m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

دکتر هادی نخعی

در حالیکه نزدیک به چهار دهه حیات فکری مشترک برای اهتمام به تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، از طریق توصیف و تحلیل وقایع، موضوعات و مسایل جنگ ایران و عراق داشتیم، ابتدا کنار آمدن با بیماری او دشوار بود و سپس مشاهده مرگ تدریجی اش و پس از آن، فراق غم انگیزش که همچنان سایه افکنده است.

اکنون مسئله اساسی، چگونگی مواجهه با گذشت روزها و سال های فراق است که خارج از اراده ما خواهد گذشت، در حالیکه یاد و خاطره او نیز با پذیرش واقعیت تلخ مرگش در غبار زمان کمرنگ خواهد شد. پرسش این است که چگونه می توان تلخی واقعیت مرگ مرحوم دکتر هادی نخعی؛ «راوی متعهد جنگ ایران و عراق»، «پژوهشگر خلّاق در حوزه علوم سیاسی و تاریخی» و «معلم پرتلاش دانشگاه» را به ضرورت یادآوری از او تبدیل کرد؟ به نظرم مشکل ما در نحوه مواجهه با مرگ عزیزانمان نیست، زیرا بمثابه یک واقعیت تلخ و ناگوار سرانجام خواهیم پذیرفت، بلکه مسئله، چگونگی مواجهه با روزها و سال‌های روبه افزایش فراق پس از مرگ است. بنابراین در حالیکه لحظات و تجربیات زندگی با آنها و حتی لحظات تلخ فراق، تدریجاً رنگ می‌بازد، برای غلبه بر آن می توان به حیات فکری و پژوهشی ایشان توجه کرد.

به این اعتبار مهمترین دلیل ضرورت اندیشه ورزی درباره زیست فردی و جمعی مرحوم نخعی، برپایه تأثیرگذاری تفکر، روش و اخلاق پژوهشی ایشان است که مورد اجماع قرار دارد. این مهم از طریق مشاهده مدیریت، اندیشه ورزی و روشمندی ایشان در مواجهه با افراد و انتشار متون سیاسی، اجتماعی و نظامی قابل حصول است. مرحوم نخعی در حوزه سیاست، تاریخ و جامعه اندیشه ورزی می کرد و در این زمینه ها مطالعات عمیق و بهم پیوسته ای داشت که به شکل های مختلف منتشر شده است.

به نظرم مشخصه اخلاق و روش پژوهشی ایشان توجه به جزئیات و ارتباط مولفه‌های مختلف با یکدیگر و منظومه‌سازی از طریق مفهوم بندی و چارچوب بندی به صورت روشمند بود. ملاحظه یاد شده از مهمترین عوامل تسهیل کننده در نظریه پردازی است که دکتر نخعی از این مشخصه برخوردار بود.

مرحوم نخعی در کنار زندگی روزمره، فکر و پژوهش نمی‌کرد، بلکه با پژوهش و فکر زندگی می‌کرد. مهمترین نشانه سلوک و زندگی فردی و اجتماعی ایشان، بی توجهی به عنصر زمان و به نوعی غلبه بر زمان بود. هم در بیشتر اوقات زندگی خود درگیر پژوهش و اندیشه ورزی کرده بود و هم فراتر از زمان به موضوعات و مسایل توجه داشت و همواره میان گذشته، حال و آینده پیوند برقرار می کرد.

دکتر نخعی در به سامان رساندن نتایج گزارش راویان و انتشار آثار مرکز از طریق روشمندی و مفهوم بندی وقایع، نقش بی‌بدیل و تعیین کننده ای داشت. این ادعا که مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس بدون حضور موثر و تعیین کننده مرحوم دکتر نخعی سرنوشت دیگری پیدا می کرد، نه تنها گزافه گویی و مبالغه آمیز نیست، بلکه تنها بخش اندکی از تلاش ها و زحمات ایشان را آشکار می کند.

روحش قرین رحمت حق


مرحوم دکتر اردستانی و مرحوم دکتر نخعی

   اسناد و مدارک جمع‌آوری شده در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، گزارش‌های نوشته شده در زمان جنگ در قرارگاه‌های فرماندهی جنگ، همچنین آثار منتشره و مهمتر از آن؛ ساختار و شالوده سازمانی و روش‌شناختی حوزه تاریخ نگاری جنگ در کشور و در مرکز اسناد، ریشه در رویکرد و روش‌، باور داشت و تلاش‌های نسلی دارد که برخی بزرگان و موسسان آن، ازجمله دکتر نخعی و دکتر اردستانی، هم اکنون چهره در نقاب خاک دارند و برابر تقدیر الهی باید در انتظار از دست دادن سایر دوستان و همراهان بود.


ادامه مطلب

مرحوم دکتر هادی نخعیبا گذشت زمانِ بیماری، علایم مرگ، به صورت تدریجی بر نشانه های حیاتش پیشی گرفت و انتظار مرگ، بر انتظار بهبود و بازگشتش به زندگی غلبه کرد. در چنین شرایطی گرچه با چشمانِ پر فروغش و برخی حرکات کٌند بدنش سخن می گفت، اما ناتوانی از درک وضعیتش در سکوت، برقراری ارتباط را با او دشوار می کرد و بر تأثرات روحی می افزود.


همیشه ملاقات با «دکتر هادی نخعی» در بستر بیماری و سپس یادآوری آن، آزارم می داد. به نظرم بیماری مسئله نبود، بلکه مشاهده فرورفتن تدریجی یک دوست در کام مرگ، آزاردهنده بود. در چنین وضعیتی مشاهده و انتظار سرآمدن حیاتش، بسیار زجرآور بود و در بسیاری از لحظات، حیات خودم را در آئینه مرگ او جستجو کردم. به بهانه فراق یک دوست، نکاتی را نوشته ام که در ادامه خواهد امد...


ادامه مطلب


همه پیوندها