m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                          دکتر هادی نخعی

اشاره

 با فرارسیدن چهلمین روز درگذشت عزیز از دست رفته جناب دکتر هادی نخعی، مراسمی در روز پنج شنبه 30 دیماه برگزار خواهد شد، فرصت را مغتنم شمرده و  بمنظور آشنایی بیشتر با حیات فکری ایشان و چگونگی واکاوی آن در آینده، یادداشت حاضر را نوشتم. امید است غیبت وجود ذی قیمتش را، از طریق واکاوی و شناخت اندیشه و تفکراتش جبران، و برای تداوم  و بازتولید آن، گردهم آئیم.


ادامه مطلب

   تجربه جنگ ایران و عراق از طریق مشاهده و ثبت و ضبط وقایع جنگ در قرارگاه های عملیاتی و سپس پژوهش درباره ابعاد سیاسی- نظامی آن برای نگارش مقاله و کتاب، موجب شد جنگ ایران و عراق را بیشتر بعنوان یک عینیت مادی که در زمان و مکان تعین یافته و در چارچوب رویکرد «واقعه محور» مشاهده و فهم کنم. به همین دلیل مسئله جنگ را تا کنون بیشتر از منظر «چگونگی وقوع» و سپس پژوهش درباره جزئیات، همچنین بررسی چرایی رخدادها مطالعه کرده ام. چنین برداشتی، به دلیل رویکرد تاریخی به جنگ و توجه به زمان- مکان وقوع رخداد و بررسی ابعاد و پیامدهای سیاسی- نظامی آن، در واقع بمنزله باور به «عینیت‌گرایی تاریخی» بوده است.

   نخستین بار در گفتگو با آقایان سرهنگی و بهبودی برای شماره بیست و دوم فصلنامه نگین، این پرسش را طرح کردم که؛ ما در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و دوستان در سازمان سوره، هر کدام درگیر چه کاری هستیم؟ پاسخ آقای بهبودی به این پرسش شاید نقطه آغاز نوعی خودآگاهی از آنچه انجام می دادم و تمایز آن با کار دوستان در دفتر ادبیات حوزه هنری بود. آقای بهبودی از این تعبیر استفاده کرد که؛ «شما به فیزیک جنگ می پردازید و ما به روح جنگ!»

   با گذشت سالها از این گفتگو، صورت بندی دوگانه و تأمل برانگیز آقای بهبودی از کار تاریخی و مستند درباره وقایع جنگ، بعنوان «فیزیک جنگ» و تدوین خاطرات، بعنوان روح جنگ، ذهنم را درگیر پرسش از آنچه تاکنون انجام داده و می دهم و آنچه باید انجام دهم، کرده است،  این مسئله به دلیل اهمیت آن در واقع یکی از مهمترین مسائلی است که بر سلوک فکری ام درباره جنگ سایه انداخته است.

   در این روند، آشنایی با مباحث «فلسفه علم» در کلاس دکتر سعید زیباکلام و نقد و بررسی تأثیر فلسفه «اثبات‌گرایی» بر نگرش عینی به تاریخ، همانند علوم طبیعی، همچنین آشنائی با نظریه «قانون شناختی» همپل، مبنی بر کشف قوانین و ارجاع به قانون برای شناخت، موجب شد دوباره پیرامون شناخت جنگ، درگیر این پرسش ها شوم که؛ جنگ ایران و عراق را چگونه باید شناخت؟ آیا با بررسی وقایع سیاسی- نظامی، می توان به شناخت مناسبی از جنگ رسید؟ آیا جنگ را باید برابر نظریه همپل؛ در چارچوب اصول و قوانین جنگ شناخت؟ آیا جنگ را باید بر اساس ساختار فرهنگی مورد مطالعه قرار داد؟

   بدیهی است پاسخ به پرسش های یاد شده، در عین حالیکه ضروری است، اما دشوار است، زیرا نیازمند مبانی نظری- روشی است. در عین حال، هنوز بر این باور هستم که؛

1) عینیت وقایع سیاسی- نظامی جنگ را که، در زمان و مکان متعیّن شده است و به این اعتبار است که وقایع از شأن تاریخی برخوردار می شود، نمی توان نادیده گرفت.

2) جنگ از حیث هدف گذاری، طراحی و اجرا، تابع اصول و قوانین است. لذا در بررسی نیز نمی توان این اصول را برای درس آموزی از تجربیات، نادیده انگاشت.

3) جنگ یک مسئله سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که موجب تاریخمندی تجربه آن شده است، و بدون بررسی مولفه های یاد شده در روند  تحولات تاریخی، شناخت مناسبی از وقایع، موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق حاصل نخواهد شد.

   در نتیجه و با نظر به این ملاحظه که جنگ ایران و عراق، ابعاد مختلفی دارد، باید ضمن توجه به فیزیک و روح جنگ، همچنین قوانین و شرایط ناظر بر وقوع آن، با نگرش جدید و جامع تری به مسئله جنگ پرداخت. تنگناهای مفهومی- روشی موجود، شناخت از جنگ را در درون نظم تاریخی- فرهنگی به بند کشیده است و سایر وجوه آن، ازجمله ابعاد سیاسی- اجتماعی و راهبردی جنگ، با وجود اهمیت آن چندان مورد اعتناء نیست.


فرمانده کل سپاه در بازدید از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در تاریخ 6/8/93 اظهار داشت: «پژوهش های دفاع مقدس باید قابلیت تطبیق با مسائل امروز کشور و کاربردی کردن تجربیات این مقطع حساس را در زمان حال داشته باشد.» نکته مهم اظهارات سردار جعفری؛ تاکید بر وجود «تجربیات» است که در جنگ با عراق حاصل شده و امروز دستمایه پژوهش قرار گرفته است. اما مسئله مورد نظر ایشان که تابع کلمه «باید» قرار گرفته است؛ تأکید بر ضرورت «قابلیت تطبیق» پژوهش‌ها، با مسائل روز کشور است. بنا بر این وجه دستوری و ابلاغی سخن ایشان، تأکید بر اصلاح جهت گیری پژوهش‌های جنگ، برای استفاده از تجربه گذشته، در پاسخ به نیازهای کنونی و آینده کشور است.

سخن سردار جعفری از جهات مختلفی اهمیت دارد و در نتیجه تأمل و بررسی آن ضروری است که در ادامه بحث به آن اشاره می شود:

 1- «آقا عزیز» یکی از برجسته ترین فرماندهان تاکتیکی سپاه در جنگ است که بعنوان دانشجوی رشته معماری وارد جنگ شد و مسئولیت های مختلفی را از پایین ترین سطح تا بالاترین سطوح، بعهده گرفت. بنابراین شناخت از دانشگاه و تحقیق، همچنین از جنگ، بر اعتبار سخن ایشان افزوده است.

 2- سپاه فرزند جنگ و انقلاب و هویت آن برگرفته از تجربیات آن دوران است که هم اکنون اسناد آن را در اختیار دارد. مهمتر آنکه؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در سپاه تشکیل شده که بدلیل حضور راویان و ثبت و ضبط همزمان رخدادهای جنگ در قرارگاهها و در کنار فرماندهان، همچنین آثار متعدد منتشر شده توسط این مرکز، در موقعیت بی همتا و کم نظیری قرار دارد.

 3- نقش کنونی سپاه در ابعاد فرهنگی، سیاسی، امنیتی، نظامی و نهضتی، در حالیکه سپاه را در موقعیت تعیین کننده و تأثیرگذار در زمینه های مختلف قرار داده است، در عین حال بیانگر ضرورت تکیه سپاه بر تجربیات جنگ و انقلاب است.

   ملاحظات فوق در حالیکه ضرورت تطبیق تجربیات گذشته با نیازهای کنونی و آینده را ترسیم می کند، باید در پاسخ به این پرسش مورد بررسی قرار بگیرد که؛ آیا جهت گیری و روشهای پژوهشی در حوزه جنگ ایران و عراق، همچنین بررسی موضوعات و مسائل، پاسخگوی نیازهای کنونی و آینده کشور هست؟ فرض بر این است که پاسخ به پرسش یاد شده، مثبت نیست، در غیر اینصورت نیازی به استفاده سردار جعفری از کلمه «باید» و توصیه بر «قابلیت تطبیق» نبود. در واقع با طرح پرسش یاد شده، صورت مسئله تا اندازه ای روشن‌تر می شود. به این معنا که؛ چرا در حالیکه سپاه و کشور از تجربیات بزرگی برخوردار است و از سوی دیگر، کشور برای مدیریت و حل و فصل مسائل اساسی، نیازمند اندیشه ها و نظراتی است که بدون لحاظ کردن تجربیات گذشته، قابل دسترسی و تأمین نیست، جهت گیری و روش تحقیق در حوزه جنگ ایران و عراق، قابل تطبیق و پاسخگوی مسائل کنونی کشور نیست؟

  پاسخ به پرسش یاد شده، نیازمند نقد و بررسی وضعیت کنونی پژوهش در حوزه جنگ ایران و عراق و علت عدم تطبیق آن با نیازهای کنونی کشور است. گر چه بررسی این موضوع به پژوهش نیاز دارد، اما بصورت اجمالی می توان وضعیت پژوهشی و نیازهای کنونی را که هم اکنون نسبت مشخصی با هم ندارند، به شرح زیر بیان کرد:

 1- جهت گیری پژوهشی حوزه جنگ ایران و عراق و روش تحقیق آن، «تاریخی- عملیاتی» است. به این معنا که رویدادهای سیاسی- نظامی جنگ در زمان و مکان، از حیث چگونگی وقوع، توصیف و از حیث علت وقوع، تجزیه و تحلیل می شود. نتیجه نهایی پژوهش یاد شده، روشن شدن رویدادهای تاریخی، در تاریخ است بدون این که به هیچ یک از مسائل کنونی حال و آینده کشور پاسخ دهد.

 2- نیازهای کنونی کشور را حداقل باید در دو حوزه دفاعی- امنیتی و سیاسی- اجتماعی در سطح منطقه و داخل کشور مورد توجه قرار داد. بدیهی است حوزه ها و سطوح یاد شده، بهم پیوسته است. الزامات فکری- عملی جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک قدرت منطقه ای، برخورداری از یک نظریه راهبردی است. به این معنا که ابعاد و اهداف ایران را در منطقه ترسیم و پشتیبانی می کند، به گونه ای که امتداد و عمق رفتارهای منطقه ای ایران، در تمام زمینه ها، در داخل کشور، مورد حمایت قرار بگیرد. نیازمندی یاد شده به شکل دیگری در جنگ با عراق، در یک زمان طولانی تجربه شده اما تا کنون ابعاد و پیچیده‌گی های فکری و الزامات مدیریتی آن، بررسی و تبیین نشده است.

3)در حالیکه تعامل میان سطوح سه گانه، شامل سطوح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی در جنگ و برای پیروزی بر دشمن ضروری است، هنوز این مسئله در جنگ ایران و عراق مورد پژوهش قرار نگرفته است. در  صورت پژوهش، علاوه بر اینکه بخشی از مسائل اساسی جنگ روشن خواهد شد، نیازهای آینده، برای تصمیم گیری،صورت بندی شود.

نتیجه گیری: 

 بررسی اولیه دو محور یاد شده، بیانگر گسست مفهومی- روشی در بررسی جنگ ایران و عراق بمثابه یک تجربه ملی- تاریخی در گذشته، با نیازهای حال و آینده است. بر پایه این نتیجه گیری، تحقق نظرات و توصیه های اخیر فرمانده کل سپاه، بدون تغییر اساسی در تفکر، جهت گیری پژوهشی، روش تحقیق و تعیین فهرست موضوعات و مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، امکان پذیر نخواهد بود. انجام این مهم، در صورت پذیرش روش نقد، بمعنای طرح پرسش درباره مسائل اساسی جنگ و شیوه تفکر موجود، همچنین بررسی نسبت میان «تجربه پیشین با نیازهای حال و آینده» به نتیجه مطلوب خواهد رسید.


متن به جای نقد

دکتر حسین اردستانی

 شما عمر گرانمایه خود را وقف بزرگترین موضوع و اتفاق تاریخ معاصر ایران و تاریخ جمهوری اسلامی کرده‌اید. ملّت ها با شکوه و افتخاراتشان زندگی می‌کنند؛ آن را به هویت تبدیل می‌نمایند و از آن ذهنیت تاریخی می‌سازند و نسل‌ها با آن زندگی کرده و آن را پشتوانه خود می‌سازند. دولت‌ها نیز با اتکاء به حضور موفّق ملّی در چنین رویدادهایی، به شکل‌دهی وفاق و انسجام ملّی می‌پردازند. ما می‌بینیم که جهان مدرن، جنگ و تجاوز علیه ملّت‌ها را به موزه تبدیل کرده و به عنوان افتخارات به نسل‌های بعدی منتقل می‌کند. سایر ملل و دول نیز سعی وافر به عمل می‌آورند تا از لابلای خاک‌ها و گذشته‌ها برای خود تاریخ و هویّت خلق کنند، زیرا ملّت‌ها بدون تاریخ هویّت ندارند و بدون این دو چیزی برای رقابت با سایر ملّت و نیز برای ایجاد روحیه ملّی و ایستادگی در مقابل حوادث و طوفان‌ها ندارند. شما از نزدیک روستای قنیطره در سوریه را دیده‌اید. سوری‌ها می‌گویند دو سه روز در این روستای مرزی، مقابل ارتش صهیونیستی مقاومت کرده‌اند و برای این مقاومت موزه جنگ درست کرده‌اند و کل آن روستا را به همان شکل به عنوان موزه حفظ کرده‌اند. دفاع هشت ساله ملّت ایران به لحاظ ماهیّت، انگیزه و فداکاری با هیچ یک از این اتفاقات قابل مقایسه نیست؛ امّا خیلی سریع سعی کردیم آثار آن را پاک کنیم و اکنون در شهرها و دشت تفتیده جنوب که خون‌های شهیدان زیادی به زمین ریخت، دیگر آثاری از دفاع مقدس به چشم نمی‌خورد و یا بسیار اندک است.

حضرت امام خمینی و مقام عالی رهبری به معنای عام تعابیر بلند و راه‌گشایی را درباره دفاع مقدس بیان کرده‌اند، امّا گوش و چشم نخبه ایرانی نسبت به این مهم هویتی کم‌شنوا و کم‌بینا است، و دائرمداران دفاع مقدس در عرصه پژوهش و تاریخ نگاری، باید به حفظ و توسعه فرهنگ دفاع ملّی ایرانیان در آن دوران سخت همّت گمارند که جنابعالی از سرآمدان آن به شمار می‌روید و انتظار ملّی نیز از شما بسیار زیاد می‌باشد.

من در پاسخ به یکصدمین؛ نوشتن درباره جنگ، با چه موضوعاتی و تا کجا؟ از منظر متفاوت ورود می‌کنم. حضور و نقش شما در عرصه دفاع مقدس شامل سه دوره بوده است و اکنون با وبلاگ وارد دوره چهارم شده‌اید.

1) حضور میدانی در کنار فرماندهان در صحنه نبرد و پژوهش و جمع‌آوری داده‌های لازم برای نوشتن تاریخ انقلاب و دفاع ملّت ایران. در زمان شروع بخش تاریخ جنگ که جنابعالی پایه آن بودید، هدف‌گذاری کار حفظ تاریخ دفاع مقدس از تحریف قرار داده شد. جلوگیری از تحریف، بیش از هر امر نیاز به شرح و بسط و بیان چیستی اقیانوس عظیم دفاع مقدس دارد. بازار دفاع مقدس پر از خاطره‌های ارزشمند افراد است، امّا موضوعات دفاع مقدس مفقود مانده‌اند، مثل: کیستی و چیستی رزمندگان و فرماندهان، چگونگی و مؤلفه‌های اساسی رهبری جنگ، دستاوردهای دفاع مقدس و ...

2) تألیف و تدوین یک دوره تاریخ تحولات جنگ شامل کتاب‌های از خرمشهر تا خونین شهر و ... تا پایان جنگ. این دوره تاریخی اگر امروز و با تجربه و توان ذهنی و نویسندگی فعلی شما نوشته می‌شد، جزو متن‌های اساسی دفاع مقدس می‌بود، کما اینکه کتاب‌های نوشته شده نیز جایگاه ممتازی دارند.

3) بررسی و نقد، و پرداختن به پرسش‌های اساسی جنگ که دستاورد آن پنج کتاب، به خصوص در زمینه چرایی شروع، تداوم و پایان جنگ بوده و آخرین اثر در این دوره، کتابی است که در آینده نزدیک توسط مرکز چاپ خواهد شد؛ و اکنون شما دغدغه دوره چهارم را دارید. از نظر من دوره چهارم باید به دوره اوّل پیوند بخورد و شما با استفاده از مشاهدات میدانی و دستاوردهای راوی‌گری خود و سایر دوستان راوی و منابع مرکز و با کمک فرماندهان به خصوص فرماندهان لشکر به پائین، به درون مایه‌های جنگ ورود کنید و با قلم روان و دلنشین خود که بسیاری را به شما دلبسته کرده، توانایی ملّی و هویت جدید ملّت در پرتو انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را به جامعه عرضه کنید. دوره سوّم فعالیّت شما سپری شده و بازتولید آن به شکل دیگر شاید شدنی نباشد.

ذهن و قلم شما در بهترین شرایط است و به بلوغ کامل رسیده و از آن باید در پرداختن به زیبائیها، هنرنمایی‌ها و مقاومت ملّی ـ دینی جامعه ایرانی استفاده شود. و این رویکرد، در کلیه سطوح جنگ قابل جستجو و پژوهش است. امّا واقعیّت‌ها و حقایق جنگ در دو سطح رقم خورده است: اوّل، اراده و رفتار آحاد مردم؛ دوّم، امام و مسئولین جامعه و به خصوص امام و فرماندهان. حوزه نقد جنگ در سطح راهبردی محدود، امّا عرصه صحنه نبرد وسیع، پرماجرا، پرموضوع، پرجاذبه و مهمتر از همه، ناگفته و نانوشته می‌باشد. و این مهم از جنابعالی و سایر راویان صاحب قلم ساخته است که خود شاهد عظیم‌ترین اتفاق تاریخ ایران بوده‌اند.

انقلاب امام خمینی برای ادامه حیات و تأثیرگذاری نیازمند بازنمایی متن دفاع مقدس است. زیرا هویّت جدید ایرانیان با بهمن 57 کلید خورد، امّا در نبرد هشت ساله صورت‌بندی شد. امام درباره دفاع مقدس تعابیر بلندی دارند و به «شکستن ابهت دو ابرقدرت، صدور انقلاب به جهان، اسلام‌خواهی آفریقا، پرده برداشتن از تزویر جهانخواران، روی پای خود ایستادن، بارور کردن حس برادری و وطن دوستی در نهاد مردم، امکان سالیان سال مبارزه علیه ابرقدرتها، استمرار روح اسلام انقلابی»، اشاره داشته و فتح فلسطین را در آینده متکّی به آن می‌دانند. شاکله دفاع مقدس چیست که امام تحولات وسیع آینده ایران، منطقه و جهان اسلام را در درون و نتایج آن جستجو می‌کنند. این چیست که امام، قبور شهدایش را دارالشفاء آزادگان در آینده معرفی می‌کند؟ اگر خدا توفیق دهد و شهداء مدد برسانند، رونمایی از این درون مایه نانوشته و به نوشته شما "حقیقت جنگ"، می‌تواند راهنمای نویسندگی و ذهن‌ورزی جنابعالی در دوره چهارم باشد. با توکّل بر خدا موفّق باشید.

  خبرگزاری فارس در تاریخ 28/7/93 در گزارشی از دومین همایش «عصر هنر انقلاب» به نقل از آقای گلعلی بابایی نوشته است: « قدمی اولین کسی است که پرچم روایت گری جنگ را بلند کرد.» وی در ادامه از محمدحسین قدمی نویسنده کتاب «جشن حنابندان» تجلیل نموده است. نظر به اهمیت و اعتبار علمی و مسئولیت اجرایی برادر عزیزم جناب آقای گلعلی بابایی، بعنوان رئیس سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس و همچنین انتشار این خبر در خبرگزاری فارس که برای بسیاری از رسانه ها، مراکز و اشخاص مرجعیت دارد، لازم دانستم، برای اصلاح یک واقعه تاریخی و جلوگیری از تحریف آن، برای نگارش یادداشت حاضر اقدام کنم.

1) اگر «روایت‌گری جنگ» به اعتبار حضور راویان در مناطق جنگی و صحنه عملیات باشد، راویان دفتر سیاسی سپاه از خرداد سال 1360 با حضور در مناطق غرب و جنوب کشور، اقدام به گفتگو با عاملان و شاهدان صحنه جنگ، همچنین جمع آوری اسناد کردند. از عملیات طریق القدس در آذرماه 60 زمینه حضور در قرارگاهها فراهم شد و سرانجام از عملیات فتح المبین تا پایان جنگ، راویان در ساختار فرماندهی جنگ در کنار فرماندهان در همه سطوح حضور داشتند.

2) نتایج حاصل از تلاش راویان دفتر سیاسی سپاه که پیش از این در زمان جنگ، بعنوان «بچه های دفتر سیاسی» مشهور بودند، و اکنون در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس فعالیت می کنند، علاوه بر وجود بیش از 30هزار نوار ضبط شده از جلسات و فرماندهی نبرد، همچنین میلیون ها برگ سند، تهیه بیش از صدها جلد کتاب، نشریه و گزارش عملیاتی- اسنادی، عادی و طبقه بندی شده از جنگ، می باشد.

3) نگارش کتاب «هم پای صاعقه» بعنوان گزارش عملکرد لشکر 27 محمد رسول الله(ص) از سوی برادران عزیز حسین بهزاد و گلعلی بابایی که توجه رهبر معظم انقلاب را به خود جلب نمود، در بخش هایی با استناد به نوار جلسات، تحت عنوان «آرشیو نوار معاونت فرهنگی لشکر 27 محمد رسول الله(ص)» در پاورقی این کتاب، نوشته شده است. گرچه تنها در مقدمه کتاب به نام آقای رزاق زاده اشاره شده است، ولی  نوارهای یاد شده از سوی راویان این مرکز، بویژه برادران عزیز آقایان دکتر شفیعی، رزاق زاده، علی ایزدی و مرحوم حاج حسین داورزنی و سایر عزیزان  ضبط و ثبت شده،  و برای نگارش نقش لشکر 27 در جنگ، در اختیار آنها قرار داده شد.

4) با عنایت به توضیحات یاد شده، چگونه رئیس محترم سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس،  کتاب برادر گرامی جناب آقای قدمی، با نام « جشن حنابندان» را که در سال 1368 چاپ شده است، بعنوان پرچمدار روایتگری جنگ لقب داده است؟ آیا نباید در موضوع جنگ و «راوی‌گری»، دقیق تر سخن گفت تا حقوق معنوی نهادها و اشخاص، تحریف نشود؟ امید است از این تحریف تاریخی از سوی مسئول محترم یک نهاد رسمی جلوگیری و موضوع از سوی ایشان و خبرگزاری فارس اصلاح شود.


1) مرکز تحقیقات دفاع مقدس در سپاه، به دلیل حضور راویان در کنار فرماندهان جنگ و در نتیجه برخورداری از بیش از 30هزار نوار ضبط شده از جلسات طراحی، تصمیم گیری و فرماندهی عملیات و میلیون‌ها برگ سند، نقش بی بدیلی در تولید آثار تحقیقاتی دارد و گفتمان موجود درباره جنگ ایران و عراق، تا اندازه زیادی حاصل تلاش های پژوهشگران این مرکز است. بنابراین وقتی تفکر موجود در راویان و پژوهشگران مرکز تحقیقات دفاع مقدس، همچنان تحت تأثیر تاریخ‌نگاری مستند- نقلی قرار دارد، شاید پاسخ به این پرسش که؛ وضعیت تحقیقات در حوزه مطالعاتی جنگ ایران و عراق چگونه است؟، تا اندازه ای سهل و ممتنع باشد. سهل به اعتبار آثار منتشر شده و دامنه فکری پژوهشگران، و ممتنع به دلیل دشواری های گذار از این وضعیت است.

2) به نظرم برای شناخت عمیق درباره آنچه که هم اکنون درباره جنگ ایران و عراق وجود دارد، مناسب است در چند زمینه مطالعه و تحقیق انجام شود:

   الف) حوزه نشر شامل کتاب، فصلنامه و مجله

   ب ) رسانه ها شامل رادیو و تلویزیون، روزنامه ها و فضای مجازی

   ج ) اظهارات راویان جنگ، به هنگام بازدید مردم از مناطق جنگی

   د ) سخنرانی و مقالات ارائه شده در همایش های مختلف علمی و تبلیغاتی

   هـ ) اظهارات مدرسان درس "دفاع مقدس" در دانشگاهها

3) بازتاب جنگ در آثار منتشر شده و افکار عمومی پس از جنگ، بیانگر این ملاحظه است که نگاه به جنگ همچنان ترکیبی از پرسش و ابهام، بهمراه احساس قدرت و اعتماد بنفس در برابر دشمن است. نظر به اینکه مولفه های اصلی جنگ شامل؛ موضوع، مسئله، زمان، مکان و عوامل سیاسی، اجتماعی، نظامی، بسیار گسترده و عمیق است، لذا روش تاریخنگاری نقلی- مستند و یا خاطره نگاری مکتوب و شفاهی، همچنین تاریخ شفاهی، به تنهایی برای بازگویی و تجربه آموزی از جنگ ایران و عراق، کافی نیست.

4) جنگ و منطق ناظر بر وقوع، ادامه و پایان آن، بر اساس عقلانیت است، هر چند جنگ با هیجان، احساسات و اراده ها در آمیخته است. با این ملاحظه، رویکردها و روش های موجود برای بررسی جنگ ایران و عراق و گفتار و نوشتار درباره آن، همچنان تحت تأثیر ملاحظات سیاسی- اجتماعی قرار دارد. به همین دلیل با گذشت بیش از 34 سال از زمان آغاز جنگ، هنوز هیچ گونه اثر عمیق، جامع و پاسخگو به مسائل و پرسش های اساسی جنگ، منتشر نشده است. ادامه دارد ... 




همه پیوندها