اشاره

   پیش از این موضوع «پیوستگی جنگ با سیاست» را در چارچوب نظریه کلازویتس در کتاب «جنگ ایران و عراق؛ موضوعات و مسائل» نوشتم و در سایت نیز مطالبی در این زمینه منتشر شد. با توجه به تحولات اخیر در منطقه و روش بررسی آن، در این یادداشت وضعیت و روش کنونی را در چارچوب پیوستگی با سیاست، مورد بررسی قرار داده ام.

***************

  عملیات های نظامی به دلیل برخورداری از مجموعه ای از تدابیر و اقدامات مختلف که در فرآیند زمان طراحی و سپس در یک زمان مشخص انجام می شود، حاوی ملاحظات تکنیکی- تاکتیکی در ابعاد و زمینه های مختلف است. در عین حال این پرسش وجود دارد که؛ چگونه باید عملیات های نظامی را مورد واکاوی و ارزیابی قرار داد؟ آنچه تا کنون نوشته ام، بیشتر حاوی گزارش های توصیفی و تاریخی به همراه تحلیل نظامی از اهداف و نتایج به همراه بازتاب های سیاسی بوده است. در سایر کتب و مقالات نیز عملیات های نظامی با اندکی تفاوت در روش و منابع، به لحاظ رویکردی تفاوت چندانی با هم ندارند.

در آثار منتشر شده، تا کنون گزارش های توصیفی- تحلیلی درباره ماهیت درگیری ها و نسبت آن با اهداف عملیات و نتایج آن بر اهداف سیاسی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در صورت صحت این ارزیابی، علت آن مورد پرسش است. به این معنا که؛ چرا ماهیت درگیری های نظامی، در نسبت با اهداف عملیات و نتایج آن بر اهداف سیاسی، مورد بررسی قرار نمی گیرد؟

پاسخ به پرسش یاد شده نیاز به بررسی دیگری دارد، به ویژه اینکه نشانه هایی از این نگرش در بررسی تحولات نظامی سوریه و عراق نیز قابل مشاهده است. در عین حال بر این باور هستم که فقدان تفکر درباره «پیوستگی جنگ با سیاست»، مهمترین دلیل کاستی موجود است. حتی اگر به نظریه پیوستگی جنگ با سیاست توجهی صورت گرفته باشد، هنوز این نگرش در ساحت نظر است و در بررسی تحولات نظامی جاری و گذشته، مورد توجه قرار نگرفته است. چنانکه در ادبیات موجود، مقاله و یا کتاب مشخصی در این زمینه قابل مشاهده نیست.

در پایان به نظرم در نگرش به ماهیت جنگ های آینده، می توان در دو سطح مختلف و بر اساس دو پرسش متفاوت اقدام کرد:

الف) در سطح سیاسی و با نظر به الزامات آن، برای تأمین اهداف سیاسی، از چه روش‌هایی در درگیری های نظامی باید استفاده کرد؟ پرسش یاد شده ناظر بر این معناست که تحقق اهداف سیاسی، مستلزم استفاده از چه روشی در درگیری های نظامی است؟ بنابراین تأمین اهداف سیاسی بدون استفاده از قدرت نظامی قابل دستیابی نیست.

ب ) در سطح نظامی با توجه به توانایی و قابلیت دفاعی- تهاجمی و روش های مورد نظر، چه نوع اهداف سیاسی قابل تأمین است؟ پرسش یاد شده ناظر بر ضرورت تناسب طراحی روش های درگیری و توانایی ها با اهداف سیاسی است. به این معنا بدون توجه به توانایی نظامی، نمی توان اهداف سیاسی را تأمین کرد و جنگ بماهو جنگ معنا ندارد.