m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

پیش از این یادداشتی را درباره نقش فرماندهان و مسئولین در جنگ و مرجعیت آنها برای پاسخگویی به پرسش‌های جنگ نوشتم که از سوی خانم جمشیدی مورد نقد قرار گرفت. فارغ از آنچه خانم جمشیدی نوشته اند که برای بحث و بررسی موضوعیت دارد، بنظرم «مسئله مورد نزاع» هنوز روشن نشده است. با این ملاحظه، در یادداشت اخیر تلاش کرده ام تا مسئله روشن شود.

*************

فرض من بر این است که؛ گفتمان کنونی درباره موضوعات، وقایع و مسایل جنگ ایران و عراق، بیش از آنکه حاصل نتایج تلاش‌های پژوهشگران یا مشاهدات راویان و ناظران، از طریق روایت و تاریخ نگاری جنگ باشد، حاصل عملِ تاریخی و گفتار و نوشتار فرماندهان و مسئولین جنگ است. بعبارت دیگر؛ جنگ و نتایج آن حاصل تفکر، تصمیم گیری و اقدامات مسئولین سیاسی و فرماندهان نظامی در برابر دشمن متجاوز است. بنابراین همان‌گونه که هدف‌گذاری، تصمیم‌گیری و اقدامات مسئولین و فرماندهان جنگ، روند حوادث و تحولات را در زمان جنگ تحت تأثیر قرار داد، هم اکنون نیز گفتمان غالب بر محور گفتار و نوشتار فرماندهان جریان دارد.

برابر مفروض یاد شده، شاکله و جهت‌گیری تاریخ‌نگاری جنگ، در دوره حضور فرماندهان، بیش از آنکه تابع تلاش پژوهشگران باشد، متأثر از تلاش و اقدامات فرماندهان، مسئولین و اسناد موجود در این زمینه است. تأثیرگذاری رسانه‌ها و پژوهشگران غربی را باید بیشتر در شکل گیری رویکرد انتقادی و پرسش‌های جنگ، همراه با نقش اپوزیسیون سیاسی مشاهده کرد. بنابراین همچنان فرماندهان و مسئولین برای طرح مباحث و پاسخ به پرسش‌ها، مرجعیت دارند. زیرا گفتار و نوشتار فرماندهان، به دلیل مسئولیت در زمان جنگ و اشراف بر واقعه، در مقایسه با سایر تلاش‌هایی که صورت می‌گیرد، بیشتر از سایر مراجع، از قدرت «شفاف سازی» و «اقناع‌کنندگی» برخوردار است.

به این اعتبار، «تاریخ نگاری جنگ در آینده»، حتی پس از فرونشستن التهابات و مناقشات دورانِ حیات «تاریخ سازان»، از دو مسیر عبور خواهد کرد: نخست؛ استناد به سخنان و آثار فرماندهان و مسئولین جنگ و دیگری؛ از طریق نقد و بررسی تصمیمات، اقدامات و اظهارات آنها خواهد بود. این ملاحظه بیش از آنکه متأثر از نقش فرماندهان و مسئولین جنگ باشد که هست، به دلیل رویکرد و روش تاریخ‌نگاری واقعه محور، نقلی و مستند است که تاریخ را در تاریخ «محصور» و مناقشات را نهادینه خواهد کرد.


مولفه های اساسی رویکردی و روشی در بازتولید گفتمان جنگ کدام است؟ هم اکنون از رویکردها و روشهای مختلفی برای تبیین جنگ ایران و عراق استفاده می شود که به برخی موارد آن در ادامه اشاره خواهد شد. پرسش این است که گفتمان موجود در باره جنگ تا چه اندازه تحت تاثیر رویکرد و روش‌های کنونی قرار دارد؟

1- طرح «مفاهیم اساسی جنگ»، در چارچوب جنگ دفاعی در برابر تجاوز دشمن

2- تحلیل و نظریه ها در تبیین «وقوع، ادامه، پایان» و بسیاری از مسایل جنگ

3- فهرستی از «موضوعات» مورد بحث و پژوهش در ابعاد سیاسی، فرهنگی و نظامی

4- «پرسش ها» در مواجهه با موضوعات و رخدادهای اساسی و سر نوشت ساز در جنگ

5- فهرست «استدلال های اساسی» برای اقناع سازی و توجیه تصمیمات، اقدامات و تحولات

6- «خاطرات» مردم، مسئولین و فرماندهان در زمینه های و موضوعات مختلف

7- «توصیف و تشریح» وقایع گوناگون در زمینه های مختلف


اشاره

   پیش از این در باره «تاثیر تغییرات اجتماعی بر نگرش به جنگ» یادداشتی تحت عنوان «تغییر در نسبت میان مسئله جنگ با جامعه» در سایت منتشر شد. یاد داشت حاضر در چارچوب نگرش پیشین، با تاکید بر تغییر در فضای عمومی و تاثیر آن در نگرش به جنگ، و در پاسخ به این پرسش نوشته شده است؛ چرا و چگونه گفتمان جنگ تحت تأثیر فضای عمومی شکل می گیرد و تغییر می کند؟ چنانکه در پرسش یاد شده قابل مشاهده است،موضوع مورد بحث، پرسش از تاثیر گفتمان جنگ بر فضای عمومی  نیست، بلکه بر عکس تاثیر فضای عمومی بر تغییر گفتمان جنگ بررسی خواهد شد. چنانکه در ادامه توضیح داده خواهد شد، به دلیل ماهیت جنگ و پویائی موجود در حیات سیاسی و اجتماعی ایران، نوعی پیوستگی و پویائی میان فضای عمومی و گفتمان جنگ وجود دارد.


ادامه مطلب

اشاره:

پیوستگی بخش مهمی از گفتمان موجود درباره جنگ ایران و عراق، با ملاحظات سیاسی- اجتماعی، نظام معرفت شناختی جنگ را بعنوان یکی از مهمترین دستاوردهای تجربی جامعه ایران، دستخوش تغییر کرده است. پیش از این انتشار یادداشت نقد و بررسی معرفت شناسی جنگ ایران و عراق، همچنین توضیحی بر تغییر پیش فرض ها در سایت، در همین چارچوب طرح شده است.

                                           ************

  تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، دین و زبان، برخی از عناصر و مولفه های اصلی در شکل گیری و تغییر «هویت» فردی- اجتماعی، در ابعاد و زمینه های مختلف هستند. حوادث بزرگ تاریخی مانند جنگ و انقلاب، مولفه های اصلی هویت را بر اساس «تعریف دیگری» تحت تاثیر قرار می دهند. چنانچه موجب تقسیم بندی زمان، به قبل و بعد از واقعه می شود. علاوه بر این، مولفه های سیاسی- اجتماعی و فرهنگی را دستخوش قطب بندی «خود - دیگری»، مانند: «انقلاب و ضدانقلاب» و یا «خودی و دشمن» می کند. برپایه توضیح یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ تاثیر جنگ بر هویت های برآمده از حمله عراق به ایران چه بود و دستخوش چه تغییراتی شده است؟ پاسخ به این پرسش به دلیل ابعاد و نتایج سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن، نیاز به پژوهش جداگانه ای دارد، اما در این یادداشت برای طرح مسئله، به برخی موضوعات اشاره خواهد شد ...


ادامه مطلب


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو