اشاره:

صدور قطعنامه 598، هرچند بعنوان اقدام شورای امنیت سازمان ملل، در فرآیند جنگ ایران و عراق اهمیت داشت، ولی آنچه این قطعنامه را تاریخی کرد و با تحولات سیاسی- نظامی جنگ و سپس مسائل داخلی ایران در پیوند قرار داده است، نقش و تاثیر آن در پایان دادن به جنگ است. پیش از این درباره اهمیت قطعنامه و برخی وجوه آن، مطالبی در سایت منتشر شد. رویکرد آقای شیرعلی‌نیا، به دلیل توجه به تحولات سیاسی- اجتماعی و توافق هسته ای، وجوه متمایزی دارد که قابل توجه است.

                           جعفر شیر علی نیا

  پذیرش قطعنامه، ماهیت آرمان گرایی در جمهوری اسلامی را تغییر داد. آرمان گرایی تا پیش از پذیرش قطعنامه 598، تنها یک شعار برای رسیدن به مقاصد سیاسی نبود. هرچند برخی گروه­ های سیاسی از ماهیت شعاری آن برای رسیدن به مقاصد سیاسی­ خود استفاده می­ کردند، اما بخش قابل توجهی در جبهه­ های جنگ، در جهت آرمان گرایی­شان به عمل و نه شعار روی آورده بودند ...

فرماندهان و رزمندگانی که بدون چشم­داشتی به مابه ازای مادی، تا پای جان و بسیاری به قیمت جان خویش برای رسیدن به آرمان­ هایشان تلاش کردند، با پذیرش قطعنامه این بخش جامعه با شوک عجیبی روبرو شدند و هنوز از شوک بیرون نیامده بودند که شوک بعدی با رحلت امام، اوضاع را بر آن­ها سخت کرد.  

بخش دیگر جامعه بویژه اهالی سیاست، مدت­ها پیش از پذیرش قطعنامه، عمل در راستای آرمان گرایی مصطلح آن روزگار را در بن بست می­ دیدند و فوایدی برای آرمانگراییِ شعاری قائل بودند. این گروه، پذیرش قطعنامه را مهر تاییدی بر نظر خویش تفسیر کردند. به نظر می­ رسد بخش قابل توجهی از جامعه نیز با این دیدگاه موافق بودند، هرچند این نظر نیازمند تحقیق است.

نتیجه­ گیری یاد شده، زمینه­ ساز سیاست­ های جدید در اقتصاد، فرهنگ و سیاست شد. از میان بخش اول نیز که در راستای آرمانشان قدم عملی و نه شعاری برداشته بودند، بسیاری با سیاست­ های جدید همراه شدند و برخی جاماندن­ های گذشته در امور مادی را نیز به سرعت جبران کردند و برخی نیز منزوی شدند و با خون دل، اهل زندگی روزمره شدند و برخی نیز به آرمان گرایی شعاری اکتفا کردند و خواسته یا ناخواسته، در خدمت گروه­های سیاسی درآمدند. جامعه از آرمان گرایانی که برای آرمانشان عمل می‌کنند خالی شد. از آن پس آرمان گرایی، سیاست­ زده و جناحی شد.

   آرمان گرایی در دوران سازندگی، دستاویز جناح چپ برای اعتراض به انزوایش شد و تاختن به جناح راست و شگفت آن­که پس از دوم خرداد که چپ­ ها به قدرت رسیدند، پرچم آرمان گرایی شعاری و سیاست­ زده به دست جناح راست می­ افتد، برای مقابله با جناحی که اندکی پیش، این پرچم در دست آن­ها بود.

   این تبادل پرچم، آرمان گرایان جوانی را در دل جناح راست شکل می­ دهد که اغلب تجربه­ ای از سال­های انقلاب و جنگ ندارند و با خاطراتی گزیده از آن سال­ها، آرمان خواهی را شناخته­ اند، تمام جنگ را غالبا در پایانش و جام زهر می­ بینند. آرمان گرایان جوان، حتی از پدرخوانده­ ی خویش یعنی جناح راست سنتی نیز عبور کردند و با پیروزی در انتخابات ریاست­ جمهوری 84، جشن گرفتند و بر مصدر قدرت نشستند. اما آرمان گرایان جوان، تفاوتی با رزمندگان دهه­ ی شصت دارند که شباهتشان به گروه­های سیاسی است؛ این­ها نیز اغلب اهل عمل در راستای آرمان­ ها بدون چشمداشت مادی و تا پای جان نیستند.

   در واقع پذیرش قطعنامه بطور کلی، ماهیت آرمان گرایی را تغییر داده است. این گروه نیز در تناقض آرمان گرایی و تلاش برای کسب قدرت به راهی رفتند که شاهدش بودیم. پذیرش ناگهانی قطعنامه، بر بسیاری امور دیگر نیز تاثیر گذاشت و زمینه را برای تغییرات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی در دهه­ ی هفتاد آماده کرد. تغییراتی که هرچند دولت سازندگی در ایجاد آن نقش داشت، اما تمام این تغییر را نمی­ توان به آن نسبت داد. ماجرای اوشین، ترافیک جاده­ ی شمال، تضعیف جایگاه کمیته و تغییر وضعیت حجاب، نشانه­ هایی از این تغییرات بود که پیش از آغاز به کار دولت سازندگی، خبر از روزگاری جدید می­ داد.

  بسیاری از این تغییرات را نیز باید در رویکرد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی سال­ های جنگ ریشه یابی کرد. رویکردهای دهه­ ی شصت با پذیرش ناگهانی و تلخ قطع­نامه ناگزیر از تغییر شد، بویژه آن­که امام در پیام قطعنامه گفته بود که از هرآن­چه گفتم، گذشتم و از تعبیر «نوشیدن جام زهر» استفاده کرد و کم­تر از یک سال پس از این ماجرا نیز درگذشت.

    در این یادداشت فرصت واکاوی بیشتر نیست، اما به نظرم پذیرش قطع­نامه­ ی 598 بسیار تاثیرگذارتر از توافق­نامه­ ی برجام است، مگر آن­که توافق­نامه­ ی برجام بتواند ماهیت نگاه ایران به آمریکا را تغییر دهد، وگرنه در عرصه­ های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حتی سیاست داخلی، این توافق­نامه به اندازه پذیرش ناگهانی قطع­نامه­ ی 598 تاثیرگذار نیست.

   در عرصه­ ی اقتصادی نیز ممکن است گشایش­ هایی فراهم شود، اما اگر قدری با فضای اقتصادی و فنی ایران آشنا باشیم، درمی‌یابیم که مشکل اقتصاد ایران فراتر از تحریم است و نیازمند یک انقلاب فنی و کاری هستیم.