m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

پذیرش قطعنامه 598 در تیرماه و برقراری آتش بس میان ایران و عراق در مرداد سال 1367 موجب گمانه زنی و مناقشات گسترده‌ای درباره «هدف و علت» این تصمیم گیری شده است. در پاسخ به پرسش یاد شده چنانکه پیش از این نوشته ام، برخی از مفهوم «خدمت و یا خیانت» استفاده کردند و برخی دیگر به «تأثیر حمایت خارجی» از عراق، همراه با نگرانی از تداوم «حملات موشکی و شیمیایی عراق» به تهران و شهرهای بزرگ، یا «شرایط اقتصادی» و مهمتر از آن به «شرایط نظامی»، با تغییر در موازنه نظامی پس از حملات ماه های پایانی عراق اشاره کرده اند.


ادامه مطلب

در حالیکه هیچگونه چشم انداز روشنی برای برون رفت از  جنگ فرسایشی و  پایان دادن به جنگ هشت ساله، در چارچوب استراتژی نظامی وجود نداشت، قطعنامه 598 بعنوان راه حل سیاسی به یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های دهه های اخیر خاتمه داد. به این اعتبار و سایر ملاحظاتی که وجود دارد، قطعنامه 598 به لحاظ حقوقی، سیاسی و تاریخی اهمیت دارد و همواره بمناسبت‌های سیاسی و تاریخی مورد توجه و نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.در مجموع  در نگرش به قطعنامه 598 دو موضوع شامل؛ «نقش دیپلماسی و مذاکره در جنگ» و « نقش مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در پایان دادن به جنگ» استوار و مناقشه در این موضوع را شکل داده است که به شکل زیر قابل صورت بندی است:

1- نقد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی برای یایان دادن به جنگ ، بمنزله خیانت و عامل تحمیل صلح به امام.

2- نقد دیپلماسی ایران در جنگ و نا دیده گرفتن نقش مذاکره سیاسی با تاکید بر نقش مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی برای پایان دادن به جنگ.

   با وجود اینکه کارکرد قطعنامه 598 برای خاتمه دادن به جنگ تا این اندازه اهمیت دارد و مناقشه آمیز است، اما تا کنون بررسی عمیق و جامع تاریخی درباره «چرایی و چگونگی شکل گیری، تصویب و پذیرش قطعنامه و نتایج آن» صورت نگرفته است. مهمتر آنکه قطعنامه 598 بعنوان یک روش و راه حل سیاسی برای برون رفت از یک جنگ نظامی و امکان استفاده از آن در شرایط مشابه، مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است.

  پس از گذشت 30 سال از اتمام جنگ و با حضور نسل جدید که هیچ خاطره ای از آن روزها ندارد، آنچه تا کنون مورد بحث قرار گرفته، صرفاً مباحث تاریخی- حقوقی و مناقشات سیاسی درباره نقش افراد بعنوان علت پذیرش قطعنامه بوده است که در مقایسه با سایر مباحث طرح شده، همچنان غالب است. در حالیکه این روش هیچگونه کمکی به شناخت تاریخی و یا استفاده از این تجربه نمی کند.در واقع تبدیل مسایل اساسی تاریخی- راهبردی به مناقشه سیاسی، به یک رویّه در مواجهات تاریخی تبدیل شده است در حالیکه این روش نه به شناخت از مسایل کمک می کند و نه امکان استفاده از این تجربه در شرایط مشابه تاریخی را فراهم خواهد کرد.


نقش قطعنامه 598 در پایان دادن به جنگ ایران و عراق و برقراری آتش بس، ناظر بر اهمیت این واقعه سیاسی و تاریخی، به اعتبار کارکرد و تاثیر ابزار سیاسی، در کنار ابزار نظامی و یا جایگزین آن، برای برون رفت از شرایط مخاطره آمیز  سیاسی و نظامی در جنگ با عراق و استفاده از این تجربه تاریخی در برابر بحرانهای مشابه در آینده است. هم اکنون در سالگرد پذیرش قطعنامه 598، مباحث مختلفی را می‌توان در این زمینه مورد بررسی قرار داد:


ادامه مطلب

همچنان باور رایج درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر ناظر بر ابهام در باره علت ادامه جنگ و تاکید بر ضرورت اتمام جنگ است. در واقع پرسش اولیه حاصل از عدم اطلاع و یا ابهام درباره علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، به دلیل بی توجهی به ضرورت پاسخ مناسب و تاثیر برخی عوامل و شرایط سیاسی و اجتماعی، موضوعیت خود را بصورت تدریجی از دست داده و به باور رایج مبنی بر ضرورت اتمام جنگ پس از فتح خرمشهر تبدیل شده است.

 همچنان بر این باور هستم که تفکر یاد شده در باره علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، بیش از آنکه ناظر بر شرایط و ارزیابی میزان امکان پذیری پایان دادن به جنگ باشد، با نظر به نتایج جنگ پس از فتح خرمشهر شکل گرفته است. در واقع طولانی شدن جنگ پس از فتح خرمشهر و نحوه پایان جنگ، منجر به شکل گیری این باور شده است که جنگ باید پس از فتح خرمشهر به پایان می رسید، در حالیکه شرایط و امکان اتمام جنگ برابر آنچه مورد نظر ایران بود، وجود نداشت. با این توضیح، اگر جنگ طولانی نمی شد و با پیروزی در عملیات رمضان به پایان می‌رسید یا حتی در سال 1367 با پیروزی ایران به پایان می رسید آیا پرسش از علت ادامه جنگ و یا ضرورت اتمام جنگ شکل می گرفت؟


گفتگو درباره پایان جنگ با قطعنامه

اشاره:

   در گفتگو با روزنامه قدس فرصتی فراهم شد تا ضمن دسته بندی منتقدین پذیرش قطعنامه 598، این موضوع مورد بحث قرار بگیرد که؛ مسئله، انتقاد از اتمام جنگ بود یا روش پایان دادن و زمان آن؟ این موضوع با وجود اهمیت آن کمتر واکاوی می شود، حال آنکه بررسی این موضوع ضمن روشن شدن رویکردها در باره پایان دادن به جنگ، بخشی از مناقشات بی حاصل و بیشتر تاریخی و سیاسی را خاتمه خواهد داد. متن مصاحبه که در تاریخ 27 تیرماه 96 در روزنامه قدس منتشر شده است، در ادامه خواهد آمد.


ادامه مطلب


اشاره:

   تجربه دفاعی ایران در جنگ با عراق، هم اکنون زیرساخت و شاکله قدرت بازدارندگی و ساختار دفاعی کشور را شکل داده است. جنگ در خاک عراق، در امتداد تجربه جنگ دفاعی- آزادسازی ادامه یافت، اما به دلیل نحوه پایان جنگ، از طریق پذیرش قطعنامه 598، کارکرد و تأثیر «جنگ تهاجمی- تعاقبی»، مورد پرسش قرار گرفته است. حال آنکه توسعه و تعمیق قدرت منطقه‌ای ایران، بدون رفع ابهامات مفهومی و تاریخی در این حوزه و ایجاد ساختار مناسب، حاصل نخواهد شد. نظر به اهمیت مسئله یاد شده، به مناسبت فرارسیدن پذیرش قطعنامه، موضوع مورد بحث در یادداشت حاضر بررسی شده است.


ادامه مطلب

             گفتمان هاشمی درباره جنگ پس از درگذشت وی 

فرض بر این است که آقای هاشمی به دلیل نقش متفاوتی که در سپهر سیاسی ایران داشت، از این طریق  وقایع، موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق را به زبان سیاست، قدرت و فرهنگ ترجمه می کرد. علاوه بر این، مواجهه منتقدانه نسبت به اندیشه ها و رفتارها، به ویژه تصمیات و اقدامات آقای هاشمی در جنگ و در نتیجه واکنش ایشان، بخش مهمی از «گفتمان سیاسی جنگ» را شکل داده و یا دستخوش تغییر می‌کرد. اکنون با درگذشت آقای هاشمی، این پرسش مطرح می شود که؛ گفتمان جنگ در حوزه مباحث سیاسی- تاریخی و راهبردی چه تغییری خواهد کرد؟ چارچوب مفهومی گفتمان اولیه آقای هاشمی در حوزه جنگ ایران و عراق که در زمان جنگ، گفتمان عمومی و رسانه ای را شکل می داد، با اتمام جنگ به تدریج در واکنش به جریان پنجگانه زیر قرار گفت:


ادامه مطلب
  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

همه پیوندها