دکتر ناصر هادیاناشاره:

   در قسمت اول، پرسش های مورد بحث از سوی دکتر بابایی مطرح شد. دکتر هادیان در این جلسه، ملاحظاتی را درباره روش شناسی بصورت عام و سپس روش شناسی مطالعات جنگ و کاستی های موجود در این حوزه به ویژه در دانشگاه و مراکز پژوهشی را، مورد اشاره قرار دادند.

                                         *************

دکتر ناصر هادیان:

* چند سالی است که با آقای درودیان در موضوع کتاب اخیر ایشان آشنایی دارم. ایشان دسترسی های مناسبی به اسناد، مدارک و فرماندهان داشته و دارند. ایشان جنگ را با توجه به اهمیت و نقشی که در سرنوشت جامعه ایران داشته، مورد تحقیق و پژوهش قرار داده است.

* دانشگاه‌های عمومی ما نظیر تهران، علامه و شهید بهشتی، متأسفانه تا کنون به آنچه که باید درباره جنگ مطالعه شود، نپرداخته اند. از باب آغاز کار، قرار شد درسی را در دانشگاه تهران بگذاریم و در سطح سردار رشید بیایند و با مطالبات، سواد و بینش دانشجویان در این زمینه آشنا شوند. تا کنون دانشجویان به کسانیکه جنگ را اداره کرده اند، دسترسی مستقیم نداشته اند و این به نوعی فتح باب است.

* در بحث روش شناسی جنگ؛ دو رهیافت داریم: اول؛ روش شناسی جنگ و دوم؛ روش شناسی مطالعات جنگ. در این زمینه، معرفت شناسی درجه اول و درجه دوم مطرح می شود. کار ما در اینجا، معرفت شناسی و روش شناسی است، نه روش تحقیق. در معرفت شناسی درجه اول؛ موضوع مطالعه، خود جنگ است، اما در معرفت شناسی درجه دوم؛ کاری به جنگ نداریم، بلکه به ادبیات تولید شده می پردازیم. دغدغه من؛ معرفت شناسی درجه اول است.

* روش تحقیق جنگ چیست؟ آیا می شود جنگ را بصورت علمی مطالعه کرد؟ 6-7 سال است که این موضوع مطرح است، البته بنده قایل به این نیستم. سه گام در این زمینه باید برداشته شود:

اول) تعریف جنگ و مفهوم بندی آن؛

در تعریف جنگ، که از شهر تهران شروع می شود و تا مرز و توپ و تانک و آرایش نظامی نیروها پیش می رود، واقعیت بی نهایت است. اما ما حد و رأس می گذاریم. تعاریف، درست و غلط ندارند، بلکه مفید و غیرمفید هستند. بسته به نظر محقق، یک واقعیتی تعریف می شود. بنابراین معرفت شناسی درجه اول است و جنگ را بعنوان یه مقوله استراتژیک بحث می کند.

دوم) طرح سوال استراتژیک و ارائه استدلال؛

در این مرحله به مطرح کردن سوالات راهبردی و ارایه دلایل راهبردی، می پردازیم. مثلاً؛ آغاز جنگ چه زمانی است؟ چرا جنگ به این نحو آغاز شد؟ چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یافت؟ چرا اینطور به پایان رسید؟

سوم) ارایه راه حل های استراتژیک؛

در این زمینه، بایدها و نبایدها و راه حل های استراتژیک را ارایه می کنیم. در حوزه آکادمیک، ما به جای راه‌حل ها، به تبعات کار داریم. تبعات این پدیده چه بوده است؟ اثرات آن بر محیط های مختلف و سیاست، چیست؟ وقتی چارچوب کلی طرح شد، باید سوالات جزیی تر و کوچک تر و واضح تر مطرح شود تا بتوان سراغ موضوعات عملی رفت.

* استدلال های منطقی و عقلانی بسیار خوب است، اما در موارد زیادی در جنگ ها و درگیری ها، زیر پا گذاشته شده است. مثل جنگ عراق که آمریکا علیرغم اینکه کسی فکر نمی کرد، وارد آن شد.

* سوال اساسی این است که؛ با درس آموزی از جنگ گذشته، آیا راهی داریم که جلوی جنگ (آینده) را بگیریم؟ ما در جنگ تدافعی با عراق، موفق بودیم، در آزادسازی نیز موفق عمل کردیم، اما در جنگ تعاقبی موفق نبودیم، چراکه این امکان و ظرفیت برای ما وجود نداشت و طبیعت انقلاب همین بود. اما امروز این استدلال دیگر پذیرفته نیست، امروز باید از آن تجربه درس گرفته باشیم و مدل دیگری عمل کنیم.

ادامه دارد ...