m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                               برای تخریب چی های گمنام

اشاره:

«چگونگی گشودن میدان مین» در عملیات‌های نظامی در جنگ، با وجود اینکه یک امر تخصصی در حوزه نظامی است، ولی به دلیل روایت‌های متفاوتی که برای گشودن میادین مین، از سوی رزمندگان بسیجی گفته می شود، هم اکنون به یک بحث عمومی تبدیل شده است. پیش از این در سایت یادداشت‌های مختلفی منتشر شد که از سوی مخاطبین مورد استقبال و نقد قرار گرفت. در ادامه بحث، با توجه به فرا رسیدن سالگرد عملیات رمضان، یادداشت جناب آقای نیازی قرار گرفته است که در واکنش به انتشار یک عکس در صفحه دکتر رضایی فرمانده پیشین سپاه، نوشته شده است...


ادامه مطلب

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس؛ در کانال رسمی محسن رضایی در تلگرام آمده است: عکسی که پس از سی سال مجوز انتشار پیدا کرده است، اما چرا؟ ﺷﺐ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﺍﺯ 150 ﻧﻔﺮ ﺩﺍﻭﻃﻠﺐ،20 ﻧﻔﺮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺎﺯ می ﺷﻮﺩ.

عکس منتشر نشده از میدان مین                     

پیش از این، عکس یاد شده در سایت تحت عنوان: «آیا میادین مین با عبور رزمندگان گشوده می شد؟» و «میدان مین کجاست؟» نقد و بررسی و توضیح داده شد که این عکس میدان مین نیست و میادین مین با تدبیر و تلاش گروه تخریب گشوده می شد نه عبور رزمندگان.

نظر به اهمیت موضوع و انتشار عکس در کانال رسمی تلگرام دکتر رضایی فرمانده پیشین سپاه، در نقد عکس یاد شده این پرسش وجود دارد که؛ با توجه به کارکرد و تأثیر انفجار مین بر روی پیکر رزمندگان، اگر این عکس میدان مین است، چرا اجساد شهدا سالم است و افراد مختلف بدون نگرانی و به راحتی در میدان مین قدم می زنند؟!!


اشاره

   انتشار یادداشت «میادین مین کجاست؟!»، بازتاب نسبتاً گسترده ای در رسانه ها و نزد اهالی تحقیق و پژوهش جنگ، داشت. آقای حمید داوودآبادی از نویسندگان نام آشنای دفاع مقدس، یادداشتی را در این زمینه با رویکرد انتقادی، تهیه و ارسال کرده است که در ادامه ملاحظه می فرمایید:

******************
سلام جناب آقای درودیان؛ نمی دانم بنده را بجا می آورید یا نه، ولی کافیست از استاد عزیز آقای علیرضا کمره ای درباره بنده بپرسید.

متن زیر گوشه ای از خاطرات و دیده های شخص بنده درباره عبور نیروها از میدان مین در عملیات بیت المقدس می باشد. فکر کنم اگر لطف کنید و به عنوان نوشته مهمان منتشر کنید، بد نباشد و ابهاماتی را حل کند!

                           حمید داوودآبادی

در یک بعد از ظهر داغ، قاسم محمدی، فرمانده‌ گردان 2 ثامن الائمه از تیپ 8 نجف اشرفف ، نیروها را جمع کرد و نقشه‌ای را نشان‌مان داد و گفت: وظیفه‌ی گردان ما اینه که از جاده‌ی خرمشهر و شلمچه، به طرف غرب، مستقیم بریم توی دل عراق. پنج کیلومتر که رفتیم و دشمن رو عقب زدیم، اون‌وقت می‌ریم به طرف چپ و تا اون‌جا که ممکنه، خودمون رو به نیروهای دیگه می‌رسونیم. توی این عملیات، ما هیچ نیروی پشتیبانی نداریم. ما پیشمرگ یگان‌های دیگه هستیم. ما باید همه‌ی حواس دشمن رو به اون نقطه جلب کنیم. معلوم هم نیست که هیچ‌کدوم از ما برگرده. چهار طرف ما، نیروهای دشمن قرار می‌گیرند؛ حتی پشت سر ما. از نیروی کمکی و مهمات و تدارکات و چیزهای دیگه هم خبری نیست. حتی آمبولانس برای بردن مجروح‌ها نمی‌تونه بیاد جلو. حالا دیگه حساب کار رو بکنید. من این مأموریت رو داوطلبانه از تیپ قبول کرده‌ام، چون شماها رو خوب شناخته‌ام و با روحیه‌ی همه‌تون آشنا شده‌ام و می‌دونم براتون هیچ مسئله‌ای نیست.


ادامه مطلب

اشاره:

آقای اصغر معرفت جو که از راویان جنگ است و شیوه ای متفاوت و نگاهی نقادانه به موضوعات آن دارد، یادداشتی را در نقد یادداشت «میادین مین کجاست؟!» ارسال کرده است که برای اینجانب بسیار ارزشمند و مغتنم است. نوشته ایشان در ادامه درج می شود:

*******************

                              اصغر معرفت جو

باسلام و عرض ادب؛ ظاهراً جنابعالی علیرغم وجود اسناد و مدارکی که ارائه دادم و دادند، قصد تقبل و تحمل یکی از نقاط ضعف و یا ویژگی آن ایام را ندارید. در آخر نیز حصول پیروزی ها و شکست دشمن را مطرح می کنید که پاسخ آن حتی به زعم شما، رافع موضوع میادین مین نخواهد بود.


ادامه مطلب

1- ابتدا به ساکن از اهتمامی که نسبت به این مسئله بسیار مهم داشتید، بسیار سپاسگزارم. اینکه می بینید علیرغم روشنگری ها و بیانات بسیاری از رزمندگان و مطلعین دفاع مقدس، باز هم بر موضوع «گشودن میدان مین با عبور امواج انسانی» تاکید و پافشاری می شود و از سوی متولیان هم تکذیبیه ای صادر نمی شود، طبق تحقیقی که اینجانب انجام دادم، احتمال انجام این حرکت در 3-4 مورد انگشت شمار و توسط عده‌ای بخصوص از نیروهای یک منطقه خاص(تهران) بوده است که متاسفانه  ... سعی در پررنگ کردن و حماسی جلوه دادن و روتین بودن این روش، به عنوان روش جاری عبور از میدان مین دارند.

2- اولین بار که بطور مکتوب و مستند با این مسئله روبرو شدم، در کتاب «کوچه نقاشها» (خاطرات سید ابوالفضل کاظمی-گفتگو و تدوین: راحله صبوری- انتشارات سوره مهر- گذر ششم صفحه 182-183) بود که با اشاره به عملیات طریق القدس (بستان)، با بیان اینکه برای عبور از میدان مین، 100 الاغ از همدان آوردند و چون الاغها ظاهراً عاقلتر از انسان ها بودند، تصمیم می گیرند که با گلچین کردن تعدادی نیروی سبک وزن و جوان و خوابیدن روی مین ها، از آنها عبورکنند ..... که پیشنهاد می کنم مطالعه بفرمایید، چون همین الان هم که می نویسم، از دست راوی و نویسنده این مهملات، بسیار عصبانی هستم. البته راوی و نویسنده به این هم بسنده نمی کنند و در گذر دهم، در بیان عملیات والفجر4 (کانی مانگا- صفحه 276-277) ضمن بیان رشاد‌ت‌های گردان عمار لشکر 27 محمدرسول الله(ص) و شهید مهدی خندان، دوباره همین مطلب را با آب و تاب بیان می کند که یک نوجوان به اسم کامبیز روانبخش با درآوردن پیراهنش که بیت المال بوده، روی مین دراز می کشد و..... توصیه می کنم حتماً این فصل را بخوانید. با رجوع به این کتاب شما با قشری از رزمنده های جنوب شهر تهران که اهل کفتربازی و داش مشتی بازی و پهلوانی و ... آشنا می شوید که می شود به تعبیری از آنها به کلاه مخملی های حزب الهی یاد کرد.

3- در ادامه جستجوها، به مطلبی از آقای حمید داودآبادی برخورد کردم که ایشان هم صراحتاً با ذکر داستانی بنام «نجوا در میدان مین»، به داستان عبور داوطلبانه رزمندگان گردان ثامن الائمه(ع) لشکر 8 نجف در تاریخ 1/3/1361 در عملیات الی بیت المقدس اشاره می کند و بیان می دارد که آن را در کتاب «یادیاران» در سال 1370 منتشر کرده اند که متاسفانه من متن کتاب را ندیدم ولی آدرس اینترنتی مطلب درج شده در پایگاه اطلاع رسانی حوزه و بر گرفته از نشریه امتداد را برایتان می گزارم و پیشنهاد می کنم حتما مطلعه شود:

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5737/6769/80914/?Mode=Result&SearchText=  

4- در ادامه تحقیقات، به یک سخنرانی از شهید حسن باقری برخورد کردم که پس از عملیات رمضان (مرداد1361)، ضمن گلایه از فرماندهان، از فرمانده گردانی یاد می کند که در جواب تخریب‌چی که به ایشان گفته بود معبر مین در 300 متری است، رو به نیروهای گردان می کند و می پرسد؛ «چه کسی داوطلب رفتن روی مین است؟!» که پیشنهاد می شود این بخش از سخنرانی را در آدرس زیر استماع فرمایید. ضمناً فیلمی هم از سردار قاسم سلیمانی در همین آدرس است که دیدنش به تبیین مسئله بسیار کمک می‌نماید:

 http://sereh.blog.ir/1393/11/22/Defaea-2 

5- باز هم از آنجا که مسئله «رفتن روی مین» و مطرح کردنش به این شکل، بسیار مرا آزار می داد، به تحقیق ادامه دادم و به بیانات و اظهارات بسیار حیرت انگیز فردی بنام ابراهیم سنایی؛ رزمنده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) و شاعر اهل بیت(ع) برخوردم که در نامه‌ای به احسان علیخانی که در سایت خبری «شهدای ایران» نیز درج شده، به این مسئله اشاره می کند و البته قبلاً برنامه تلویزیونی در شبکه قرآن سیما از ایشان دیده بودم که صراحتاً داستان باز کردن میدان مین به روش فوق الذکر را تعریف می کند. از جنابعالی تمنا دارم که این نامه را نیز علیرغم وقت با ارزشتان، مطالعه کنید تا به عمق فاجعه ایی که دارد تاریخ نگاری دفاع مقدس را مخدوش می کند، پی ببرید:

 http://shohadayeiran.com/fa/news/79907# 

6- این کمترین در حد بضاعت ناچیز وکمبود سواد آکادمیک در این زمینه، دو شبه مقاله تهیه کردم و در وبلاگ «مدافع دفاع مقدس» به عرض عموم رسانده ام که خود حضرتعالی در ذیل یکی از آنها، نظریه دلگرم کننده ای گذاشته اید؛ ولی این را کافی نمی دانم و پیش از این، بخشی از این مطالب را با برادر علیرضا دلبریان از راویان دفاع مقدس که در برنامه های تلویزیونی از ایشان دعوت می شود، در میان گذاشتم و از ایشان تقاضای همکاری و مطرح کردن آن را در رسانه داشتم که تا امروز ایشان پاسخی به این کمترین نداده اند.

7- یک آدرس دیگر را که بی ارتباط با موضوع تحقیق نیست، جهت مطالعه حضورتان ارسال می نمایم: «خوابیدم روی سیم خاردار تا رزمنده ها عبور کنند»؛ امتداد - خرداد 1388 - شماره 41 به آدرس:

 http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5737/6769/80924

 8- لازم دانستم، دانسته های خود را به مصداق «زکات العلم نشره»، به محضر پژوهشگری متعهد و صاحب نفوذ کلام چون شما ارسال کنم تا ان شاءالله مورد استفاده قرار بگیرد. البته بسیار تمایل داشتم تا این مرقومه را ذیل پست با ارزش؛ «میادین مین کجاست؟» ارسال نمایم، ولی حجم زیاد آن باعث شد که بصورت رایانامه به محضرتان ارسال شود. چنانچه مصلحت دانستید، امر کنید تا ذیل لینک یاد شده هم ارسال نمایم .

با عرض پوزش از تصدیع اوقات گرانقدرتان

ارادتمند سیامک پوراسد (هویت مجازی)


مقدمه:

   انتشار یادداشت «آیا میادین مین با عبور رزمندگان گشوده می شد؟» بازتاب گسترده ای داشت که علاوه بر باز نشر آن در سایت های مختلف، نظراتی از سوی مخاطبین محترم طرح شد که حاوی نکات قابل توجهی است. یکی از مهمترین پرسش ها این است که؛ اگر در واقع امر این گونه نبوده است، علت رواج چنین تفکری درباره گشودن میادین مین، در جامعه چیست؟ فارغ از نقش عوامل مختلف در رواج این نگرش، از جمله گسترش رویکرد فرهنگی و معنوی به مسئله جنگ، مهمتراز آن سکوت فرماندهان، مسئولین و مراکز تحقیقاتی کشور است که اسناد را در اختیار دارند، از جمله مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس که تا کنون هیچگونه واکنشی را در این زمینه بروز نداده است! با توجه به نظرات و پرسش هایی که طرح شد، همچنین عکس جدیدی که تا اندازه ای می تواند گویای مواجهه رزمندگان با میدان مین باشد، در یادداشت جدید، توضیحاتی درباره میدان مین داده شده است که نشان می دهد تفکر رایج در باره گشودن میادین مین، با هدف از انجام عملیات نظامی، در تعارض بنیادین قرار دارد.

              شهدای میادین مین

تصور رایج درباره نحوه عبور رزمندگان از میادین مین و مناقشاتی که در این زمینه وجود دارد، موجب طرح این پرسش شده است که؛ میادین مین کجاست؟ الگوی مفهومی رایج از جنگ ایران و عراق، بر پایه شهادت‌طلبی رزمندگان در دفاع مقدس شکل گرفته و با ذکر مصادیق مختلف شامل خاطره گویی رزمندگان، یادآوری شهادت رزمندگان در مراسم عزاداری و ساختن فیلم و سریال، ترویج می شود. هرگونه توضیح برای تکذیب و یا اصلاح این باور رایج که؛ «میادین مین دشمن در جنگ، با عبور رزمندگان گشوده می شد»، بلافاصله با انتشار عکس جدید یا بیان خاطره رزمندگان، همچنین استناد به آنچه راویان برای مردم به هنگام بازدید از مناطق جنگی توضیح می دهند، مورد مجادله و انکار قرار می گیرد.

  با فرض اینکه الگوی مفهومی رایج درباره جنگ و گشود میادین مین، تنها از طریق استدلال و یا توضیح واقعیت های تاریخی قابل اصلاح نیست، یادداشت حاضر با این هدف و روش نوشته شده است که بجای ذکر واقعیت‌های تاریخی، با تأکید بر اهمیت نقش نیروهای شناسایی و تخریب در گشودن میادین مین، الگوی مفهومی رایج و باورهای کنونی درباره گشودن میادین مین، دستخوش تغییر شود.

1- استفاده از میادین مین در جنگ، با هدف دفاع صورت می گیرد. به این معنا که از میادین مین بعنوان ایجاد خطوط دفاعی استفاده می شود تا از پیشروی نیروی مهاجم جلوگیری و یا با ایجاد تأخیر، مدافعین از زمان کافی برای دفاع و خنثی سازی تهاجم برخوردار شوند. متقابلاً نیروی مهاجم برای دسترسی به اهداف نظامی، شامل تصرف مناطق استراتژیک و یا تاکتیکی در شهرها، ارتفاعات، رودخانه ها و غیره، باید موقعیت دشمن و میادین مین را شناسایی کنند. با این توضیح اجرای هرگونه عملیات تهاجمی در جنگ، نیازمند شناسایی دقیق و گسترده از مواضع دشمن با استفاده از امکانات هوایی- زمینی و نیروی انسانی است. در واقع طراحی عملیات بر اساس اطلاعات حاصله در زمینه های مختلف، از جمله شناسایی از نیروها، مواضع و تجهیزات دشمن صورت می گیرد و برای تأمین اهداف عملیات تهاجمی، نیروی انسانی و منابع لازم تخصیص داده می شود.

2- نظر به اینکه نقش میادین مین برای مدافع و مهاجم، در نسبت با حفظ یا تصرف مواضع دفاعی و مناطق نظامی- راهبردی قابل تعریف است، بنابراین هدف از اجرای عملیات تهاجمی، شهادت در میادین مین دشمن نیست، بلکه نیروهای مهاجم در طراحی عملیات تدابیری را اتخاذ می کنند که نیروها بدون تلفات، اهداف مورد نظر را با سرعت و با غافلگیری، تأمین و تصرف نمایند. به همین دلیل باید در شب عملیات، تمامی مواضع و موانع دفاعی دشمن شناسایی و میادین مین بعنوان معابر حرکت نیروها خنثی شود، در غیر این صورت نه تنها انجام عملیات تهاجمی امکان پذیر نیست، بلکه در گام نخست، با شهادت و جراحت نیروها در درون موانع دفاعی دشمن، از جمله میادین مین، خنثی خواهد شد.

3- نظر به اینکه لازمه پیروزی در عملیات تهاجمی، عبور از موانع دفاعی و درهم شکستن خطوط و استحکامات دفاعی دشمن، ازجمله میادین مین است، بنابراین وقتی گفته می شود که؛ در عملیات برای عبور از میادین مین از رزمندگان استفاده شده است، معنای آن این است که؛ این عملیات بدون شناسایی و خنثی سازی میادین مین از سوی نیروهای شناسایی و تخریب انجام شده است. در این صورت قبل از رسیدن نیروها به اهداف مورد نظر، نه تنها توان نظامی آنها بر اثر شهادت و جراحت در میادین مین تضعیف و منهدم خواهد شد، بلکه با انفجار میادین مین، دشمن هوشیار شده و از مواضع خود دفاع خواهد کرد و عملیات نیز محتوم به شکست است.

4- پذیرش تفکر رایج درباره عبور رزمندگان از میادین مین، در واقع به این معنا ست که در جنگ از سوی فرماندهان و رزمندگان هیچ گونه تلاش مدبرانه و عقلانی برای طراحی صورت نگرفته است. فارغ از اینکه چنین گزاره ای با واقعیات تاریخی انطباق دارد یا خیر، این پرسش بمیان خواهد آمد که؛ پیروزی های بزرگ در عملیات های نظامی ازجمله در عملیات های فتح المبین، والفجر 8، کربلای پنج و سایر موارد، چگونه بدست آمده است؟ همچنین شکست نیروها و انهدام امکانات دشمن و اسارت بیش از 70 هزار نفر از نیروهای دشمن، چگونه در جنگ حاصل شده است؟



پس از جنگ بارها این موضوع طرح شده است که؛ وقتی رزمندگان به میدان مین می رسیدند، فرمانده از رزمندگان درخواست می کرد که برای باز شدن میدان مین، داوطلب شده و از این طریق، راه پیشروی نیروها گشوده می شد. سوال این است که؛ آیا این موضوع که باز کردن میدان مین در شب عملیات از طریق رزمندگان داوطلب انجام می شده است، صحت دارد؟ در این صورت چرا درباره علت آن توضیح داده نمی شود، در غیر این صورت چرا تکذیب نمی شود؟

   تا کنون بارها این گونه گزارش ها را که بیشتر در مراسم خاطره گویی و یا عزاداری، همچنین از سوی راویانی که در جنگ حضور نداشته اند، مطرح شده است، شنیده‌ام اما به دلایلی از پذیرش آن خودداری کرده ام. نخست اینکه؛ ما و مجموعه دوستانی که به عنوان راوی در کنار فرماندهان برای ثبت و ضبط عملیات ها حضور داشتیم، حتی یک مورد را نشنیده ایم که یکی از راویانی که در کنار فرماندهان حضور داشته است، اظهار کند که در یگان نظامی و در شب عملیات، چنین اتفاقی رخ داده است. اینجانب در عملیات‌هایی که در قرارگاه فرماندهی جنگ سپاه و ارتش حضور داشتم، حتی یک مورد گزارش در جلسات عمومی و یا خصوصی در این زمینه بیان نشده است.

   اگر این احتمال را در نظر بگیریم که مواردی وجود داشته اما به دلایلی در جلسات بیان نشده و یا راویان از ثبت و گزارش آن خودداری کرده اند، دو مسئله به میان خواهد آمد: نخست اینکه؛ موارد یاد شده به قدری نادر و یا غیرقابل پذیرش بوده که از بیان و نقل، همچنین ثبت و ضبط آن، خودداری شده است. در این صورت موضوع دوم به میان خواهد آمد که؛ چرا آنچه وقوع آن بسیار اندک و تا کنون در هیچ گزارش رسمی بیان نشده، تا این اندازه رواج یافته و بمثابه یک رویه عمومی در جنگ تلقی می شود؟ متأسفانه در جلسات نقد و بررسی جنگ و یا سخنرانی فرماندهان نیز درباره چگونگی این نوع موارد، در صورت وقوع و همچنین تکذیب و مقابله با ترویج این روش، بعنوان یک رویه عمومی برای عبور از میادین مین، توضیحی داده نشده است که خود محل تأمل است.

   طرح این موضوع علاوه بر سابقه ای که وجود داشته است، بیشتر به خاطر انتشار عکس موسوم به عملیات رمضان، در تیرماه 1361 و ادعای شهادت رزمندگان به هنگام عبور داوطلبانه از میدان مین است.

  عکسی از میدان مین

   پیش از این، یک بار از سردار رشید جانشین رئیس محترم ستادکل نیروهای مسلح که خود در تمام صحنه های هشت سال دفاع مقدس حضور داشته، سئوال کردم که؛ شما بعنوان یکی از فرماندهان ارشد سپاه در جنگ، آیا تا کنون شنیده اید که میدان مین با عبور داوطلبانه گشوده شود؟ ایشان اظهار داشت: «خیر اگر هم بوده باشد، بسیار نادر است و فرماندهی که چنین دستوری را داده است، بر خلاف تدبیر و روش و تاکتیکهای جنگ اقدام کرده است» اخیراً عکس یاد شده را به ایشان نشان داده و سوال کردم؛ اساساً این تصویر میدان مین است؟ آیا نحوه شهادت رزمندگان نشان می دهد که بر روی مین به شهادت رسیده اند؟ در هر دو مورد ایشان تکذیب کرد. در واقع در تصویر نه تنها نشانه ای از میدان مین قابل مشاهده نیست، بلکه نحوه شهادت رزمندگان هم بیانگر انفجار مین نیست. بلکه بیشتر به نظر می رسد تعدادی از نیروها محاصره، زخمی و احتمالاً پس از تصرف منطقه از سوی دشمن، به شهادت رسیده اند.

   گسترش چنین باورهایی درباره جنگ، بمعنای نادیده گرفتن عقل و تدبیر، همچنین محاسبات و برسی در طراحی عملیات است که گاهی برسیهای اطلاعاتی برای شناسائی و طرح ریزی بیش از شش ماه بطول می انجامید. گشودن معابر مین نیز بخشی از همین اقدامات بود که از قبل انجام می شد و علائمی نیز برای عبور از میدان مین گذاشته می شد تا رزمندگان پس از عبور از میدان مین، اهداف تعیین شده را تصرف نمایند. سردار غلامعلی رشید در خاطرات خود موضوعی را برای اینجانب نوشته است که، بیانگر میزان دقت و اهتمام فرماندهان به شناسائی میادین مین و گشودن معابر برای پیشروی نیروها در شب عملیات است.« در عملیات دارخوین نیروهای تیپ 14 امام حسین برای عملیات بر علیه مواضع لشگر 3 زرهی عراق، هفته ها روی میادین مین دشمن شناسائی انجام دادند. شهید اکبر تیموری مسئول این اقدام بود. وی با تخصصی که در تخریب و خنثی سازی مین داشت، پس از شناسائی میادین مین، برای گشودن معبر برای پیشروی نیروها، مین های دشمن را خنثی و سپس در جای خود قرار می داد تا دشمن متوجه این موضوع نشود. وی برای این کار در شبهای مهتابی آنقدر به مواضع و سنگرهای عراقیها نزدیک می شد که صدای آنها را به راحتی می شنید. پس از اتمام عملیات دو تن از کشته های دشمن را شناسائی کرد و می گفت من زیر نور ماه آنهارا دیده بودم»

  با این توضیح چرا چنین تصوری از نحوه جنگ و گشودن میادین مین، بعنوان یک رویه عمومی و جاری در عملیاتها، در تصور عمومی جامعه ایجاد می شود و در عین حال هیچگونه اقدامی برای توضیح درباره وقوع احتمالی آن در شرایط خاص و یا تکذیب آن بعنوان رویه جاری و عمومی در جنگ، صورت نمی گیرد؟ اگر اینگونه موارد که در صورت وقوع بسیار نادر و در شرایط غیرمنتظره و خاص و بدون مجوز و تدبیر فرماندهی بوده، بعنوان رویه جاری در جنگ تصور شود و با گذشت یک نسل و در زمان حیات فرماندهان جنگ اینگونه بیان می شود و هیچ توضیحی درباره آن صورت نگیرد، آیا بیم آن نمی رود که وقایع جنگ بیشتر از آنچه تصور می شود، در معرض تحریف قرار دارد؟




همه پیوندها