اشاره:

   موضوع غافلگیری به اعتبار یک تجربه تاریخی، در جنگ با عراق، و سپس در برابر سایر رخدادها، و مهمتر از همه امکان تکرارپذیری آن در آینده، «یک مسئله» راهبردی و پایدار است. با وجود آنکه پیش از این در یادداشت های منتشر شده، به موضوع غافلگیری اشاره شده است، ولی در یادداشت حاضر، بجای بررسی موردی درباره غافلگیری، بیشتر تامل نظری درباره این مسئله صورت گرفته است. نظر به اهمیت بحث غافلگیری درباره جنگ گذشته و ضرورت جلوگیری از تکرارپذیری آن در جنگ آینده، امیدوارم این بحث از سوی مخاطبین محترم مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

***************

طرح مسئله

   فرض بر این است که در بررسی غافلگیری باید به وجوه دوگانه آن و تفاوتی که میان موضوع با مسئله غافلگیری وجود دارد، توجه شود. «موضوع غافلگیری» و جلوگیری از وقوع آن، به صورت عام در نسبت با «دستیابی به اطلاعات» و ضرورت هوشیاری در برابر تهدیدات احتمالی، تعریف می شود، در حالیکه «مسئله غافلگیری» به صورت خاص در نسبت با ناتوانی در «تحلیل» مسئله و بررسی «علت» غافلگیری دستگاهها و جامعه اطلاعاتی، با تاکید بر موارد تحقق یافته، باید مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

مهمترین نقد کنونی در بررسی علت غافلگیری در برابر حمله عراق، نادیده گرفتن وجوه دوگانه آن و تمرکز بر موضوع، بجای مسئله است، به این معنا که بیشتر بر روی داشتن و یا نداشتن اطلاعات از تحرکات عراق و اعلام یا عدم اعلام آن به سایر دستگاه ها و مسئولین تاکید می شود. بر پایه توضیحات یاد شده، این نگرانی وجود دارد که؛ غافلگیری در مواجهه با تهدیدات، به علت بررسی موضوع بجای مسئله، در نتیجه مسئله غافلگیری، بدون درس آموزی از تجربه پیشین در برابر عراق و رفع عوامل آن، به یک عادت تکرارشدنی تبدیل شود.

تعریف مفاهیم

1) «موضوع» غافلگیری در برابر تهدیدات؛ بحث درباره ضرورت و روش دستیابی به اطلاعات، همچنین تحلیل و پیش بینی فرایند تبدیل تهدید به جنگ در زمان آینده، با بررسی و ارزیابی امکان‌های متفاوتی است که، تهدید براساس آن  قابلیت وقوع دارد، و در نتیجه باید از سوی دستگاهها و جامعه اطلاعاتی کنترل و مدیریت شود.

2) «مسئله» غافلگیری؛ بحث درباره ضرورت واکاوی «علت» ناتوانی در پیش‌بینی رخدادهای سیاسی- نظامی و امنیتی است که، تا کنون رخ داده و بهمین دلیل احتمال تکرار آن وجود دارد. در نتیجه باید در فرایند بررسیها، روش و رویکرد و ساختارهای جمع آوری و تحلیل اطلاعات، همچنین گردش اطلاعات در ساختار تصمیم گیری کشور، بمنظور جلوگیری از تکرار غافلگیری و مدیریت اطلاعات در مواجهه با تهدیدات، مورد بازبینی و اصلاح قرار بگیرد.

مفروضات

1- «علت غافلگیری» در برابر تهدیدات احتمالی، تنها محدودیت‌های زمانی یا کیفی برای دستیابی به اطلاعات نیست، بلکه مسئله اساسی در غافلگیری، رویکردی، روشی و ساختاری است که، در زمان شاه و با وجود دسترسی و تبادل اطلاعاتی با سایر کشورها، در برابر حمله عراق به ایران واقع شد.

2- جلوگیری از تکرار غافلگیری‌ در برابر تهدیدات احتمالی، در صورت برقراری چرخه متعادل و منطقی میان نقد تجربه های پیشین با اصلاح رویکردها، روش ها و ساختارها، امکان پذیر است که، حداقل در بررسی تجربه جنگ با عراق، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

تجزیه و تحلیل

1- با وجود اهمیت دستیابی به اطلاعات، پیش بینی تهدیدات احتمالی در آینده، از طریق فرآیند تبدیل اطلاعات به تحلیل و تحت تأثیر رویکردهای موجود، در درون ساختارها انجام می شود. نواقص و کاستی هائی که در این زمینه وجود دارد، سبب شده است در موارد مختلفی، غافلگیری حاصل شده است. ملاحظه یاد شده ناظر بر این است که، مسئله غافلکیری تنها به علت عدم دستیابی به اطلاعات نیست.

2- غافلگیری در برابر تهدیدات، محدود به دوره زمانی پس از انقلاب در برابر حمله عراق، به دلیل تغییر در ساختار سیاسی و امنیتی کشور نیست، چنانکه رژیم شاه نیز در برابر حمله نظامی عراق غافلگیر شد و همچنین قادر به پیش بینی انقلاب در ایران نبود. ملاحظه یاد شده مهمترین نشانه غافلگیری با وجود دستیابی به اطلاعات است و نشان می دهد که مسئله غافلگیری بسیار پیچیده و بیشتر رویکردی- روشی و ساختاری است.

نتیجه گیری

1- تهدیدات دفاعی- امنیتی به دلیل ماهیت و نتایج آن، بسیار پیچیده و مخاطره آمیز است، زیرا با هویت، موجودیت و موقعیت یک جامعه نسبت دارد. به این اعتبار، برخورداری از قدرت اطلاعاتی - تحلیلی برای پیش بینی و مدیریت بحران های احتمالی، ضروری است.

2- ثبات و استقرار نظام جمهوری اسلامی، به همراه گسترش نفوذ و قدرت منطقه ای ایران، دامنه تهدیدات دفاعی- امنیتی را پیچیده و بهم پیوسته کرده است. بنابراین بررسی و پیش بینی تهدیدات احتمالی، به پویایی، خلاقیّت، جسارت و تحول رویکردی- روشی- ساختاری، همچنین نقد تجربه های پیشین، از جمله حمله عراق به ایران دارد.