اشاره:

نقد و بررسی اظهارات فرماندهان نظامی درباره استفاده از تجربه جنگ با عراق، برای مواجهه با جنگ آینده، حاوی موضوعات قابل توجهی است که یا در سطح شفاهی بیان می شود و یا بخشی از آن در مواجهه عملی مورد استفاده قرار می گیرد، اما هنوز پژوهشی در این زمینه ها صورت نگرفته و یا اگر انجام شده است در گفتمان عمومی از جنگ مورد استفاده قرار نمی گیرد. با نظر به ملاحظاتی که در این زمینه وجود دارد، در این یادداشت موضوع از نظر روش شناختی مورد بحث قرار گرفته است. به این معنا که؛ با کدام روش باید با تجربه جنگ مواجهه شد تا بتوان از درسها و دستاوردهای آن برای مواجهه با تهدیدات و در جنگ اینده استفاده کرد؟

********************

طرح مسئله

 حضور سیاسی- نظامی جمهوری اسلامی ایران در سوریه و عراق، یکی از مهمترین و در عین حال تاثیر گذارترین مواجهه تجربی نظامی- امنیتی ایران در خارج از مرزهای کشور، پس از پایان جنگ با عراق است. نظر به نتایج و پیامدهای فکری – ساختاری و روشی- آموزشی تجربه یاد شده، باید در باره آنچه هم اکنون در صحنه سوریه و عراق به آزمون گذاشته شده است، مطالعات گسترده ای را انجام داد. فهم پیشین ایران از مفهوم جنگ که بیشتر «دفاعی و داخلی» بود، در فرایند جدید به «تفکر تهاجمی در خارج از مرزها»، با ابعاد سیاسی- اجتماعی و  نظامی- امنیتی، در حال تغییر و نهادینه شدن است. مهمتر از آن از سوی رقبا و دشمنان، مولفه های قدرت و آسیب پذیری ایران، در چارچوب تجربیات کنونی ایران محاسبه و برای مقابله با آن اقدام خواهد شد. ایران از طریق حضور مستشاری- فرماندهی در جنگ با داعش، در معرض تلاقی مجموعه ای از اقدامات  تاکتیکی و راهبردی بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای قرار گرفته است که موجب ترسیم جغرافیای جدید قدرت در منطقه خواهد شد.

  برپایه ملاحظه یاد شده، ایران هم اکنون با تجربه جدید در عراق و سوریه از  موقعیت بی همتائی برخوردار شده است که، نتیجه آن در تعیین جایگاه و قدرت منطقه ای ایران، همچنین تامین امنیت جمهوری اسلامی، بسیار تعیین کننده خواهد بود. نظر به اینکه نقش کنونی ایران در سوریه و عراق، در امتداد تجربه جنگ با عراق شکل گرفته است، در نتیجه این پرسش در این یادداشت بررسی خواهد شد که؛ آموزه های برآمده از تجربه جنگ ایرن و عراق، چه نسبتی با پشتیبانی نظری در ارائه الگوی فکری- رفتاری ایران، برای حضور، بویژه در سوریه و عراق داشته است؟ در واقع مسئله مورد پرسش نسبت میان تجربه جنگ با عراق، در شکل گیری الگو فکری- رفتاری جمهوری اسلامی ایران در منطقه است.

   فرض بر این است که؛ چشم انداز آینده سوریه و عراق در صورت حفظ تمامیت ارضی و یا تجزیه آن، حداقل برای یک دوره طولانی، منشاء بی ثباتی در منطقه و احتمالاً در مرزهای غربی ایران خواهد شد. حضور سیاسی- امنیتی فعال ایران در منطقه، بویژه در عراق و سوریه، بدون اتکاء به تجربه جنگ ایران و عراق و درس‌آموزی از سایر بحران‌های سیاسی- امنیتی در منطقه، امکان پذیر نیست. با این توضیح، آیا با روش توصیفی- تحلیلی مناقشه آمیز درباره موضوعات و مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، امکان پشتیبانی از نیازهای کنونی جمهوری اسلامی ایران در عراق و سوریه، فراهم خواهد شد؟

1) مواجهه با تجربه جنگ ایران و عراق هم اکنون بیشتر جنبه توصیفی و تا اندازه ای تحلیلی دارد. به این معنا که تاریخ بمثابه امر گذشته توصیف و تحلیل می شود. در عین حال مناقشاتی که در سطح نظامی میان ارتش و سپاه و میان نظامی ها و سیاسی ها وجود دارد، همچنین پرسش‌های عمومی جامعه و جریانات سیاسی درباره تصمیم گیری و مدیریت جنگ، روش مطالعه جنگ ایران و عراق را، دستخوش برخی تغییرات کرده است که برای آن می توان از مفهوم «نهادگرائی نظامی» در تاریخنگاری جنگ نام برد. نیازهای کنونی ایران در منطقه، بمثابه مواجهه با الگوهای جدید، بیانگر ضرورت‌ تغییر رویکردی- روشی در مطالعه جنگ ایران و عراق است.

2) نظر به اینکه بدون رهیافت نظری، ادراک و شناخت این تجربه و در نتیجه تبیین نظری آن، امکان پذیر نخواهد بود، بنا براین لازمه تبیین نظری، پاسخ به چرایی و چگونگی وقوع رخدادهای اساسی جنگ است. زیرا هدف از تبیین نظری؛ شناخت گذشته و بررسی امکان تکرارپذیری آن در آینده است. با این ملاحظه، آینده ای که برای آن همواره استفاده از تجربه جنگ ایران و عراق، مورد تأکید قرار می گیرد، با توجه به روندهای جدید در منطقه، هم اکنون آغاز شده است.

3) تفکر و رفتار نظامی- امنیتی ایران بدلیل مواجهه با بحران‌های مختلف در چهار دهه گذشته، تاریخمند شده است. به این معنا که نگرش و اقدامات سیاسی- امنیتی در امتداد تجربیات تاریخی صورت می گیرد. با این ملاحظه؛ برای مقابله با تهدید احتمالی، از دو روش می‌توان استفاده کرد: نخست از طریق مطالعه جنگ ایران و عراق، الگوهای مفهومی- رفتاری ایران را مورد شناسایی قرار داد، یا اینکه الگوهای مورد نظر را، با ارجاع به داده های تاریخی شناسائی و انتخاب کرد. بنظر می رسد تا کنون هیچ گونه تلاش تأمل برانگیز و موثری در این زمینه انجام نشده است. در عین حال پیوستگی تجربه پیشین با موقعیت کنونی در منطقه، ضرورت تبدیل تجربه جنگ با عراق به تبیین نظری و فاصله گرفتن از توصیف های مناقشه آمیز را گوشزد می کند.