سیاسی و نظامی از تجربه جنگ به همراه سایر مولفه‌ها، شالوده تفکر تاریخی نسبت به جنگ ایران و عراق، یا همان تاریخ نگری را شکل داده است.

6- شالوده تفکر تاریخی درباره جنگ ایران و عراق و صورت بندی آن در ذیل «رویکردهای» مختلف، در ابتدا بر اثر وقوع و ادامه جنگ شکل گرفت. نتایج و پیامدهای جنگ، همچنین ملاحظات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پس از جنگ، در گسترش و نهادینه کردن رویکردها نقش داشته است. اکنون این پرسش وجود دارد که؛ رویکردهای موجود درباره جنگ ایران و عراق، کدام است؟ پرسش یاد شده بر پایه این فرض شکل گرفته است که رویکردها، تحت تأثیر ملاحظاتی شکل گرفته و بر اثر تغییر شرایط و نیازهای جدید، تغییر خواهد کرد.

7- در حالیکه شکل گیری رویکردها، حاصل تأثر حسی در مواجهه با واقعه است، اما بازبینی رویکردها، حاصل تأمل و اندیشه درباره کارکرد و نتیجه رویکردها، در نسبت با واقعه تاریخی و نیازهای جدید است. روشمندی در شکل گیری رویکردها برای مواجهه با واقعه است، در حالیکه روشمندی در بازبینی رویکردها، برای مواجهه با نتایج و کارکرد رویکردها است. با این توضیح، روش در بازبینی رویکردها، از اهمیت بنیادین برخوردار است، زیرا بدون روش مناسب، امکان بازبینی رویکردها فراهم نخواهد شد.

8- با فرض اینکه وجود رویکردها نسبت به جنگ ایران و عراق، بمثابه شکل گیری نوعی تفکر تاریخی نسبت به موضوعات و مسائل است، روش مواجهه با رویکردها از طریق نقد، امکان پذیر است. زیرا با گذشت زمان، شناخت واقعه از مسیر رویکردها عبور می کند. بنابراین شناخت واقعه، بدون نقد و بررسی رویکردها حاصل نخواهد شد. به عبارت دیگر؛ شناخت واقعه در کمند رویکردها قرار دارد و بدون عبور از رویکردها، از طریق نقد و بررسی آن، فهم جدید حاصل نخواهد شد.

9- بر پایه توضیح یاد شده، «روش نقد» تنها گریزگاه برای عبور از فهم موجود و رسیدن به فهم جدید از جنگ است. با این ملاحظه؛ مشخصه های نقد چیست؟ رویکردهای موجود را با چه روشی باید مورد نقد و بررسی قرار داد؟ پاسخ به پرسش‌های یاد شده راه را برای سامان‌دهی تفکر جدید درباره جنگ ایران و عراق، خواهد گشود.


   انتشار بیانیه وین در تاریخ 23 تیر ماه 1394 بعنوان توافق هسته ای میان ایران با گروه 1+5، واکنش داخلی و بین المللی را به شکل قابل توجهی برانگیخت، چنانکه موجب استفاده گسترده از  مفهوم «تاریخی»، برای صورت‌بندی این رخداد سیاسی شد. برخی از آنها عبارتند از: «روز تاریخی»، «ورق خوردن تاریخ»، «توافق تاریخی»، «روز تاریخی و تاریخ ساز»، «نقطه عطف تاریخی»، «اشتباه تاریخی» و ...

توافق هسته ای و مردم  با فرض اینکه ناظران این رخداد سیاسی، هم اکنون در متن یک واقعه تاریخی قرار گرفته و در شکل گیری و تداوم این واقعه، مشارکت داشته و خواهند داشت، در این یادداشت این موضوع بررسی خواهد شد که؛ چرا و چگونه برخی وقایع، بعنوان واقعه تاریخی قلمداد می شوند؟ بعبارت دیگر، وقایع تاریخی در زمان وقوع، به چه اعتباری تاریخی و تاریخ ساز ارزیابی می شوند؟  نظر به اینکه  ابعاد تاریخی توافق هسته ای و در نتیجه تاریخ نگاری آن، در آینده روشن خواهد شد، پاسخ به پرسشهای یاد شده بسیار دشوار است. در عین حال واکنش به توافق هسته ای و مفهوم بندی آن از سوی موافقین و مخالفین، ناظر بر نگرش ها و روایت های متفاوت از مسئله هسته ای است. آنچه تا کنون گفته و یا نوشته شده است و تا اندازه ای دلیل و اعتبار وجه تاریخی این توافق را شکل داده است، از ملاحظاتی برخوردار است که بیشتر ناظر بر شرایط کنونی و بعبارتی  پارادایم موجود است که در  آینده تغییر خواهد کرد. ملاحظه یاد شده یکی از عوامل موثر در تقلیل تحولات تاریخی، به وقایع سیاسی، در زمان و مکان است. در ادامه بحث به برخی موارد آن اشاره خواهد شد:

1) اعضای گروه 1+5 ضرورت و اهمیت توافق انجام شده را در چارچوب این مفهوم که؛ «از دستیابی ایران به سلاح اتمی جلوگیری شد»، تشریح و تبیین می کنند. نظر به اینکه تعریف مسئله هسته ای در چارچوب دستیابی به بمب اتمی، بهانه ای برای حمله نظامی به ایران و ایجاد خاورمیانه جدید بود، بنابراین استراتژی تغییر نظام جمهوری اسلامی و ایجاد خاورمیانه جدید متکی بر قدرت نظامی، بر اثر توافق هسته ای، با شکست همراه شد. به این اعتبار، فراتر از اهمیت نقش دیپلماسی بعنوان روش و ابزار در حل مسئله هسته ای ایران، تغییر در رویکرد غرب به ایران و منطقه، و نتایج احتمالی آن اهمیت دارد که،  تغییرات گسترده و عمیقی را به دنبال خواهد داشت.

2) توافق هسته ای در مقایسه با قطعنامه 598، از تمایز و تفاوت اساسی برخوردار است. قطعنامه 598 پایان یک جنگ بود، در حالیکه توافق هسته ای برون رفت از یک بحران برای آغازی جدید در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در کشور است. قطعنامه 598 به لحاظ تاریخی تنها در نسبت با مسئله خاتمه جنگ، و نه پشتیبانی از آغاز دوره جدید در ایران اهمیت دارد، بهمین دلیل تجربه جنگ و پذیرش قطعنامه 598 به لحاظ نظری و سیاسی- اجتماعی از بازسازی و توسعه اقتصادی در ایران پشتیبانی نکرد، در حالیکه توافق هسته ای تاریخ ساز است، زیرا با امید به سر آغاز دوره جدیدی است که، از تغییر ماهیت قدرت، فرهنگ و سیاست در ایران پشتیبانی خواهد کرد.

3) مقایسه واکنش جامعه ایران در برابر شرایط تاریخی مشابه، با استفاده از مفهوم «فتحتوافق هسته ای در متن جامعه خرمشهر» در خرداد سال 1361، بعنوان یک پیروزی نظامی و جشن ملی، در عین حالی که بیانگر خرسندی و شادی جامعه ایران در واکنش به توافق هسته ای است، فراتر از آن، بمعنای گذار از شرایط تهدید نظامی و تحریم است که بر وجوه مختلف زندگی سیاسی- اجتماعی مردم سایه انداخته بود. ضمن اینکه احساس پیروزی در « مقاومت و مذاکره هسته‌ای»، در برابر قدرت های جهانی، موجب امید به گشایش افق ها و زندگی جدید شده است. خود آگاهی حاصل از این پیروزی، تفکر تاریخی و جهت گیری‌ها، همچنین رفتارهای سیاسی و اجتماعی جامعه ایران را در آینده تعیین خواهد کرد.

4) با وجود مباحث دیگری که در این زمینه وجود دارد، اما مسئله قابل توجه در تاریخنگاری این واقعه تاریخی این است که؛ آنچه به زمان توافق‌نامه (23 تیر 1394) و مکان آن (وین اتریش) اهمیت داده، انجام توافق هسته ای است که، طی یک دوره مذاکرات 17 روزه به مناقشات 12 ساله گذشته پایان داد در عین حال بدلیل تفکر تاریخی موجود در ایران، توافق‌نامه هسته ای و تاریخ‌نگاری آن در آینده، به موضوع، وقایع، زمان و مکان آن، همچنین ترکیبی از رویکردهای تبلیغی و مناقشات سیاسی، محدود خواهد شد. همچنین با وجود اینکه رویکردها و روش های موجود در مواجهه با مسئله هسته ای و نتیجه گیری درباره آن، موجب مفهوم بندی آن در یک طیف گسترده «موافق- مخالف» شده است، در عین حال رویکردها و روش های متفاوت در مفهوم بندی و تحلیل واقعه، صرفاً متأثر از متن توافق‌نامه نخواهد بود، بلکه متن تحول تاریخی را شکل داده و نتایج آن را تعیین کرده و خواهد کرد. ملاحظه ای که احتمالا در تاریخنگاری مغفول واقع خواهد شد.

5) رویکردها و روش های متفاوت در باره متن توافق‌نامه هسته ای و روش دستیابی به آن، در عین حالیکه دو موضوع متفاوت است، اما بهم پیوسته است. با این ملاحظه، اگر تاریخ نگاری واقعه با اتکاء به روش واقعه محور صورت بگیرد، واقعه و متن توافقنامه در کانون توجه قرار خواهد گرفت و رویکردها به حاشیه خواهد رفت، در حالیکه رویکردهای مختلف، بهمراه عوامل و شرایط تاریخی، واقعه و متن توافق‌نامه را شکل داده و تولید کرده است. کاستی های موجود در روش تاریخ نگاری واقعه محور و مستند، به دلایل مختلفی که باید جداگانه مورد بررسی قرار بگیرد، فهم از وقایع تاریخی و تاریخ ساز را در ایران محدود و مخدوش می کند، چنانکه شرایط و روندهای سیاسی- اجتماعی را نادیده می گیرد. در نتیجه بررسی توافق هسته ای به زمان- مکان و برخی وقایع تقلیل می یابد. برپایه توضیحات یاد شده این پرسش نگران کننده وجود دارد؛ آیا به لحاظ رویکردی و روشی، آنچه هم اکنون بعنوان یک تحول تاریخی در حال شکل گیری است، با آنچه که بعدها به عنوان تاریخ نگاری درباره این واقعه تاریخی نوشته می شود، تشابه و نسبت روشنی وجود خواهد داشت؟


  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

همه پیوندها