اشاره:

   نقش و «تأثیرگذاری» تاریخ در ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی، یکی از مهمترین موضوعاتی است که «کارکرد تاریخ» را در حیات اجتماعی مورد پرسش قرار داده و به آزمون می گیرد. در این یادداشت به برخی از وجوه تاثیر تاریخ، از طریق آموزه های فرهنگی- تاریخی در جامعه، در ایجاد تغییر را بررسی کرده ام.

************

موضوع مورد بحث در این یادداشت؛ بررسی چگونگی «تأثیرگذاری تاریخ» در ایجاد «تغییرات سیاسی و اجتماعی» است. به این معنا که؛ رخدادهای تاریخی از چه طریقی و چگونه بر حال و آینده تأثیر می گذارند و موجب تغییر می شوند؟ پرسش یاد شده در این بررسی با فرض تاثیر گذاری تاریخ در ایجاد تغییرات طرح شده است، در حالیکه تفکر کنونی در باره تاریخ و روشهای مطالعات تاریخی، نقش چندانی در پاسخ به پرسش یاد شده ندارد. درونمایه پرسش یاد شده، درباره «تأثیر تاریخ»، بررسی نسبت میان تاریخ با تغییر، و چگونگی تأثیرگذاری تاریخ بر ایجاد تغییرات، از طریق نگارش متون تاریخی و بازتفسیر آن در رجوع به تاریخ  است. در صورت تعریف نسبت میان تاریخ و تأثیر آن، همچنین تبیین چگونگی ایجاد تغییر، این موضوع بمعنای آشکار سازی بخشی از «کارکرد تاریخ» در «تغییرات سیاسی و اجتماعی» است که، باید با رویکرد جامعه شناختی مورد بررسی قرار بگیرد. در ادامه به برخی ملاحظاتی که در این زمینه وجود دارد، همچنین سازوکارهای تاثیر گذاری تاریخ بر تغییر، اشاره خواهم کرد:

1- همان گونه که وقایع بزرگ تاریخی، در شرایط و زمان های خاصی رخ می دهد، تأثیرگذاری تاریخ در ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی، دائمی نیست و تنها در شرایط خاصی امکان آن فراهم می شود. به این اعتبار توجه به تاریخ و تأثیرپذیری از نتایج رخدادهای تاریخی، نشانه سرآغاز تغییرات سیاسی- اجتماعی است که می تواند به وقوع حوادث بزرگ تاریخی منجر شود. بازتفسیر وقایع تاریخی، با رجوع به تاریخ که نشانه ظهور وقایع بزرگ تاریخی است، قبل از وقایع بزرگ و پس از وقایع بزرگ تاریخی صورت می گیرد. نمونه آن در دوره انقلاب و جنگ قابل مشاهده است.

2- توجه به تاریخ و بازتفسیر آن در دوره تغییرات، بیش از آنکه حاصل تلاش مستقیم مورخین، و بحث در باره آثار و نظرات آنها باشد، از طریق رجوع عمومی به گذشته، بمنظور نقد وضع موجود صورت می گیرد. پیدایش چنین وضعیتی مهمترین نشانه تغییر است، زیرا رویکرد منتقدانه به وضع موجود، با رجوع به تاریخ، ناظر بر اراده جامعه به تغییر است که از موضوعات فرهنگی- اجتماعی آغاز می شود، ولی به حوزه سیاست منتقل می شود. نمونه برجسته آن در دوره های زمانی انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری قابل مشاهده است که، عرصه سیاست را دستخوش «تکان» های شدید و «التهاب» می کند.

3- در فرآیند تأثیرگذاری تاریخ، در پاسخ به تمایل عمومی جامعه به تغییر، تاریخ نیز بازبینی و مورد بازتفسیر قرار می گیرد و از این طریق، انتخاب های سیاسی جامعه، در بزنگاههای سیاسی- تاریخی صورت می پذیرد. نظر به اینکه خودآگاهی تاریخی هر نسلی، با تعریف هویت آنها نسبت دارد، در فرایند شکل گیری «تاریخ- تأثیر- تغییر»، نه تنها خودآگاهی تاریخی و یا همان پیش فرض ها ی اولیه تاریخی، در مواجهه با وضعیت حال تغییر می کند، بلکه «هویت های جدید» بر اثر تحولات حاصل شده، ساخته خواهد شد. بهمین دلیل پس از وقوع رخدادهای بزرگ، با وجود تداوم حیات سیاسی و اجتماعی، نوعی «انباشت مطالبات» و « افزایش انتظارات» صورت می گیرد که، در ظهور حوادث احتمالی و تسهیل در سازوکارهای تغییر، نقش اساسی خواهد داشت.

ادامه دارد ...