m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

  با درگذشت مرحوم دکتر حسین اردستانی، ارزیابی نتیجه زحمات و تلاش های ایشان را پس از یک دهه، چگونه می توان ارزیابی کرد؟ به این معنا که؛ آنچه پیش از این انجام شده و آنچه ضروری است در آینده انجام شود، کدام است؟ پاسخ به پرسش یاد شده از این جهت اهمیت دارد که، بدون ارزیابی گذشته طراحی چشم انداز های آینده روشن نخواهد شد. به نظرم زحمات انجام شده از سوی ایشان را طی یک دهه، با نگاه کلی و اجمالی در چند محور می توان تبیین کرد:


ادامه مطلب

                 دکتر حسین اردستانی رئیس مرکز اسناد دفاع مقدس

خبر درگذشت دوست و برادر گرامی، راوی و محقق تاریخ جنگ و مدیر مرکز اسناد دفاع مقدس، چنان غافلگیر کننده و شوک آور بود که گویی زمان برای ما، همانند قلب او، در یک لحظه متوقف شد. با این تفاوت که ما از فرصت زندگی دوباره برخوردار شدیم،  دریغا که دفتر زندگی تاریخ نگار جنگ، در میانه راه زندگی، برای همیشه ی تاریخ بسته شد!

آنچه در این میان حیرت آور است و در لحظاتی حتی فرصت و امکان گریستن را از ما گرفت، فرارسیدن مرگ یک عزیز، بعنوان پایان بخش زندگی نبود، زیرا که مرگ در تقدیر هر آن چیزی است که در عالم وجود پیدا کرده است، بلکه احاطه مرگ بر زندگی، به شکل غافلگیر کننده، موجب ادراک «مرگ در عین زندگی» و ضرورت تذکر «موتوا قبل أَن تموتوا» (بمیرید قبل از آنکه بمیرید) شد.

درگذشت بسیار حزن انگیز و جان سوز «یار دیرین» تذکر الهی است که تا مرگ را در درون لحظات زندگی جستجو و فرصت های آن را دریابیم.

با طلب مغفرت برای «مرحوم دکتر حسین اردستانی» و آرزوی صبر و اجر برای خانواده گرامی آن عزیز و تمامی دوستان و وابستگان که در سوگ از دست دادن ناگهانی او نشسته اند.


                          دکتر هادی نخعی

اشاره

 با فرارسیدن چهلمین روز درگذشت عزیز از دست رفته جناب دکتر هادی نخعی، مراسمی در روز پنج شنبه 30 دیماه برگزار خواهد شد، فرصت را مغتنم شمرده و  بمنظور آشنایی بیشتر با حیات فکری ایشان و چگونگی واکاوی آن در آینده، یادداشت حاضر را نوشتم. امید است غیبت وجود ذی قیمتش را، از طریق واکاوی و شناخت اندیشه و تفکراتش جبران، و برای تداوم  و بازتولید آن، گردهم آئیم.


ادامه مطلب

   تجربه جنگ ایران و عراق از طریق مشاهده و ثبت و ضبط وقایع جنگ در قرارگاه های عملیاتی و سپس پژوهش درباره ابعاد سیاسی- نظامی آن برای نگارش مقاله و کتاب، موجب شد جنگ ایران و عراق را بیشتر بعنوان یک عینیت مادی که در زمان و مکان تعین یافته و در چارچوب رویکرد «واقعه محور» مشاهده و فهم کنم. به همین دلیل مسئله جنگ را تا کنون بیشتر از منظر «چگونگی وقوع» و سپس پژوهش درباره جزئیات، همچنین بررسی چرایی رخدادها مطالعه کرده ام. چنین برداشتی، به دلیل رویکرد تاریخی به جنگ و توجه به زمان- مکان وقوع رخداد و بررسی ابعاد و پیامدهای سیاسی- نظامی آن، در واقع بمنزله باور به «عینیت‌گرایی تاریخی» بوده است.

   نخستین بار در گفتگو با آقایان سرهنگی و بهبودی برای شماره بیست و دوم فصلنامه نگین، این پرسش را طرح کردم که؛ ما در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و دوستان در سازمان سوره، هر کدام درگیر چه کاری هستیم؟ پاسخ آقای بهبودی به این پرسش شاید نقطه آغاز نوعی خودآگاهی از آنچه انجام می دادم و تمایز آن با کار دوستان در دفتر ادبیات حوزه هنری بود. آقای بهبودی از این تعبیر استفاده کرد که؛ «شما به فیزیک جنگ می پردازید و ما به روح جنگ!»

   با گذشت سالها از این گفتگو، صورت بندی دوگانه و تأمل برانگیز آقای بهبودی از کار تاریخی و مستند درباره وقایع جنگ، بعنوان «فیزیک جنگ» و تدوین خاطرات، بعنوان روح جنگ، ذهنم را درگیر پرسش از آنچه تاکنون انجام داده و می دهم و آنچه باید انجام دهم، کرده است،  این مسئله به دلیل اهمیت آن در واقع یکی از مهمترین مسائلی است که بر سلوک فکری ام درباره جنگ سایه انداخته است.

   در این روند، آشنایی با مباحث «فلسفه علم» در کلاس دکتر سعید زیباکلام و نقد و بررسی تأثیر فلسفه «اثبات‌گرایی» بر نگرش عینی به تاریخ، همانند علوم طبیعی، همچنین آشنائی با نظریه «قانون شناختی» همپل، مبنی بر کشف قوانین و ارجاع به قانون برای شناخت، موجب شد دوباره پیرامون شناخت جنگ، درگیر این پرسش ها شوم که؛ جنگ ایران و عراق را چگونه باید شناخت؟ آیا با بررسی وقایع سیاسی- نظامی، می توان به شناخت مناسبی از جنگ رسید؟ آیا جنگ را باید برابر نظریه همپل؛ در چارچوب اصول و قوانین جنگ شناخت؟ آیا جنگ را باید بر اساس ساختار فرهنگی مورد مطالعه قرار داد؟

   بدیهی است پاسخ به پرسش های یاد شده، در عین حالیکه ضروری است، اما دشوار است، زیرا نیازمند مبانی نظری- روشی است. در عین حال، هنوز بر این باور هستم که؛

1) عینیت وقایع سیاسی- نظامی جنگ را که، در زمان و مکان متعیّن شده است و به این اعتبار است که وقایع از شأن تاریخی برخوردار می شود، نمی توان نادیده گرفت.

2) جنگ از حیث هدف گذاری، طراحی و اجرا، تابع اصول و قوانین است. لذا در بررسی نیز نمی توان این اصول را برای درس آموزی از تجربیات، نادیده انگاشت.

3) جنگ یک مسئله سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که موجب تاریخمندی تجربه آن شده است، و بدون بررسی مولفه های یاد شده در روند  تحولات تاریخی، شناخت مناسبی از وقایع، موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق حاصل نخواهد شد.

   در نتیجه و با نظر به این ملاحظه که جنگ ایران و عراق، ابعاد مختلفی دارد، باید ضمن توجه به فیزیک و روح جنگ، همچنین قوانین و شرایط ناظر بر وقوع آن، با نگرش جدید و جامع تری به مسئله جنگ پرداخت. تنگناهای مفهومی- روشی موجود، شناخت از جنگ را در درون نظم تاریخی- فرهنگی به بند کشیده است و سایر وجوه آن، ازجمله ابعاد سیاسی- اجتماعی و راهبردی جنگ، با وجود اهمیت آن چندان مورد اعتناء نیست.


فرمانده کل سپاه در بازدید از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در تاریخ 6/8/93 اظهار داشت: «پژوهش های دفاع مقدس باید قابلیت تطبیق با مسائل امروز کشور و کاربردی کردن تجربیات این مقطع حساس را در زمان حال داشته باشد.» نکته مهم اظهارات سردار جعفری؛ تاکید بر وجود «تجربیات» است که در جنگ با عراق حاصل شده و امروز دستمایه پژوهش قرار گرفته است. اما مسئله مورد نظر ایشان که تابع کلمه «باید» قرار گرفته است؛ تأکید بر ضرورت «قابلیت تطبیق» پژوهش‌ها، با مسائل روز کشور است. بنا بر این وجه دستوری و ابلاغی سخن ایشان، تأکید بر اصلاح جهت گیری پژوهش‌های جنگ، برای استفاده از تجربه گذشته، در پاسخ به نیازهای کنونی و آینده کشور است.

سخن سردار جعفری از جهات مختلفی اهمیت دارد و در نتیجه تأمل و بررسی آن ضروری است که در ادامه بحث به آن اشاره می شود:

 1- «آقا عزیز» یکی از برجسته ترین فرماندهان تاکتیکی سپاه در جنگ است که بعنوان دانشجوی رشته معماری وارد جنگ شد و مسئولیت های مختلفی را از پایین ترین سطح تا بالاترین سطوح، بعهده گرفت. بنابراین شناخت از دانشگاه و تحقیق، همچنین از جنگ، بر اعتبار سخن ایشان افزوده است.

 2- سپاه فرزند جنگ و انقلاب و هویت آن برگرفته از تجربیات آن دوران است که هم اکنون اسناد آن را در اختیار دارد. مهمتر آنکه؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در سپاه تشکیل شده که بدلیل حضور راویان و ثبت و ضبط همزمان رخدادهای جنگ در قرارگاهها و در کنار فرماندهان، همچنین آثار متعدد منتشر شده توسط این مرکز، در موقعیت بی همتا و کم نظیری قرار دارد.

 3- نقش کنونی سپاه در ابعاد فرهنگی، سیاسی، امنیتی، نظامی و نهضتی، در حالیکه سپاه را در موقعیت تعیین کننده و تأثیرگذار در زمینه های مختلف قرار داده است، در عین حال بیانگر ضرورت تکیه سپاه بر تجربیات جنگ و انقلاب است.

   ملاحظات فوق در حالیکه ضرورت تطبیق تجربیات گذشته با نیازهای کنونی و آینده را ترسیم می کند، باید در پاسخ به این پرسش مورد بررسی قرار بگیرد که؛ آیا جهت گیری و روشهای پژوهشی در حوزه جنگ ایران و عراق، همچنین بررسی موضوعات و مسائل، پاسخگوی نیازهای کنونی و آینده کشور هست؟ فرض بر این است که پاسخ به پرسش یاد شده، مثبت نیست، در غیر اینصورت نیازی به استفاده سردار جعفری از کلمه «باید» و توصیه بر «قابلیت تطبیق» نبود. در واقع با طرح پرسش یاد شده، صورت مسئله تا اندازه ای روشن‌تر می شود. به این معنا که؛ چرا در حالیکه سپاه و کشور از تجربیات بزرگی برخوردار است و از سوی دیگر، کشور برای مدیریت و حل و فصل مسائل اساسی، نیازمند اندیشه ها و نظراتی است که بدون لحاظ کردن تجربیات گذشته، قابل دسترسی و تأمین نیست، جهت گیری و روش تحقیق در حوزه جنگ ایران و عراق، قابل تطبیق و پاسخگوی مسائل کنونی کشور نیست؟

  پاسخ به پرسش یاد شده، نیازمند نقد و بررسی وضعیت کنونی پژوهش در حوزه جنگ ایران و عراق و علت عدم تطبیق آن با نیازهای کنونی کشور است. گر چه بررسی این موضوع به پژوهش نیاز دارد، اما بصورت اجمالی می توان وضعیت پژوهشی و نیازهای کنونی را که هم اکنون نسبت مشخصی با هم ندارند، به شرح زیر بیان کرد:

 1- جهت گیری پژوهشی حوزه جنگ ایران و عراق و روش تحقیق آن، «تاریخی- عملیاتی» است. به این معنا که رویدادهای سیاسی- نظامی جنگ در زمان و مکان، از حیث چگونگی وقوع، توصیف و از حیث علت وقوع، تجزیه و تحلیل می شود. نتیجه نهایی پژوهش یاد شده، روشن شدن رویدادهای تاریخی، در تاریخ است بدون این که به هیچ یک از مسائل کنونی حال و آینده کشور پاسخ دهد.

 2- نیازهای کنونی کشور را حداقل باید در دو حوزه دفاعی- امنیتی و سیاسی- اجتماعی در سطح منطقه و داخل کشور مورد توجه قرار داد. بدیهی است حوزه ها و سطوح یاد شده، بهم پیوسته است. الزامات فکری- عملی جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک قدرت منطقه ای، برخورداری از یک نظریه راهبردی است. به این معنا که ابعاد و اهداف ایران را در منطقه ترسیم و پشتیبانی می کند، به گونه ای که امتداد و عمق رفتارهای منطقه ای ایران، در تمام زمینه ها، در داخل کشور، مورد حمایت قرار بگیرد. نیازمندی یاد شده به شکل دیگری در جنگ با عراق، در یک زمان طولانی تجربه شده اما تا کنون ابعاد و پیچیده‌گی های فکری و الزامات مدیریتی آن، بررسی و تبیین نشده است.

3)در حالیکه تعامل میان سطوح سه گانه، شامل سطوح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی در جنگ و برای پیروزی بر دشمن ضروری است، هنوز این مسئله در جنگ ایران و عراق مورد پژوهش قرار نگرفته است. در  صورت پژوهش، علاوه بر اینکه بخشی از مسائل اساسی جنگ روشن خواهد شد، نیازهای آینده، برای تصمیم گیری،صورت بندی شود.

نتیجه گیری: 

 بررسی اولیه دو محور یاد شده، بیانگر گسست مفهومی- روشی در بررسی جنگ ایران و عراق بمثابه یک تجربه ملی- تاریخی در گذشته، با نیازهای حال و آینده است. بر پایه این نتیجه گیری، تحقق نظرات و توصیه های اخیر فرمانده کل سپاه، بدون تغییر اساسی در تفکر، جهت گیری پژوهشی، روش تحقیق و تعیین فهرست موضوعات و مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، امکان پذیر نخواهد بود. انجام این مهم، در صورت پذیرش روش نقد، بمعنای طرح پرسش درباره مسائل اساسی جنگ و شیوه تفکر موجود، همچنین بررسی نسبت میان «تجربه پیشین با نیازهای حال و آینده» به نتیجه مطلوب خواهد رسید.


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •