اشاره:

   در بخش دوم، نویسنده ضمن نقد و بررسی نظات مطرح شده در نشست، دو پیشنهاد را در حوزه روش شناسی جنگ مطرح کرده است که راه را بر توسعه و تعمیق مباچث روش شناسی در حوزه مطالعات جنگ خواهد گشود.

*********

   سخنان آقای درودیان در این نشست را می‌توان مؤید سخنان دکتر هادیان دانست، از آن‌رو که ایشان نیز روش‌شناسی مطالعات جنگ را معرفت درجه‌ی دوم می‌دانند؛ با این تفاوت که به زعم درودیان، روش‌شناسی مطالعات جنگ حاصلِ یا مؤخر بر نقد روش‌شناسی جنگ است. به نظر وی نقد روش‌شناسی جنگ، نقد سه رویکردی است که در حال حاضر بیش از هر رویکرد دیگری غلبه و سیطره دارند. این سه رویکرد عبارت‌اند از:

الف- رویکرد تاریخی عملیاتی ارتش و سپاه،

ب- رویکرد فرهنگی معنوی حوزه‌ی هنری، به‌ویژه دفتر ادبیات و هنر مقاومت که به دلیل داشتن ماهیت سیاسی، بیشتر درپی هنجارسازی است تا تبیین گذشته،

ج- رویکرد سیاسی انتقادی اپوزیسیون که عمدتاً به نقد نظام مدیریتی و تصمیم‌گیری جنگ معطوف است،

استنباط من از گفته‌های آقای درودیان این است که به نظر ایشان نقد روش‌شناسی جنگ احتمالاً پنج موضوع محوری را آشکار کند:

یکی اینکه، تا کنون برآیند هر سه رویکرد یادشده، بازتولید مفهوم دفاع مقدس بوده است،

دوم اینکه، در کنه مفهوم دفاع مقدس دو گزاره‌ی تقابلی پذیرفته‌شده و مسلم وجود دارد که عبارت‌اند از: عراق مهاجم- ایران مدافع، آزادسازی مناطق اشغالی توسط دشمن- اشغال مناطقی از خاک دشمن برای تنبیه متجاوز،

سوم اینکه، اهتمام تولیدات جنگ به نشان‌دادن رابطه‌ی تقابلی فوق، مانع از دیده‌شدن برخی از مسائل مهم جنگ یا، بهتر است گفته شود، مانع از مجال‌یابی طرح برخی از مسائل اساسی جنگ و تبیین آن‌ها شده است که از آن جمله می‌توان اشاره کرد به علت غافلگیرشدن ایران در جنگ، علت موفقیت عراق در اشغال بخش‌هایی از خاک کشور، علت ناتوانی ایران در پایان‌دادن به جنگ با کسب پیروزی نظامی و سقوط صدام،

چهارم اینکه، عدم‌طرح مسئله‌های فوق و یا مسئله‌هایی از این‌دست، راه تولید مهم‌ترین خروجی جنگ، یعنی بازدارندگی از جنگ آینده را به‌شدت مسدود کرده است،

پنجم اینکه، بازدارندگی از آن‌رو مهم‌ترین خروجی روش‌شناسی جنگ به‌شمار می‌آید که مسیر را در وهله‌ی اول برای تحقق عینی مطالعات جنگ و در وهله‌ی دوم برای روش‌شناسی مطالعات جنگ هموار می‌کند، به این معنا که با تبیین گذشته و پاسخ به نیازهای حال و پیش‌بینی‌پذیر‌کردن آینده از طریق درس‌گرفتن از واقعه، گذشته و حال و آینده را در یک پیوستار قرار می‌دهد.

به‌رغم اهمیت موضوعاتی که در نشست روش‌شناسی مطالعات جنگ به بحث گذاشته شده است، به نظر می‌رسد، همچنان جای طرح موضوعات مهمی در چنین نشستی-که مشتاقانه آرزومند ادامه‌ی آن هستم- خالی باشد. دو موضوع پیشنهادی من عبارت‌اند از:

1- روش‌شناسی مطالعات جنگ؛ پاسخ به یک بحران معرفت‌شناختی درباره‌ی جنگ یا یک ضرورت مغفول مطالعاتی؟

بحث در این محور باید مشخص کند که چه چیز در اکنونیت جامعه‌ی ما می‌گذرد که پرداختن به روش‌شناسی مطالعات جنگ را ضرورت بخشیده است: نگرانی از پی‌آمدهای روش‌شناختی‌ای که خود برجوشیده و برآمده‌‌ی تعاریف و تلقی‌های موجود از جنگ است؟، دغدغه‌ی رصدکردن تحولاتی که احتمال می‌دهیم مطالعه‌ی جنگ در حوزه‌ی عمومی روش‌های متعدد تحقیقی ایجاد کرده باشد؟، احصای آثار و تبعات مناقشاتی که از زمان جنگ به این‌سو درخصوص ویژگی‌های منحصربه فرد جنگ هشت‌ساله و چگونگی انطباق آن با روش‌های غیربومی و لزوم بومی‌سازی روش‌های تحقیق و مطالعات جنگ صورت گرفته بر روش‌شناسی‌های معمول و متعارف حوزه‌های متفاوت علمی؟، و...

2- روش‌شناسی مطالعات جنگ؛ انتظارها ونیازها

در موضوع فوق، بحث بر سر این است که انتظار داریم روش‌شناسی مطالعات جنگ به چه نیازهایی پاسخ دهد. دیدگاه من این است که نخستین نیاز ما آگاهی به مجموعه‌ای از تقابل‌های دوقطبی یا دوگانگی‌هایی است که فضای مطالعات جنگ را به پارادایم‌های متمایز روش‌شناختی تقسیم می‌کنند. برای مثال، ما به‌درستی نمی‌دانیم کدام‌یک از این تقابل‌های دوقطبی نظیر روش تبیین یا تفهم؛ علت یا دلیل؛ تعمیم یا تفرد؛ عینیت یا ذهنیت؛ ساختار یا کارگزار؛ خرد یا کلان؛ کمی یا کیفی؛ قیاس یا استقرا؛ نظریه‌پردازی یا نظریه‌آزمایی؛ موردمحور (موردپژوهی) یا متغیرمحور؛ و...به‌مثابه شایع‌ترین روش‌شناسی جنگ محسوب می‌شوند و چرا.

   رسیدن به این آگاهی درخصوص تقابل‌‌های فوق به این معنا نیست که انتظار داریم روش‌شناسی مطالعات جنگ موجب اجماع و اتفاق‌نظر درباره‌ی روش‌های مناسب مطالعه‌ی پدیده‌ای پهن‌دامنه نظیر جنگ شود، بلکه تصریح و آشکارسازی روش‌های متفاوت مطالعه‌ی جنگ و منطق مستتر در ورای آن‌ها، ما را به خودآگاهی نسبی روش‌شناختی و سطحی از تسلط برای تشریح استراتژی‌‌های روشی می‌رساند؛ چیزی که به گمانم هم پیش‌نیاز طرح «پرسش استراتژیک و راه‌حل استراتژیک»ی باشد که دکتر هادیان به آن اشاره کرده‌اند، هم گمشده‌ی ما در بازدارندگی از خطر جنگ آینده که جان‌مایه‌ی اغلب آثار مکتوب آقای درودیان را رقم می‌زند.