m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

جنگ به اعتبار ایجاد وضعیت مخاطره آمیز که جامعه را در میانه بیم و امید قرار می دهد، در زمان های متفاوت، تأثیرات متفاوتی بر جای می‌گذارد. وقوع و پایان جنگ در مقایسه با سایر وقایع، ناظر بر دو شوک غافلگیرکننده و تأثیرگذار بر جامعه ایران است که علت پیدایش و تاثیرات آن همچنان مورد پرسش است. نظر به اهمیت دو موضوع یاد شده، در ادامه به آن اشاره خواهد شد:

الف) با حمله غافلگیرانه عراق به ایران در 31 شهریور سال 1359، جامعه ایران که در چارچوب آرمان های انقلاب به دنبال استقرار نظام جدید بود، بر اثر ظهور پدیده جنگ، در مسیر جدید و متفاوت از انقلاب قرار گرفت که چشم انداز آن، همانند انقلاب، بسیار مخاطره‌آمیز و نگران کننده بود و همچنان ادامه دارد. شکل گیری منطق دفاع در برابر متجاوز، به دلیل مخاطرات و نگرانی از تجاوز دشمن و پیامدهای آن بر کشور و نظام، در چارچوب انقلاب شکل گرفت. تحول یاد شده پیامدهای اولیه روانی ناشی از جنگ را برطرف کرد، همچنین به جامعه ایران فرصت داد تا برای مواجهه با شرایط جدید آماده شود. مهمتر آنکه در فرایند جدید اعتماد بنفس جامعه ایران در دفاع، زمینه های آزاد سازی مناطق اشغالی را فراهم کرد.

ب) حملات نظامی عراق در بهار سال 1367، در حالیکه تصوّر می‌شد عراق از نظر نظامی در حالت دفاعی قرار دارد و در برابر تهاجمات قوای نظامی ایران آسیب‌پذیر است، موجب بروز صورت دیگری از غافلگیری در جنگ شد.

با این تفاوت که غافلگیری در بهار 67 در چارچوب تحولات جنگ پس از فتح خرمشهر و قرار داشتن ایران در موضع تهاجمی صورت گرفت و از این جهت با غافلگیری در شهریور سال 1359 تفاوت دارد. مهمتر آنکه در بهار سال 67 زمان برای هضم و غلبه بر وضعیت پیش آمده، همانند شهریور سال 1359 وجود نداشت، در نتیجه با پذیرش قطعنامه 598 برای پایان دادن به جنگ تصمیم گیری و اقدام شد.

بنابراین در مقایسه می‌توان تاکید کرد؛ ماهیت تحولات جنگ در بهار سال 67 و پیامدهای غافلگیری در برابر حملات عراق در ماه های پایانی جنگ، در مقایسه با آنچه در شهریور سال 1359 در برابر حمله عراق صورت گرفت تفاوت اساسی دارد. شکل گیری قدرت دفاعی ایران، پس از حمله عراق در سال 1359 حاصل واکنش به تجاوز دشمن بود. پس از هشت سال رویارویی با دشمن و قرار داشتن در موضع برتر و تهاجمی، غافلگیری در برابر تغییر استراتژی عراق از دفاعی به تهاجمی موجب تغییر در موازنه نظامی شد. قرار داشتن در موضع ضعف و عدم امادگی دفاعی در برابر حمله عراق در سال 1359 قابل پذیرش بود، در حالیکه پذیرش غافلگیری در زمان برتری بر دشمن دشوار بود. تفاوت غافلگیری در دو مرحله زمانی و پیامدهای آن را باید با مقایسه دو وضعیت متفاوت بررسی کرد تا نتایج متفاوت آشکار شود.


اشاره:

 در بخش سوم «نظریه ارتش» در پاسخ به مسئله مورد بحث، نقد و بررسی شد و در بخش پایانی ضمن ادامه نقد و بررسی این نظریه، نتیجه گیری خواهد شد.  امیدوارم محققین و صاحب نظرات در پاسخ به پرسشهای طرح شده در این یادداشت که حاصل بررسیهای دو ساله با دوستان در سایت، پیرامون «مسئله بازدارندگی» در مواجهه با عراق در جنگ گذشته و برای استفاده در برابر «جنگ اینده» است، نظرات خود را برای انتشار در سایت ارسال کنند.


ادامه مطلب

اشاره:

   در بخش اول و دوم یادداشت، مسئله مورد بحث و دوگانگی موجود در پاسخ به علت ناتوانی ارتش در بازدارندگی عراق در حمله به ایران بررسی شد. در بخش سوم «نظریه ارتش» در پاسخ به مسئله مورد بحث نقد و بررسی شده است.


ادامه مطلب

اشاره

هم اکنون تجربه جنگ با عراق بیشتر با رویکرد فرهنگی- سیاسی و یا از طریق بررسی جزئیات تاریخی دنبال می شود، به همین دلیل تبیین موجود از وقایع و مسائل جنگ، چندان با نیازهای راهبردی کشور در حال و آینده نسبتی ندارد. «باز تولید ادبیات نظامی و راهبردی» بدون تلاش مورّخین و تحلیل‌گران نظامی حاصل نخواهد شد. مهمتر آنکه «شناخت وقایع نظامی» برای استفاده در آینده، با روش تاریخی حاصل نخواهد شد.

بررسی حاضر بیش از آنکه تلاش برای تاریخ نگاری وقایع باشد، تجزیه و تحلیل وقوع جنگ در چارچوب مفهوم «غافلگیری» و «بازدارندگی» است. با وجود اهمیت بحث نظامی و راهبردی در باره غافلگیری و بازدارندگی، در مقایسه با مباحث سیاسی و تاریخی، مانند؛ ریشه ها و یا زمینه های وقوع جنگ، تا کنون از سوی سپاه و ارتش نه تنها هیچگونه اثر مستقلی در این زمینه منتشر نشده است، بلکه در اثار منتشر شده نیز، در حد 20 صفحه بصورت مستقل، گزارش تحلیلی قابل مشاهده نیست.

  پیش از این در مواجهه با روش استدلال امیر گلفام درباره هوشیاری ارتش در برابر حمله عراق، و نقد و بررسی نظرات ایشان مبنی بر این که؛ اگر عملکرد نیروی هوایی در کمان 99، به معنای هوشیاری ارتش است، آیا نا توانی نیروی زمینی ارتش در بازدارندگی عراق از حمله و یا شکست ارتش عراق در نقطه صفر مرزی، همچنین جلوگیری از اشغال سرزمین ایران به مدت 20 ماه، نشانه غافلگیری نیست؟ پاسخ ایشان با طرح بحث جدیدی مبنی بر «تفکیک هوشیاری از واکنش دفاعی»، موجب بحث و ابهام جدیدی شده است. در این نظریه بر محدودیتهای جمع آوری اطلاعات، تحلیل و پیش بینی احتمالات از جمله خطر وقوع جنگ، با تاکید بر«فروپاشی ارتش» و نا دیده گرفتن  بهم پیوستگی میان مولفه های قدرت نظامی، تاکید شده است. امیدوارم تلاش حاضر که پیش از این در سایت دنبال می شد، موجب فراروی از مناقشات تاریخی و با نظر به نیازهای پیش رو مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.


ادامه مطلب

                                امیر سرتیپ دوم رحمان اکبرآبادی

با عرض سلام و تشکر از سردار درودیان در ایجاد فضای مطلوب برای بیان دیدگاهها و نقد لایه های مختلف دفاع مقدس و تبیین علمی- تخصصی و تاریخی آن دوران پرمحنت ولی افتخارآمیز، بنده اخیراً متوجه چنین سایت و مجموعه ای با مدیریت جنابعالی شدم که با جدیت مباحث دفاع مقدس را مورد بازبینی و تحلیل تخصصی قرار می دهد. با مروری گذرا در مطالب گوناگون مندرج در سایت، متوجه موضوعی تحت عنوان «غافلگیری ارتش در آستانه و ماههای شروع جنگ»گردیدم که چند نفر از صاحب نظران تحلیل ارایه کرده بودند. در این رابطه بنده مشتاق شدم تحلیل خودم را در این عرصه ایجاد شده که یکی از خواستگاه های بیان تحلیل و نظرات تخصصی در حوزه دفاع مقدس می باشد، بیان نمایم. بنابراین هرگونه نظر اصلاحی و نقد بر مکتوبه فوق، مزید امتنان خواهد بود.


ادامه مطلب

اشاره:

   موضوع غافلگیری به اعتبار یک تجربه تاریخی، در جنگ با عراق، و سپس در برابر سایر رخدادها، و مهمتر از همه امکان تکرارپذیری آن در آینده، «یک مسئله» راهبردی و پایدار است. با وجود آنکه پیش از این در یادداشت های منتشر شده، به موضوع غافلگیری اشاره شده است، ولی در یادداشت حاضر، بجای بررسی موردی درباره غافلگیری، بیشتر تامل نظری درباره این مسئله صورت گرفته است. نظر به اهمیت بحث غافلگیری درباره جنگ گذشته و ضرورت جلوگیری از تکرارپذیری آن در جنگ آینده، امیدوارم این بحث از سوی مخاطبین محترم مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.


ادامه مطلب

 اشاره:

 پیش از این درباره چالش های موجود درباره مسئله پایان دادن به جنگ و آنچه موجب پذیرش قطعنامه 598 شد، مباحثی در سایت منتشر شد. در یادداشت حاضر چالش های بسط نظریه، با در نظر گرفتن ملاحظات ناظر بر پایان دادن جنگ، در چارچوب پرسش و پاسخ طرح شده در کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش در آمدی بر یک نظریه»،بررسی شده است. در این یادداشت پرسش مندرج در کتاب یاد شده، از طریق تبیین نظریه های موجود و به آزمون گذاشتن تجربه جنگ با عراق، و سپس مقایسه آن با جنگ امریکا با عراق، بررسی شده است. برابر بررسی انجام شده در این یادداشت، بنظر می رسد؛ «بسط نظریه» در باره پایان جنگ  از طریق تداوم نظریه های سه گانه موجود، همچنین استفاده از الگوی تجربی جنگ امریکا با عراق، حاصل نخواهد شد. بنا براین چالشهای نظری در باره پایان دادن به جنگ، همچنان نیازمند نقد و بررسی می باشد.


ادامه مطلب
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات