پاسه به نقدها

اشاره:

در بخش پایانی گزارش نشست نقد و بررسی کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه»، پاسخ های نویسنده به ناقدین و دانشجویان حاضر در جلسه خواهد آمد. منتقدین محترم نقطه نظرات خود را بیش از دو ساعت طرح کردند و برای پاسخ 5 دقیقه وقت از سوی مجری محترم سرهنگ دکتر زین الدین تعین شد. با توجه به طولانی شدن زمان جلسه و محدویت وقت تنها به برخی نظرات پاسخ داده شد. امیدوارم در دانشگاه عالی دفاع و یا در هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، فرصتی فراهم شود تا نظریه طرح شده در کتاب، و برخی پرسشها و نظرات منتقدین محترم، مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

**************

پاسخ درودیان به نقدها:

- هدف این کتاب، تاریخ نگاری جنگ نبوده و عملیات های مختلفی وجود دارد که سپاه انجام داده و به آنها نپرداخته ام. هدف این کتاب، تجزیه و تحلیل رخدادها و تحولات جنگ و رسیدن به یک نظریه است که در پایان کتاب با طرح پرسش و پاسخ به آن، انجام شده است.

- بر اساس نظریه کلاوزویتس؛ نسبتِ عملیات با کل جنگ، نسبتِ داربست با ساختمان است. اگر ساختمان به پایان برسد، وجود داربست دیگر موضوعیت ندارد. هدف جنگ نیز بیرون از جنگ و در سیاست است. پیروزی نظامی در جنگ برای تامین اهداف سیاسی است. من در این کتاب، به عملیات هایی پرداختم که در سطح سیاسی و یا نظامی تأثیر اساسی داشته است. حتی به برخی عملیاتهای سپاه اشاره نکرده ام. از نظر من پیروزی در عملیات کربلای5 این ویژه گی را داشت و حتی برخی معتقدند قطعنامه 598 حاصل این پیروزی است. بنابراین عملیات کربلای 5 قابل مقایسه با بسیاری از عملیاتها ازجمله عملیات الله اکبر که مورد نظر امیر حسینی است و گلایه کردند چرا در کتاب به آن اشاره نشده، نیست.

-  امیر بختیاری سئوال کردند چرا از مخاطبین این همه سئوال می شود؟ من روش طرح پرسش و سپس پاسخ به ان را از دکتر داوری آموخته ام و بنظرم ایشان تحت تاثیر هایدگر از این روش استفاده می کند. در این روش، مسائل از طریق طرح پرسش واکاوی می‌شود. اساسا پرسش های من از مخاطبین نیست، بلکه در فرایند تحقیقاتم برای من پرسش هایی وجود داشت که در این کتاب بررسی کرده ام. و ایشان نیز تائید کردند که، در نظریه طرح شده در پایان کتاب  مباحث با نظر به ارتش و سپاه نیست و به پرسش طرح شده، پاسخ داده شده است.

- در انتهای فصل هفتم کتاب، گزاره های تعمیم پذیر را نوشتم. درباره مباحث روش شناختی که دکتر شمس و سرهنگ سجادی اشاره کردند، اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد، ولی من متأثر از راهنمایی های اساتیدی نظیر دکتر هادیان، دکتر سعید زیباکلام و خانم مشیرزاده، گزاره ها را تنظیم کردم و در مقدمه کتاب هم به این موضوع اشاره کرده ام.

- درباره ساختار فرماندهی ارتش در جنگ که بسیار مهم است و امیر حسینی فرمودند چرا در کتابم چیزی ننوشته ام، سوال من این است که؛ آیا تاکنون در کتاب های ارتش، 10 صفحه در این زمینه بصورت منسجم در یک جا نوشته شده است؟ من به چه متنی باید رجوع کرده و می نوشتم؟ آنچه هم در آثار ارتش تا کنون نوشته شده، با اختلاف نظر و عدم انسجام بسیار زیادی همراه است.

- درباره غافلگیری در جنگ که دکتر مهران شمس احمر پرسش کردند، بنظرم ارتش تهدیدات عراق را رصد کرده و از سوابق اطلاع داشته و در مرز نیرو مستقر کرد و لذا تهدیدات عراق را مستقیم مشاهده و گزارش کرده است، اما تا کنون ارتش یک سند ارائه نکرده است که قبل از شهریور 59، تهدید عراق را برآورد و وقوع جنگ را پیش بینی کرده است. اگر منتشر شده بفرمائید منبع ان کجاست؟ زیرا جنگ از شهریور شروع شده است.

- «نظریه فروپاشی ارتش» را از ابتدا برادران ارتش گفته و یا در کتابهای خود نوشته اند. نوار ضبط شده امیر بختیاری وجود دارد که بحث فروپاشی ارتش را ایشان طرح کرده و اگر مایل باشند در سایتم منتشر خواهم کرد. (ایشان اعلام موافقت کردند.) همچنین مرحوم امیر سلیمانجاه در نوار ضبط شده می گوید: ارتش مانند دانه های تسبیح پاره شد و فروپاشید. در برخی منابع دیگر هم شبیه این عبارات گفته و یا نوشته شده است. من حاضرم در هر جای ارتش و یا جای دیگر، با هر فردی ازجمله برادران ارتش، در این زمینه و یا سایر مباحثی که درباره ارتش بحث شده و در کتابهایم نوشته ام، گفتگو کنم. هر موردی هم اشتباه فهمیده و یا نوشته ام، بابت آن عذرخواهی و اصلاح کنم. متقابلا هم همین انتظار را دارم.

- تبیین نسبتِ جنگ و انقلاب، بحث مهمی است که امیر بختیاری اشاره کردند. برخی از این مفاهیم سنگین است و بحث نشده و بهتر بود توضیح بیشتری داده می شد. من معتقدم جنگ ما بعد از انقلاب شکل گرفت و امام جنگ را جایگزین انقلاب کرد و به همین دلیل دفاع مردمی شکل گرفت و عراق شکست خورد. پس از فتح خرمشهر نیز استفاده از قدرت نظامی برای سقوط صدام پیگیری شد که در واقع هدف انقلاب جایگزین هدف جنگ شد.این موضوع بسیار مهم است و نیاز به توضیح بیشتری دارد.

- درباره نقش آمریکا در شروع جنگ که با هدف براندازی نظام صورت گرفت و آقای قاسمی تبار سئوال کردند، بله؛ این یک نظریه است که درباره شروع جنگ طرح شده است و منهم در برخی آثارم نوشته ام.

- نقش اقتصاد در جنگ که امیر رمضانی سوال کرد را در پایان کتاب از منظر نامه دولت به امام  و تاثیر در اتمام جنگ مورد بررسی قرار داده ام. بخشی از دوگانگی در ساختار سیاسی کشور برای ادامه جنگ، به دلیل  محدودیت منابع و با استدلال درباره اولویت معیشت مردم و اهداف انقلاب مطرح شد و در نهایت هم برای تصمیم گیری پایان دادن به جنگ نقش اساسی داشت.