در آستانه‌ سفر چهارم

علیرضا کمری

  هست ما آن است که ما را از آن آگاهی است و از آن خبر است (کیمیای سعادت/ ابوحامد غزّالی)

  آقای محمد درودیان در «یکصدمین مطلب برای وبلاگ» شخصی‌شان یادداشتی را در ده بند به قلم آورده‌اند که با توجه به سیر و سابقه‌ی وی در روایتگری جنگ و جایگاهی که در حوزه‌ی مطالعات تاریخی (نظامی سیاسی) جنگ دارند درخور اهمیت بسزاست؛ آن چنان که می‌توان استنباط کرد و محتمل دانست راوی خوش‌نام جنگ، در آستانه‌ی مرتبتی دیگر از معرفت (شناخت) این واقعه و روایت آن قرار گرفته است. در ده بند این یادنوشت رگه‌هایی روشن از محاکات نویسنده با خود (اندیشیدن با صدای بلند) و اعترافات صریح و صادقانه، معرض مخاطب به چشم می‌آید و شنیده می‌شود که در نوشته‌ها و اظهارات پیشین او سابقه ندارد ـ یا دیده نمی‌شود. و من از این «وقت و حالِ» نویافته‌ی روایتگر جنگ به قرار گرفتن در آستانه‌ی سفر چهارم تعبیر کرده‌ام. بایسته است اشاره‌وار به سه سفرِ تاکنون طی کرده‌ی او بپردازم تا معلوم شود چگونه ممکن است راوی جنگ به آستانه‌ی سفر چهارم گام گذاشته باشد.

در سفر اول راوی جنگ در متن واقعه (مناطق عملیاتی) حضور می‌یابد، اما این رفتن به دل حادثه‌ها نه برای رزم و رویارویی با دشمن و هم‌نفسی با رزمندگان و هم‌آمیختگی با آنهاست، بلکه مقصود همراهی با فرماندهان و روایت جنگ از زاویه‌ی دید و کرد و کار آنها در زمان و مکان رویدادها و پس از آن است. گنجینه‌ای که اکنون در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران فراهم آمده، اساساً حاصل کار این‌گونه روایت از جنگ و راویان آن دوران است. خاصه، پس از خاتمه‌ی جنگ عمده‌ی تلاش این مرکز به گزارش/ روایت رویداد در قالب‌ها و شگردهای متنوع معطوف شد، که مجموعه‌ی مرجع روزشمار جنگ ایران و عراق از زمره‌ی این‌گونه تلاش‌ها محسوب می‌شود.

سفر دوم راوی جنگ به بازنمایی و گزارش رویداد، برپایه‌ی فرایافته‌های سفر اول تمرکز دارد. در سفر اول، روایت به معنی حضور در متن واقعه و ثبت آن بر مبنای مشهودات و مسموعات و حاصل پرسش‌های روایتگر است و در سفر دوم، روایت به معنی بازسازی واقعه در قالب‌های متنوع روایت تاریخی و مهم‌تر از آن، تولید داده‌های تاریخ‌شناختی است.

اما سفر سوم، که رهروانی اندک‌شمار دارد، حاصل برآمدن و عبورکردن از گزارش واقعه و چند و چون عملیات‌ها و رخدادها و ورود به وادی تحلیل و تفسیر آن‌هاست. مشاهده‌ی آثار نوشته و منتشرشده در قلمرو نقد و بررسی و تحلیل سیاسی نظامی و استراتژیک جنگ، نشان‌دهنده‌ی حضور پردوام و نقش برجسته و، شاید بتوان گفت، پیشگامی درودیان در این عرصه است. مُشخصاً مُجلدات پنج‌گانه‌ی نقد و بررسی جنگ ایران و عراق (مشتمل بر 1/ پرسش‌های اساسی، 2/ اجتناب‌ناپذیری جنگ، 3/ علل تداوم جنگ، 4/ روند پایان جنگ، 5/ گزینه‌های راهبردی، و کتاب تازه انتشاریافته‌ی "جنگ ایران و عراق؛ مسائل و موضوعات"، گواه این ماجرا و رهاورد او در این سفر است و البته ارجاع و استناد اغلب نویسندگان و محققان به این کتاب‌ها، حاکی از اعتبار و اهمیت آن‌هاست. در همه‌ی این آثار و تکاپوهای دیگرِ راوی که در مقاله‌ها و مصاحبه‌های او ملاحظه می‌شود، جنگ پدیده‌ای ماهیتاً سیاسی نظامی، استراتژیک به نظر می‌رسد که مسائل و موضوعات آن از طریق واکاوی و نقد عقلانی و طرح پرسش‌های متعدد، شناسایی می‌شود. از این نظر شاید بتوان درودیان را مسئله‌مندترین یا مسئله‌یاب‌ترین پژوهشگر/ پرسشگر جنگ برشمرد؛ آن چنان که دمی از دام سؤالات خود فارغ‌البال نیست. گفتنی است، در سفر سوم، بررسی‌های وی از گفتمان جنگ، عمدتاً از دید آموزه‌های کلاوزویتس تأثیر پذیرفته، بلکه این آموزه‌ها در جهت‌دهی به آرای ایشان تأثیر تام و تمام داشته است. مبتنی بر این آموزه، جنگ موضوع (ابژه) و مسئله‌ای است که محقق در مقام استعلا و نقد عقل آن را می‌کاود و درباره‌ی آن نظر می‌دهد.

اما وقتی پرسش از جنگ به پرسش از پرسنده بازگشت می‌کند، به این معناست که راوی در این مرحله، در تداوم سفر سوم از پدیدار عینی، خارجی جنگ، از منظر سیاسی و نظامی و استراتژیک به «خود»ش بازگشته است و سؤال او متوجه درک و دریافت و نسبت خود او با جنگ و، مهم‌تر از آن، فهم جنگ با نظرداشت دست‌یابی به «حقایق و واقعیات جنگ» است. رسیدن به این مرحله؛ یعنی بازگشت از جهان عینی و خارجی و احساس استعلای عقلانی بر آن، به جهان وجود خود، با علایمی از حیرت و شک رونمایی می‌شود.

علایم آشکاری که در اظهارات درودیان به‌ویژه در بند 5 و 6 و 10 دیده می‌شود، اعتراف صادقانه‌ای است که مواجهه‌ی عقل و قلب را در ساحت شناخت «حقایق و واقعیات جنگ ...، انگیزه‌ی رزمندگان و سلوک معنوی آن‌ها و نگاه و تعریف امام (ره) به جنگ» نشان می‌دهد. جرأت و جسارت راوی و ناقد «تاریخ سیاسی نظامی استراتژیک جنگ» و روی‌آوری وی به «شیوه‌ی تفکر حیات انسانی ـ اجتماعی جامعه‌ی ایران» و اشاره‌اش به «تاریخ فرهنگی جنگ»، نشانه‌های عبور راوی از نگرش به جنگ، «به‌عنوان یک مسئله‌ی تاریخی»، به هسته‌ی درونی و جان‌مایه‌ی این رویداد و جهان ذهن و زبان امام و رزمندگان و شناخت پدیدار دفاع مقدس، به‌مثابه‌ی رخدادی بالذاته تاریخی فرهنگی است.

از این نگر، در سفر چهارم، جنگ نه فقط در وجهه‌ی سیاسی نظامی استراتژیک به نقد و نظر می‌آید و به «مسئله‌ی تاریخی» تبدیل می‌شود، بلکه وقوع انسان جنگ و جهان زیسته‌ی او اصل و ابتنای واقعه به شمار می‌آید. بالطبع در بازاندیشی به مفهوم کلان تاریخ و گستردگی معنایی آن، «حقیقت واقعه ـ انگیزه‌ی رزمندگان و سلوک معنوی آنان و راه امام»، در حد وُسع بازاندیش از «ناشناختگی و ناآشکارشدگی» بیرون تواند شد و رونده را از «میانه‌ی راه» به ادامه‌ی طریق رهنمون خواهد گشت. بدین ترتیب عقل برهانی با یقین ایمانی، چشم‌اندازی وسیع از پدیدار جنگ را فراروی راوی جنگ نمایان خواهد کرد.