m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

یادداشت های فرانک جمشیدی در سایت محمد درودیان  با وجود اینکه دو موضوع مختلف در یادداشت های خانم جمشیدی دستمایه نقد و بررسی قرار گرفته است، اما وجه مشترک آن؛ تأمل بر «فرآیند پرسش‌گری» در حوزه جنگ ایران و عراق است. به این شکل که در یادداشت اول تحت عنوان «نگین ایران در سه نگاه»، علاوه بر صورت بندی روش تبیین جنگ ایران و عراق در «فصلنامه نگین ایران»، در پاسخ به پرسش اساسی از جنگ، جابجایی های «موضوعی، رویکردی و روشی» در شماره های 9 تا 23 ، نقد و بررسی شده است که به دلیل دقت در جزئیات، با در نظر گرفتن کلیات و در یک روند تاریخی، امر بسیار دشوار و تحسین برانگیز است. یادداشت دوم تحت عنوان «تکرار یک پرسش قدیمی یا قدمت یک پرسش؟»، با استفاده از روش کاملاً متفاوتی، چگونگی شکل گیری و «تغییر-تداوم» پرسش از جنگ، بررسی شده است که بمثابه یک روش، قابل بهره برداری در موارد مشابه است.

   با نظر به پیوستگی دو یادداشت با یکدیگر و ملاحظه تقدم تاریخی - موضوعی در نگارش آنها، هر دو یادداشت، در ادامه از نظر گرامیتان خواهد گذشت:

یادداشت اول؛ نگین ایران در سه نگاه

یادداشت دوم؛ تکرار پرسش قدیمی یا قدمت یک پرسش؟


تاریخ شفاهی فرماندهان با کدام معنا به کدام پنداشت ؟

نقد و نظری بر نشریه نگین ایران شماره 46

مقدمه

   به لطف یکی از دوستان، شماره‌ی جدید نشریه نگین ایران (46) به دست من رسید. با مشاهده و مرور بر مندرجات نگین 46، به نظر می‌رسد مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران (که سابقاً مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ نامیده می‌شد)، برای انجام پژوهشهای تاریخیِ جنگ به مقوله‌ی تاریخ شفاهی ورود کرده و به استقبال این روش و رویکرد رفته است. از این‌رو، شاید بتوان این شماره از نگین ایران را شبه ‌ویژه‌نامه‌ای از این منظر خواند که نحوه‌ی تلقی و عمل مسئولان مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس را از تاریخ شفاهی نمایان می‌کند. پس از مطالعه‌ی مقاله‌ی اول (سرمقاله) و مندرجات دیگر این نشریه، نکاتی از باب نقد به نظرم آمد که بناداشتم همه آنها را طرح کنم، اما به ملاحظاتی چند از این اقدام منصرف شدم و فقط به ذکر پاره‌ای از آن ملاحظات بسنده می‌کنم:

 1- مقدمتاً باید یادآور شوم سابقه‌ی نام‌ و آوازه‌ی تاریخ شفاهی در ایران چندان طولانی نیست و خصوصاً در نهادهایی که فعالیت‌های آن‌ها معطوف به شناسایی رویدادهای تاریخی (و تاریخ) انقلاب اسلامی و دوران جنگ/ دفاع مقدس است به ده تا پانزده سال بیشتر نمی‌رسد. در این مدت البته برگزاری نشست‌ها و همایش‌های متعدد و نگارش و نشر مقاله‌ها در باب مفاهیم و کلیات تاریخ شفاهی، کم و بیش، این روش و رویکرد تاریخ‌پژوهی را از گم‌بودگی و ابهام بیرون آورده و اصول موضوعه و کارآیی‌های آن را آشکار ساخته است. مع‌الوصف، نهادهای مشتغل و مشغول به گردآوری شواهد و اظهارات شفاهی، بی‌آنکه به اختصاصاتِ نظری و عملی تاریخ شفاهی توجه داشته باشند، برداشت و انگاشت خود را (که عمدتاً بر تجارب خاطره‌گیری و خاطره‌پردازی و مصاحبه‌هایِ روزنامه‌نگارانه و میزگردهای مطبوعاتی و نظرخواست‌ها و اقتراحات متداول مبتنی است)، تاریخ شفاهی پنداشته و خوانده‌اند و این تلقی و تصور را مصدر و مبنای عمل خود قرار داده‌اند.

2- بنا ندارم در این مختصر، تاریخ شفاهی را از اشباه و اقران آن شناسا کنم، اما علی‌الاجمال گفتنی و به یادداشتنی است که تاریخ شفاهی از حیث نظری و معرفتی مبتنی بر مبادی خاص است و به لحاظ عملی، بر شیوه و روشهایی ویژه از گفت‌وگو، (دیالوگ) امکان فهم و عمل می‌یابد. تاریخ شفاهی از این جهت نوعی پژوهش تاریخ‌شناختیِ مورخ پرسا یا مورخانه به شیوه‌ی گفت و شنید فعال و روشمند با مراجع روایی (فعالان و کنشگران وقایع، شاهدان و آگاهان رویدادها و پدیده‌های تاریخی) است. فهم (از) و عمل به تاریخ شفاهی منوط به درک عمیق از مفهوم تاریخ (در نظام معرفتی سنتی، مدرن و پسامدرن) و آگاهی به متون و انواع گزار‌ه‌های تاریخی است. ماهیت تاریخ شفاهی ورای تلقی سنتی از تاریخ با دیگر رشته‌ها (از جمله علوم اجتماعی و زبان‌شناسی) ارتباط وثیق دارد، آن‌چنان که تاریخ شفاهی را از زمره‌ی دانش‌های میان/ فرارشته‌ای خوانده‌اند. عمل مورخانه در تاریخ شفاهی مستلزم برقراری رابطه‌ای ساز‌وار میان مورخ پرسا و مصاحبه‌شونده/ مصاحبه‌شوندگان و پرسش‌های مورخانه‌ی مصاحبه‌کننده با مرجع یا مراجع روایت شکل می‌گیرد و انجام می‌شود. معمار متن در تاریخ شفاهی، مصاحبه کننده/ پرسشگر آگاه به تاریخ است.

3- فزون بر دانایی و توانایی توأمان، بایسته است پرسنده‌ی مورخ بر موضوع و مسئله‌ی مدنظر احاطه‌ی اطلاعاتی داشته باشد. بدیهی است این ویژگی‌ها حسب مراتب و درجات دانش و تجربه‌ی افراد متفاوت باشد. اما محور گفت‌وگو در تاریخ شفاهی بر موضوع (کلی یا جزئی) و یا شخص متمرکز است. صورت تلفیقی موضوع و شخص نیز در تاریخ شفاهی متصور و ممکن و، شاید بتوان گفت، بایسته‌تر و کامل‌تر است. در روند پرسش و پاسخ دوسویه و تعامل طرفین (میان مصاحبه‌شونده یا مرجع روایت با پرسشگر یا مورخ شفاهی) لااقل نیم نگاهی به ضلع سوم و غایبِ حاضر باید داشت و ضلع سوم، یعنی مخاطب و خواهنده‌ی این گفت‌وشنود. این ویژگی در جایی که قصد از گفت‌وگو، تدوین و انتشار و همگانی کردن متن است، اهمیت وافر می‌یابد.

متن در تاریخ شفاهی به سه گونه‌ی مکتوب، صوتی و تصویری عرضه می‌تواند شد. معمولاً در تاریخ شفاهی مصاحبه به دو منظور انجام می‌گیرد: اول، تولید متن به منظور عرضه و انتشار عمومی آن؛ دوم فراهم‌سازی اطلاعات مکمل یا یافته‌هایِ آرشیوی برای پژوهش‌های تاریخی.

4- قصد من از بازگفت شماری معدود از بایسته‌های نظری و عملی تاریخ شفاهی در این‌جا طرح و بیان این مهم است که آنچه در این شماره از نشریه‌ی گران‌مقدار نگین با عنوان «تاریخ شفاهی فرماندهان جنگ» از آن نام برده شده، فی‌الواقع تاریخ شفاهی نیست و مرکز اسناد تحقیقات دفاع مقدس شایسته‌ی آن است که برای رسیدن به این ساحت و منظر، کرد و کار و داشت و پنداشت خود را در نسبت با تاریخ شفاهی عرضه کند و با اهل نقد و نظر، صادقانه و صمیمانه در میان گذارد. بدیهی است، جایگاه معتبر و سابقه‌ی درخشان این مرکز در حوزه‌ی گردآوری شواهد شفاهی و اسناد جنگ و مطالعات تاریخی سیاسی انجام‌گرفته در این نهاد، آن‌سان است که اصحاب نظر به درخواست و آمادگی مسئولان مرکز، به منظور مذکور، با روی‌گشاده اقبال خواهند کرد. اینک به‌اختصار هر چه تمام‌تر فقراتی از مرور و خوانش خود را بر دو مقاله‌ی نخست نگین 46 عرضه می‌دارم.

ادامه دارد ...