m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره

 پیش از این، چرایی و چگونگی «تداوم و تغییر در تاریخ» مورد بررسی قرار گرفت و در سایت منتشر شد. یادداشت جدید در تداوم مباحث پیشین نوشته شده، با این تفاوت که تاکید شده است که؛ از دو طریق متفاوت می توان یک موضوع تاریخی را با وجود تغییراتی که صورت گرفته، مورد نقد و بررسی قرار داد.


ادامه مطلب

                                محمدصادق درویشی

اشاره:

  تغییر نسل ها در فرایند تحولات جمعیتی،با وجودآانکه اجتناب‌ناپذیر است، در عین حال حفظ و تداوم حافظه تاریخی، در موضوعات اساسی، نیاز به توجه دارد. ملاحظه یاد شده، با گذشت نزدیک به دو دهه از پایان جنگ و برآمدن نسل جدید در جامعه ایران،پیش از این موجب نگارش یادداشتی در همین زمینه شد. جناب آقای صادق درویشی بعنوان یکی از نمایندگان نسل جدید، در یادداشت خود به موضوعاتی اشاره کرده است که قابل توجه است و در ادامه خواهد آمد ...


ادامه مطلب

   چالش کنونی در عرصه گفتمان جنگ ایران و عراق، ناشی از مواجهه دو نسل مختلف در برابر موضوع مشترک جنگ و انقلاب، با دو روش متفاوت است.بخشی از عوامل موثر بر شکل گیری این گفتمان، ریشه در جنگ و نحوه پایان آن، در نتیجه  روش و شیوه تفکر در برخورد با مسئله جنگ، و پیامدهای آن دارد. تداوم چالشهای کنونی، صورت بندی روایت از جنگ، و تاریخ نگاری آن را در آینده شکل خواهد داد. یادداشت حاضر با نظر به همین ملاحظه، و ضرورتهای پژوهشی، با رویکرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نوشته شده است.

 در این بررسی فرض بر این است که؛ روایت با هویت و هر دو با گفتمان، بعنوان نظریه بیانی(کلام)، که با هدف " اقناع کننده گی"، صورت می گیرد، نسبت دارد. همچنین "قرائت" نوعی خوانش متن است که با رویکردهای مختلف، با هدف پاسخ به چالشهای فکری- هویتی، صورت می گیرد.

  همچنین پیش از ورود به بحث تذکر چند موضوع لازم است. ترسیم دو نسل، بر اساس عاملیت در واقعه انقلاب و جنگ، صورت گرفته است. هر چند مفهوم جامعه، فرهنگ و نسل تغییر کرده است، ولی براساس نظریه بیولوژیک و زیستی در باره تغییر نسل، گفته می شود هر 25 سال، تغییر نسل صورت می پذیرد، اکنون 34 سال از زمان وقوع جنگ و 27 سال از زمان پایان آن می گذرد. در این بررسی تغییر نسل هرچند با نظریه زیستی قابل توضیح است، ولی برداشت اجتماعی، فرهنگی، و نظریه شکاف نسلی مورد نظر است. برابر این نظر تغییر و دگرگونی نسلی، متاثر از تغییر شرایط اجتماعی، فرهنگی است. در این چارچوب رویاروئی دو نسل، گفتمانی و در چارچوب "روایت از جنگ - قرائت از جنگ" صورت بندی شده است. در آخر اینکه مواجه گفتمانی میان دو نسل، مطلق نیست، چنانچه بسیاری از نسل جدید، جنگ را در چارچوب روایت نسل انقلاب و جنگ فهم می کنند، و بر عکس، بسیاری از نسل پیشین، همانند نسل جدید جنگ را قرائت می کنند. موضوع مورد نظر وجه غالب دو گفتمان، میان نسل پیشین  با نسل جدید است.

1) جامعه ایران هم اکنون در برابر دو رخداد و واقعه بزرگ شامل: «جنگ و انقلاب» و «چالش های تاریخ نویسی آن» قرار دارد. نسل جنگ و انقلاب بعنوان شاهدان و عاملان واقعه، در حال روایت و نگارش تاریخ واقعه هستند، در حالیکه نسل جدید ضمن نظارت بر تاریخ نویسی دو رخداد بزرگ جنگ و انقلاب، بدنبال قرائت جدید از جنگ است. چالش های روایت گری و تاریخ نویسی جنگ و انقلاب گرچه صورت گفتمانی به خود گرفته، اما تحت تأثیر تحولات سیاسی- اجتماعی در ایران قرار دارد. به همین دلیل نتایج آن تنها به عرصه گفتار و نوشتار در باره جنگ ایران و عراق محدود نخواهد شد، بلکه جهت گیری ها و سرشت مسائل و تحولات سیاسی- اجتماعی ایران را شکل خواهد داد.

2) نسل جنگ و انقلاب و نسل جدید هر دو درگیر وقایع بزرگ تاریخی و پیامدهای آن هستند. برای نسل جنگ و انقلاب، کنش در برابر وقایع و همچنین روایت آن و برای نسل جدید، کنش در برابر روایت و نگارش تاریخ و برآیند آن در شکل گیری و تعریف هویتی، اهمیت دارد. با این توضیح، دو نسل گرچه درگیر موضوعات و مسائل واحد و مشترک هستند، در عین حال نقش و جایگاه آنها و در نتیجه واکنش و فهم آنها متفاوت است.

3) نسل پیشین در درون جنگ و انقلاب قرار داشت، و اکنون در حال دفاع و یا نقد و بازبینی تجارب و عملکرد تاریخی خود قرار دارد، در حالیکه نسل جدید در بیرون از وقایع، درگیر نتایج و پیامدهای جنگ و انقلاب است و بر روایت و نگارش تاریخ نظارت می کند. بنابراین روایت گری و نگارش تاریخ، در میان نسل انقلاب، صورت جدیدی از کنش- واکنش ها را برانگیخته است. دو نسل تاریخی ایران درگیر موضوع مشترک با فهم متفاوت هستند. زیرا هر یک فرزند زمان خویش و پاسخگوی نیازهای متفاوت زمانه خود هستند.

4) نسل جنگ و انقلاب در حالیکه هنوز درگیر پیامدهای اندیشه ها و عمل تاریخی خود هستند، اهداف و جهت گیری های خود، همچنین علل و نتیجه آنچه را که انجام داده اند، بازبینی و روایت می کنند. نسل جدید در حالیکه در فاصله نزدیک واقعه قرار دارد، بدون حضور در درون واقعه، درگیر پیامدها و همچنین بر نگرش ها و روش های روایت و نگارش تاریخ واقعه، نظارت می کند. نسل پیشین روایت گری را برگزیده و از این طریق مناقشات سیاسی را پی می گیرد، نسل جدید با «پرسش گری نقادانه»، به دنبال بازیابی هویت تاریخی خویش و نقد گذشته، با قرائت جدید است. به همین دلیل، دو نسل گاهی در کنار هم برای فهم موضوع و مسائل مشترک تلاش می کنند و گاهی در برابر هم چالش می کنند.

5) نسل پیشین گذشته را با نظر به ملاحظات سیاسی و تاریخی به آینده، روایت می کند، همین امر محدودیتها و در عین حال ماهیت و صورت چالشهای مناقشه آمیز را شکل داده است. در حالیکه نسل جدید آینده را با نظر به گذشته، ارزیابی و قضاوت می کند، به همین دلیل با رویکرد دیگری گذشته تاریخی را قرائت می کند. ادامه دارد ...


  با فرض تفاوت واقعه با برداشت از" واقعه"، همچنین "تغییر" پرسش ها و پاسخ ها، براثر تغییر شرایط و نسل، باید گفت که؛ وقایع تاریخی همواره در معرض "فهم جدید و متفاوتی" قرار داردند که پرسش ها و پاسخ های آن، در عین تفاوت، پایدار است. واقعه تنها در ساحت هنر و روایت باقی نمی ماند، بلکه پویایی آن در نسبت با اندیشه و شیوه تفکر جامعه، موجب نوعی پرسش و پاسخ دائمی و متفاوت می شود.

  پاسخ به مسئله جنگ در ساحت اندیشه و عمل در زمان جنگ، با پرسش و پاسخ در ساحت اندیشه و پژوهش در دوره پس از جنگ تفاوت دارد. در واقع الزامات عمل و کنش در برابر واقعه در زمان وقوع، با اتمام واقعه و پرسشگری در باب چرایی و چگونگی های آن، موجب تغییر و تفاوت تدریجی می شود. در این میان چالش های موجود برای تبیین واقعه جنگ، بمثابه کنش- واکنش های جامعه ایران در برابر مسئله جنگ، ریشه در ماهیت واقایع، همچنین گسست های ادراکی - عملی دارد.

  تغییر در فهم از خود در هر نسلی، سرچشمه تغییر نگرش به مسائل تاریخی است. در حالیکه پاسخ هر نسلی به مسائل خود، با فهمی که هر نسل از خودش دارد، نسبت دارد، در عین حال واقعه تاریخی و نتایج آن در هر دوره، برداشت هر نسل از خودش را دگرگون می کند. همین ملاحظه در بازبینی وقایع تاریخی نقش مهمی بازی می کند. با فرض تعامل میان فهم از خود در هر نسل، با فهم از محیط پیرامونی و کنش در برابر آن، دو پرسش به میان می آید:

1- نسل پیشین با برخورداری از تجربه واقعه جنگ، چگونه دوره پس از جنگ را فهم و تجربه می کند؟

 2- نسل جدید با فهم از خود، چگونه تجربه گذشته را ارزیابی و فهم می کند؟

 چنانچه روشن است پاسخ به پرسشهای یاد شده بسیار دشوار است، زیرا نسل کنونی هم اکنون در حالی با نتایج جنگ و انقلاب مواجه است که،  نسل پیشین را مسئول پیدایش آن می داند، بدون اینکه نسبت ادراکی- عملی با تجربه گذشته داشته باشد. نسل پیشین نیز در چارچوب آرمانها و اهدافی که داشته است، همچنان درگیر نتایج و پیامدهای عمل تاریخی خود در جنگ و انقلاب است. ضمن اینکه در این میان نوعی مناقشه شکل گرفته است، به این معنا که نسل پیشین از فرصتهای خود استفاده کرده و اکنون درگیر نتایج آن است، در حالیکه  نسل جدید بدنبال استفاده از فرصتها، برای اثبات نقش و جایگاه سیاسی، اجتماعی و تاریخی خویش است.

  توضیحات یاد شده ناظر بر این معنا است که، خاستگاه پرسشها و مبانی پاسخها متفاوت است. زیرا نگرش به پرسش و نقد از منظر شرایط حال، به نتیجه عمل پیشین انجام می شود. با این ملاحظه، مسائل را باید در چارچوب بخشی از تجربه و نتیجه عمل نسل پیشین، و نیازهای حال و آینده از نظر نسل جدید، مورد بررسی قرار داد. ادامه دارد ...


همه پیوندها