m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

   با وجود آنکه نمی توان تاثیر پیش فرض‌های متفاوت، در تعریف مفهوم نابغه را در نسبت دادن این عنوان به دیگران نادیده گرفت، ولی بنظر می رسد استفاده از عنوان «نابغه» و یا «طراح عملیات پیروز» در جنگ برای برخی فرماندهان شهید و زنده، بیشتر تابع  ملاحظات تبلیغاتی و برداشت‌های شخصی و یا واکنش سازمانی ارتش و سپاه درباره فرماندهان است. ملاحظه یاد شده موجب شده است  پس از جنگ، وقایع تاریخی  با نوعی مبالغه گوییِ تحریف آمیز، و در نتیجه نادیده گرفتن ماهیت جنگ و روش جنگیدن، همچنین نقش و زحمات سایر فرماندهان، بیان شود. با این توضیح، یادداشت حاضر با این فرض نوشته شده است که؛ «پیروزی در جنگ تنها حاصل نبوغ فردی فرماندهان نیست، زیرا طراحی و فرماندهی عملیات ها در جنگ و تحولات آن، در یک روند تدریجی و با مشارکت فعال فردی- سازمانی شکل گرفته و با در نظر گرفتن مجموعه ای از عوامل و ملاحظات مختلف، فرماندهی و به نتیجه می رسد.»


ادامه مطلب

                      نقد اظهارات فرمانده سپاه در یادمان شلمچه

اشاره:

سردار سرلشگر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران، در مراسم اختتامیه دومین دوره انتقال فرهنگ و تجربیات فرماندهی دفاع مقدس در جمع دانشجویان دافوس، در یادمان شلمچه حضور یافت و به تشریح عملیات کربلای 5 و همچنین چگونگی استفاده از تجربیات دوران دفاع مقدس در مواجهه با جنگهای آینده و نیابتی پرداخت. در این جلسه ایشان علاوه بر تجزیه و تحلیل عملیاتها در زمان جنگ با عراق، به برخی از تجربیات برای جنگ آینده اشاره کرد که، موجب نقد و بررسی آن در این یاد داشت شده است.


ادامه مطلب

              نقد فیلم+ ایستاده در غبار+ حاج احمد متوسلیان
اشاره:

   جناب آقای سرگه بارسقیان پس از هماهنگی با تهیه کننده و کارگردان فیلم «ایستاده در غبار» فرصتی را فراهم کرد تا فیلم را در اکران خصوصی با حضور سردار کوثری، دکتر خوشرو و جناب آقای مهتدی مشاهده و سپس با حضور محمدحسین مهدویان نویسنده و کارگردان و حبیب‌الله والی‌نژاد تهیه‌کننده فیلم، درباره آن بحث کنیم. گزارش این نشست که در سایت تاریخ ایرانی درج شده است، در سه بخش به همراه یادداشتی درباره نقد و بررسی رویکرد این فیلم به جنگ ایران و عراق، در لینک های زیر قابل مشاهده است:

- گزارش میزگرد فیلم «ایستاده در غبار» - بخش اول

- گزارش میزگرد فیلم «ایستاده در غبار» - بخش دوم

- گزارش میزگرد فیلم «ایستاده در غبار» - بخش پایانی

- «ایستاده در غبار»؛ فیلم داستانی یا تاریخ فرهنگی جنگ؟


ادامه مطلب

حلقه تفکر راهبردی سپاه در جنگ

اشاره:

نظر به اینکه فرماندهان و اندیشه های نظامی نقش اساسی در تحولات نظامی جنگ و نتایج آن دارد، در این یادداشت و در ادامه مباحث پیشین، حلقه اصلی تفکر و تصمیم گیری راهبردی و عملیاتی در سپاه، مورد بررسی قرار گرفته است. امیدوارم این اقدام در باره حلقه تفکر راهبردی در ارتش نیز صورت پذیرد.


ادامه مطلب

                     امیر سرتیپ سلیمانجاه
اشاره :

   از نخستین ملاقات و افتخار همکاری ام با امیر سلیمانجاه، سالها گذشته است. اطلاع از خبر فوت ایشان در شب نیمه شعبان و تشییع پیکر این امیر سرافراز ارتش اسلام در سالروز فتح خرمشهر، برای من بسیار تأمل برانگیز و متاثر کننده بود. امیر سلیمانجاه تعهد و مسئولیت پذیری را با انضباط و اقتدار درآمیخته بود و متواضعانه از رنج ها و سختی های دوران جنگ و ضرورتهای دفاعی و امنیتی پس از جنگ، سخن می گفت. همیشه وقتی به چهره اش نگاه می کردم، نشاط و  زیبایی جوانی اش، بر اثر جهاد و رنج و سختیهائی که متحمل شده بود، در پس گرد و غبار پیری پنهان شده بود و همین موضوع، احساس غیرقابل وصفی را نسبت به شخصیت قابل احترام ایشان، برای من ایجاد می کرد.

  هم اکنون در سوگ عزیزی نشسته ایم که سرمایه عمرش را، با سربازی و جهاد در رکاب رهبر کبیر انقلاب و دفاع از سرزمین ایران و آرمان های انقلاب، با خدا معامله کرد و با خود  به پیشگاه حضرت حق برد. باشد که به لطف حق و دعای خیر شهدا رستگار و عاقبت بخیر شویم.

 سردار رشید جانشین محترم ستاد کل نیروهای مسلح، در یادداشت اخیر خود، به گوشههایی از زندگی پرافتخار امیر سلیمانجاه پرداخته است که در ادامه خواهد آمد.


ادامه مطلب

اشاره:

بحث درباره مفهوم شکست و پیروزی در یادشت؛ «پیروزی و شکست، یا فتح و عدم الفتح در جنگ؟» موجب طرح پرسش از سوی امیر بختیاری، درباره «نسبی بودن پیروزی و شکست در سطوح تاکتیکی تا راهبردی » شد. یادداشت حاضر با نظر به موضوع مورد پرسش، نگارش شده است. امیدوارم اهمیت بحث حاضر، موجب نقد و بررسی، همچنین نگارش یادداشت از سوی مخاطبین محترم، برای انتشار در سایت شود.

                                           *******************

طرح مسئله

   اهداف و ماهیت جنگ، منطق حاکم بر تصمیم گیری های سیاسی - نظامی، چگونگی سازماندهی، تجهیز و بکارگیری نیروهای نظامی در صحنه نبرد، همچنین پیروزی و یا شکست در نبردهای نظامی، از جمله موضوعات و مسائلی است که در سطوح مختلف جنگ جریان دارد و به این اعتبار شناخت آن نیازمند  واکاوی و تجزیه و تحلیل است. با این توضیح، این پرسش وجود دارد که؛ در جنگ ایران و عراق تعامل میان سطوح استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی چگونه شکل گرفت؟ مشخصه های آن چه بود و چه نتایجی داشت؟ پاسخ به پرسش یاد شده با تأکید بر دو سطح عملیاتی- تاکتیکی و بمنظور درک کلی از مسئله جنگ ایران و عراق، بعنوان سطح استراتژیک، انجام خواهد شد.  بحث حاضر از دو جهت اهمیت دارد:


ادامه مطلب

1) فرماندهی در جنگ بمعنای تحقق اندیشه ها و طرح ها در صحنه جنگ، با بکارگیری و هماهنگی تمامی امکانات در زمان و مکان مناسب است. با این تعریف، فرماندهان در جنگ مسئولیت طراحی و اجرای آن را بر عهده دارند، به همین دلیل سرنوشت جنگ و پیروزی و شکست آن، با اندیشه و عملکرد فرماندهان نسبت دارد. با این فرض، بسیاری از تحولات صحنه نبرد، بدون نقد و بررسی عملکرد فرماندهان، قابل شناخت نیست. بهمین دلیل، این پرسش وجود دارد که؛ با چه روشی می توان از تفکرات و نتیجه تصمیم گیری و عملکرد فرماندهی در جنگ، آگاه شد؟   

2) طراحی و اجرای پروژه تاریخ شفاهی فرماندهان در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، طی سال گذشته، همچنین واگذاری اجرای پروژه سردار رشید به اینجانب، موجب مطالعه در مبانی و روش تاریخ شفاهی شد. به موازات آن، تاریخ شفاهی با سردار رشید در 30 جلسه ضبط و تا فتح خرمشهر انجام شد که کار آن به اتمام رسیده و در صورت تأیید ایشان، برای چاپ اقدام خواهد شد.  هم اکنون با وجود آنکه از سوی مرکز اسناد بر ادامه کار تأکید می شود، اما همچنان درباره «روش تاریخ شفاهی» جنگ با فرماندهان ارشد، دچار تردید هستم.

3) درونمایه روش تاریخ شفاهی بر دو پایه "تاریخ" و "شفاهی" قرار دارد. استفاده از روش شفاهی موجب قرابت به روش مصاحبه و گفتگو می شود، در حالیکه "موضوعیت بررسی تاریخی" بمعنای " گفتار شفاهی در باره تاریخ" است که از سوی عامل یا شاهد بیان می شود. بنا براین تسهیل در گفتار شفاهی در باره وقایع تاریخی بمعنای گفتگو و مصاحبه رایج نیست، در نتیجه روش در تاریخ شفاهی باید مورد باز تعریف قرار بگیرد. بهمین دلیل هنوز نمی دانم آیا روش تاریخ شفاهی بر محور واقعه، برای توضیح عملکرد فرماندهان در جنگ، می تواند مسائل اساسی جنگ را نمایان کند؟ چنانچه روشن است، پیش فرض من از بحث با فرماندهان ارشد، نقد و بررسی مسائل اساسی جنگ است، در حالیکه تاریخ شفاهی، «واقعه محور»  بر جزئیات اقدامات فرد استوار است، حتی اگر با رویکرد نقادانه و چالشی دنبال شود.  در نتیجه بنظر می رسد روش واقعه محور پاسخگوی نیازهای اساسی جنگ نیست.

4) در حالیکه مدتها درگیر این موضوع بودم، انتشار ویژه نامه تاریخ شفاهی فرماندهان، حاوی گفتگو با فرماندهان ارشد سپاه در زمان جنگ،(نگین شماره 46) فرصت مناسبی را فراهم کرد تا این اقدام مهم، مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. پیش از این، یاد داشت جناب آقای کمره ای درباره «روش شناسی تاریخ شفاهی»، در این وبلاگ منتشر شد، اما در یادداشت حاضر، موضوع از جهت دیگری و در پاسخ به این پرسش مورد توجه قرار گرفته است که؛ اساساً تاریخ شفاهی با فرماندهان ارشد جنگ، چه کارکردی دارد؟ آیا این کارکرد با نیازمندیهای کنونی جامعه نسبت دارد؟

5) پرسش یاد شده بر دو محور کارکرد بمعنای «اثر و نتیجه» و «انطباق با نیازها» استوار است. روش تاریخ شفاهی بر دو محور «واقعه» و «نقش اشخاص» دنبال می شود، لذا نتیجه نهایی در روش تاریخ شفاهی؛ روشن شدن جزئیات رخدادها و اقدامات انجام شده توسط شخص است. حال این پرسش به میان می آید که؛ سرنوشت نیازهای کنونی چه می شود؟ آیا ابهام در باره نقش اشخاص و در جزئیات است که با تاریخ شفاهی روشن شود  یا در مسائل اساسی و کلیّات دچار چالش شده ایم؟ هم اکنون برخی ابهامات اساسی، با توضیح نقش فرد یا جزئیات وقایع، قابل پاسخ نیست، زیرا جنگ در اصول و در سطح راهبردی از مشخصه هایی برخوردار است که بر محور عملکرد شخص فرمانده با جزئیات، قابل فهم و پاسخ، نخواهد بود. همانگونه که در جنگ تمام توان و نیروها درگیرند و موازنه کلی را با دشمن تشکیل می دهد، در بررسی نیز باید چنین باشد.

نتیجه گیری

1) کارکرد فعلی تاریخ شفاهی، با نیازهای اساسی در حوزه مسائل جنگ ایران و عراق هماهنگ نیست و در عمل موجب انتشار سطح وسیعی از جزئیات وقایع می شود، در حالیکه هیچ چارچوبی برای تبدیل آن به یک تبیین مناسب و کامل از کلیّت جنگ فراهم نخواهد کرد.

2) تاریخ شفاهی واقعه محور از سوی فرماندهان، در امتداد رویکرد تاریخی- عملیاتی به جنگ شکل گرفته و مانع از شکل گیری سطح راهبردی و فهم آینده، در آئینه گذشته خواهد شد. ضمن اینکه مناقشات سیاسی- شخصی را با تأکید بر نقش افراد، تشدید خواهد کرد که در یادداشت دیگری به این موضوع اشاره خواهم کرد.

پیشنهاد

   تاریخ شفاهی با فرماندهان باید با روش »انتقادی- اسنادی» باشد. به این معنا که ابتدا باید موضوعات و مسائل اساسی فهرست شود و اسناد هر بحثی آماده و مطالعه شود،  سپس پرسش ها و مباحث مورد نیاز برای روشن شدن موضوعات و مسائل اساسی، در چارچوب اسناد، با فرماندهان به بحث و گفتگو گذاشته شود. روش یاد شده موضوع و مسئله محور خواهد بود و همچنین مانع از طرح جزئیات و صرفاً تاکید بر نقش شخصی فرمانده خواهد شد. ضمن اینکه با نگاه سیستمی و تاکید بر نقش سایر عوامل و اشخاص، با راهنمائی اسناد تاریخی، تبیین مناسب تری از جنگ خواهد شد.


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها