m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

   پیش از این، در یادداشت «تأملی بر مفهوم زمان و تداوم تغییر تاریخی» چگونگی شکل گیری و تغییر برداشت و تحلیل رخدادهای تاریخی، در ذیل مفهوم زمان مورد بررسی قرار گرفت. در یادداشت حاضر «علت و چگونگی کم توجهی و یا فراموشی رخدادهای تاریخی» مورد بحث قرار گرفته است ...


ادامه مطلب

                           مریم جوان شهرکی

اشاره:

   پیش از این یاداشتی را در پاسخ به این پرسش که؛ چرا یادآوری رخدادهای تاریخی بر اساس «زمان وقوع» صورت می گیرد؟ منتشر کردم. «نسبت واقعه با زمان»، در وقوع و یادآوری آن در مناسبت های زمانی، موضوع بسیار عمیق و پیچیده ای است که در یادداشت منتشر شده در سایت، به صورت خام و اولیه طرح شده و نیاز به تامل و بحث و گفتگو دارد. خانم دکتر شهرکی در واکنش به مندرجات یادداشت یاد شده در سایت، برخی از این پیچیده گی را توضیح داده است که امیدوارم موضوع پژوهش و گفتگو قرار بگیرد.


ادامه مطلب

اشاره:

   نظر به اهمیت تصمیم گیری در برابر چالش‌های تاریخی و نتایج آن، پیش از این نیز درباره پذیرش قطعنامه 598 و توافق هسته ای مطالبی در سایت منتشر شد. در این یادداشت وجوه دیگری از موضوعات یاد شده، در بررسی تطبیقی مورد توجه قرار گرفته است.


ادامه مطلب

   گزارش شاهدان و راویان از وقوع رخدادهای تاریخی، به اعتبار اینکه در زمان واقعه انجام می شود و با تغییر زمان، امکان دسترسی به واقعه از میان می رود، بسیار اهمیت دارد، زیرا بخش مهمی از امکان شناخت تاریخی، از طریق اسناد و گزارش های تاریخی و خاطرات ثبت شده در زمان وقوع، قابل شناسایی است. در عین حال روش و چگونگی مشاهدات تاریخی و ثبت و ضبط آن در زمان وقوع، دامنه و عمق شناخت از واقعه تاریخی را تعیین خواهد کرد. با این توضیح، این پرسش وجود دارد که؛ نقش و اعتبار گزارش های تاریخی در شناخت واقعه چیست؟

   در میان اسناد تاریخی، گزارش ثبت شده از واقعه در زمان وقوع، با هر روشی که بدست امده باشد، در مقایسه با سایر اسناد، از جمله آنچه از طریق تاریخ شفاهی بیان می شود، ارزش و اعتبار فزون تری دارد، زیرا امکان شناخت مستقیم و  مناسب‌تری را فراهم می‌کند، با این تاکید که، تاریخ همواره با تاریخ گشوده و تعمیق و گسترش خواهد یافت. گزارش‌های معتبر تاریخی در عین حال به دلیل اینکه متکی بر مشاهده است و مشاهدات نیز بر اساس پیش فرض های ذهنی و نظری گزارش‌گران و راویان انجام می شود، میزان اعتبار آن در ثبت وقایع تاریخی، نیازمند نقد و بررسی و بازبینی است. به ویژه اینکه چنین تلاشهائی در درون ساختار و نهادهای نظامی انجام پذیرد.

   موضوع یاد شده به دلیل اهمیت آن، به توضیح بیشتری نیاز دارد. ثبت و ضبط گزارش های تاریخی بعنوان یکی از منابع شناخت تاریخی، با هر روشی که انجام می شود، حاصل مشاهدات گزارش‌گر یا راوی واقعه است. نظر به اینکه مشاهدات خالی از پیش فرض های نظری نیست، بنابراین همواره نحوه نگرش راوی واقعه، همچنین گزینش رخدادها و روش چینش و توصیف واقعه، تابع پیش فرض‌های گزارش دهنده و راوی واقعه است. بعبارت دیگر، با وجود اینکه گزارش روایان یکی از معتبرترین منابع شناخت تاریخی است، اما بدلیل تأثیر پیش فرض های نظری گزارش دهنده، باید با رویکرد انتقادی میزان صحت و کامل بودن این اسناد و گزارشهای تاریخی مورد ارزیابی قرار بگیرد.

   نظر به اینکه تغییر زمان موجب تغییر در موقعیتها و پیش فرض ها می شود، در نتیجه میان آنچه در زمان واقعه موجب نگرش، گزینش و توصیف واقعه صورت گرفته است، با آنچه بعدها در رجوع به اسناد، ازجمله توصیف و تبیین واقعه صورت می گیرد، گسست مفهومی- نظری ایجاد می شود. با توجه به اینکه وقوع رخدادهای تاریخی واحد است، ملاحظه یاد شده مهمترین دلیل تغییر در روایتهای تاریخی و برانگیختن مناقشات سیاسی- تاریخی است. بر پایه توضیح یاد شده و نقد منابع  تاریخی، روش مرسوم در تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، مبنی بر نقل و استناد، به دلایل مختلفی مانع از شناخت مناسب و کامل از وقایع تاریخی است. نخست آنکه در روش نقلی و مستند، اسناد تاریخی صرفا به اعتبار سندیت آن، مورد استفاده قرار می گیرد، حال آنکه فرایندهای ناظر بر شکل گیری سند، نیازمند دقت و تامل در بکارگیری ان می باشد. همچنین در روش نقلی، با در کنار هم قرار دادن نقل و قولها، معانی جدیدی در روایت تاریخی خلق می شود که، تنها حاصل اسناد و یا نقل و قولها نیست، بلکه مورخ چنین روایتی را متکی بر رویکرد و روش خود، و با گزینش و چینش اسناد و نقل و قولها، باز سازی و بعبارت دیگر می سازد. آنچه مورخ انجام می دهد، از جهت نگرش، گزینش و توصیف، همانند کاری است که گزارش‌گران و راویان در زمان وقوع انجام می دهند، با این تفاوت که یکی در زمان وقوع و مشاهده وقایع و دیگری بر اساس گفتارها، نوشتارها و اسناد بجا مانده از واقعه است.

   با وجود اینکه گزارش‌های راویان در زمان واقعه، در مقایسه با آنچه مورخین از طریق اسناد انجام می دهند، امکان شناخت بی واسطه و مستقیم تری را فراهم می کند، در عین حال این موضوع بدان معنا نیست که شناخت تاریخی در زمان وقوع، در مقایسه با پس از واقعه، کاملتر است. دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد، اما یکی از مهمترین آن این است که؛ واقعه برای انسان و جامعه انسانی روی می دهد. تاریخ مندی انسان به معنای تداوم تاریخ در پیوستگی با حیات فردی- اجتماعی انسان است. بنابراین با تغییر در شرایط و ضرورتهای زیست انسانی، ظهور نگرش های متفاوت و حتی احتمالاً کاملتر در مقایسه با گذشته، فهم جدید و مناسب تری از واقعه، حتی برای شاهدان و عاملان واقعه تاریخی، حاصل خواهد شد. توضیح یاد شده ناظر بر این ملاحظه است که فهم مناسب از واقعه الزاماً در زمان واقعه و با روش نقلی- مستند حاصل نمی شود، بلکه باید با گذشت زمان و با رویکرد و روش های دیگری که وجود دارد، امکان بازبینی و فهم مناسب‌تری را از رخدادهای تاریخی فراهم  کرد.