m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

   بحث و بررسی درباره نقش و جایگاه عملیاتهای نظامی در جنگ، با توجه به گذشت زمان، از وجوه مختلفی برخوردار است. بررسی های رایج، بیشتر تاریخی- نظامی است و به همین دلیل اغلب در سطح تاکتیکی انجام می شود. بررسی های سیاسی نیز ناظر بر شرایط سیاسی و بازتاب عملیات و نتایج آن در رسانه هاست. رویکرد کنونی در بررسی عملیاتها در ارتش و سپاه، به روش مستند- تاریخی و تا اندازه ای تحلیلی به نظر می رسد که فاقد کارکرد سیاسی- راهبردی است. به این معنا که جایگاه و نقش عملیات را در معادله کلی جنگ و تأثیر آن بر موقعیت طرفین جنگ، روشن نمی کند.

   با این توضیح، برای بررسی عملیاتهای نظامی، در کنار توجه به جغرافیای منطقه، آرایش نیروها، اهداف طراحی عملیات، تصمیم گیری و مراحل اجرا، لازم است عملیات ها از منظر نتیجه کلی و کارکرد آن در روند جنگ نیز مورد توجه قرار بگیرد. بنظر می رسد یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در ارتقاء بررسی های تاریخی- تاکتیکی به سیاسی- راهبردی، رویکرد و روش بررسی است. در واقع بررسی های تاکتیکی به روش مستند و تاریخی، ظرفیت فهم از پیوستگی جنگ با اهداف سیاسی و کارکرد عملیات در درون این معادله را ندارد.

   با این توضیح، جایگاه و نقش عملیات فتح المبین در مرحله آزادسازی مناطق اشغالی کجاست؟ عملیات فتح المبین در واقع قبل از عملیات بیت المقدس انجام شد و از این حیث، عملیات بیت المقدس به عنوان آخرین عملیات برای آزادسازی مناطق اشغالی ارزیابی می شود. در حالیکه با تفسیر دیگری عملیات فتح المبین در مقایسه با عملیات بیت المقدس، برای گذار از مسئله اشغالگری دشمن، نقش مهمتری دارد. به این معنا که دشمن به لحاظ ذهنی، در عملیات فتح المبین شکست را پذیرفت و استراتژی استفاده از زمین برای تحمیل صلح به ایران، به بن بست رسید. مقاومت دشمن در عملیات بیت المقدس، نگرانی از تهدید بصره و جلوگیری از شکست مفتضحانه بود.

   به نظر می رسد در حالیکه دشمن در عملیات فتح المبین به لحاظ ذهنی- روانی و فیزیکی، در حال فروپاشی و در نتیجه تصمیم گیری اساسی برای پایان دادن به جنگ بود و متقابلاً ایران در حال برتری قدرت نظامی قرار داشت، ولی به لحاظ ذهنی و عملیاتی، ایران آمادگی لازم برای تضعیف و انهدام قطعی دشمن را نداشت و همچنان در تداوم ذهنیت پیشین و نگرانی از واکنش های دشمن و مقداری اعتماد بنفس حاصل از پیروزی های جدید، به جنگ نگاه می کرد. در غیر اینصورت، سرنوشت جنگ به صورت قطعی در ادامه عملیات فتح المبین و عملیات بیت المقدس، با شکست کامل دشمن حاصل می شد.  

پایان


   هم اکنون بخش مهمی از گفتارها و نوشتارها درباره جنگ ایران و عراق، در چارچوب رویکرد تاریخی- عملیاتی صورت می گیرد. به این معنا که عملیاتهای نظامی در جنگ با تهیه گزارش توصیفی- تحلیلی و بیشتر از سوی ارتش یا سپاه، منتشر می شود. هدف اینگونه بررسی ها، با رویکرد تاریخی و تا اندازه ای نظامی، بیشتر ناظر بر نقش تاریخی عملیاتهای نظامی در جنگ و تا اندازه ای تأثیرات سیاسی و مهمتر از آن، نقش و عملکرد ارتش یا سپاه، در جنگ است.

   بررسی ملاحظه یاد شده، مستلزم نقد و بررسی رویکرد و روش ها در بررسی تاریخی- نظامی و مهمتر از آن، هدف از انجام این اقدام است. زیرا روش بررسی تا اندازه ای تابع مسئله و هدف است. این موضوع در فرصت دیگری بررسی خواهد شد، اما مسئله دیگری که باید به آن توجه کرد، کارکرد و نتیجه این نوع نگاه و روش بررسی درباره جنگ است که، کمتر مورد توجه قرار دارد. در حالیکه این موضوع به دلیل ماهیت جنگ، در پیوستگی با انقلاب، بسیار اهمیت دارد.

   مقدمه مورد اشاره، پیش در آمدی برای اشاره به جلسه بررسی عملیات فتح المبین1 است که در این سفر انجام شد. در حالیکه مباحث زیادی برای بحث درباره عملیات فتح المبین وجود داشت، ابتدا روش شناسی بررسی این عملیات مورد بحث قرار گرفت. مسئله قابل توجه در این بحث، اشاره به شکل گیری ساختار و تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق در سپاه بود. پیش از این، در خرداد سال 1360، اقدام برای تاریخنگاری جنگ با رویکرد سیاسی- اجتماعی و از طریق گفتگو با مردم آغاز شد. موضوع اصلی از منظر مقاومت در برابر تهاجم دشمن در شهرها و سایر مناطق بود. به این معنا که وقایع چه بود؟ مقاومت با چه انگیزه و هدفی و چگونه صورت گرفت و چه نتیجه ای داشت؟

  بر اساس رویکرد سیاسی- اجتماعی به حمله عراق و مقاومت مردمی ، بیش از 700 عدد نوار گفتگو ضبط شد، ولی با تبدیل سپاه از نیروی انقلابی با مأموریت های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و انتظامی، به نیروی نظامی برای غلبه بر تهدید انقلاب و کشور، ساختار نظامی لشکر و تیپ، در سپاه شکل گرفت و در نتیجه رویکرد مرکز در تاریخنگاری جنگ، تدریجاً تغییر کرد. زیرا افراد از محقق و مصاحبه کننده به راوی تبدیل شدند و به جای گفتگو با مردم، در ساختار قرارگاه و در کنار فرماندهان تیپ و لشکر قرار گرفتند. تحول یاد شده موجب جمع آوری اسناد و مدارکی شده است که هم اکنون امکان بررسی عملیات فتح المبین را فراهم کرده و باید در روش شناسی عملیات فتح المبین، مورد اشاره قرار بگیرد.

   توضیحات نسبتاً خوب و بعضاً ناگفته ای درباره شکل گیری رویکرد و روش جدید و مهمتر از آن پیشنهاد شهید حسن باقری مبنی بر حضور راویان در کنار فرماندهان، همزمان با بررسی، تصمیم گیری و فرماندهی عملیات، ارائه شد که قابل توجه بود.

   در عین حالیکه تحول یاد شده در تاریخنگاری جنگ، با حضور راویان در قرارگاها، ظرفیت غیرقابل انکار و بسیار ارزشمند را برای بررسی مستندات عملیات ها از جمله عملیات فتح المبین فراهم کرده است، هنوز بر این باور هستم که رویکرد سیاسی- اجتماعی به جنگ و توجه به مردم، با نظر به ماهیت جنگ در پیوستگی با انقلاب، در مقایسه با رویکرد نظامی و در ساختار نظامی، اهمیت بیشتری داشت و نباید مورد غفلت قرار می گرفت. توضیح یاد شده به نوعی ناظر بر کارکرد آثار منتشره درباره عملیاتهای نظامی و بعضاً تأثیر آن بر مناقشات موجود درباره میزان نقش ارتش و سپاه در جنگ است. در واقع رویکرد تاریخی- عملیاتی به جنگ برحسب محتوی و کارکرد آثار منتشر شده، در بهترین قضاوت، موجب توجه به عملکرد نیروهای نظامی در زمان جنگ، و برخی موضوعات تاکتیکی در جنگ شده است. آیا این نگرش جنگ را، به تاریخ واقعه و نقش نیروهای نظامی محدود نخواهد کرد؟ چنین نتیجه ای چه نسبتی با مسئله جنگ در پیوستگی با انقلاب دارد؟ ادامه دارد ...

 

پاورقی

----------------------------------------

راوی و پژوهشگر محترم جناب آقای امیر رزاق زاده، نویسنده کتاب مستند عملیات طریق القدس- 1392- مسئولیت تحقیق و تدوین عملیات فتح المبین را بر عهده گرفته است. در این سفر فرصتی فراهم شد تا درباره روش شناسی عملیات و نحوه بررسی آنها، گفتگو شود. در این گفتگو دکتر درویشی راوی عملیات در قرارگاه مرکزی کربلا، محسن رخصت طلب، محمد اللهیاری، علی لطف الله زادگان و یدالله ایزدی نیز حضور داشتند.


عملیات کربلای پنج؛

مشخصه های تاکتیکی- تأثیرات راهبردی

    با گذشت 27 سال از زمان اجرای عملیات کربلای پنج در منطقه شرق بصره، چگونه باید درباره این عملیات سخن گفت؟ هم اکنون شیوه تفکر و پژوهش درباره جنگ ایران و عراق، بیشتر ناظر بر توجه به رویدادهای سیاسی و عملیاتی است، حال آنکه با گذشت زمان، امکان تفکر و فهم جدید در باره رخدادها و تحولات جنگ فراهم شده و باید بیش از گذشته مورد اهتمام قرار گیرد. با این توضیح، پرسش اساسی بحث این است که؛ "عملیات کربلای پنج از چه مشخصه هایی برخوردار بود؟ چه تأثیری بر روند تحولات راهبردی جنگ داشت؟" در این بررسی «مشخصه ها» بمعنای عوامل موثر بر پیروزی نظامی است. هم چنین «تحولات راهبردی»، بمعنای تأثیر پیروزی نظامی بر بهبود شرایط و موقعیت ایران، برای پیشبرد اهداف سیاسی است.

 تجزیه و تحلیل

1- "شرایط سیاسی" جنگ در آستانه عملیات کربلای پنج، تحت تاثیر پیروزی در فاو و شکست در عملیات کربلای چهار قرار داشت. ملاحظه یاد شده بیانگر این معنا بود که دستاوردهای پیروزی سیاسی- نظامی و تغییر در موازنه نظامی به سود ایران پس از فتح فاو، بر اثر شکست در عملیات کربلای چهار، به مخاطره افتاده است.

2- از نظر "تاکتیکی"، طراحی عملیات کربلای پنج، با انتخاب منطقه شرق بصره، بمعنای بازگشت به تجربه تاکتیکی عملیات رمضان بود. حال آنکه پیش از این طراحی عملیات کربلای چهار، در امتداد تجربه عملیات فاو انجام شد و شکست خورده بود.

3- شرایط سیاسی حاکم بر جنگ، در حالیکه انجام هرگونه اقدام عملیاتی را به کسب پیروزی نظامی مشروط کرده بود، ولی بن بست تاکتیکی و غافلگیری دشمن، از چالشهای اساسی برای طراحی عملیات بود. بااین توضیح بدون خلاقیت تاکتیکی، غلبه بر استحکامات دشمن امکان پذیر نبود. تجربه پیروزی لشکر 19 و تیپ حضرت ابوالفضل(ع) در عملیات کربلای چهار، نقطه ثقل طراحی عملیات کربلای پنج بود که از سوی فرماندهی سپاه، مورد توجه و تأکید قرار گرفت.

4- دشمن پس از شکست در عملیات فاو ، در انتظار فرصت مناسب برای بازپس گیری آن و تغییر در موازنه جنگ بود. پس از شکست در عملیات کربلای چهار، شواهد و قرائن بیانگر آمادگی دشمن برای حمله به فاو بود. در چنین شرایطی تصمیم گیری برای انجام عملیات با تضمین پیروزی، با تردید و دشواریهای بسیار زیادی همراه بود که سرانجام از سوی آقایان هاشمی و محسن رضایی، اتخاذ شد.

5- غافلگیری تاکتیکی دشمن در عملیات کربلای چهار، به قوای خودی فرصت پیشروی در استحکامات دشمن را داد تا پیروزی در عملیات کربلای پنج، علاوه بر دستاوردهای سیاسی، از سوی ناظران و تحلیگران، بمعنای برتری نظامی ایران بر عراق ارزیابی شود.

6- عبور قوای نظامی ایران از استحکامات دشمن و پیشروی به سمت بصره، قدرت دفاعی عراق را در میان حامیان این کشور، مورد تردید قرار داد. به موازات این تحول نظامی، از سرگیری جنگ نفتکشها در خلیج فارس، بمنزله گسترش دامنه جنگ بود. ملاحظات یاد شده نقش موثری در تصمیم گیری حامیان عراق برای خاتمه دادن به جنگ داشت و در قطعنامه 598 برای نخستین بار، بخش مهمی از خواسته های ایران مورد توجه قرار گرفت.

نتیجه گیری

1- عملیات کربلای پنج پس از پیروزی در فاو و شکست در عملیات کربلای چهار، نقش سرنوشت سازی در تغییر روند جنگ بسود ایران داشت، و در نتیجه موقعیت سیاسی ج.ا.ایران را بهبود و ارتقاء بخشید.

2- برتری های تاکتیکی در عملیات کربلای پنج و دستاوردهای سیاسی- نظامی آن نشان داد ؛ مسئله اصلی برای کسب پیروزی نظامی بر دشمن، برخورداری از امکانات و پشتیبانی لازم بود که، بصورت کامل فراهم نشده بود.

3- پیروزیهای عملیاتی در جنگ، گرچه دستاوردهای سیاسی محدودی را بهمراه داشت، ولی بدون شکست نظامی دشمن، پیروزی قطعی قابل دستیابی نبود.

4- پیروزی نظامی در جنگ تعاقبی و تهاجمی در خاک دشمن، به امکانات بیشتری نسبت به جنگ دفاعی- آزادسازی در  داخل مرزهای کشور نیاز داشت. در واقع جنگ طولانی در خاک دشمن، نیازمند ساختار، آموزش و امکانات مناسبی است که کشورهای انقلابی، به دلیل اهتمام به اولویتهای برآمده از انقلاب، کمتر برای تأمین آن تلاش می کنند.




همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic