اشاره

1- در یادداشت «نقدی بر چرایی و چگونگی نادیده گرفتن نقش ارتش در برابر حمله عراق» که پیش از این در سایت منتشر شد، موضوعات مختلفی طرح شده است که درونمایه و هدف اصلی آن ضرورت توجه به نقش موثر دفاعی ارتش در برابر حمله عراق است. در پاسخ به یادداشت یاد شده امیر بختیاری و امیر حسینی یادداشت های جداگانه ای را برای سایت ارسال کردند، هر چند هدف و موضوع مورد نظرم، کمتر مورد توجه دوستان قرار گرفت.

2امیر سرتیپ سیدناصر حسینی- امیر حسینی در یادداشت اخیر خود تلاش کرده است در پاسخ به این پرسش که؛ «تفکر دفاعی در دفاع مقدس چه بود؟»  پاراگراف زیر را نقد و بررسی کند. «ارتش در تبیین چگونگی دفاع در برابر حمله عراق، بجای تاکید بر اصل دفاع و«شیوه تفکر دفاعی»، بر نقش سازمانی ارتش تاکید می‌کند. حال آنکه شیوه تفکر دفاعی در برابر حمله عراق، بیش از هر موضوع دیگری، بعنوان یک تجربه تاریخی و راهبردی درآینده، مورد نیاز است.»

3- امیر حسینی در یادداشت اخیر خود نوشته اند؛ «من دقیقاً منظور ایشان از تفکر دفاعی را متوجه نمی شوم». لازم است در توضیح موضوع یاد شده تاکید کنم؛ منظور من در پاراگراف یاد شده این است که؛ در مجموعه آثار منتشر شده از سوی ارتش در حوزه مباحث دفاعی و حمله عراق به ایران، تا کنون ده ها هزار برگ گزارش و سند منتشر شده است، ولی به برخی مسائل اساسی در حوزه «تفکر دفاعی و فرماندهی جنگ» توجه نشده است. برای روش شدن این موضوع به چند مورد اشاره می کنم و امیدوارم در مقایسه با گذشته به این موضوعات توجه بیشتر صورت پذیرد:

الف) تا کنون در باره نقش ارتش در هشت سال دفاع مقدس مجموعه 6 جلدی منتشر و در باره عملیاتهای نظامی در سال اول جنگ، بصورت مستقل کتاب نوشته شده است. همچنین روزشمار و اطلس جنگ نیز چاپ شده است. چرا در باره تفکر و استراتژی ارتش در جنگ، در هیچ دوره ای به ویژه در برابر حمله عراق، هیچگونه متن پژوهشی و مستقل منتشر نشده است؟

ب) در واکنش به انتقاد از عملکرد ارتش در «سال اول جنگ» ویژه نامه سی امین سال جنگ در مجله صف، با حضور فرماندهان و مسئولین گدشته و حال در ارتش، به تبیین نقش ارتش در سال اول جنگ اختصاص یافت. با وجود ارزش تاریخی و راهبردی طرح دفاعی ابوذر، چرا در باره چگونگی طراحی، اجرا و نتایج آن،  در تمام اثار منتشر شده در ارتش، حتی یک مقاله پژوهشی و مستقل منتشر نشده است؟

ج) در حالیکه نتیجه جنگ در نسبت با «هنر فرماندهی» برای بکارگیری کلیه نیروها و تجهیزات در صحنه نبرد، تعیین می شود، در کدامیک از اثار ارتش تا کنون تحت عنوان موضوع فرماندهی، به ویژه در برابر حمله عراق، بیش از 10 صفحه توضیح داده شده است و یا یک مقاله پژوهشی و مستقل نوشته شده است؟

بنابراین منظور از ضرورت تبیین « شیوه تفکر دفاعی ارتش در جنگ،    این است که به جای تاکید بر وقایع نظامی و تاریخی و نقش سازمانی ارتش در جنگ که ضروری و در حال انجام است، درباره موضوعات یاد شده است که به سختی در میان آثار منتشر شده در ارتش، قابل مشاهده است نیز توضیح داده شود. با فرض اشتباه درباره تعریف فهرست موضوعات مربوط به شیوه تفکر دفاعی و یا در ارزیابی آنچه در متون منتشر شده وجود ندارد، امیدوارم از نظرات دوستان عزیزم در ارتش استفاده کنم. در غیر این صورت مناسب است موضوعات یاد شده به شکل مناسبی  نقد و بررسی و مورد توجه قرار بگیرد. در ادامه یادداشت امیر حسینی آمده است.

************************

  برادر گرامی و ارجمندم سردار درودیان در نوشته قبلی در مورد تفکر دفاعی صحبت کردند و منظورشان این بود که پاسخ دهیم تفکر دفاعی در دفاع مقدس چه بوده است؟ من دقیقاً منظور ایشان از تفکر دفاعی را متوجه نمی شوم. ولی اگر منظور اندیشه دفاعی یا نظامی است. بنظر می رسد که این مقوله از آرمان یا آرمان های ملی و بحث های ایدئولوژیکی و اعتقادی شروع می شود و دکترین دفاعی، استراتژی های کلان کشور، آمایش سرزمین، سازمان های نظامی، تاکتیک ها و ... را شامل می شود. البته در ابتدای انقلاب اسلامی و در آغاز جنگ تحمیلی نیروهای مسلح مبانی مدون و مشخصی در مورد اندیشه دفاعی نداشتند ولی از نظر اعتقادات و انگیزه ها و آرمان های دفاعی، مشخصاً براساس اندیشه و انگیزه و اعتقادات انقلاب اسلامی که مبتنی بر برداشت های حضرت امام راحل (ره) از مجموعه آیات و روایات و مبانی اسلامی و بطور مشخص براساس اصل 152 قانون اساسی که منطبق بر قاعده نفی سبیل است حرکت می کردند و گزاره های این اندیشه در بیانات و پیام های حضرت امام (ره) قریب به این مضامین فراوان یافت می شود که می فرمایند: خواستار استقلال و آزادی کشور هستیم، زیر بار ظلم صدامی و جهان خواران هم پیمان او نمی رویم و برای دفاع از سرزمین خود به استقبال شهادت می رویم و تا آخرین نفر و آخرین نفس می جنگیم و ... و در یک کلمه «هیهات من الذله» را برگرفته از فرهنگ عاشورایی تکرار می کردیم و بواقع این شعارها امروز مایه افتخار همه رزمندگان دوران دفاع مقدس است که ترجمان این سخن را شهید فلاحی هم در مصاحبه خود در شهریور ماه سال60 دارند که: «ما باید حسین وار بجنگیم و ...» و سایر شهدا نیز به تأسی از حضرت امام(ره) اظهارات مشابهی داشته اند.

بحث پیرامون اندیشه دفاعی یا اندیشه نظامی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بسیار است که از حوصله این مقال خارج است. و احتمالاً متن یا سندی تحت عنوان اندیشه نظامی در جمهوری اسلامی ایران هنوز مدون نشده باشد. اما اگر منظور از تفکر دفاعی نحوه دفاع از سرزمین در مقابل تهاجم ارتش عراق بوده است، باید عرض کنم که شیوه دفاع در مقابل ارتش عراق، حداقل در سال اول جنگ کاملاً علمی، کلاسیک و مطابق با آئین نامه های رزم پدافندی ارتش طراحی شده بود که بخشی از این آئین نامه ها به این شرح است: «در پدافند، فرماندهان سپاه و لشگر ممکن است حداقل برای آغاز رزم پدافندی، از نیروهای پوششی قوی استفاده نمایند. این نیروها که مأموریت اصلی آنها باز کردن دست دشمن از نظر استعداد و سمت تک اصلی وی می باشد بایستی بتوانند در جلوی دشمن از خود سرسختی کافی نشان داده و با ایجاد تأخیر، زمان لازم را برای تمرکز نیروی پدافندی مطلوب در برابر تلاش اصلی دشمن فراهم نمایند.» یا در جای دیگر آمده است: «از انجا که معمولاً اجرای عملیات تأخیری در ماهیت، یک مأموریت صرفه جویی در قوا می باشد، بنابراین می توان انتظار داشت که عملیات مزبور را در جلوی نیروهایی از دشمن که از برتری فوق العاده تعداد نیز برخوردار باشند اجرا نمود. چرا که اگر نیرویی نتواند در برابر یک دشمن بطور موفقیت آمیزی پدافند نماید، باید تا رسیدن به زمان مطلوب، از دست دادن زمین را بپذیرد.» (دستور رزمی 5-100 فصل3، چگونه باید جنگید؟)

بنابراین با توجه به بند مأموریت در دستورالعمل ابوذر شیوه پدافند یا دفاع از مرزهای غربی کشور در چهار مرحله به شرح زیر تعیین گردیده است. (ضمناً با پوزش از مخاطبان عزیز، ذکر این نکته را لازم می دانم، آنچه در این نوشتار بعرض میرسد، صرفاً بحث فنی، تخصصی و علمی- نظامی و تفکری است که از نظر عملیاتی و تاکتیکی بر نحوه دفاع از کشور قبل و بعد از تهاجم عراق بر عملکرد کلیه نیروهای مدافع، صرف نظر از گروه و سازمان خاصی حاکم بوده است. البته در زمان اجرای طرح نیروهای دیگری نیز اعم از ارتشی و غیر ارتشی نیز حضور داشتند که در این مبحث قصد روایت و شرح عملیات آنها مورد نظر نیست و فقط به نحوه تفکر دفاعی می پردازم.) علیهذا عین مطالب طرح را خدمت دوستان و علاقمندان به موضوعات جنگ ایران و عراق گزارش می نمایم:

«در مرحله یکم، نیروی زمینی دفاع را در منطقه با 4 لشکر و یک تیپ پیاده در منطقه دفاعی مقدم از شمال باختری تا جنوب اجرا می نماید، لشکر64 پیاده و لشگر28 پیاده، بترتیب در شمال لشکر81 زرهی و تیپ 84 پیاده در مرکز و لشکر92زرهی در جنوب، لشکرهای در خط با اعزام عناصر تأمین حرکت متجاوز را در زمین های بلافصل مرز بتأخیر می اندازند.» لازم به ذکر است که در این دستورالعمل برای سایر یگان های ارتش متناسب با تهدیدات آن روزها مأموریت هایی در نظر گرفته شده بود که نامشان در این مأموریت ذکر نشده ولی وظایف آنها در قالب طرح مشخص است و مأموریت عملیات تأخیری از ابتدای تجاوز دشمن آغاز شد و در محورهای مختلف مناطق عملیاتی غرب و جنوب بین شش تا سی و پنج روز، البته متناسب با استعداد و توانایی نیروهای خودی در شرایط روزهای اولیه تجاوز دشمن ادامه داشته است. «درمرحله دوم پس از عقب نشینی عناصر تأمینی، یگانهای در خط نیروی زمینی بترتیب زیر در منطقه دفاع می نمایند. لشکر 64 و لشکر 28 پیاده در شمال، لشکر 81 زرهی و تیپ 84 پیاده در مرکز و لشکر92زرهی در جنوب (کالک عملیاتی) دفاع می کنند و پیشروی دشمن را در مواضع سد کننده پیش بینی شده متوقف یا کند می نمایند.» طبیعی است که در این مرحله دشمن در مواضعی عمدتاً نامناسب متوقف و تثبیت شده و آنطور که از اسناد جنگی بر می آید در پایان این مرحله نیروهای دشمن پیشروی عمده ای در عمق خاک خودی نداشته اند. «در مرحله سوم نیروی زمینی برای انهدام نیروهای متجاوز پس از آمادگی و انتقال یا برداشت نیرو از سایر مناطق که در منطقه دفاعی جلو رخنه کرده اند پاتک نموده و مرز قرار دادی را ترمیم می نمایند.» در این مرحله از دفاع نیروهای خودی با انجام انواع عملیات های زمینی و هوایی کوچک و بزرگ، محدود و نیمه محدود، منظم و نامنظم و ... سعی در فرسوده نمودن نیروهای متجاوز داشته و در زمان مناسب (سال دوم جنگ) در بسیاری از قسمت ها به خطوط مرزی رسیدند. «در مرحله چهارم نیروی زمینی بنا بدستور با 3 لشکر زرهی در خط، لشکر 81 زرهی در محور عمومی قصر شیرین، خسروی، خانقین، بغداد و لشکر16زرهی در صورت برداشت از منطقه و تمرکز در خوزستان در محور عمومی عین خوش، علی غربی، کوت و لشکر 92 زرهی در محور عمومی تنومه، بصره، ناصریه، آفند متقابل می کند و نیروهای متجاوز را نابود میسازد.» بخش چهارم دفاع که انهدام نیروی متجاوز بود به عنوان برنامه پایانی نیروهای خودی تا پایان جنگ ادامه داشت که شرح آن مربوط است به کلیه عملیات های شش سال پایانی جنگ که توسط کلیه نیروهای مسلح ج.ا.ا در قالب عملیات های گوناگون و در کلیه مناطق عملیاتی انجام شد. البته برای اجرای این اقدامات و عملیات کلان دفاعی در طول هشت سال، آموزه های دیگری مثل دکترین جنگی ارتش (اصول نه گانه جنگ)، اصول و قواعد اساسی رزم و سایر آئین نامه های نظامی حتی آموزه های رزم انفرادی نیز دست مایه کار قرار گرفت که هر یک از آنها در جایگاه خود قابل بحث و بررسی است. امیدوارم توضیحات فوق در جهت پاسخ به سؤال مطرح شده کافی باشد.