اشاره:

در بخش اول این یادداشت مباحث روش شناختی برای نقد و بررسی چالش های جنگ مطرح شد. در بخش دوم  تحولات جنگ در چارچوب مفهوم پیروزی و شکست بررسی شد. در قسمت پایانی چالش های 12 گانه جنگ ایران و عراق که نیاز به ادراک، تصمیم گیری و اقدام داشت، نقد و بررسی شده است.

                                     *********************

  «چالش های استراتژیک» در این یادداشت، بمعنای تعریف برخی از مسائل و موضوعات اساسی جنگ ایران و عراق است که، ساختار سیاسی و نظامی کشور، همچنین  مسئولین سیاسی و فرماندهان جنگ، برای تصمیم گیری و اقدام در حوزه های سیاسی- نظامی،با آن مواجهه شده اند.  شناخت چالش های استراتژیک، به این اعتبار که چالشهای فکری و مدیریتی کشور را در مواجهه با مسئله جنگ نشان می دهد، بسیار اهمیت دارد. علاوه بر این به موارد زیر می توان اشاره کرد : ...

1- بخشی از مباحث و مسائل اساسی و سرنوشت ساز جنگ را در سطح اندیشه های راهبردی، تصمیم گیریها و اقدام ترسیم می کند.

2- روش و چگونگی مواجهه با چالش های راهبردی و نحوه حل و فصل آنها را نشان خواهد داد.  

3- تصور موجود از جنگ را که بیشتر از طریق سیاست های تبلیغاتی بازتولید می شود، در نسبت با مسائل اساسی جنگ باز تعریف و اصلاح خواهد کرد.

4- این موضوع را روشن خواهد شد؛ جنگ یک مسئله مخاطره آمیز و استراتژیک است که، موجودیت و هویت جوامع مختلف، همچنین نظام تصمیم گیری کشور را، با چالشهای اساسی مواجهه می کند.

   در این یادداشت بیشتر طرح مسئله خواهد شد، حال آنکه برای پاسخ به پرسش مندرج در عنوان این یادداشت، باید پژوهش های اساسی با نگرش جدید به مسئله جنگ، با تمرکز بر استراتژی ایران و عراق و تحولات آن در مراحل مختلف، صورت پذیرد. سعی بر این است که چالشها با در نظر گرفتن تقدم تاریخی،مورد اشاره قرار بگیرد. همچنین در باره هر یک از چالشهای دوازده گانه، یکی از پیامدهای آن، مورد اشاره قرار خواهد گرفت. فهرست چالش های جنگ، در نگاه اولیه و اجمالی به شرح زیر است:

1) ارزیابی توان نظامی عراق و احتمال حمله به ایران

 عراق بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تحرکات مرزی خود را بهمراه مداخله امنیتی در داخل کشور آغاز کرد. در حالیکه در برابر اقدامات عراق، مقابله بمثل صورت می گرفت ولی هیچگونه ارزیابی مشخصی از احتمال حمله عراق به ایران، برابر آنچه که بعدها واقع شد، صورت نگرفته است و اگر وجود دارد تا کنون اسناد آن منتشر نشده است. یکی از مهمترین پیامدهای راهبردی بی توجهی به اهداف و توان دشمن، غافلگیری در برابر جنگ، و اشغال نزدیک به 20 هزار کیلومتر از سر زمین ایران، بمدت 20 ماه بود.

2) تعیین اهداف عراق و مناطق اصلی برای دفاع در برابر حمله عراق

   در حالیکه اصل دفاع در برابر حمله عراق مورد اجماع قرار گرفته بود، اما با تحلیل و درک متفاوتی که از اهداف دشمن و اهمیت مناطق مختلف در خوزستان وجود داشت، در ارتش دیدگاههای متفاوتی برای دفاع شکل گرفت، چنانچه برخی به شمال خوزستان به عنوان گلوگاه و برخی بر حفظ اهواز تأکید داشتند. یکی از پیامدهای این چالش راهبردی بی توجهی به ابادان و خرمشهر و در نتیجه محاصره و اشغال آن بود.

3) نحوه دفاع و چگونگی مشارکت نیروهای مردمی و انقلابی در جنگ

   در حالیکه بدون دفاع همه جانبه، امکان غلبه بر دشمن وجود نداشت، و نیروهای مردمی بعنوان بخشی از قدرت ایران دفاعی ایران،یک سال قبل از حمله عراق از سوی امام خمینی با فرمان تشکیل بسیج، مورد تاکید قرار گرفته بود، اما میزان تجهیز و نحوه بکارگیری آنها در دفاع ، همچنین در آزادسازی مناطق اشغالی، در سال اول جنگ، مورد بحث و مناقشه بود. یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، ناتوانی در افزایش قدرت دفاعی کشور و در نتیجه ناتوانی در بازدارندگی عراق از حمله، و شکست ارتش عراق در نقطه صفر مرزی بود.

4) چگونگی و تعیین اولویتهای آزادسازی مناطق اشغالی

   در حالیکه عقب راندن نیروهای دشمن ضروری و مورد اجماع و انتظار جامعه ایران بود، درباره چگونگی و زمان آن، همچنین تعیین اولویت‌های منطقه نبرد و نیرو و تجهیزات مورد نیاز، در سال اول جنگ در ساختار سیاسی و نظامی کشور اختلاف نظر وجود داشت. یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، تاخیر بهمراه شکست در آزاد سازی مناطق اشغالی در سال اول جنگ و در نتیجه، طولانی شدن استقرار ارتش عراق در مناطق اشغالی بود.

5) چگونگی ادامه یا اتمام جنگ پس از فتح خرمشهر

   در حالیکه بخش مهمی از مناطق اشغالی در سال دوم جنگ، با فتح خرمشهر آزاد و بخش دیگری در اختیار ارتش عراق بود، موقعیت برتر ایران و متقابلاً نادیده گرفتن خواسته های ایران برای اتمام جنگ، مهمتر از آن، سیاستهای منطقه ای آمریکا و حمله اسرائیل به جنوب لبنان، چالش های تصمیم گیری برای ادامه یا اتمام جنگ را، توسعه و تعمیق بخشید. یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، نادیده گرفتن الزامات نظامی و سیاسی ادامه جنگ در خاک عراق و پیامدهای آن، از جمله جنگ طولانی و فرسایشی در خاک دشمن بود.

6) ادامه پیشروی در خاک عراق یا تمرکز بر مبارزه نظامی با اسرائیل

حمله اسرائیل به جنوب لبنان، در تاریخ 14 خرداد سال 1361، و موقعیت برتر نظامی ایران با فتح خرمشهر، موجب تغییر تمرکز ایران از جنگ با عراق، به اعزام نیروهای نظامی به سوریه، برای عملیات نظامی شد. امام با درکی که از ماهیت تحولات سیاسی – نظامی در منطقه داشت، حمله اسرائیل به جنوب لبنان را به عنوان اقدام برای حفظ صدام، از طریق تغییر تمرکز ایران از جنگ با عراق ارزیابی، و با شعار «راه قدس از کربلا می گذرد»، دستور بازگشت نیروها را اعلام کردند. یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، تغییر در محاسبات ایران، و تاخیر در آمادگی نظامی نیروها برای پیشروی در خاک عراق بود. چنانچه صدام با استفاده از زمان و ایجاد استحکامات در منطقه شرق بصره، مانع از پیشروی قوای نظامی ایران در عملیات رمضان شد.

7) ادامه نبردهای نظامی از طریق عملیات‌های مشترک ارتش و سپاه، یا عملیات‌های مستقل در مناطق مختلف

   دور جدید آزادسازی مناطق اشغالی در سال دوم جنگ، با ایجاد قرارگاه مشترک ارتش و سپاه آغاز شد، اما با شکست در عملیات رمضان، زمینه های اختلاف نظر درباره انتخاب منطقه عملیات و تاکتیک ها، همچنین فرماندهی نیروها بوجود آمد که، با انتصاب آقای هاشمی بعنوان فرمانده عالی جنگ، نیاز به مدیریت داشت و در نهایت به انجام عملیات جداگانه توسط ارتش و سپاه، در مناطق مختلف عملیاتی شد. یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، تجزیه قوای تهاجمی ایران و زمین گیر شدن بخشی از نیروهای سپاه، در مناطق تصرف شده بود.

8) استراتژی نظامی برای یک کسب یک پیروزی یا سقوط صدام

   در تداوم پیروزی ها در آزادسازی مناطق اشغالی، چنین تصور می شد با عملیات رمضان و کسب پیروزی، جنگ به موقعیت تعیین کننده ای خواهد رسید. نتیجه عملیات رمضان و ادامه جنگ، اهداف و استراتژی جنگ را در معرض بحث های چالش برانگیز قرار داد. به این معنا که با کسب یک پیروزی، جنگ خاتمه داده شود یا جنگ همه جانبه با هدف سقوط صدام دنبال شود؟ یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، نا دیده گرفتن احتمال گسترش جنگ به مناطق غیر نظامی، همچنین دشواریها و تنگناهای تخصیص منابع، برای ادامه جنگ فرسایش در خاک عراق بود.

9) مقاومت در برابر جنگ شهرها و نفتکش ها یا مقابله بمثل

   گسترش جنگ توسط عراق به شهرها و زیرساختهای صنعتی- اقتصادی، همچنین حمله به نفتکش‌ها در خلیج فارس و تأسیسات نفتی، در ابتدا مانع از واکنش جدی و اساسی ایران شده بود. نظر به پیامدهای آن، این موضوع طرح می‌شد که باید مقابله بمثل انجام شود یا خیر؟ یکی از پیامدهای این چالش راهبردی و تأخیر در مقابله بمثل، تداوم سیاستهای تهاجمی عراق به مناطق غیر نظامی و زیرساختهای صنعتی و اقتصادی ایران بود.

10) ادامه جنگ در منطقه جنوب یا در شمالغرب

   سلسله عملیات‌هایی که از عملیات رمضان در سال 61 تا عملیات کربلای پنج در دی ماه 65، به مدت پنج سال در منطقه جنوب انجام شد، در عمل در سه منطقه رملی، خشکی و عبور از هور و رودخانه، قابل تقسیم است. انجام عملیات در مناطق سه گانه و حساسیت دشمن، همچنین ایجاد استحکامات، ادامه جنگ در منطقه جنوب کشور را دشوار کرد. لذا این بحث وجود داشت که جنگ در جنوب ادامه پیدا کند یا در شمالغرب؟ یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، نا دیده گرفتن احتمال حمله عراق در منطقه جنوب و تغییر در موازنه نظامی جنگ بود.

11) ادامه حضور در خاک عراق یا عقب نشینی به داخل خاک ایران

   با وجود تصرف مناطق مختلف در خاک عراق طی شش سال، عراق در بهار سال 1367 بخش مهمی از مناطق یاد شده را بازپس گرفت. با پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران و احتمال ادامه جنگ توسط عراق، این پرسش ایجاد شد که؛ آیا ایران از سایر مناطق تصرف شده در خاک عراق عقب نشینی کند یا آن مناطق را حفظ نماید؟ یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، در صورت ادامه حضور نیروها در خاک عراق، کاهش قدرت دفاعی ایران در برابر تهاجمات احتمالی عراق به داخل خاک ایران بود. با عقب نشینی نیروها از منطقه حلبچه و ماووت، توان دفاعی ایران برای مقابله با حمله عراق افزایش یافت.

12) ادامه جنگ پس از پذیرش قطعنامه 598 یا توقف بر روی مرزها

   حملات عراق و منافقین پس از پذیرش قطعنامه 598 ، و متقابلاً بسیج نیروها از سوی ایران برای حضور در مناطق جنگی، وضعیتی را فراهم آورد که با افزایش توان نظامی ایران، امکان ادامه جنگ در مقایسه با ماهاهی گذشته تا اندازه ای فراهم شد. لذا این پرسش وجود داشت که نیروها وارد خاک عراق شوند یا بر روی مرزها متوقف شوند؟ یکی از پیامدهای این چالش راهبردی، در صورت ورود به داخل خاک عراق، خنثی شدن نتایج پذیرش قطعنامه برای اتمام جنگ بود و در نتیجه امام با تاکید بر تعهدات ایران در پذیرش قطعنامه 598 با انجام آن مخالفت کردند.