m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

   موضوع غافلگیری به اعتبار یک تجربه تاریخی، در جنگ با عراق، و سپس در برابر سایر رخدادها، و مهمتر از همه امکان تکرارپذیری آن در آینده، «یک مسئله» راهبردی و پایدار است. با وجود آنکه پیش از این در یادداشت های منتشر شده، به موضوع غافلگیری اشاره شده است، ولی در یادداشت حاضر، بجای بررسی موردی درباره غافلگیری، بیشتر تامل نظری درباره این مسئله صورت گرفته است. نظر به اهمیت بحث غافلگیری درباره جنگ گذشته و ضرورت جلوگیری از تکرارپذیری آن در جنگ آینده، امیدوارم این بحث از سوی مخاطبین محترم مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.


ادامه مطلب

 اشاره:

 پیش از این درباره چالش های موجود درباره مسئله پایان دادن به جنگ و آنچه موجب پذیرش قطعنامه 598 شد، مباحثی در سایت منتشر شد. در یادداشت حاضر چالش های بسط نظریه، با در نظر گرفتن ملاحظات ناظر بر پایان دادن جنگ، در چارچوب پرسش و پاسخ طرح شده در کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش در آمدی بر یک نظریه»،بررسی شده است. در این یادداشت پرسش مندرج در کتاب یاد شده، از طریق تبیین نظریه های موجود و به آزمون گذاشتن تجربه جنگ با عراق، و سپس مقایسه آن با جنگ امریکا با عراق، بررسی شده است. برابر بررسی انجام شده در این یادداشت، بنظر می رسد؛ «بسط نظریه» در باره پایان جنگ  از طریق تداوم نظریه های سه گانه موجود، همچنین استفاده از الگوی تجربی جنگ امریکا با عراق، حاصل نخواهد شد. بنا براین چالشهای نظری در باره پایان دادن به جنگ، همچنان نیازمند نقد و بررسی می باشد.


ادامه مطلب

اشاره:

1- مباحثی که درباره غافلگیری در برابر حمله عراق مطرح شد، موجب طرح چند پرسش از سوی دکتر جوان شهرکی در نقد یادداشت امیر گلفام شد، مبنی بر اینکه: آیا این تحلیل منسجم از وضعیت نیروها در زمان وقوع جنگ هم وجود داشت؟ تا چه حد می توان آن را تحلیل نهاد ارتش دانست؟ آیا فرماندهان نیروی زمینی هم آن را تایید می کنند؟ و آیا اسنادی دال بر اعلام علنی این تحلیل از شرایط در آن زمان موجود است؟ آیا تحلیل ارتش از مبانی قدرت و میزان بازدارندگی خود در حال حاضر تغییر کرده است؟ این تغییر از چه زمانی رخ داده؟ دکترین فعلی این نهاد برای حفظ امنیت کشور چیست و چه درس هایی از آنچه در آغاز جنگ رخ داد، آموخته شده است؟

                              سید ناصر حسینی

2- امیر سید ناصر حسینی جانشین محترم هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، در یادداشت اخیر خود و در پاسخ به پرسش های دکتر شهرکی، با انتشار بخشی از «طرح ابوذر» آمادگی ارتش را برای دفاع مورد تاکید قرار داده است ...


ادامه مطلب

الف) سابقه

   امیر گلفام رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش، در رونمایی کتاب های منتشر شده از سوی این نهاد، ضمن تأکید بر اینکه لازم است مقطع وقوع جنگ به نحو احسن برای نسل امروز و کسانی که در جریان این وقایع نیستند، بازگو و تبیین شود، درباره غافلگیری ارتش در جنگ چنین استدلال کرده است که: «اگر ارتش غافلگیر شده بود،‌ چطور تنها پس از دو ساعت از آغاز جنگ، مراکز اقتصادی و نظامی عراق را بصورت گسترده بمباران کرد و فردای آن روز 140 فروند از بمب‌افکن‌های نیروی هوایی ارتش‌، با نفوذ به آسمان عراق، مراکز مهم این کشور را بمباران کردند. این آمادگی به این دلیل بود که ارتش حمله عراق به ایران را پیش‌بینی کرده بود و طرح «کمان 99» دقیقاً برای مقابله با تجاوز عراق توسط ارتش تهیه شده بود.» (ایسنا- یکشنبه 5 مهر 94)

                       امیر سرتیپ 2 گلفام

ب ) نقد و بررسی:

1- موضوع پیش بینی و یا غافلگیری ایران در برابر حمله عراق، در مقایسه با سایر موضوعات جنگ، در عین حالی که یکی از اساسی ترین مباحث جنگ است، تا کنون درباره آن هیچ گونه سند و یا اثر تحقیقاتی مستقلی منتشر نشده است، ضمن اینکه مناقشه زیادی درباره آن جریان دارد. اظهارات اخیر امیر گلفام در این زمینه، بیشتر از حیث روش استدلال برای توضیح درباره غافلگیر نشدن ارتش، در برابر حمله عراق موضوعیت بررسی دارد که، موجب نگارش یادداشت حاضر شده است. در واقع اظهارات اخیر امیر گلفام  فرصتی را فراهم کرده است تا به ابعاد مسئله غافلگیری ایران در جنگ اشاره شود.

2- امیر گلفام درباره دلیل پیش بینی جنگ و غافلگیر نشدن ارتش، به اجرای عملیات کم نظیر و بسیار موثر «کمان 99» اشاره کرده است که 140 فروند هواپیمای بمب افکن، خاک عراق را مورد تهاجم قرار دادند. درباره اجرای عملیات کمان 99، آیت الله هاشمی رفسنجانی می‌گوید، پس از حمله عراق جلسه ای در ارتش با حضور فرماندهان تشکیل شد، در این جلسه می‌گفتند: به ارتش ایران که غرور داشته و دارد، اهانت شده است .اگر از ارتش عراق ضربه بخوریم و جواب ندهیم، نمی توانیم سر بلند بکنیم. بگذارید جواب اینها را بدهیم.» (زیباکلام و اتفاق فر، هاشمی بدون روتوش- ص 276)

3- امیر گلفام در اظهارات خود درباره غافلگیر نشدن ارتش در جنگ، عملکرد تهاجمی نیروی هوایی ارتش را  معیار قرار داده است. با توجه به روش استدلال امیر گلفام درباره غافلگیری ارتش، دو پرسش وجود دارد:

الف) اگر انجام عملیات کمان 99 بمعنای پیش بینی وقوع جنگ و غافلگیر نشدن ارتش است، آیا ناتوانی نیروی زمینی ارتش- بمنزله ستون فقرات ارتش- برای مقابله با تهاجم ارتش عراق و اشغال بیش از 20 هزار کیلومتر از شهرها و مناطق مرزی کشور، بمعنای عدم پیش بینی وقوع جنگ و غافلگیر شدن ارتش در جنگ است؟

ب) نیروی هوایی عراق در روز 31 شهریور 59، با 190 فروند هواپیما به پایگاههای نیروی هوایی و مراکز متعدد نظامی ایران حمله می کنند. اجرای عملیات کمان99 در واکنش به حمله عراق، به معنای برخورداری ایران از قدرت دفاعی در بخش هوایی است، چنانکه امیر گلفام از این موضوع، بعنوان پیش بینی وقوع جنگ و آمادگی ارتش یاد می کند. برپایه توضیح یاد شده این پرسش وجود دارد که، چرا از قدرت نیروی هوائی برای  بازدارندگی و یا انهدام نیروی هوائی عراق در حمله به ایران استفاده نشد و تنها پس از تهاجم دشمن، این عملیات صورت گرفت؟

نتیجه گیری:

   نظر به اهمیت مسئله غافلگیری در جنگ با عراق و امکان تکرار آن در برابر تهدیدات آینده، باید هرگونه بحث در باره غافلگیری یا هوشیاری ایران در برابر حمله عراق، همچنین دلائل و پیامدهای آن، بر اساس اسناد و بصورت روشمند و مستدل بحث و بررسی شود. آنچه تا کنون در این زمینه بیان شده است،بیشتر به دلیل رویکرد سیاسی- تبلیغاتی، نه تنها به تبیین مسئله غافلگیری در جنگ با عراق کمک نکرده است، بلکه بدلیل ارائه تعریف نامناسب از مفهوم و مسئله غافلگیری، امکان جلوگیری از غافلگیری در جنگ آینده را دشوار خواهد کرد.




همه پیوندها